تجربهی تجدد، تجربه ای است که در کوردستان به شکلی جدی و عمیق مورد مطالعه قرار نگرفته است. مطالعهی تجربهی رویارویی جامعهی سراپا سنتی کوردستان با پدیده ها و مظاهر و ایده های مدرن از جمله چیزهایی است که میتواند نحوهی رویارویی و واکنش این جامعه را با جهان مدرن نشان دهد. این مقاله در پی آن است که با خوانش افکار و آثار «امین زکی بگ» به عنوان یک فرد صاحب منصب در امپراطوری عثمانی و حکومت عراق،که به سمتهای عالی حکومتی دست یافته است، و هم به عنوان یک اندیشمند متجدد، چگونگی تجربهی مدرنیته از نگاه وی و بینش او نسبت به جامعهی مدرن و نیز جامعهی غیر مدرن کوردستان را نشان دهد. امین زکی بگ در این راستا پروژه های تجددطلبانه و اصلاح طلبانهی خاصی از قبیل گسترش آموزش، بهداشت، پرورش نخبگان، تاریخ نویسی و... را در نظر داشت و در پی طرح و اجرای آن بوده است. این مقاله به تفصیل جایگاه وی در ورود افکار مدرن و مدرنیزاسیون به کوردستان را بررسی میکند.
مباحث شهروندی در جهان معاصر از جذابیت عام برخوردار است و توجه بسیاری از عالمان اجتماعی و سیاسی را در رشته های مختلف به خود جلب کرده است. گرایش به شهروندی و به کارگیری آن در درک و تحلیل بسیاری از مسایل اجتماعی و شهری صرفاً به تلاش های علمی و ارزشمند صاحب نظران و پژوهش گران مربوط نمی شود، بلکه به شایستگی خود مفهوم جهت کارآمدی در مدیریت و برنامه ریزی در امور مختلف هم باز می گردد. به گونه ای که امروزه بسیاری از موضوع ها و مسایلی نظیر فقر، نابرابری، جنسیت و حتی محیط زیست از منظر شهروندی تحلیل می شوند؛ نوشتار حاضر هم در اصل بر مبنای سودمندی ایده و مفهوم شهروندی در مدیریت شهری تدوین شده است.
این مقاله تلاش دارد ضمن مرور تاریخی بر مفهوم شهروندی، با استناد به یافته های پژوهشی وضعیت شهروندی در شهر تهران را بررسی کند. نتایج به دست آمده نشان می دهد شهروندی برای نسبت قابل توجهی از افراد معنادار و قابل درک نبوده و آگاهی نسبت به حقوق، عمل به وظایف و برخورداری از احساس شهروندی با عوامل بازدارنده ای در جامعه مواجه است. بدیهی است شهروندی با رفع موانع و ایجاد زمینه های عینی و ذهنی آن در بخش های مختلف به منصه ظهور خواهد رسید. مدیریت شهری می تواند با تدوین و اجرای برنامه های شهروندمدار گام های موثری در حل مسایل و مشکلات شهری بردارد.
این مقاله به بررسی بازنمایی تجربه پدیدارشناختی در آثار روشن فکران ادبی شهر تهران
(شعرای نوپرداز) در دهه های چهل و پنجاه شمسی می پردازد. دلیل انتخاب دهه های مزبور، رشد شتابان شهرنشینی و برنامه های نوسازی در ایران و به ویژه، گسترش شهر تهران به لحاظ جمعیتی و توسعه فضاهای شهری در این دوره است. در پی روند شتابان صنعتی شدن و متعاقب اصلاحات ارضی در این دوران، یک «جنبش مهاجرت» گسترده شکل گرفت و شهر تهران به یکی از کانون های اصلی جذب مهاجران تبدیل شد. در این دوره، توسعه ادبیات مدرن حاصل فعالیت قشر روشن فکری بود که غالب آنان به لحاظ خاستگاه جمعیت شناختی به تهران تعلق نداشتند. روشن فکران ادبی این دوره دیدگاه ها و نگرش های متنوعی داشتند که با وجود تجربه آنان از مدرنیته و گسترش فضایی و جمعیتی تهران با یکدیگر شباهت هایی را نشان می دهند. برای شناخت تجربه روشن فکری، آثار برخی از شاعران نوپرداز این دوره چون فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، احمد شاملو، فریدون مشیری، حمید مصدق و محمدرضا شفیعی کدکنی انتخاب شده اند. ملاک انتخاب این شاعران، شهرت ادبی و گسترش سبک و تجدید چاپ مکرر آثار آن ها طی سال های مزبور و پس از آن است.
مقاله حاضر به این سوال پاسخ می دهد که چرا با وجود مزیت های غذایی ماهی نسبت به سایرگوشت ها، مصرف ماهی در میان خانوارهای ایرانی پایین است؟ مطالعه رفتار مصرف ماهی بر روی 758 خانوار نمونه ساکن در شهر مشهد که به روشی کاملاً تصادفی انتخاب شده اند نشان می دهد: اولاً سرانه ماهیانه مصرف ماهی در خانوارهای ساکن مشهد، بسیار پایین (130 گرم در ماه) است و درصد قابل توجهی از خانوارها (4/51 درصد) نیز ماهی مصرف نمی کنند. ثانیاً شش عامل مهمی که به صورت ترکیبی و هم زمان 4/33 درصد از تغییرات مصرف سرانه ماهی در خانوار را توضیح می دهند، به ترتیب میزان تاثیرگذاری عبارت اند از متغیرهای آگاهی مصرفی (320/)، برخورداری از امکانات مصرفی (188/)، عادت مصرفی (154/)، ارزیابی فایده مصرف (145/)، پاداش اجتماعی مصرف (128/) و فشار هنجاری مصرف (09/). ثالثاً بین هریک از متغیرهای مذکور و رفتار مصرف ماهی در خانوار، رابطه تلازمی وجود دارد، به گونه ای که وقتی تاثیر سایر متغیرهای مورد بررسی بر روابط یکایک آن ها بر مصرف سرانه ماهی، کنترل می گردد، همبستگی آماری آن ها کاملاً معنادار باقی می ماند.
هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه دگرگونی نسلی و هویت اجتماعی در میان جوانان شهر سقز است. برای بررسی این مسئله بر تاثیرات فرایند جهانی شدن بر ساخت هویت اجتماعی جوانان و ماهیت دگرگونی نسلی متمرکز شده ایم. سطوح تجربی تحقیق شامل سطح دگرگونی نسلی و رابطه با والدین، سطح هویت اجتماعی و فضاهای دوستی و سطح فرایند جهانی شدن و تاثیر رسانه ها هستند که متناسب با آنها نظریه های تحول فرهنگی رونالد اینگلهارت و جامعه شبکه ای مانوئل کاستلز به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده اند. روش تحقیق پژوهش کیفی بوده و یافته ها با به کارگرفتن تکنیک مصاحبه عمقی با 60 نفر از جوانان گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند به رغم اینکه تفاوت نسلی محدود به حوزه های فرهنگی- اجتماعی و به ویژه سطوح هنجاری است، هویت اجتماعی جوانان امری سیال، شناور و نامنسجم است که عناصر آن شامل بی قدرتی، بی مرجعی و معترض بودن است.
در این مقاله به این پرسش اساسی پرداخته شده است که دختران دانشجو چه تعریفی از چگونگی هویت اجتماعی خویشتن در جامعه در حال گذار ایران دارند. از بررسی انتقادی ادبیات موضوع تحقیق و به خصوص با تاکید بر آرای آنتونی گیدنز در مورد مدرنیته و چگونگی هویت فردی و اجتماعی در عصر مدرن، این فرضیه کلی استنتاج شده است که با تضعیف شالوده ها و ساختارهای سنتی در جامعه در حال گذار ایران، دختران تلاش می کنند با حرکت به سمت مراجع هویت ساز غیرسنتی، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خود در جامعه تعریف نمایند.
پژوهش، روی نمونه 389 نفری از دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه گیلان به روش پیمایشی مورد آزمون و بررسی قرار گرفت. با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد دختران جامعه ما سعی دارند با اتکاء به مراجع هویت ساز غیرسنتی چون تحصیل، شغل، کسب استقلال مالی از هویت اجتماعی سنتی که توسط خانواده پدرسالار برای آنها تعریف شده است یعنی، هویت اجتماعی سنتی گذار کنند و خودشان به صورت بازاندیشانه، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خویشتن در جامعه تعریف نمایند.
در این مقاله، تئوری رگرسیون کلاسیک و رگرسیون فازی مقایسه شده اند و مثالی کاربردی از کاربرد رگرسیون فازی در علوم اجتماعی عرضه می شود. رگرسیون کلاسیک برپایه فرض دقیق بودن متغیرهای مورد مطالعه و مشاهدات مرتبط با آنها استوار بوده و در نهایت، روابط بین متغیرها را نیز دقیقاً مشخص می کند. در مدل سازی مسائل اجتماعی، عموما با مشاهدات نادقیق یا روابط مبهم روبروییم. بنابراین استفاده از روش های برازش توابع که به تبیین ساختار مبهم داده ها و روابط بین آنها می پردازند، ضروری است. در بررسی حاضر، رگرسیون خطی فازی معدل کتبی دیپلم روی نمرات ریاضی، فیزیک و جنسیت داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 در قالب مثالی کاربردی با فرض فازی بودن ضرایب و غیر فازی بودن داده ها بررسی می شود. برای آزمون رگرسیون فازی از شاخص اطمینان و مقدار ابهام مدل استفاده خواهد شد.
بهبود کیفیت آموزش و افزایش موفقیت تحصیلی دانشجویان یکی از اهداف مهم هر دانشگاه است. در میان عوامل موثر موفقیت تحصیلی دانشجویان، پژوهش های بسیاری در مورد تاثیر روابط بیرون کلاس غیررسمی استاد-دانشجو بر موفقیت تحصیلی دانشجویان انجام شده است. تقریبا در تمام پژوهش های این حوزه بر کارکردهای مثبت این روابط برای کنش گران درگیر رابطه و نیز برای سازمان دانشگاه تاکید شده است. در این پژوهش به منظور بررسی تفاوت های دو دانشکده متفاوت از جهت روابط استاد و دانشجو، دانشکده های علوم انسانی و مهندسی در یک دانشگاه بزرگ دولتی با هم مقایسه شده اند. حجم نمونه 300 نفر بوده است. نتایج نشان داده است که در دانشکده علوم انسانی روابط استاد و دانشجو بیشتر از دانشکده مهندسی است. این در حالی است که در دانشکده مهندسی روابط دانشجو-دانشجو فراوان تر از دانشکده علوم انسانی است. مدل علی برای بررسی عوامل موثر موفقیت تحصیلی در دو دانشکده مشابه است و در هر دو دانشکده پیوندهای قوی و ضعیف با استاد و نیز انگیزه شغلی مثبت و نیز رضایت از نمره بر موفقیت تحصیلی تاثیر مثبت داشته است
" روند تغییر و تحول نام های افراد می تواند نشان دهنده فرآیند تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نظام اجتماعی باشد. در این تحقیق با مطالعه موردی نام گذاری فرزندان در شهر تهران، به مقایسه ارزش های نسل های پس از انقلاب پرداخته می شود. بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند. با بررسی تاثیر دوره تاریخی، جنسیت و منطقه مسکونی در میزان تحول ارزش های نسل های پس از انقلاب به بررسی نام ها پرداخته و نتایجی که به دست آمد، مبین آن بود که مردان بیش از زنان دارای نام های اسلامی– مدرن اند. بر این اساس در دوره انقلاب، کودکان بیشتر نام های اسلامی داشته ولی در دوره اصلاحات، بر میزان نام های غربی افزوده شده است. علاوه بر آن، فرزندان مناطق جنوبی شهر تهران بیشتر دارای نام های اسلامی– سنتی و اکثر افراد ساکن در مناطق شمالی، برای کودکانشان نام های ایرانی–مدرن برگزیده اند.
"
"حق تالیف در عرصه فرهنگ و هنر آغاز شد. از آغاز در این عرصه دو رویکرد شکل گرفت: رویکردی تجاری و اقتصادی که بیشتر دلمشغولِ حق تهیه کنندگان و سرمایه گذاران است و رویکرد دیگری که نگران حق مؤلف و پدیدآورنده اثر است. رویکرد نخست ریشه در کشورهای آنگلوساکسون دارد و رویکردی فرهنگی برخاسته از فرانسه است. با توسعه تولیدهای رایانه ای به ویژه نرم افزارها و بازی های رایانه ای و با جدا شدن بازار نرم افزار از سخت افزار، تکثیرهای غیرقانونی و دزدی هایی که می توان آنها را «دزدی های مخملی» نامید، جامعه جهانی بر ای حفظ حقوق پدیدآورندگان این کالاهای علمی و فرهنگی، دست به کار شد. در این مقاله راهکارهای رویارویی با این خطر بررسی و چالش های داخلی و بین المللی قوانین مربوط به حق تالیف در این عرصه بررسی می شود. چالش های موجود در این عرصه و بررسی نقاط قوت و ضعف رویکردهای گوناگون، برای مسائل موجود در دستورکار حق مؤلف در کشورمان مفید باشد.
"