در مقاله حاضر، به چگونگی بازنمایی «خانواده» در آگهی های بازرگانی پرداخته شده است و سعی بر این است که با مطالعه ای کیفی، سازوکارهای نشانه شناختی دخیل در شکل دهی به مفهوم و معنای خانواده در آگهی های بازرگانی مورد بررسی قرار گیرد. بررسی نشانه شناختی نمونه هایی از آگهی های پخش شده در زمستان 1388 از شبکه سوم سیما نشان می دهد که میان ارزش های ارائه شده در گفتمان رسمی و بازنمایی رسانه ای آن در قالب آگهی های بازرگانی، تفاوت هایی به چشم می خورد و این امر نشان دهنده وجود پویایی های معنایی بسیار، حولِ محورِ مفهوم خانواده در جامعه ایرانی است که در آن نزاع میان خانواده سنتی و خانواده مدرن، به مسئله ای محوری در متن های رسانه ای بدل شده است. در نزاع معنایی میان خانواده یا کالا، این کالاست که به عنوان عضو جدیدی از خانواده مطرح شده است و ارزش های مرتبط با خود را به ساختار خانواده وارد کرده است.
اگر جامعه شناسى معاصر فرانسه را دقیق تر بررسى کنیم، نکته اى توجه ما را به خود جلب مى کند، و آن تردید درباره امکان دستیابى به درک نظام یافته از مفهوم جامعه است. شک درباره تصور از جامعه به منزله تمامیت و ساختمانى متشکل از ساختارها، نهادها و روابط اجتماعى با انتقادهاى اخیر افرادى مانند پیر بوردیو یا آلن تورن از جامعه شناسان نامدار در این کشور ارتباط نزدیک دارد. گرایش دیگرى که در کنار اختلاف نظر درباره فهم نظام یافته از جامعه در جامعه شناسى فرانسه موجود هست، سوژه اى و فردى کردن جنبه اجتماعى است که در جریان آن وجوه اجتماعى تا سطح ساختارهاى فردى، تجربه ذهنى و کنش هاى متقابل خُرد اجتماعى تقلیل داده مى شود. طیف گسترده اى از جامعه شناسان فرانسوى را مى توان در ردیف افرادى قرار داد که از این جریان حمایت مى کنند: از برنارد لاهیر و ژان ـ کلود کافمن ، که از هواداران ذهنى و فردى کردن جنبه اجتماعى هستند، تا نظریه پردازان پسامدرن جامعه شناسى در فرانسه که بر فرایندهاى اجتماعى فردى شدن و انعطاف پذیرى، فروریختگى اجتماعى و عدم ثبات تأکید دارند، به طورى که در چارچوب این رویکرد دیگر از جامعه نظام یافته، با ثبات و متمایز از دیدگاه کارکردى و نهادى نمى توان سخن گفت. این ها تردید دارند که جامعه کنونى را بتوان جامعه «مدرن» نامید. البته مفهوم «پسامدرن» با تعبیر این ها، به معناى «پایان مدرن»، شروع عصر جدید و حتى «پایان تاریخ» نیست، بلکه بیشتر تلاش دارند پسامدرن را «به شیوه اى خاص در مقابل و در قیاس با مدرن تعیین و تعریف کنند».
هدف نظریه پردازان پسامدرن جامعه شناسى فرانسه یافتن گزینه اى در برابر جامعه شناسى امروزى و «پایان دادن به روایت هاى بزرگ» است، البته «پسامدرن» با این تعبیر مدل فکرى براى انحلال مدرن نیست، بلکه تلاش براى تعریف مدرن به شکلى است که «موضوع پروژه مدرن، ارکسترى محدود و قابل دسترسى از واقعیت» باشد. پسامدرن مفاهیمى مانند «دوگانگى» ، «از هم گسیختگى» ، «قوه تخیل» ، «دورگه اى» ، «فوق پیچیدگى» ، «هرج ومرج» ، «خلسه» و «برساخت» را جایگزین مقولات مدرن مانند «کار»، «توسعه»، «خرد»، «طبیعت» و «نظم» کرده است. منشأ تفکر پسامدرن به جنبش هاى آوانگارد در دوران میان دو جنگ اول و دوم جهانى (مکتب دادا، سوررئالیسم و کالج جامعه شناسى) برمى گردد.
ادگار مورن، میشل مافزولى و برونو لاتور، همچنین ژان بودریار، از جمله نظریه پردازان پسامدرن جامعه شناسى کنونى در فرانسه هستند. کالج جامعه شناسى که در سال 1937 توسط ژرژ باتاى ، روژه کالوا و میشل لریس بنیان گذاشته شد، نخستین جلوه و نقطه ارجاع جامعه شناسى پسامدرن در فرانسه است، پس با بررسى کالج آغاز مى کنیم.
پژوهش حاضر به بررسی جنبة فرهنگی فقر تحت عنوان «فرهنگ فقر» پرداخته است. این مفهوم را اولین بار اسکار لوئیس به صورت مبسوط و در نتیجة تحقیقات میدانی اش مطرح کرد. شاید کوتاه ترین تشریحی که از این مفهوم می توان کرد این است که «فقرا فقر خود را به صورت خودآگاهانه ستایش نمی-کنند، بلکه به صورت ناآگاهانه آن را حفظ می کنند».
این تحقیق با استخراج مهم ترین شاخص های فرهنگ فقر همچون تقدیرگرایی، مصرف گرایی و عدم تمایل به پس انداز، بیگانگی اجتماعی، عدم آینده نگری و عدم سرزنش فقر، به بررسی این پدیده در میان شهروندان شهرستان دلفان از حوزة استان لرستان و عوامل مرتبط با آن به روش پیمایشی پرداخته است.
نتایج نشان داد که حدود 80 درصد نمونة مورد مطالعه، به میزان متوسط و زیادی از فرهنگ فقر رنج می برند. براساس یافته های تبیینی این تحقیق همبستگی معناداری بین فرهنگ فقر با سرمایة فرهنگی، میزان دین داری و محل سکونت در سطح 99 درصد اطمینان وجود دارد. ضمن اینکه بین این متغیر و میزان استفاده از رسانه های جمعی همبستگی معناداری مشاهده نشد.
امروزه در سازمان های یادگیرنده و پیشرو، توانمندسازی منابع انسانی به عنوان یک فرایند الزامی و مستمر، دنبال می شود. با توجه به تفاوت و تنوع تعاریف و تعابیر موجود در ادبیات حوزه توانمندسازی منابع انسانی، برخورداری از الگویی معتبر و اجرایی، از جمله نیازهای اساسی سازمان های هزاره سوم به شمار می رود. پژوهش حاضر، با هدف طراحی الگویی مناسب برای توانمندسازی منابع انسانی و به منظور ایجاد ارتباط منطقی میان عواملی همچون؛ زمینه های محیطی، ارزش های اسلامی، ادراکات و نگرش ها، زمینه های سازمانی، تفاوت های فردی، محیط کار داخلی و توانمندسازی روانی انجام شده است. برای طراحی الگوی مفهومی پژوهش، ابتدا ادبیات نظری در حوزه توانمندسازی منابع انسانی مرور شد و سپس با مطالعه مهم ترین الگوهای مطرح شده در زمینه توانمندسازی و در نظر گرفتن شرایط بومی رسانه ملی در ایران، با تکیه بر الگوی ارائه شده از سوی رابینز و همکاران، دو رکن اصلی، یعنی زمینه محیطی و ارزش های اسلامی به آن افزوده شد. همچنین برای آزمون الگوی یاد شده تأیید عوامل مؤثر و درک چگونگی تأثیر متقابل متغیرها، از تحلیل عاملی تأییدی (با استفاده از نرم افزار لیزرل) استفاده شد.
الگوی معرفی شده در این پژوهش می تواند نوعی شناخت کاربردی از موانع و احتمالاً مسیرهای فرایند موفقیت آمیز توانمندسازی فراهم آورد.
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل محتوای جدول پخش برنامه های شبکه سه سیما، با تأکید بر برنامه های ورزشی بوده است. نمونه آماری این تحقیق، تمام برنامه های پخش شده در ماه های اردیبهشت و خرداد را در بر می گیرد که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق برگه کدگذاری بوده و واحد آن، زمان پخش شده بر مبنای دقیقه است. نتایج حاکی از آن است که بین نحوه پخش زنده و تولیدی برنامه های ورزشی و میزان زمان پخش مسابقات انفرادی و تیمی، اختلاف معناداری وجود دارد. بر همین اساس، بین حجم زمانی تمام خرده مقیاس های زمان پخش برنامه های ورزشی در طول روز، اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین، بین تمام خرده مقیاس های نوع برنامه ورزشی پخش شده، اختلاف معناداری وجود دارد. علاوه بر این، اختلاف معناداری نیز بین خرده مقیاس های روزهای پخش برنامه های ورزشی به چشم می خورد.
هدف ما از انجام این تحقیق، بررسی عوامل محیطی و اجتماعی موثر بر گرایش به بازی های رایانه ای بوده است، این تحقیق به روش پیمایشی صورت گرفته و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری ما مشتریان کلوب ها و گیم نت های شهر یزد هستند که از این بین 195 نفر طبق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه تعیین شده و به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب و بررسی شده اند. از یافته های این بررسی؛ وجود رابطه معنی دار بین متغیر های تأثیر محیط کلوب، تأثیر گروه همسالان و منطقه سکونت پاسخگو با گرایش به بازی های رایانه ای است، همچنین بین متغیر های پایگاه اقتصادی پاسخگویان، وضعیت اشتغال و فاصله مکانی آنها با محل انجام بازی ها و گرایش به به بازیهای رایانهای هیچگونه رابطه معنی داری وجود ندارند. نتایج رگرسیون نشان داد که دو متغیر تأثیر محیط کلوب ها و گیم نت ها و تأثیر گروه همسالان با میزان همبستگی 326/0 توانستند 6/9% تغییرات متغیر گرایش به بازی های رایانه ای را تبیین کنند. به عنوان نتیجه می توان بیان کرد که اطرافیان و محیط اجتماعی فرد، بر گرایش ها به طور کلی و در این بررسی گرایش به بازی های رایانه ای به طور خاص تأثیر دارند.
هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل فردی – اجتماعی مرتبط با خشونت علیه زنان متأهل ناحیه 6 شهر مشهد در سال 89-1388 می باشد که حجم نمونه آن 250نفر است.چارچوب نظری استفاده شده در این تحقیق نظریه اکولوژیکی می باشد و اعتبار آن به روش صوری و پایایی آن به کمک آلفای کرونباخ سنجیده شده است. متغییرهای مورد بررسی اینپژوهش شامل سطح تحصیلات زوجین، سن ازدواج زوجین، شاغل بودن زوجین، روابط زوجین و پایگاه اجتماعی زوجین می باشد. روش تحقیق حاضر پیمایشی است و علاوه بر پرسشنامه در انجام این تحقیق از ابزار کتابخانه و اسناد و مدارک برای جمع آوری اطلاعات و همچنین آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار spssاستفاده شده است.نتایج نشان داد که بین متغییرهای پایگاه اجتماعی زوجین با خشونت فیزیکی، اجتماعی، روانی، اقتصادی و همچنین متغییرهای سطح سواد زوجین، روابط زوجین و سن ازدواج همسر با خشونت علیه زنان از طریق تجزیه و تحلیل کای اسکوئر و آزمون همبستگی اسپیرمن رابطه معنادار معکوس ( منفی) حاصل شده است. در حالی که بین متغییر شاغل بودن زوجین با خشونت علیه زنان رابطه معنادار مستقیم ( مثبت) به دست آمده است.در پایان محدودیت های پژوهش ذکر شدند و پیشنهاداتی ارائه شد.
در حالی که سازمان های پخش گسترده[1] در حال گذار از آنالوگ به دیجیتال مجبور به صرف هزینه های گزافی هستند، سرویس دهنده های جدید با استفاده از زیرساخت های جدیدی چون مخابرات سیار، مدم های DSL، فیبر نوری و شبکه های کابلی با ارائه محیط های جدید، مخاطبین را به سوی خود جلب کرده و دنیای مربوط به خود را هر روز بیشتر از دیروز تحدید می کنند.
مخاطبینی که تا دیروز سرویس های محدودی آنان را راضی می کرد، امروز سرویس های متنوعی را درخواست می کنند و راضی نگاه داشتن آنان مشکل تر از گذشته می باشد. رقابت شدید میان بازیگران صحنه، هر روز مرزهای جدیدی را تعریف می کند و هشیاری و برنامه ریزی دقیق تری را طلب می کند.
در این بین آنان که پیش از یک تقاضا از سوی مخاطبین، برای پاسخ گویی به آن اندیشیده و فناوری لازم را به خدمت گرفته و پرسنل خود را آماده کرده اند قادر به ادامه حیات بوده و در صحنه باقی می مانند، و آنانی که بی توجه به روند تغییر در فناوری تنها امروز را می بینند در تنگنای چالش با تغییرات پرسرعت هر روز محدودتر از دیروز به حیات خود ادامه داده تا بالاخره در رقابت شدید میدان را به رقبا تسلیم خواهند نمود.
آن چه سازمان ها، شرکت ها و دولت ها به آن نیازمند هستند، داشتن یک مسیرنمای فناوری است. به طوری که قادر باشند قبل از وقوع یک تغییر و قبل از تأثیر ناشی از یکفناوری جدید، آمادگی لازم را ایجاد و قادر به مدیریت شرایط جدید باشند. با روش های مطرح مانند سناریو نویسی و آینده نگاری از مرز پیش بینی گذشته و خود نسبت به تعریف شرایط در هر مقطع پرداخته و به تعبیری آینده را خود بسازند
<br clear="all" />
2. broadcasters
این مقاله برگرفته از پژوهشی است که به بررسی روابط قبل از ازدواج دختران وپسران در سریال های تلویزیونی ایرانی پرداخته است.سوال اصلی در این پژوهش آن است که به نمایش در آمدن این روابط در سریال ها تا چه میزان با موازین شرعی و سیاست های اجرایی افق رسانه تطابق دارد؟ برای پاسخگویی به این پرسش از روش تحلیل محتوا استفاده کرده ایم. حجم نمونه آماری این پژوهش2676صحنه از سریال های نرگس، دلنوازان، ترانه مادری، راه بی پایان و اشک ها و لبخندهاست.
نتایج پژوهش نشان می دهد که در روابط پیش از ازدواج دختر و پسر در سریال های مورد بررسی، حضور دختران و پسران در مکان خلوت، لحن نامتعارف میان دختر و پسر، رفتارهای پرخاشگرانه بایکدیگر، تمسخر یکدیگر، صحبت با ناز و کرشمه، رفتارهای جلف، رفتارهای لات منشانه و لوازم زینتی آشکار دختر در برابر پسر، وجود داشته و احترام و ادب میان دختر و پسر، حجاب و پوشش اسلامی دختر در مقابل پسر، موازین شرعی در روابط دختر و پسرکاملا رعایت نشده است. درانتهای مقاله راه کارهایی برای رفع مشکلات موجود در رسانه ملی، که مؤثرترین رسانه داخلی کشوراست، پیشنهاد می گردد. در واقع سیمای جمهوری اسلامی می بایست با تهیه و ساخت فیلم هایی که ارائه دهنده ازدواج های اسلامی و متعادل هستند، درصدد مقابله با موج بی مبالاتی و آزادی ارتباطات نامشروع دختر و پسر باشند و با سیاست گذاری های مناسب در این زمینه، شرایط را برای بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی فراهم نمایند.
فضاهای شهری و مناسبات اجتماعی، به صورت انکارناپذیری با هم پیوند دارند؛ کنش اجتماعی با فضاهای شهری شکل می گیرد و این فضاها خود، توسط اجتماع تولید می شوند. این نقش فضاهای شهری در ایجاد سرمایه اجتماعی را در شهر شهرکرد بررسی می کند. روش تحقیق، پیمایش و جامعه آماری، شامل کلیه شهروندان 16 سال به بالای شهر شهرکرد بوده است که از بین آنها 384 نفر با کمک تکنیک تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، به عنوان نمونه انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش، تناسب، هویت، سرزندگی، و دسترسی به فضای شهری، به عنوان متغیر های مستقل و اعتماد، همبستگی و مشارکت اجتماعی، که مولفه های سرمایه اجتماعی هستند، به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شده اند. استنباط آماری از داده ها مشخص ساخت که میزان سرمایه اجتماعی با توجه به وضعیت کیفی فضاهای شهری، به صورت معناداری متفاوت است، به گونه ای که هرچه شاخص های فضاهای شهری بهبود می یابد، میانگین سرمایه اجتماعی نیز افزایش پیدا می کند و بالعکس.
بررسی قلمرو دین، و نقش اجتماعی و به ویژه موقعیت فرانهادیاش، از دیرباز در حوزه های مختلف علمی، چون کلام و جامعه شناسی در کانون توجه اندیشوران بوده است. این مقوله در دنیای جدید ـ که دنیای مدرن و عقلانی معرفی شده ـ محور مجادلة بسیاری از نویسندگان قرار گرفته است. برخی قلمرو حداقلی برای دین تعریف کرده و اساساً رابطة دین و دنیا را منکر شده و اندیشة ضرورت حذف دین را از ساحت عمومی اعلان کرده اند. شماری نیز بیآنکه آشکارا از منزوی ساختن دین سخن بگویند، بر این باورند که مقتضیات دنیای جدید این انزوا را در پی دارد؛ به عبارتی، افول موقعیت اجتماعی و انزوای اجتماعی دین را از لوازم دنیای جدید میدانند و از آن به «عرفی شدن»، یاد میکنند. این باور مبتنی بر پیش فرض هایی است که در این نوشتار بررسی و نقد میشود.
اکنون انسان در عصر ارتباطات و با وجود پدیده هایی از قبیل وبلاگ ها می تواند به دور از محدودیت های رسانه های پیشین آزادانه تصورات و نگاه خود را به درون و برون در فضای مجازی اینترنت بسط دهد. وبلاگ ها در دنیای امروز در حکم رسانه ای اند که نهادهای حکومتی بر آن ها نظارت کامل نمی کنند و به سبب ویژگی های خود توانسته اند محدودیت و موانع رسانه های پیشین را حذف کنند و از توان و آزادی بیشتری در تبادل اطلاعات و آرا برخوردار شوند. بنابراین، با این که وبلاگ نویسی توجه علم را به خود جلب کرده است، کار کمی در مورد اخلاق وبلاگ نویسی انجام شده است و در این زمینه گاهی با محدودیت هایی روبه رو بوده اند. در این مقاله، برای گردآوری داده ها و بررسی جایگاه اخلاق در وبلاگ از روش کتابخانه ای استفاده شده است. در نهایت، کدهای اخلاقی وبلاگ نویسی در چهار زمینه گفتن حقیقت (truth telling)، پاسخ گویی (accountability)، به حداقل رساندن آسیب (minimizing harm)، و نسبت دادن (تخصیص) (attribution) شناسایی شدند.
مطالعات بسیاری بر اهمیت توسعه فرهنگی در مسیر توسعه کارآفرینی و رشد اقتصادی تأکید کرده اند، به طوری که به تدریج واژة فرهنگ کارآفرینی به صورت یک برساخته و مفهوم جدید شکل گرفته و ابعاد خاص خود را دارد. ابعاد شخصیتی شامل تمایل به ریسک پذیری، نیاز به توفیق، مرکز کنترل درونی، خلاقیت، استقلال طلبی، اعتماد به خود و در بعد دیگر شامل توانایی مدیریت دیگران و نفوذ در آنان، کار گروهی، پشتکار، و علاقه به کوشش می شود. در توسعه و نهادینه سازی فرهنگ کارآفرینی در جامعه، بنیان هایی چون خانواده، نهادهای آموزشی، دولت، شبکه های اجتماعی، صنعت، و رسانة جمعی مشارکت و تأثیر دارند. بنابراین، رسانه یکی از عوامل مؤثر در ارزش های فرهنگی افراد یک جامعه است. از این رو، انتظار می رود رسانة جمعی بتواند از مسیر تأثیر در ارزش های فرهنگی افراد به توسعة فرهنگ کارآفرینی کمک کند.
از آن جا که تلویزیون در سه سطح شناخت، انتقال ارزش ها، و جامعه پذیری بر مخاطب خود اثر می گذارد، براساس مدل نهادی، این پژوهش درپی یافتن پاسخ این سؤالات است که مؤلفه های نقش های شناختی، هنجاری، و تنظیمی تلویزیون چیست و در هر نقش این موارد چه اولویتی بر یکدیگر دارند. این پژوهش به صورت کیفی انجام و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق گردآوری شده و مؤلفه های شناسایی شده با استفاده از آزمون ناپارامتری فریدمن اولویت بندی شده اند. تعداد 12 مؤلفة شناختی، 9 مؤلفة هنجاری، و 7 مؤلفة تنظیمی شناسایی و اولویت بندی شدند. چهارچوب مفهومی استخراج شده می تواند در توسعة نقشة راه ترویج فرهنگ کارآفرینی در تلویزیون مؤثر باشد.
یافته های این پژوهش حاکی از این است که بخش عمده ای از شناخت مخاطب از مقولة کارآفرینی می تواند از طریق کارکرد اطلاع رسانی صورت پذیرد و فرایند انتقال ارزش ها از طریق کارکرد سرگرمی مؤثرتر از آموزش مستقیم است. همچنین، امکان ایفای نقش تنظیمی به روش های گوناگونی مانند شکل دهی شبکه های اجتماعی امکان پذیر است. مؤلفه های شناسایی شده در قالب چهارچوب مفهومی پژوهش چه بسا مورد توجه سیاست گذاران و برنامه سازان رسانة ملی ایران قرار گیرد.
تاریخ مجموعه ای سترگ درباره زندگی اقوام و ملت های گوناگون در گذر زمان است. ملت ها می کوشند با حفظ دانش تاریخی و انتقال آن به نسل های بعد هویت خود را پاس دارند. اما ماهیت غیر عینی تاریخ و انقطاع زمانی میان گذشته و حال رویدادهای تاریخی را برای نسل امروز تجربه ناپذیر می سازد که این حفظ و انتقال دانشِ تاریخی را دشوار می کند. در نظام های آموزشی جدید، هدف از آموزش تاریخ به خاطرسپردن اسامی متعدد نیست، بلکه تقویت قدرت تحلیل افراد از رویدادهای تاریخی و بررسی تأثیر آن در زندگی امروز جوامع انسانی است. بر این اساس، یافتن راه های بهتر در آموزش تاریخ و آسیب شناسی شیوه های کنونی آموزش تاریخ یکی از مهم ترین حوزه های علوم انسانی است و همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است. یکی از موضوعات مؤکد در آموزش تاریخ به کارگیری انواع رسانه ها برای کمک به درک بهتر مخاطبان از موضوعات درسی است، اما متأسفانه آموزش تاریخ در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. فیلم یکی از ابزارهایی است که می تواند به انتقال اطلاعات به مخاطبان و بازسازی گذشته در ذهن آنان کمک کند. در میان انواع فیلم ها، گونه های مختلف فیلم مستند به لحاظ اتکا بر واقعیات و منابع متقن یکی از بهترین ابزارهای آموزش تاریخ و بازنمایی رویدادهای گذشته برای مخاطبان است. این مقاله براساس نظریه های رایج در دو حوزة فیلم های مستند و آموزش نوین در جست وجوی بازشناسی جایگاه و اهمیت فیلم مستند در آموزش تاریخ و با هدف مطالعة بین رشته ای در دو حوزه تاریخ و هنر نگاشته شده است. در این مقاله تأکید شده که استفاده از هرگونه فیلم و تصویر متحرک که براساس واقعیت ساخته شده نیازمند شناخت اولیه استادان و آموزگاران از انواع فیلم مستند و کاربردهای آموزشی آن درباره تاریخ اجتماعی و سیاسی کشورهای گوناگون است.