این پژوهش به بررسی تاثیر جنس و نقش های کلیشه ای جنسیتی بر الگوهای دوستی می پردازد. تعداد 162دانشجوی دختر و 138 دانشجوی پسر از دانشکده های دانشگاه تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از نمونه مورد مطالعه از دو پرسشنامه کیفیت دوستی حجازی(Hejaze,1996 ) و پرسشنامه نقش های جنسیتی بم (Bem,1981) استفاده گردید. داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری آزمون تی برای گروه های مستقل، آزمون همبستگی خی دو تجزیه و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان دادند بین جنس افراد و الگوهای دوستی ارتباط معناداری وجود دارد به گونه ای که میزان رضایت و خود فاش سازی و صمیمیت در بین زنان بیش تر از مردان است و میزان اعتماد مردان نسبت به زنان بیش تر است، اما بنظر می رسد که میان کلیشه های جنسیت و الگوهای دوستی ارتباط معناداری وجود ندارد. در واقع، کلیشه های جنسیتی موجود نمی تواند چگونگی الگوهای دوستی افراد را پیش بینی کند. هم چنین، بین جنس و نقش های کلیشه ای جنسیتی نیز ارتباط معناداری وجود ندارد.
توجه مجدد به نظام های سنتی بهره برداری و مدیریت گروهی، دانش بومی و تجربه مردم محلی در این پژوهش از دیدگاه پارادایم های جدید توسعه و معیشت پایدار روستایی است. پژوهش در دانش بومی و نظام های تولید سنتی، سبب شده است تا این اندیشه کلیشه ای که دهقانان، مدیرانی ضعیف اند تبدیل به اندیشه ای شود که برای مردم محلی احترام بیشتری قائل است. مردمی که ایده ها و اعمالشان در قبال محیط، پایدار و دارای سازگاری بومی تلقی می شود. (Fujisaka, 1986) یک معیشت هنگامی پایدار است که بتواند با فشارها و شوک ها سازگار شده و خود را تقویت یا حفظ کند. (Chambers & Conway 1992:6) نگاه به نظام جمعی مدیریت منابع آب و لایروبی جوی های آبیاری در سیستان از این دیدگاه، ارزش آن در ایجاد معیشت پایدار در پهنه سرزمین را نشان می دهد. در توجه به عرصه های روستایی در منطقه سیستان، به روشنی در می یابیم که، با وجود تغییرات اقلیمی و خشک تر شدن سرزمین، مهمترین عامل شکل گیری وضعیت کنونی (بیابانی شدن سیستان) را باید در نابودی نظام های سنتی تولید مبتنی بر دانش و تجربه بومی و سازگار با شرایط سرزمین محلی دانست.
در حال حاضر یکی از چالش های مهم اقتصاد روستایی سیستان، نابودی سالانه بخش وسیعی از زمین های کشاورزی در اثر بی آبی و تراکم رسوبات آبی و بادی و خارج شدن تدریجی کشاورزی از عرصه معیشت، در اثر عدم توانایی تامین و هدایت صحیح آب توسط مدیریت های جدید روستایی است. استفاده نادرست از تکنولوژی های نو و عدم استفاده از دانش بومی و تجارب جامعه محلی، سبب بحرانی تر شدن وضعیت و در نتیجه باعث بیکاری، کمبود درآمد، فقر و مهاجرت روستاییان گردیده است. سیستم مدیریت سنتی با ساختار هرمی خود به همراه کشاورزان منطقه در طول سال با عنوان حشر، به صورت منظم و دسته جمعی (هزاران نفر) در طول سه ماه اقدام به لایروبی رسوبات رودخانه ها، کانال ها و انهار جهت انتقال آب و کشت نزدیک صد هزار هکتار از اراضی زراعی منطقه را می نمود. در حالی که اکنون عدم استفاده از دانش بومی و تجارب مدیران سنتی منطقه، را می توان به عنوان یکی از عوامل اصلی عدم پایداری معیشت مبتنی بر کشاورزی منطقه قلمداد کرد.
هدف اصلی این پژوهش معرفی حشر به عنوان یک نظام و تکنیک گروهی سنتی و شناخت نقش دانش بومی و تجارب کارکردی مدیریت مشارکتی سنتی در پایداری معیشت، مبتنی بر کشاورزی در سیستان است. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی تحلیلی است که با اتکاء به روش بررسی اسنادی انجام شده است و در بخشی از کار برای گردآوری داده های مورد نیاز، از بازدید های میدانی و مصاحبه های هدفمند با آگاهان و ریش سفیدان محلی استفاده شده است که نام آنها در پایان مقاله بیان شده است. بهره جستن از دانش بومی و تجارب مدیریت سنتی منابع تولید روستایی، در کنار بکارگیری دانش روز و تکنولوژی نوین در چارچوب دیدگاه مشارکتی، می تواند حیات اجتماعی و اقتصادی منطقه، بویژه فضای روستایی را بازسازی و متحول سازد.
مقدمه: توزیع درآمد، به توضیح چگونگی سهم افراد یک کشور از درآمد ملی می پردازد. یکی از مهم ترین وظایف دولت کاهش نابرابری درآمد در جامعه است که بدین منظور ابتدا لازم است که چگونگی تغییرات درآمدهای افراد جامعه با استفاده از مناسب ترین ابزارهای علمی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در پاسخ به این نیاز، در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از ابزارهای علمی اثرات متغیر های اقتصادی کلان بر نابرابری توزیع درآمد آزمون و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. روش: در این مطالعه مهم ترین متغیرهای اقتصادی کلان مؤثر بر نابرابری توزیع درآمد در ایران با استفاده از آمارهای موجود در سری زمانی 86 1350 و با بهره گیری از روش خود توضیحی با وقفه های توزیعی [1] ( ARDL ) اندازه گیری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته 130است. یافته ها: یافته های این تحقیق نشان می دهد که افزایش نرخ رشد جمعیت و پدیده انقلاب و جنگ تحمیلی در ایران، موجب افزایش توزیع نابرابر درآمد در جامعه شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که سرمایه گذاری در بخش کشاورزی، ضمن این که موجب افزایش تولید ناخالص ملی می گردد، به کاهش نابرابری و توزیع برابرتر درآمد کمک خواهد نمود. به علاوه، کنترل رشد جمعیت، سیاست مناسبی در جهت کاهش نابرابری درآمد در ایران خواهد بود. براساس یافته های این تحقیق، همچنین می توان نتیجه گرفت که با اتخاذ تدابیر مناسب و از بین بردن زمینه های ایجاد تنش های سیاسی داخلی و خارجی، زمینه های بی ثباتی و درنتیجه بهبود رشد تولید ملی و توزیع برابرتر درآمدها فراهم خواهد شد. نتایج: این تحقیق نشان می دهد که الگوی پویای این تحقیق به سمت الگوی بلندمدت حرکت می کند. همچنین، براساس تخمین بلندمدت مشخص شد که با افزایش نرخ رشد محصول ناخالص ملی سرانه حقیقی و افزایش سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی در تولید ناخالص ملی، نابرابری توزیع درآمد کاهش پیدا می کند. 1- Auto Regressive Distributed Lag
مفاهیم نابرابری و سرمایه اجتماعی به دلیل ماهیت و محتوایی که دارند با بسیاری از موضوعات و مسائل مطرح درحوزه علوم انسانی و اجتماعی به ویژه سلامت ارتباط دارند...
اگر چه عده ای از صاحب نظران، تنش تنش شغلی را الزاماٌ مخرب نمی دانند اما اکثر پژوهشگران معتقدند که آن برهم زننده بهداشت روانی است و در شرایط فعلی سازمان ها، یکی از مشکلات مدیران می باشد...
مقاله حاضر به مطالعه گفتمان مقاومت در مقابل شبه مدرنیته نظام پهلوی می پردازد. الگوی نظارت بر تن زنانه، محور این مطالعه هم در بررسی ساختار گفتار حاکم و هم گفتمان مقاومت است. با استفاده از نظریه فوکو در مورد مناسبات قدرت و بدن و نیز نظریه گفتمانی لاکلا و موفه سعی شده تا مرزهای معنایی برساخته شده حول مدلول تن زنانه درون بستری از منازعات و رخدادهای اجتماعی- سیاسی دوران پیش از انقلاب، ترسیم شود. این تحلیل نشان داد که پهلوی دوم در انقلاب سفید با بهره گیری از تن نمایشگر زنانه اراده به غربی سازی جامعه ایرانی را پیش برد. این گفتمان که در متن جامعه در حال تکوین و انتشار بود از سوی حاشیه سنّتی مورد هجوم قرار گرفت؛ مواجهه این دو گفتمان منجر به ظهور گفتمان سومی شد که با توجّه به قوّت استعاری اش از عوامل تأثیر گذار در پیروزی انقلاب اسلامی شد. این گفتمان با طرد سنّت و تجدد به معنای رایج آن الگوی نویی را ترسیم کرد که توانست اغلب گروه ها را ذیل چتر استعاری خود برای ایجاد جامعه ی آرمانی هم صدا سازد.
هدف این مطالعه، سنجش تأثیر سرمایه فرهنگی بر نگرش ها و رفتارهای زیست محیطی است. برای شناسایی تأثیر سرمایه فرهنگی بر رفتارهای زیست محیطی، نظرات صاحب نظران جامعه شناسی محیط زیست و نیز طرفداران دیدگاه سرمایه فرهنگی مطرح و نهایتاً با استفاده از نتایج تحقیقات پیشین، مدل تحقیق طراحی شده است. روش تحقیق در این مطالعه از نوع پیمایشی است. نمونه آماری شامل 440 نفر از افراد بالای 18 سال ساکن در مناطق شهری استان کردستان می باشد که به روش خوشه ای چند مرحله ای، نمونه گیری شده اند. ابزار این تحقیق پرسشنامه بوده است. با استفاده از رگرسیون متغیره و نیز ضریب تأثیر، میزان اثرگذاری (مستقیم و غیر مستقیم) متغیرها مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که 82 در صد از افراد مورد مطالعه ابراز داشتند که دارای رفتارهای زیست محیطی مسئولانه می باشند. همچنین، در حدود 71 درصد از افراد مورد مطالعه گزارش دادند که دارای سرمایه فرهنگی در حد زیاد هستند. با این وجود، وضعیت آگاهی زیست محیطی و نگرش زیست محیطی در استان در حد متوسط است. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که سرمایه فرهنگی بیشترین اثر را بر رفتارهای زیست محیطی دارد. به عبارت دیگر، سرمایه فرهنگی مهم ترین پیش بینی کننده متغیر رفتارهای زیست محیطی در مقایسه با سایر متغیرهای تحقیق می باشد. در خاتمه، برای تبیین بیشتر موضوع و براساس نتایج حاصله، بین مدل نظری و مدل تجربی تحقیق مقایسه صورت گرفته است.
امروزه مطالعات پسا استعماری یکی از جدیدترین حوزه های علوم اجتماعی در کشورهای موسوم به جهان سوم است که توجه روزافزونی را به خود جلب کرده است. مطالعات پسااستعماری به دنبال آشکار کردن این مسئله است که مدرنیته چگونه در قالب گفتمان شرق شناسی در پی شکل دادن به یک چارچوب تجویزی برای رفتار استعمارگرایانه غرب با شرق است. بر این اساس "تلاش برای به رسمیت شناختن تفاوت ها" را به عنوان هدف عملی خود انتخاب کرده است. تحقق این هدف نیازمند نوع خاصی از "بازنمایی" است یعنی تصویر خود در نزد "خود" و "دیگری" باید تغییر کند. بنابراین می توان گفت مطالعات پسااستعماری خود را محدود به نقد غرب نمی کند؛ بلکه نقد تصویر خود در نزد خود و انتقاد از خود نیز بخشی از آن است. بنابراین در این پژوهش به نقد بازنمایی جامعه ایران در سریال قهوه تلخ مهران مدیری پرداخته ایم. سوال اصلی ما این بوده است که روایت سریال از تقابل سنت/مدرنیته چگونه است؟ به عبارتی این که آیا جامعه ایران به عنوان پدیده ای نامعقول و ناسازگار با مدرنیته بازنمایی می شود؟ با استفاده از رویکرد نقد پسااستعماری برای پاسخ به سوالات فوق از روش واسازی استفاده کرده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت غالب سریال از تقابل سنت/مدرنیته، یک روایت سنت گریز است. بر این اساس سنت (جامعه ایران) به عنوان دیگری مدرنیته بازنمایی شده است. هرچند در موارد متعددی روایت مرکزگرای فیلم خود را واسازی می کند. اما از آنجایی که در تحلیل واسازی هدف جایگزین کردن یک مرکز با مرکز دیگر نیست، باید به دنبال ارائه راهکاری برای برون رفت از تقابل سنت و مدرنیته و کمک به فهم این تقابل در جامعه ایران باشیم. به عبارتی می توان گفت این تقابل از اساس کذب بوده و باید به دنبال یک راه سوم یا به عبارت دیگر مدرنیته بومی باشیم.
شهرگرایی به کیفیت متمایز اجتماع انسانی یا شیوه ی زندگی که ویژگی شهر است اشاره می کند. شهرگرایی برخلاف شهرنشینی فرایند رشد شهری نیست بلکه مرحله ی نهایی و نتیجه ی شهرنشینی محسوب می شود. در این بررسی شهرگرایی و تأثیر آن بر ایستار و رفتار شهروندان شهر تهران با تأکید بر نظریه لوئیس ورث و نظریه های مکتب شیکاگو مورد مطالعه قرار گرفته است. ایستارهای فرهنگی اجتماعی با شاخص هایی چون خودبیگانگی، عقلانی شدن کنش فردی، کاهش انسجام اجتماعی، کاهش پیوند عاطفی وافزایش فردگرایی مورد سنجش قرار گرفته اند. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه است. حجم نمونه 390 نفر از افراد (اعم از مرد و زن) 60-20 ساله ی ساکن در پنج منطقه ی تهران تعیین شده است که نمونه ها بصورت تصادفی با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. یافته های پژوهش بر حسب محاسبه ی ضریب همبستگی پیرسون مبین وجود رابطه ی معنادار بین شهرگرایی و عقلانی شدن کنش فردی، کاهش انسجام اجتماعی و افزایش فردگرایی است. ولی بین شهرگرایی و از خودبیگانگی فردی و کاهش پیوند عاطفی رابطه معنی دار نبود.
پژوهش حاضر، به مقایسه وضع موجود و مطلوب نقش رادیو، تلویزیون و مطبوعات در ورزش بانوان از دیدگاه صاحبنظران پرداخته است. این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی است و به صورت میدانی اجرا شده است. نمونه آماری این پژوهش را 100 نفر از صاحبنظران حوزه رسانه، 100 نفر از صاحبنظران حوزه ورزش و 100 نفر از بانوان ورزشکار در سطح ملی و قهرمان کشوری تشکیل دادند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، بین وضع موجود و مطلوب رسانه های گروهی در ورزش بانوان از دیدگاه آزمودنی ها تفاوت معنا داری وجود دارد. یعنی رسانه های گروهی نقش زیادی در ورزش بانوان دارند و این نقش به دلایلی، به درستی ایفا نمی شود. استفاده بهینه از کارکردهای گروهی، برای اعتلای ورزش بانوان در سطح جامعه ضروری است.
قانون هدفمندی یارانه ها که از آن به «جراحی اقتصادی» تعبیر شده است، برای اجرا به زمینه سازی های گسترده و ایجاد هماهنگی میان مردم و مجریان قانون نیاز داشته است؛ طی این مدت، سازمان صداوسیما، وظایف اصلی، آموزشی و اطلاع رسانی را در خصوص این قانون و مسائل مرتبط با آن بر عهده داشته تا میزان انحراف احتمالی هر یک از بخش های اجرایی را از شاخص ها و اهداف مورد نظر اعلام کند. در پژوهش حاضر، همه خبرهای مرتبط با این قانون (354 خبر) در 6 ماهه دوم سال 89، در دو بخش خبری شبکه خبر (ساعت 13) و شبکه اول سیما (ساعت 14) به روش «تحلیل محتوا» بررسی شده است. پرسش اصلی، چگونگی و میزان انعکاس مطالب مربوط به قانون هدفمندی یارانه ها و شاخص های مطرح در این قانون بوده است. بر اساس نتایج به دست آمده، میان بخش های خبری شبکه های مورد بررسی و نحوه انعکاس مطالب مربوط به قانون هدفمند کردن یارانه ها، رویکرد انتشار مطالب و ماهیت و میزان پرداختن به شاخص های این قانون، رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین خبرهای این قانون، بیشتر رویدادمدار، با رویکرد ترغیبی، اطلاع رسانی و فاقد حتی یک مورد نگاه انتقادی بوده است.
رمان نویسی در ادبیات فارسی گونه ادبی جدیدی است که مقارن با مشروطه رواج یافت. این نوع ادبی در ایران هم زمان با ورود به دوره نوین اجتماعی شکل گرفت و واقع گرایی و توجه به مسائل اجتماعی یکی از اصلی ترین مضامین آن گردید. رمان واقع گرا در ایران به دلیل اهمیت و کارکرد خاص خود، همواره در تعامل با نهادهای اجتماعی بوده است و نویسندگان عموماً بیان واقعیت های اجتماعی را برای خود نوعی رسالت می دانسته اند. یکی از مضامین اجتماعی که در رمان های فارسی طرح شده، مضمون خانواده و توجه به این نهاد اجتماعی است. مفهوم خانواده در اکثر رمان های ایرانی نقش کلیدی دارد و همواره نقش اصلی داستان در درون خانواده معرفی می شود. از سویی، پرداختن به نقش هایی که انسان ها در خانواده به خود می گیرند، غالباً تصویرگر واقعیت های موجود جامعه است. به مناسبت شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر هر دوره، چگونگی توجه به مسئله نهاد خانواده در آن دوره متفاوت است و دغدغه نویسندگان در بازتاب مسائل خانواده با اوضاع اجتماعی زمانه مناسبت تام دارد. در بسیاری موارد، نویسندگان در قالب ترسیم سیمای خانواده، سیمای اجتماع را تصویر می کنند و از مناسبات میان اعضای خانواده به عنوان نمونه ای از روابط اجتماعی افراد، برای طرح مسائل کلان اجتماعی استفاده می کنند؛ به گونه ای که با پرداختن به جزئیات روابط افراد نزدیک به هم، الگویی از مناسبات کلان اجتماعی را بازتاب می دهند. مسئله اصلی این پژوهش، چگونگی بازآفرینی مناسبات خانوادگی در رمان فارسی از آغاز تا دهه پنجاه است که در قالب جریان های کلی ادبیات داستانی واقع گرا، به بررسی و تحلیل تصویری که از این نهاد اجتماعی در ادبیات بازتولید شده است، می پردازیم
میهن دوستی و ناسیونالیسم در دو سر طیف دلبستگی ملی با تعاریف، جهتگیریها و پیامدهای متفاوت قرار میگیرند. در این مقاله سعی شده است با توجه به نظریههایی که در زمینه دلبستگی ملی مطرح است، این مفهوم از منظر دیگری مورد بررسی قرار گیرد. هدف اصلی این مقاله توضیح دلبستگی ملی به معنای پیامد ارزیابی مثبت افراد از هویت ملیشان و مفهومسازی آن در دو شکل ناسیونالیستی و میهن دوستانه است. شکل ناسیونالیستی دلبستگی ملی احساس مثبت افراد به همراه پیشداوری، اتخاذ دیدگاههای غیر انتقادی و احساسی نسبت به کشور را نشان می دهد و در مقابل، شکل میهن دوستانه دلبستگی ملی احساس مثبت افراد بدون قضاوتهای پیشداورانه نسبت به سایر گروه ها و ملت هاست که اتخاذ دیدگاههای انتقادی و جهتگیریهای عاقلانه نسبت به ارزیابی کشور را در پی دارد.
در این پژوهش از روش اسنادی و تحلیلی استفاده کردهایم و با استفاده از کتب و اسناد معتبر در این زمینه به تبیین موضوع مورد بررسی پرداختهایم.همچنین جهت مستند سازی مطالب مطرح شده مبنی بر این که دلبستگی ملی در دو شکل میتواند تجلی کند، نظریههای مربوط به این حیطه را در قالب سه رویکرد نظری ناسیونالیستی، میهن دوستانه و دیدگاههایی که هر دو شکل را در خود می گنجانند و مورد بررسی قرار دادهایم.