شهروندی در نحوة ارتباط فرد با فرد و با جامعه معنا و مفهوم حقیقی خود را پیدا می کند به اعتقاد تی،اچ،مارشال اولاً شهروندی وضعیتی است که ناشی از عضویت کامل فرد در اجتماع است، ثانیاً کسانی که دارای این وضعیت هستند حقوق و تکالیف یکسان و برابری دارند. باید دانست که شهروندی با احساس مسؤولیت همراه است. فرهنگ شهروندی و عناصر کلیدی آن همواره در طول تاریخ از طرف متفکران و صاحب نظران علاقه مند به مسائل اجتماعی که تمدن و پیشرفت جوامع بشری را در استقرار فرهنگ شهروندی می دانند، از ادوار باستان تا کنون مورد بحث و چالش قرارگرفته است. هدف از این تحقیق بررسی فرهنگ شهروندی شهروندان تهرانی است. در این مقاله فرهنگ شهروندی با ابعادی چون مشارکت جوی، مسؤولیت پذیری و رعایت قوانین، سنجیده شده است. روش تحقیق اسنادی و پیمایشی است و نمونة مورد مطالعه 150 نفر از شهروندان منطقة 6 شهر تهران هستند که منطقة آماری به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید ومنطقة موردی ما منطقه 6 تهران است. پرسشنامه ها به صورت نمونه گیری سهمیه ای بین شهروندان تقسیم شد و افراد از نظربرخی متغیرهای جمعیت شناختی با یکدیگرهمتا شدند. گردآوری داده ها بر اساس پرسشنامه های اطلاعات زمینه ای،آزمون های محقق ساخته انجام شده است و داده های پژوهش با بهره گیری از شاخص آمار توصیفی و شاخص های مرکزی ،تحلیل شدند.
در فضای کنونی متأثر از گسترش نقش فزایندة رسانه ها و ابزارهای ارتباطی، تصور قالبی به عنوان یک مسئله قدیمی ابعاد جدیدی یافته و چالش های جدیدی را در حوزه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی موجب شده است. در این مقاله تلاش خواهد شد تصور قالبی و نقش رسانه ها در روابط بین گروه های هویتی مورد بررسی و سنجش (رویکردی پیمایشی) قرار گیرد. جامعة آماری این نوشتار شامل کلیة دانشجویان دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1390 تا 1391 می باشد. بر اساس یافته ها، شبکه های ماهواره ای، از بیشترین فراوانی در مقایسه با دیگر وسایل ارتباطی در خصوص ترویج ذهنیتی خاص نسبت به اقوام برخوردار است. تلویزیون داخلی، تلفن همراه و اینترنت نیز از سهم زیادی در این زمینه برخوردارند. در این میان، رادیو از فراوانی اندکی برخوردار است. بنابراین، با افزایش استفاده از رسانه های خارجی، میزان تصور قالبی افزایش خواهد یافت.
مذهب و ایمان جنبه های مهم تجربه بشری هستند. بنابراین اهمیت دارد که به نقش باورهای مذهبی در زندگی زناشویی پرداخته شود. هدف این مطالعه مقایسه و بررسی رابطه جهت گیری مذهبی و عمل به باورهای دینی با سازگاری زناشویی طلاب و دانشجویان بوده است. طرح این پژوهش علّی ـ مقایسه ای بوده و آزمودنی ها شامل 200 نفر (50 زوج دانشجو و 50 زوج طلبه) بودند که با نمونه گیری در دسترس از دانشجویان دانشگاه یزد و مدارس علمیه یزد انتخاب شدند.
ابزارهای پژوهش، مقیاس جهت گیری مذهبی بهرامی، پـرسشنامـه معبد و سـازگـاری زنـاشـویـی (DAS) است.
داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی و t مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند بین جهت گیری مذهبی و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد. سازگاری زناشویی با مذهب گرایی، همبستگی مثبت و با سازمان نایافتگی مذهبی، همبستگی منفی دارد. بین عمل به باورهای دینی و سازگاری زناشویی در هر دو گروه رابطه وجود دارد. همبستگی عمل به باورهای مذهبی با سازگاری زناشویی، بیشتر از همبستگی جهت گیری مذهبی با سازگاری زناشویی است. طلاب نسبت به دانشجویان از جهت گیری مذهبی، عمل به باورهای دینی و سازگاری زناشویی بالاتری برخوردارند و این سازگاری به دلیل داشتن توافق و ابراز محبت بالاتر از گروه دانشجویان نیست بلکه به دلیل رضایتمندی زناشویی بیشتر است. در نتیجه افراد مذهبی به دلیل باورهای مذهبی از رضایتمندی زناشویی و سازگاری بالاتری برخوردار هستند. هم چنین اعمال و باورهای مذهبی در افزایش رضایتمندی و سازگاری زناشویی، فرایند حل تعارض و گذشت و بخشندگی تأثیر دارند. همبستگی مثبت عمل به باورهای مذهبی، از طریق باورهای ضد طلاق و باور به این که خدا حامی زناشویی است توجیه می شود.
تحقیقات انجام شده در جهان نشان میدهد بیشترین سهم یادگیری از طریق یادگیری غیررسمی حاصل می شود، امّا آنچه عملاً در حال وقوع است تمرکز و صرف هزینه بر روی یادگیری رسمی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیّت یادگیری رسمی و غیررسمی دانشجویان در دانشگاه افسری امام علی(ع) انجام شده است؛ روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و به شیوه توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه کلیه دانشجویان هستند که تعداد 195 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده است؛ ابزار گردآوری دادهها علاوه بر مطالعات کتابخانهای، شامل پرسش نامه شلی و سونگ(2008) است که با توجّه به نیاز دانشگاه بومی شده است. دادهها با استفاده از آزمون فریدمن و ویلکاکسون تحلیل شده است. یافتههای پژوهش نشان داد، روشهای مؤلفه یادگیری رسمی کمترین و روش های دو مؤلفه یادگیری غیررسمی بیشترین ارتباط را با یادگیری دانشجویان دارند؛ همچنین روشهای منبع تعاملات اجتماعی- انسانی بیشترین رابطه را با یادگیری دانشجویان دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه دانشجویان دانشگاه های دولتی تهران و مقایسه این ویژگی ها به تفکیک جنسیت، مقطع تحصیلی، رشته تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل انجام گرفته است. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد شده «سنجش ویژگی های شخصیتی کارآفرینان ایرانی» در 8 بعد با ضریب پایایی 909/0 است. نتایج و یافته های این تحقیق حاکی از آن است که دانشجویان نمونه در ابعاد ریسک پذیری، سلامت فکر و چالش طلبی در وضعیت ضعیف قرار داشته، در ابعاد کانون کنترل، توفیق طلبی، عمل گرایی و رویاپردازی در وضعیت قوی، در بعد تحمل ابهام در وضعیت بسیار قوی و در کل روحیه کارآفرینی دانشجویان نمونه دارای وضعیت قوی ارزیابی شده است. سایر نتایج نشان می دهد که میان دو گروه دانشجویان زن و مرد در خصوص میزان برخورداری از ریسک پذیری، رویاپردازی و چالش طلبی و در کل بین روحیه کارآفرینی تفاوت معنادار وجود دارد.
هدف از نگارش این مقاله تبیین نظری وتجربی مدل تحلیلی است که در آن میزان دینداری و ابعاد آن متغیر مستقل و سرمایه اجتماعی به مثابه متغیر وابسته تعریف گردیده اند. با توجه به مباحث نظری مطرح در حوزه سرمایه اجتماعی و دیدگاه صاحبنظرانی چون کلمن، پاتنام و فوکویاما، مؤلفه های "اعتماد"، "انسجام " و"مشارکت" به عنوان مؤلفه های اصلی سرمایه اجتماعی درنظر گرفته شده اند. این تحقیق میان کارکنان صنایع پتروشیمی انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی وابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه دارای اعتبار و قابلیت اعتماد می باشد. جامعه آماری شامل تمام کارکنان رسمی شرکت های پتروشیمی واقع در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی در ماهشهر می باشد. این افراد در 8 شرکت پراکنده و 3100 نفر می باشند. از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده گردید به طوری که از بین کارکنان، به صورت تصادفی نمونه گیری به عمل آمده است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده و تعداد نمونه مورد نیاز، 320 نفر برآورد گردید. بر اساس یافته های تحقیق وجود رابطه مثبت و مستقیم بین دینداری با سرمایه اجتماعی به اثبات رسیده است.
روش شناسی بنیادین، مسیری است که نظریه در آن تولید می شود. بر این مبنا، معرفت اجتماعی سید قطب، ملهم از دو جریان ظاهرگرایی و کلام اشعری است. ضرورت بازگشت به عقاید نسل اول مسلمانان به شیوه ای جهادی، اندیشه وی را به جریان سلفی نیز پیوند داده است. در پژوهش حاضر، با استفاده از فنون روش اسنادی و با رویکردی انتقادی در سطح توصیف و تفسیر، روش شناسی بنیادین معرفت اجتماعی سید قطب در چهار حوزه بررسی شده است: 1) حوزه «عقیده» که در آن نوعی دوسویگی معرفت شناختی بین ساختار جامعه و عقاید مردم شناسایی می شود؛ 2) حوزه «جهاد» که در آن، پردازش نظریه تغییر اجتماعی مطرح شده است؛ 3) حوزه «تمدن اسلامی» و «انواع جامعه» که بر اساس عقیده، مفصل بندی شده است؛ 4) حوزه «علم و فرهنگ» که به اعتقاد سید قطب، از تکثر ذاتی برخوردار است. روش شناسی بنیادین سید قطب، نوعی رویکرد انتقادی به شرایط اجتماعی و مکاتب فکری دارد و می توان این رویکرد را با چهار مؤلفه «ارزش های اسلامی و جامعه اسلامی»، «برگزیدگان و تغییر اجتماعی»، «ارزش و کنش» (پراکسیس) و «واقع گرایی» صورت بندی کرد. رواج مکاتب اجتماعی گوناگون، به ویژه مسئله استعمارگری غرب، به عنوان یکی از مهم ترین زمینه های وجودی غیرمعرفتی در معرفت اجتماعی سید قطب، دغدغه احیای تمدن اسلامی را برای وی پدید آورد. نفوذ اندیشه اجتماعی سید قطب در دوره معاصر، بر برخی از حرکت های جهادی (سلفی) در منطقه خاورمیانه و نیز بر وقایع اجتماعی کشورهایی مانند مصر و سوریه تأثیر گذاشته است. چنین وضعیتی، ضرورت تدقیق و بازخوانی معرفت اجتماعی سید قطب را مضاعف می کند
الگوی روابط بین فرهنگی اقلیت ها با یکدیگر و بافرهنگ مسلط و نیز ارتباط آن با مفهوم شهروندی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهشگران با بررسی رویکردهای نظری در زمینه شهروندی و فرهنگ و انجام مطالعه اقدام به بررسی روابط برون گروهی ارامنه تهران در جامعه متکثر و چند فرهنگی ایران کرده اند. سال این است که 1 نسبت و ارتباط ارامنه با جامعه بزرگ تر ایران چگونه است؟ 2 آن ها چه نگاهی نسبت به جامعه غیر ارمنی دارند و چگونه رفتار خود را نسبت به برون گروه تنظیم می کنند و در این میان نقش نهادهای اجتماعی برون گروهی چیست؟ 3 نگرش ها و رفتار های ارامنه تا چه اندازه باارزش های مدنی و شهروندی همسو است؟ نتایج حاکی است که پاره ای از عوامل فرهنگیِ درون گروهی به همراه نهاد های اجتماعی غیرهمسو با ارزش های مدنی مانع شکل گیری روند ادغام فرهنگی در تعاملات روزمره ارامنه با جامعه بزرگ تر شده است. روش انجام این پژوهش انسان شناختی و ژرفانگر است و گرداوری اطلاعات نیز عمدتاً از طریق مصاحبه های عمیق انجام شده است.
کشور ایران با فرهنگ کهنی بیش از سه هزار سال، قلمرو اقوام گوناگونی با فرهنگ های متنوع و غنی از دانش بومی بوده است. با توجه به تنوع اقلیمی و قومی، دانش بومی بسیار کارآمدی در حوزه هایی چون شیوه های درمان بومی و گیاهان دارویی در ایران به وجود آمده است. این مقاله، بر اساس تحقیق میدانی و اسنادی درباره اقوام ساکن استان هرمزگان در مناطق بندر لنگه، هرمز، میناب و بندرعباس انجام شده است و به بررسی مراسم آیینی درمانی ”زار“ یا”اهل هوا“ می پردازد. شناخت اهل هوا، بررسی موقعیت و ویژگی های درمانگران بومی این مراسم یعنی ”بابازار“ و ”مامازار“، که به مداوای بیمارانی می پردازند که توسط باد های نامرئی تسخیر شده اند، از جمله اهداف این تحقیق است.