ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۵۰۱ تا ۱۶٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۱۶۵۰۱.

تحلیل اجتماعی مزاحمتهای خیابانی و واکنشهای انفعالی دختران نسبت به آن (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه مازندران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۳
مقدمه: خشونت علیه زنان از دیرباز در جوامع مختلف صرف نظر از هر گونه طبقه، مذهب و نژاد وجود داشته است. یکی از اشکال خشونت علیه زنان که توسط افراد غریبه، در بیرون از محیط خانواده و در مکانهای عمومی رخ می دهد، مزاحمتهای خیابانی است. مزاحمتهای خیابانی به عنوان نوعی از خشونت علیه زنان که جنسیت زن را مورد تحقیر قرار می دهد، یکی از آشکارترین جنبه های آزار جنسی در سطح عمومی جامعه است. این نوع از خشونت، می تواند پیامدهای منفی متعددی هم برای زنان قربانی (به شکل افزایش آسیبها و اختلالات جسمی و روانی) و هم برای جامعه (به شکل محروم شدن از فعالیتهای اجتماعی زنان) به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه بخش اعظم تحقیقات انجام شده داخلی در حوزه خشونت علیه زنان، به خشونتهای خانگی اعمال شده توسط شوهران پرداخته اند، به موضوع مزاحمتهای خیابانی و جنسی، توجه کمتری شده است. مزاحمتهای خیابانی با وجود سکوتی که سالها بر محافل علمی حاکم بود، در دهه های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. محققان و پژوهشگران خارجی در کشورهای مختلف دنیا به دنبال شناخت علمی این مسأله برآمده اند. اما در داخل کشور تحقیقات انجام شده در این زمینه بسیار اندک است. نظر به شیوع مزاحمتهای خیابانی در برخی شهرهای کشور مانند تهران، مشهد، کرمان، گرگان، شیراز و سنندج ، هدف از انجام این پژوهش، تحلیل اجتماعی مزاحمتهای خیابانی نسبت به دختران و واکنشهای منفعلانه ای که آنها به این مزاحمتها نشان می دهند، است. روش: این پژوهش با روش کمی انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه 6399 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه مازندران هستند که 362 نفر از میان این دانشجویان، با روش نمونه گیری طبقه بندی شده متناسب و تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه بوده است و داده ها به وسیله نرم افرار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از این است که بیشترین پاسخگویان، دانشجویان دختر جوان (میانگین سنی 22.1 سال)، ساکن خوابگاه دانشجویی و در مقطع کارشناسی بوده اند. این پاسخگویان بیشتر متعلق به خانواده هایی با پایگاه اقتصادی- اجتماعی پایین و متوسط بوده اند. به علاوه، 97.4 درصد از پاسخگویان نوعی از مزاحمت خیابانی در طول یک سال گذشته را تجربه کرده اند، در حالیکه 14.1 درصد از آنها مزاحمت خیابانی را روزانه گزارش کرده اند. الگوهای ایجاد مزاحمت نشان می دهد که مزاحمان، مردان جوان (زیر 29 سال) هستند که قربانیانشان را اغلب در مکانهایی مثل خیابانها، پارکها، بازارها و در زمان بین عصر تا شب مورد مزاحمت قرار می دهند. بحث: طبق یافته های پژوهش حاضر، مزاحمتهای خیابانی بدون در نظر گرفتن سن قربانی، و در زمانها و مکانها مختلف صورت می گیرد و پذیرش ارزشهای مردسالارانه موجب واکنش انفعالی تر به این مزاحمتها می شود. این یافته ها، همسو با نظریه فمنیسم رادیکال است که در آن بر روی چگونگی نظارت مردان بر زنان و همچنین به کارگیری خشونت علیه آنان تأکید می ورزد. هدف اغلب پژوهشهای رادیکال فمنیستی تحلیل خشونت مردان نسبت به زنان است و پرده برداری از این واقعیت که ارزشهای مردسالارانه، این خشونت را پنهان می کنند، کم اهمیت جلوه می دهند یا گناهش را به گردن زنان می اندازند. طبق این نظریه، خشونت علیه زنان و عکس العملهای منفعلانه زنان در رابطه با متلکهای جنسی، نشان می دهد زنان در یک نظام مردسالار سرکوب شده اند. علاوه بر این، میزان پذیرش کلیشه های نقش جنسیتی توسط زنان و دختران بر واکنش انفعالی نسبت به مزاحمتهای خیابانی تأثیری ندارد. طبق آزمون همبستگی پیرسون، متغیر پذیرش کلیشه های نقش جنسیتی با متغیر واکنش به مزاحمتهای خیابانی همبستگی معنادار دارد، ولی نتایج تحلیل رگرسیونی، نشان داد که با افزایش پذیرش کلیشه های نقش جنسیتی، میزان واکنش انفعالی نسبت به مزاحمتهای خیابانی، افزایش نمی یابد و افرادی که مطابق کلیشه های نقش جنسیتی خود عمل می کنند، واکنش انفعالی تری را در مقایسه با سایر زنان و دختران، نشان نمی دهند. به علاوه این نتیجه حاصل شده است که میزان یادگیری اجتماعی از خانواده، دوستان و همسالان بر واکنش انفعالی نسبت به مزاحمتهای خیابانی تأثیری ندارد، زیرا رفتار افراد ممکن است تحت تأثیر عوامل فراوانی باشد که نتوان آنها را به عواملی همچون مشاهده و تقلید، تقلیل داد. به نظر می رسد بین فرایند یادگیری به عنوان گام اولیه برای انجام رفتار، تا وقوع رفتار به عنوان مرحله نهایی، عوامل و شرایط گوناگونی می توانند به عنوان عوامل تعدیل کننده مداخله کند. لذا به نظر
۱۶۵۰۲.

بررسی نگرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی نسبت به خوداشتغالی ( مطالعه موردی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۷۳
مقدمه: خوداشتغالی بهترین گزینه برای آماده نمودن فراگیران نظام آموزش عالی جهت اشتغال در بازار کار در آینده و برخورد با مشکل بیکاری است. از آن جایی که نگرش روی رفتار فرد اثر دارد، بنابراین نگرش نسبت به خوداشتغالی در خوداشتغال شدن یا نشدن، بسیار مؤثر است. با تقویت نگرش دانشجویان، زمینه های اشتغال آنها در آینده فراهم شده و گامهای مؤثری در راستای توسعه اجتماعی به ویژه توسعه و بهبود موقعیت اجتماعی نسل جوان و تحصیلکرده در آینده برداشته می شود. در صورت نامطلوب بودن نگرش دانشجویان می توان برنامه های درسی مناسب را به منظور بهبود نگرش دانشجویان تدوین نمود. اکثر مطالعاتی که در نظام آموزش عالی ایران نگرشهای کارآفرینانه و خوداشتغالی دانشجویان را بررسی نموده اند از یک سری مقیاسهای از پیش تعیین شده استفاده نموده اند. این در حالی است که دانشجویان در بافت و جامعه های مختلفی از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زندگی می کنند و احتمال این که نگرشهای متفاوتی داشته باشند، وجود دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی نسبت به خوداشتغالی به انجام رسید. روش: رویکرد کلی تحقیق کمی-کیفی و به لحاظ هدف کاربردی است. در بخش کیفی از روش شناسی کیو استفاده شد اما تحلیل آن با نرم افزار SPSS انجام می شود. در مطالعات کیو پژوهشگر، نمونه را از میان افرادی انتخاب می کند که ارتباط خاصی با موضوع تحقیق دارند یا دارای عقاید ویژه ای هستند. جامعه مورد مطالعه در قسمت کمی شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه بودند (112 نفر از دانشجویان دکترا و 358 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد). برای تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعداد 212 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. همچنین در بخش کیفی از روش گلوله برفی برای نمونه گیری استفاده شد. بر این اساس تعدادی از دانشجویان به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. پس از انجام 25 جلسه در قالب گروههای بحث متمرکز و مصاحبه های انفرادی با 52 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی کرمانشاه، اشباع نظری حاصل شد؛ به این معنی که با انجام مصاحبه های بعدی اطلاعات دیگر به اطلاعات قبلی تحقیق افزوده نشد. در ضمن، رابطه بین ویژگیهای فردی افراد مورد مطالعه با نگرش آنها نسبت به خود اشتغالی با استفاده از تحلیل همبستگی بررسی شد. یافته ها: جنسیت، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی روی نگرش افراد نسبت به خوداشتغالی مؤثر است. به منظور دسته بندی نگرشهای دانشجویان و تحلیل داده های تحقیق از تحلیل عاملی اکتشافی نوع کیو با استفاده از نرم افزار SPSSver.20 استفاده شد. تحلیل روش شناسی کیو نیز نشان داد که نگرش دانشجویان نسبت به خوداشتغالی شامل نگرش مسئولیت پذیر، نگرش خلاق، نگرش ریسک پذیر و نگرش مدیرگرا می باشد. بحث: ویژگیهای شخصیتی دانشجویان در ایجاد و شکل گیری مفهوم انتزاعی و بسیار مهم نگرش نسبت به خوداشتغالی مؤثر است و حتی می تواند آینده آنها را تحت تأثیر این مفهوم ذهنی قرار دهد. جذاب و لذت بخش بودن خوداشتغالی، استقلال مالی حاصل از انجام فعالیتهای خوداشتغالی، ریسک پذیر بودن در انجام کارهای جدید، خلاقیت و این که سرنوشت هر فردی به دست خود اوست افراد را در دسته های جداگانه ای قرار می دهد.
۱۶۵۰۳.

بررسی سبک زندگی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۳۷
مقدمه: سبک زندگی از جمله مفاهیمی است که در دنیای امروزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بخشی از زندگی است که عملا در حال تحقق یافتن بوده و دربردارنده طیف کامل فعالیتهایی است که افراد در زندگی روزمره انجام می دهند.. در پژوهش حاضر انواع سبک زندگی دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن بررسی شده است. با توجه به موضوع، تئوریهای جامعه شناختی افرادی نظیر وبلن، زیمل، بوردیو، پاتنام، گیدنز، چینی، اوسیم، فاضلی، پترسون، گانزبوم و دی گراف و همچنین تئوریهای روان شناختی اریکسون، آدلر و کورت لوین مورد بررسی قرار گرفت. روش: این پژوهش با روش پیمایش بین 313 نفر دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری انجام گردید. جهت نمونه گیری از فرمول برآورد حجم نمونه کوکران و روش نمونه گیری طبقه ای استفاده شد. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود که ابتدا با 30 پرسشنامه پیش آزمون انجام شد و پس از تأیید روایی و پایاییسؤالات، سایر پرسشنامه ها نیز تکمیل و داده ها از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفتند. سبک زندگی در 4 حوزه مدیریت بدن، سلامت، مصرف و اوقات فراغت تعریف و سنجش شد و دانشجویان برحسب ویژگیهای سبک زندگی، به سه طبقه سنتی، مدرن و ترکیبی دسته بندی شدند جهت آزمون فرضیات، از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، T دو نمونه مستقل و F، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: در میان انواع سبک زندگی (سنتی، مدرن و ترکیبی)، اکثریت دانشجویان (60.1%) سبک زندگی ترکیبی داشته اند. همچنین میان متغیرهای تحصی لات، سن و سرمای ه اجتماع ی با متغیر سبک زندگی همبستگ ی وجود دارد. این درحالی است که همبستگی میان متغیرهای وضعیت اشتغال، مدت زمان اقامت در شهر و جنس با متغیر وابست ه تأیید نگردید. با توجه به ضرایب رگرسیونی، تنها متغیرهای سرمایه اجتماعی و سن به طور مستقیم و مثبت بیشترین تأثیر را بر سبک زندگی دارند (متغیر سن با بتای 0.21 و متغیر سرمایه اجتماعی با بتای 0.15 بیشترین تأثیرات را بر متغیر وابسته داشته اند). اگرچه متغیرهای مستقل دیگ ر (وضعیت اشتغال، تحصیلات، جنس و مدت اقامت در شهر) به طور غیر مستقی م تأثیری جزئی بر سبک زندگ ی داشتند، ولی مجموع تأثی رات آنها بر متغیر مستق ل منفی و معک وس بود. بحث : پژوهش حاضر نشان داد که با افزایش سن (در فاصله سنی 50-20سال) سبک زندگی دانشجویان مدرن تر می شود و درمیان متغیرهای اجتماعی، متغیرسن بیشترین تأثیر را بر سبک زندگی دانشجویان داشته است. بدین معنی که هرچه سن دانشجویان در گروه سنی مذکور بیشتر باشد نیازها متنوع تر شده و در نتیجه سبک زندگیشان مدرن تر خواهد بود. لذا به نظر می رسد در بررسی سبک زندگی دانشجویان غیر از عوامل یاد شده، می توان عامل یا عوامل دیگری را نیز دخیل دانست. همچنین بین انواع سبک زندگی (مدرن، ترکیبی و سنتی)، اکثریت دانشجویان سبک زندگی ترکیبی داشته اند که نشان می دهد علی رغم توسعه شهرنشینی و مدرنیسم، هنوز ارزشهای سنتی اهمیت خود را در میان جوانان حفظ نموده اند و این مسأله می تواند متأثر از آموزه های دینی و فرهنگ ایرانی ما باشد.
۱۶۵۰۴.

مقایسه تغییرات رفاه سرانه ایران به دلیل افزایش نابرابری در دو سال 1382 و 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۸
مقدمه: معضل اساسی که اقتصاد ایران در دهه 80 با آن مواجه بود، کاهش توان مالی دولت در ادامه دادن یارانه های اقتصادی بوده است که منجر به عدم شروع و همچنین ادامه دادن پروژه های عمرانی و حیاتی کشور شده بود و الگوی مصرف جامعه را از حالت بهینه خارج کرده بود و غیره. این دلایل باعث شد دولت شروع به اصلاحات اقتصادی (از جمله آژادسازی قیمت حامل های انرژی) با عنوان طرح تحول اقتصادی از زمستان 88 نماید که همزمان با آن، شوک های بیرونی مانند افزایش قیمت نفت و غیره نیز اتفاق افتاد و تاثیر عمیقی بر متغیرهای اصلی اقتصاد ایران از جمله نابرابری گذاشت. اینکه تغییرات نابرابری ایجاد شده در این دوره، چه تأثیری بر رفاه سرانه ایران گذاشته است در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر مساله ای که این تحقیق به دنبال حل آن است برآورد صرفا تاثیرات تغییر در توزیع درآمد (نابرابری) بر رفاه در سال 1390 نسبت به 1382 می باشد نه تغییرات درآمد. روش: در این مقاله از مطلوبیت نهایی مصرف به عنوان شاخص رفاه سرانه استفاده شده است. تابع مورد استفاده رفاه نیز، برگسون-ساموئلسون می باشد که هم تاثیرات درآمد بر رفاه را لحاظ می کند و هم توزیع درآمد را. در تابع مطلوبیت نهایی مصرف برگسون- ساموئلسون که از دو پارامتر مصرف سرانه و کشش مطلوبیت نهایی مصرف/درآمد تشکیل شده است، پارامتر دوم نشان دهنده تغییرات نابرابری است. رویکردهای مختلفی برای برآورد این کشش وجود دارد اما دو رویکرد شواهد رفتاری و ارزش های آشکارشده معتبرتر از بقیه هستند که در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته اند. محاسبه تغییر رفاه در اثر نابرابری نیز برای دوره بلندمدت 8 ساله انجام شده است و انتظار می رود نتایج آن تحت تأثیر اثرات کوتاه مدت نباشد؛ یعنی قابل استفاده در سیاست گذاری های بلندمدت می باشد. یافته ها: رفاه سرانه ایران در سال 1390 نسبت به سال 1382، 5.23 درصد به دلیل افزایش نابرابری، کاهش یافته است. شایان ذکر است در دوره مذکور، در جامعه، بیزاری از نابرابری افزایش یافته است. بحث: قدر مطلق کشش مطلوبیت نهایی مصرف در ایران با استفاده از رویکرد شواهد رفتاری برای دوره های 1344-1382 و 1362-1390 به ترتیب برابر 1.56 و 1.92 برآورد شده است که نشان دهنده بیزاری از نابرابری است. در واقع، این افزایش بیزاری از نابرابری، باعث کاهش رفاه سرانه ایران به اندازه 5.23% شده است. شایان ذکر است کشش مطلوبیت نهایی مصرف بر اساس رویکرد دوم (ارزش های آشکارشده) 1 می باشد که به دلیل بالا بودن سهم درآمد نفتی در درآمدهای دولت این رویکرد نتیجه اریبی به دست داده است و قابل اتکا نیست.
۱۶۵۰۵.

چالش های اجرای نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی در ایران دهه ۹۰(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۲۴۱
مقدمه: با وجود سابقه بیش از 50 سال برنامه ریزی مدون و قریب به 90 سال پیشینه تاریخی در اقدامات رفاهی ایران، همچنین با گذشت بیش از 36 سال از انقلاب اسلامی که شعار حمایت از مستضعفین و ایجاد برابری و عدالت را سرلوحه خود قرار داده بود، و مهم تر از همه وجود قانون اساسی که با اصول متعدد خود همچون اصل 29، دولت رفاهی را وعده می داد؛ هنوز چتر ایمنی به طور کامل جامعه را پوشش نمی دهد. چنانکه شاخصهایی چون فقر شدید، فقر مطلق و فقر نسبی جمعیت قابل توجهی را متأثر می نماید. در پژوهش حاضر، رویکرد نهادی در تحلیل سیاستهای رفاهی به کارگرفته شده است. روش این پژوهش اسنادی است که طی آن مقالات، کتب، اسناد و قوانین و مصاحبه ها بررسی و مرور شده و از طریق تکنیک تحلیل ثانویه مورد بررسی قرار گرفته است. مرور انتقادی: نبود یک ساختار کارآمد و متمرکز رفاهی منجر به عدم انسجام و سوء استفاده از منابع رفاهی موجود شده است. قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی نیز در عمل و عرصه اجرا نتوانست ناکارآمدی تاریخی ساختاریافته را حل نماید. هرچند موسسات موازی دولت، نقش مطلوبی در ارائه بخشی از خدمات و حمایتها داشته اند اما در نبود یک ساختار کارآمد و متمرکز رفاهی مبتنی بر اطلاعات به روز، منجر به عدم انسجام، موازی کاری، پراکندگی و سوء استفاده از منابع رفاهی موجود شده است. با توجه به این موضوع، جامعه ایران در سال 83 به نقطه بلوغی رسید که لزوم این انسجام، در قالب قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی بر عهده دولت گذاشته شد. بحث: این مقاله استدلال می کند که دولتهای حاکم در طول دوره بررسی شده، بدون توجه به ماهیت سیاسی شان بر اساس نیازهای به وجود آمده در جامعه، با رویکردی درمانی به جای پیشگیری، برای انجام و اجرای امور رفاهی اقدام به ساختار سازی، ایجاد سازمانها و دیوانسالاری نموده اند. این سازمانها در طول فعالیت به جای تلاش برای رفع نیاز جامعه به نهادهایی تبدیل شده اند که در پی حفظ قدرت و منافع درونی خود بوده و به ابزار بقای سازمان تبدیل شده اند. به دلیل فقدان توانایی انباشت انواع سرمایه در جامعه ایران، این موضوع به صورت تاریخی تکرار میشود و حاصل آن اتلاف منابع و زمان از یک سو و عدم دستیابی به اهداف از سوی دیگر است. اما تعدد نهادهای اجرایی که بودجه کلانی ازدولت را به خود اختصاص می دهند و در عین حال توان پوشش حداکثری را ندارند. موازی کاری سازمانی و فعالیتهای تکراری در کنار ساختارهای ناکارآمد سنتی و کارشناسی ضعیف (عاملیتها) منجر به پراکندگی گسترده در عرصه رفاهی کشور شده است. فقدان دستگاهی که مسئولیت مستقیم بر رفاه کشور داشته باشد و فقدان شفافیت نظارت دولت بر بخش رفاهی مشهود است. چنین ساختاری نیازمند اصلاح است اما ایجاد منفعتهای فردی (در سطح مقامات سازمانی و میانی) این اصلاح ساختار را تحت تأثیر قرار می دهد. این منافع تعارض بین سازمانها را دامن میزند دولت چه قبل و چه بعد از انقلاب نتوانسته بر منافع موجود در سازمانها غلبه کرده و بنیادهای رفاهی را تحت نظارت درآورد. ساختارهای غیر رسمی موجود در سازمانها که پنهان از ارزیابیها و نگاه ناظران بیرونی است، منافع موجود و صاحبان منافع را حمایت می کند و اجازه تغییر ساختارها را نمی دهند.
۱۶۵۰۶.

سنجش فضایی شاخصهای کیفیت زندگی در محله های شهر بم بعد از زلزله با استفاده از مدلهای تصمیم گیری چندمعیاره(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۲۲
مقدمه: شهر به عنوان بستر زیست بشر نقش اساسی در احساس رضایتمندی داشته و در واقع شکل دهنده سبک زندگی انسان و تعیین کننده کیفیت زندگی اوست. اما رشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و پیچدگی ماهیت مسائل شهری موجب شده تا تأکید و توجه مدیران و برنامه ریزان بیش از هر زمان دیگر به سطوح پایین و ملموس کیفیت زندگی شهروندان معطوف شود، به طوری که امروزه کیفیت زندگی، یکی از دغدغه های اصلی حکومتهای محلی و مدیریت شهری شده است. از آنجایی که نتایج حاصل از مطالعات کیفیت زندگی می تواند به ارزیابی سیاستها، رتبه بندی مکانها، تدوین استراتژیهای مدیریت و برنامه ریزی شهری کمک کرده و درک و اولویت بندی مسائل اجتماعی برای برنامه ریزان و مدیران شهری به منظور ارتقای کیفیت زندگی شهروندان را تسهیل سازد؛ لذا مقاله حاضر با هدف سنجش و ارزیابی کیفیت زندگی و سطح بندی محله ها و به منظور ارائه تصویری روشن از وضع موجود توزیع کیفیت زندگی و ارائه راهکارهایی در جهت بهبود و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهر بم صورت گرفته است. روش: تحقیق توصیفی-تحلیلی و نوع آن کاربردی است. شاخصهای پژوهش، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیطی است. روشهای گردآوری اطلاعات به دو روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه) است. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی صوری و برای تعیین پایایی ، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که مقدار آن 867/0 به دست آمد. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان بالای 15 سال ساکن در محله های بم (جمعیت سال 1390 ) است که با استفاده از فرمول کوکران 322 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و سپس با توجه به جمعیت هر محله (بیست وهشت محله) به توزیع پرسشنامه ها اقدام شد. همچنین از مدلهای تاپسیس و ویکور برای محاسبه رتبه بندی محله های شهر از نظر کیفیت زندگی استفاده شد. در عین حال، جهت وزن دهی به معیارها نیز از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گیری شده است. یافته ها: یافته ها نشان دهنده وجود نابرابری و تفاوت معنادار بین محله های بم از نظر شاخصهای کیفیت زندگی است. 1/32% محله ها دارای وضعیت مطلوب و مناسب، 4/21% آنها در وضعیت نیمه مطلوب و متوسط و 4/46% نیز در وضعیت پایین تر از متوسط قرار دارند. محله های مطلوب از نظر شاخصهای کیفیت زندگی بیشتر در منطقه دو، در غرب و مرکز شهر و در طرف مقابل، محله های نامطلوب از نظر شاخصهای کیفیت زندگی اکثراً در منطقه یک و نیمه شرقی و به طور خاص در ناحیه یک شهر و اطراف ارگ تاریخی بم واقع شده اند. افزایش میزان و کیفیت تسهیلات و خدمات شهری، پایدارسازی امنیت اجتماعی در محله های نامطلوب و توجه ویژه مسئولان به رفع معضل بیکاری در محله های فقیر و نامطلوب شهر و ارائه راهکارهایی جهت ایجاد اشتغال پایدار برای ساکنین آنها از طریق معرفی پتانسیلها و جاذبه های توریستی بم و جذب گردشگر می تواند به ارتقای کیفیت زندگی در این شهر کمک کند. بحث: امروزه نواحی شهری با چالشهای مهمی در زمینه های محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، کمبود مسکن و خدمات ناکافی شهری رو به رو هستند که این مشکلات کیفیت زندگی شهری را به شدت کاهش می دهند. با توجه به اینکه شهر بم یک شهر بازسازی شده ناشی از حادثه زلزله است و تمایزات تاریخی بین محله های آن به لحاظ قدمت وجود ندارد، انتظار می رود که در سطح محله های این شهر توسعه برابر، یکسان و همگون وجود داشته باشد و از نظر شاخصهای کیفیت زندگی تعادلی بین محلات برقرار باشد اما با نگاهی به عمق معیشت ساکنان این محله ها چنین استنباط می شود که نابرابریهای زیادی از نظر شاخصهای کیفیت زندگی میان محله های بم وجود دارد و نتایج تحقیق حاضر گویای این واقعیت است که شهر بم امروزه سیمایی از فضای کالبدی و اقتصادی – اجتماعی دوگانه ای به خود گرفته است که در یک سو گروه برخوردار و در سوی دیگر افرادی با حداقلهای زندگی قرار دارند.
۱۶۵۰۷.

جایگاه و موانع اجرایی طرح پزشک خانواده در نظام سلامت ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۲۶۷
مقدمه: طرح پزشک خانواده به عنوان یکی از مهم ترین سیاست گذاریهایی است که در دهه اخیر در عرصه نظام سلامت مطرح شده، ازاین رو اهمیت و ضرورت مطالعه آن دقیقاً از اهمیت و جایگاه سلامتی در توسعه و رفاه جامعه نشأت می گیرد. بدین جهت، هدف پژوهش حاضر، مطالعه جایگاه و روند اجرایی برنامه پزشک خانواده در نظام سلامت ایران است، اینکه از چه پیشینه تاریخی، قانونی و اجرایی برخوردار است؟ و در زمینه اجرا با چه چالشها و موانعی مواجه بوده است؟ روش: پژوهش حاضر در قلمرو پژوهش کیفی است که در آن نمونه گیری مبتنی بر هدف است و برای جمع آوری داده ها از تحلیل اسنادی و مصاحبه استفاده شده است. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه نیز از طریق تحلیل مضمون بر اساس کدگذاری صورت گرفت. یافته ها: هم زمان با دستیابی به پیشینه تاریخی، مبانی قانونی و روند اجرایی برنامه پزشک خانواده، موانع اجرایی برنامه از نظر بستر و زمینه های آن تحت عنوان 4 مقوله اصلی شناسایی شد: «قائم به فرد بودن برنامه ها و تأثیر تغییرات مدیریت و دولت بر برنامه ملی»، «چالش ناشی از نحوه حمایت دولت دهم از پزشک خانواده»، «چالشهای فرهنگی»، «قانون گریزی، عدم اراده و تعهد سیاسی مسئولین ارشد کشوری». نتیجه گیری: پزشک خانواده که از سال 1381 به تدریج در نظام سلامت مطرح شد، می بایست برحسب قوانین موجود، چون برنامه های 5 ساله توسعه چهارم و پنجم تاکنون در سرتاسر ایران اجرایی می شد، ولی آنچه در عمل به وقوع پیوست، محدود شدن اجرای آن به روستاها و دو استان فارس و مازندران آن هم به سبک و سیاقی متفاوت از خود برنامه پزشک خانواده است که در این راستا مطالعه موانع اجرایی آن نمایان ساخت که بسیاری از زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که لازمه اجرای برنامه بودند، مهیا نبوده، زمینه هایی که نقش کلیدی در موفقیت و شکست هر برنامه ای داشته و در عرصه سیاست گذاری ضرورتاً باید بدانها توجه شود
۱۶۵۰۸.

راهبردهای مطلوب ترویج فرهنگ عفو و گذشت برا ی سیمای ج.ا.ا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۴۰۹
  مسأله اصلی این تحقیق دستیابی به مطلوب ترین راهبردهای ترویج فرهنگ عفو و گذشت برای کودکان برای سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشد. این راهبردها به سیما این امکان را می دهد که با توجه به نظریه مدل کاربردی برای گزینشگری مخاطبان، به ترویج فرهنگ عفو و گذشت در کودکان ایران اسلامی کمک نماید. این تحقیق با استفاده از روش مصاحبه عمیق و با بهره گیری از الگوی برنامه ریزی استراتژیک دیوید انجام شد. به همین منظور برای دستیابی به اهداف تحقیق از نظرات خبرگان در این حوزه کمک گرفته شد. بر این اساس ابتدا مأموریت سیما و چشم انداز آن در این موضوع مشخص شد. در ادامه با ارزیابی عوامل درونی و بیرونی سیما، اهداف بلند مدت سیما تعیین و در نهایت راهبردهای مطلوب شناسایی و اولویت بندی شدند. نتیجه این تحقیق نشان داد راهبردهای رقابتی مناسب ترین راهبردها برای سیما کودک تشخیص داده شدند. در انتها راهبردهای رقابتی تدوین شده برای سیما اولویت بندی شدند. نتیجه این تحقیق نشان داد؛ مهمترین راهبرد برای سیما «آموزش تفکر انتقادی در برنامه های کودک تلویزیون (سیمای ملی) و ایجاد بستر مناسب برای یادگیری مهارت های اجتماعی و اجتماعی شدن در راستای ترویج فرهنگ عفو و گذشتبرای کودکان» که به خوبی با نظریه یادگیری اجتماعی و ترویج مطابقت دارد.
۱۶۵۰۹.

کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۵ تعداد دانلود : ۳۵۸
این پژوهش باهدف ارزیابی کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان کارشناسی دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم در شهر تهران به روش پیمایش، با پرسشنامه محقق ساخته و نظرخواهی از 500 نمونه منتخب به صورت شبه تصادفی و نسبی، انجام شده است. برای تعیین روایی پرسشنامه از پرسش های آزمون شده در پژوهش های مشابه و آراء متخصصان استفاده شده و پایایی آن با استفاده از روش سازگاری درونی و برآورد شاخص آلفای کرونباخ 20 نمونه اولیه در حد 84/0 تأییدشده است. کیفیت زندگی کل دانشجویان، دانشجویان بومی و دانشجویان غیربومی به طور معنی داری به ترتیب کمتر از حد متوسط، کمتر از حد متوسط و در حد متوسط ارزیابی شده است. سه بعد روابط اجتماعی- فرهنگی و اوقات فراغت، محل و شرایط زندگی و فضای عمومی دانشگاه از مؤلفه های اصلی افزاینده کیفیت زندگی دانشجویی است. در مقابل، چهار بعد امکانات دسترسی، خدمات ورزشی، رفاهی و تفریحی، سلامت جسمی و امکانات درمانی- پزشکی و بهداشت و کیفیت غذای رستوران های دانشجویی از مؤلفه های اصلی کاهنده کیفیت زندگی است. به علاوه، سه بعد آموزش و خدمات آموزشی، اعضای هیئت علمی و رشد فردی و چشم انداز و آینده شغلی، در سطح متوسط گزارش شده است. برای مقابله با برخی چالش های نظام آموزش عالی نظیر انگیزه یادگیری، کیفیت، بومی گزینی، جامعه پذیری، فعالیت بین المللی و جذب دانشجویان خارجی باید اهتمام به کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان یکی از محورهای کانونی حکمرانی علمی، سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت مالی، کالبدی و تشکیلاتی نظام آموزش عالی، دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشور باشد.
۱۶۵۱۲.

بهره برداری از مراتع و لزوم متنوع سازی معیشت خانوارهای روستایی مطالعة موردی: شهرستان ماهنشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای روستایی جغرافیای اقتصادی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی روستایی و عشایر
تعداد بازدید : ۱۲۳۶ تعداد دانلود : ۷۸۳
بهره برداری بی رویه از منابع طبیعی تجدیدشونده و زیستگاه تأمین کنندة نیازهای معیشت بشر، وضعیت این منابع را به رغم اهمیت زیست محیطی آنها به شدت نامطلوب کرده است. از این رو در پیش گرفتن تدابیری برای کاهش فشار بر این منابع و استفادة بهتر از آنها ضروری به نظر می رسد. ادامة این روند علاوه بر کاهش بازده این منابع باعث تهدید معیشت بسیاری از خانوارهای بهره بردار نیز خواهد شد. مقالة حاضر به بررسی بهره برداری جامعة روستایی در شهرستان ماهنشان (در استان زنجان) و لزوم متنوع سازی در معیشت آنان برای کاهش فشار بر منابع طبیعی می پردازد. این پژوهش از نوع مطالعات موردی است که داده های آن با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، تشکیل گروه های متمرکز، مشاهدة مشارکتی و ترسیم نقشه های روستا گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از نرم افزار spss و برای داده های کیفی از ابزار تحلیلی SWOT استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر، وابستگی زیاد بهره برداران به دام و مرتع را نشان می دهد، درحالی که استعدادهای بالقوة دیگری در روستا وجود دارند که به درستی از آنها بهره برداری نمی شود. از مهم ترین دلایل این مسئله می توان به ضعف دانش و آگاهی بهره برداران و ضعف خدمات ترویجی اشاره کرد. باغ داری، پرورش زنبور عسل و آبزی پروری ازطریق آموزش و ترویج روستاییان، راهکارهایی جایگزین یا مکمل دام داری برای ارتقای درآمد و بهبود معیشت بهره برداران و همچنین ممانعت از کاهش دام و فشار بر مراتع به شمار می آیند. با تقویت دانش و مهارت بهره برداران ازطریق برنامه های ترویج کشاورزی و اعمال دیگر سیاست ها می توان انتظار داشت که در آینده از فشار بر منابع طبیعی کاسته شود و از سایر سرمایه ها و استعدادها نیز بهره برداری درستی به عمل آید.
۱۶۵۱۳.

جایگاه هیات نظارت بر مطبوعات و خبرگزاری ها و پایگاه های اینترنتی در پیشبرد آزادی بیان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات مطبوعاتی‏، رادیویی و تلویزیونی مطبوعات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی مطالعات فضای مجازی وب سایت ها
تعداد بازدید : ۲۱۵۶ تعداد دانلود : ۳۲۲۸
هیات نظارت بر مطبوعات یک نهاد فراح قوه ای است که در ترکیب علاوه بر آن از سه قوه نمایندگان دیگری نیز حضور دارند این هیات نقش مهمی در نظارت بر رسانه دارد چرا که در همان ابتدای امر آغاز حیات رسانه با مجوز و تائید صلاحیت هیات نظارت به وجود می آید و در طول حیات نیز بر بقای شرایط تبصره ماده (11)و عدم تحقق یکی از موارد مندرج در مواد (6) و (7) ق م نظارت دارد و در صورت لزوم می تواند رسانه ها را از ادامه کار خود منع نماید. هیات نظارت بر مطبوعات با توجه به وظایفی که بر عهده دارد در نهادینه کردن آزادی بیان از جایگاه مهمی برخوردار است اما به نظر می رسد که هیات کنونی نه تنها آزادی بیان را به پیش نمی برد بلکه می تواند از موارد تحدید آن نیز محسوب گردد شاهد این ادعا برخی از وظایف این هیات می باشد مانند: اعطای مجوز، تائید صلاحیت افراد برای ایجاد رسانه، اختیار توقیف و تعلیق رسانه و همچنین غیر مدنی بودن ترکیب این هیات. محقق در این مقاله به این سوالات پرداخته که: هیات نظارت بر مطبوعات چه اندازه در پیشبرد آزادی بیان می تواند موثر باشد؟ ترکیب هیات نظارت در تصمیمات این هیات و عملکرد هیات چه اندازه تاثیر دارد؟ اختیارات هیات نظارت نیز چه اندازه می تواند نگهبان آزادی بیان در جامعه باشد؟ اهمیت این پژوهش از آنجای است که رسانه ها انعکاس دهنده دیدگاه جامعه هستند و بر دولتمردان نظارت دارند و به همین دلیل به نگهبانان جامعه شهرت گرفته اند لیکن هیات نظارت بر مطبوعات نیز ناظر بر این نگهبانان جامعه می باشد یعنی با نظارت خود می توانند آزادی بیان را تقویت نموده یا اینکه با مانع تراشی های که بر سر راه آزادی می نهند آن را دچار عقب گرد کنند.
۱۶۵۱۴.

جامعه پذیری اقتصادی و رفتار پس انداز در میان کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کودک
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی اقتصادی
تعداد بازدید : ۲۴۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۲۷
جامعه پذیری فرآیندی جدی و قطعی در هر اجتماع انسانی است که افراد خواسته و ناخواسته از بدو زندگی در معرض آن قرار می گیرند و شیوة زندگی خود را می آموزند. یکی از حوزه های جامعه پذیری، جامعه پذیری اقتصادی است. با توجّه به اهمیّت رفتارهای اقتصادی خصوصاً اهمیّت پس انداز شخصی جهت رفاه و اقتصاد، اقتصاددانان، روان-شناسان و جامعه شناسان به مطالعة چگونگی شکل گیری رفتارهای اقتصادی از جمله رفتار پس انداز در افراد پرداختند، امّا رفتار پس انداز در کودکان نادیده گرفته شده است. از این رو پژوهش حاضر به مطالعة ادراک ها یا برداشت های کودکان از پول پرداخته و بر آن است که برداشت کودکان از مفاهیم اقتصادی چگونه شکل می گیرد و تکامل و توسعه می-یابد؛ زیرا گرایش های اقتصادی اعضای جامعه بر سایر جهت گیری ها و ارزش های آن ها تأثیرگذار است و از این رو بررسی این حیطه از جامعه پذیری در علوم اجتماعی مفید و مؤثر است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر مطالعة رفتار پس انداز کودکان و چگونگی و چرایی این رفتار در بین آن ها است. برای این امر از سه نظریة روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی و اقتصاد بهره گرفته شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای و با استفاده از مصاحبة عمیق از 40 کودک دختر و پسر همدانی در دورة ابتدایی و والدین آن ها به مطالعة انگیزه، نگرش و چگونگی رفتار پس انداز در بین کودکان پرداخته است. مصاحبه با والدین جهت بررسی تأثیرپذیری کودکان از رفتارهای پس انداز والدین است. طبق نتایج به دست آمده پنج مقوله از پژوهش استخراج شد. مقولة «طبقة اجتماعی و رفتارهای اقتصادی کودکان» به عنوان شرایط زمینه ای، مقولة «سبک زندگی والدین و گرایش به پس انداز» به عنوان شرایط مداخله گر، مقولة « آموزش اقتصادی با دادن پول توجیبی» به عنوان استراتژی استفاده شده جهت یادگیری پس انداز و مقوله های «تفاوت های رفتاری جنسیتی» و «تفاوت های رفتاری سنی»، به عنوان مقوله های رفتاری استفاده شد. در نتیجه مقولة هسته با نام «انگیزه های پس انداز» استخراج شد.
۱۶۵۱۵.

عوامل جمعیتی- اجتماعی اثرگذار بر سبک زندگی سلامت محور سالمندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۲۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۰۶۹
در دهه های اخیر، مفهوم سبک زندگی به معنای عام و سبک زندگی سلامت محور در معنای خاص، نظر بسیاری از جامعه شناسان و محققان حیطة سلامت را به خود جلب کرده است. مطالعة سبک زندگی سلامت محور به بررسی الگوهای جمعی رفتارهایی می پردازد که سلامت افراد را در معرض خطر قرار می دهند. این پژوهش ها، در پی یافتن علل تضمین کنندة سلامت اند. پژوهش ها در این زمینه یا به صورت توصیف این الگوهای رفتاری سلامت بوده اند یا در پی تبیین این الگوها برآمده اند. تبیین های انجام شده عمدتاً تعیین کننده هایی همچون انتخاب های فردی و عوامل اجتماعی را مد نظر قرار داده اند. با اتخاذ رویکردی مشابه، پژوهش پیمایشی حاضر برای کشف عوامل جمعیتی و اجتماعی مؤثر بر انتخاب های فردی- که بر سبک زندگی سلامت محور سالمندان تهرانی تأثیر می گذارد- بر آمده است. یافته ها نشان می دهد که بیش از دو سوم سالمندان نمونة آماری پژوهش، سبک زندگی متوسط و تنها 8/11 درصد، سبک زندگی سالم دارند. سبک زندگی سلامت محور سالمندان برحسب سن، تحصیلات و رضایت از زندگی متفاوت است و با سبک زندگی سلامت محور ارتباطی معنادار دارد. 16 درصد تغییرهای سبک زندگی سالمندان مورد بررسی، از طریق متغیرهای جمعیتی- اجتماعی تبیین شده اند. در میان متغیرهای مورد بررسی، رضایت از زندگی، مهم ترین متغیر بلافصل اثرگذار بر سبک زندگی سالمندان با ضریب بتای 206/0 است که خود از متغیرهای پایگاه اقتصادی، اجتماعی، دینداری، سن و جنس تأثیر می پذیرد.
۱۶۵۱۶.

بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی و برخی عوامل مرتبط با آن (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۹ تعداد دانلود : ۳۲۴۲
مقدمه: امنیت، مقوله ای اساسی در هر نظام اجتماعی است و جوامع، برقراری امنیت اجتماعی را یکی از اولویت های اصلی خویش می دانند. این مفهوم، دارای دو بعد عینی و ذهنی است که در این پژوهش، هدف اصلی، بررسی بُعد ذهنی؛ یعنی همان احساس امنیت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه های استان ایلام و ارتباط آن با برخی متغیرهای زمینه ای بوده است. روش شناسی : روش تحقیق در پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های استان ایلام تشکیل داده اند که از میان آنها و بر اساس فرمول کوکران، تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. شیوه نمونه گیری نیز، چند مرحله ای بوده و برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که 6/46 درصد از دانشجویان، احساس امنیتی در حد متوسط داشته اند؛ 2/43 درصد نیز، به میزان کم و تنها 10 درصد از آنان، در حد زیاد و خیلی زیاد، احساس امنیت کرده اند. تحلیل واریانس چند متغیره نشان می دهد که بین متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال و بومی و غیربومی بودن با برخی از ابعاد احساس امنیت، رابطه معنادار وجود دارد؛ اما بین رشته و مقطع تحصیلی با ابعاد احساس امنیت، رابطه معناداری وجود ندارد. نتیجه: با توجه به پایین بودن میزان احساس امنیت در بین دانشجویان و تأثیر آن بر زندگی فردی و اجتماعی آنان، برنامه ریزی برای ارتقای سطح احساس امنیت در بین آنها از سوی مسئولان نظام دانشگاهی ضرورت دارد.
۱۶۵۱۷.

تحلیل محتوای شبکه های اجتماعی مجازی با رویکرد نتنوگرافی بر اساس اطلاعات ناقص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۴ تعداد دانلود : ۱۶۶۵
شبکه های اجتماعی به عنوان مؤثرترین فضای ارتباط جمعی در دنیای امروز محسوب می شود که با وجود عمرمحدود خود از ضریب نفوذ نسبتاً بالایی در میان جوانان برخوردار است. تحلیل محتوای نظرات کاربران در شبکه های مجازی، لایه های پنهان و زیرین نظرات و متون نوشته شده توسط کاربران و اعضای شبکه های مجازی را کشف می نماید و به محققین علوم اجتماعی کمک می کند به اهدافی که پژوهش در راستای آن انجام می گیرد، نزدیک شوند. نتنوگرافی به عنوان رویکردی جدید در عرصه شبکه های اجتماعی و در فضای ارتباطات اینترنتی، پیشنهاد ها و نظریات مشتریان را در قالب کامنت مورد بررسی قرار می دهد و روشی برای درک نگرش ها، تصورات، تصاویر، و احساسات کاربران در جوامع آنلاین می باشد. در این مقاله نظرات اعضای شبکه مجازی دانشجویان مدیریت دانشگاه صنعتی شاهرود با روش نتنوگرافی و تجزیه وتحلیل بر اساس نظریه زمینه ای بررسی و سپس ضریب اهمیت موضوعات توسط کارشناسان تعیین شد و به علت ناقص بودن بعضی نظرات اولویت بندی بر اساس روابط اولویت فازی با اطلاعات ناقص انجام گرفت.
۱۶۵۱۸.

تحلیل جامعه شناختی رابطه سبک زندگی و هویت ملی (نمونه ای مطالعاتی در چهار شهراستان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی قوم شناختی قومیت ها
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۱۰۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۴۹
هویت ملی یکی از مقوله های بسیار مهم و اساسی است که در سال های اخیر هم در ادبیات سیاسی، اجتماعی و هم در سیاستگذاری های فرهنگی به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است. سبک زندگی از جمله عوامل مهمی است که تأثیر تعیین کننده ای بر هویت ملی دارد. برخلاف جامعه سنتی در جامعه معاصر به واسطه ظهور جامعه مصرفی، سبک زندگی و تعین بخشی آن در حوزه های دیگر و از جمله هویت ملی اهمیت بیشتری یافته است. این مقاله به دنبال تبیین رابطه میان سبک زندگی و هویت ملی در چهار شهر استان لرستان شامل خرم آباد، بروجرد، دورود و الشتر است. استراتژی این تحقیق قیاسی و از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که سبک زندگی مدرن به شکل مستقیم 5/0 درصد و ملی تأثیر می گذارد. همچنین در زمینه تأثیر سبک زندگی بر روی دینداری نتایج نشان می دهد که سبک مدرن 7/0- درصد منفی بر روی دینداری تأثیر می گذارد و سبک سنتی 19/0 درصد بر روی دینداری تأثیر می گذارد. بنابراین سبک زندگی مدرن و سنتی به صورت غیر مستقیم و از طریق دینداری نیز بر هویت ملی اثر گذارند. علاوه بر آن در زمیته تأثیر دینداری بر روی هویت ملی نیز دینداری به شکل مستقیم 21/0 درصد بر هویت ملی تأثیر می گذارد.   سبک سنتی 33/0 درصد بر هویت
۱۶۵۱۹.

مخالف خوانی های دانش آموزی و گفتمان مدرسه مطالعة دانش آموزان استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ مطالعات فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۱۶۹۵ تعداد دانلود : ۶۱۹
هدف اصلی این مقاله مطالعة کیفی مخالف خوانی های دانش آموزی و گفتمان مدرسه ای است. مطالعه با تکیه بر موردپژوهی جمعی و نمونه گیری هدفمند از مصاحبه های نیمه سازمان یافته، فردی و گروهی (گروه متمرکز) انجام شده است. به این منظور، با یازده نفر به صورت فردی و یکصدنفر به صورت گروهی (درقالب پانزده جلسه) مصاحبه شد. سپس، مصاحبه ها به شیوة تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که هرچه ذهنیت خانواده با مدرسه مشترک باشد، ارزش های مدرسه به سهولت بازتولید می شود و متعاقب آن، مخالف خوانی های دانش آموزی تقلیل می یابد. کنش دانش آموزان درمقابل قواعد مدرسه صرفاً اطاعت محض نیست، بلکه خلاقیت هایی در زندگی روزمره دانش آموزان وجود دارد که برمبنای نظریه طفره می روند و به شیوه های ابتکاری آنها را کنار می گذارند. این شیوه ها بسیاری از کردارهای زندگی روزمره، مانند ترک کلاس و مدرسه، استتار، غافل گیری، احتیاط، رازداری، بازی، نیرنگ، بدن نمایی، نوع مصرف و... را شامل می شوددوسرتو کنشگران از اجرای دقیق قوانین و اعمال رویه های گفتمانی
۱۶۵۲۰.

عزت نفس به مثابه میانجی رابطه سرمایه اجتماعی و سلامت روانی مورد مطالعه زنان و مردان متأهل شهر یاسوج(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی جنسیت
تعداد بازدید : ۱۰۴۹ تعداد دانلود : ۷۱۳
در بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با سلامت، تفکیک دو نوع سرمایه اجتماعی ساختاری و شناختی و توجه به آن دو مهم است. بعلاوه، اکثر نظریه پردازان و محققان معتقدند سرمایه اجتماعی نه تنها به صورت مستقیم، بلکه بیشتر به واسطه متغیرهای روان شناختی مانند افزایش عزت نفس، بر احساس سلامت افراد تأثیر می گذارد. هدف مقاله حاضر با اتکای به موارد فوق، بررسی رابطه هر دو نوع سرمایه اجتماعی (ساختاری و شناختی) و عزت نفس با احساس سلامت افراد متأهل شهر یاسوج بوده است. روش انجام پژوهش کمّی – پیمایشی بوده و از ابزار پرسشنامه برای دستیابی به داده ها استفاده شده است. برای اندازه گیری احساس سلامت، از پرسشنامه سلامت خودسنج ( PHQ ) اسپیتزور و دیگران [1] استفاده شد. بر اساس فرمول لین، تعداد 400 نفر از زنان و مردان متأهل شهر یاسوج به عنوان نمونه تعیین شدند. روش نمونه گیری تحقیق، طبقه ای – سهمیه ای و تصادفی بوده است. نتایج تحقیق نشان داده اند متغیرهای رضایت اجتماعی، عزت نفس، حمایت اجتماعی، مشارکت در امور مذهبی، تعامل با خویشاوندان، رابطه با دوستان و دید و بازدیدهای دوره ای با آشنایان، به ترتیب، بالاترین همبستگی مثبت و معنی دار را با احساس سلامت پاسخگویان داشته اند؛ سه متغیر رضایت اجتماعی، عزت نفس و رابطه با دوستان توانسته اند 17درصد از واریانس احساس سلامت پاسخگویان را تبیین کنند. در مورد چگونگی سازوکار تأثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر احساس سلامت می توان گفت بعد ساختاری سرمایه اجتماعی به واسطه تأثیرگذاری بر بعد شناختی آن و هر دو، به واسطه ارتقای عزت نفس افراد بر احساس سلامت آنان تأثیر می گذارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان