ارتباط یکی از ویزگی های مهم جامعه انسانی در همه دوران هاست و رشد و گسترش آن در دوران ما چنان سریع و بی سابقه بوده است که صاحبنظران آن را فصل ممیز جامعه معاصر از همه دوران ها و جوامع پیش از این دانسته اند و عصر ما را عصر ارتباطات نامیده اند . چنین جایگاهی ، به طور طبیعی موجب پیدایش حجم عظیمی از مطالعات و بررسی های علمی و اجتماعی در خصوص ابعاد گوناگون این پدیده پیچیده شده و از آنجا که هر گونه ارتباط بر ارکان چهار گانه فرستنده گیرنده ،پیام و ابزار انتقال پیام استوار بوده است ، مطالعات و تحقیقات مرتبط با این حوزه نیز عمدتا حول این چهار محور شکل گرفته است از میان این ارکان ، شاید بتوان گیرنده پیام یا مخاطب را مهم ترین رکن دانست . چرا که هر گونه ارتباط ، با هدف تاثیر گذاری بر مخاطب صورت می گیردو لازمه تحقق هر هدفی که از طریق ایجاد ، گسترش ، تنوع و تکثر رسانه ها در دنیای ما دنبال می شود ، برقراری ارتباط با مخاطب است . از این رو شناخت مخاطب لازمه نیل به اهداف فرهنگی ، سیاسی ، اقصادی و اجتماعی خاصی است که صاحبان و سیاستگزاران رسانه ها در صدد دستیابی به آنها هستند زیرا مخاطبان امروز انتخاب گرند و گستره وسیع شبکه های مختلف رسانه ای قدرت انتخاب انان را بالا برده و در چنین شرایطی اعتبار رسانه تا حدود زیادی به میزان رضایت و اقتاع مخاطبان وابسته است .نشریه پژوهش و سنجش به منظور ایفای رسالت علمی پژوهشی و رسانه ای خود این شماره را به بحث درباره مخاطب و رسانه اختصاص داده و کوشیده است با استفاده از دیدگاه های اساتید و کارشناسان درون و برون سازمانی ، در تنویر ابعاد گوناگون این حوزه مطالعاتی مشارکت نماید. امید است مجموعه مقالات این شماره که در سه عنوان مخاطب شناسی و نظریه ها ، مخاطب شناسی و کارکردها و مخاطب شناسی و فناوری سازماندهی شده است ، مورد استفاده اساتید مدیران ، برنامه سازان پژوهشگران و دانشجویان علاقه مند به این حوزه قرار گیرد.
امروزه رسانههای گروهی نقش اساسی و مهمی را در شکل دادن به حیات ملتها ایفا میکنند و ازجمله عوامل موثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و مخصوصا کشورهای درحال توسعه بهشمار میآیند.
اما به رغم کارکردهای مثبت رسانهها، متاسفانه امروزه کشورهای سلطهجو با نفوذ در عرصه های گوناگون نظام ارتباطی و رسانهای، تمایلات و خواستههای نامشروع خود را به مخاطبان جهان سوم تحمیل میکنند.
از یکسو شبکههای وسیع خبررسانی که عمدتا در اختیار مجموعههای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارند با ارسال اخبار و اطلاعات تحریف شده و مغرضانه، افکارعمومی جهان سوم را گمراه میکنند و از سوی دیگر با برنامههای تلویزیونی و سینمایی جذاب به القاء اطلاعات و باورهای نادرست درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، به مخاطبان جهان سوم میپردازند.
در مقاله حاضر تلاش شده است جنبههای مختلف این جریان و علل آن بررسی شود.
در بسیاری از تحقیقات و پیمایشهای انجام شده که به ارزشیابی برنامههای تلویزیونی اختصاص دارند، مفهوم تنوع به عنوان یکی از متغیرهای مهم در رضامندی مخاطبان مورد توجه قرار گرفته است اما تعریف عملیاتی و شیوههای سنجش آن اغلب نادیده گرفته شده است. در این مقاله سعی میشود تا ضمن ارائه تعریفی روشن و جامع از تنوع در سطح برنامهها، شبکهها و سیستمهای تلویزیونی چند شبکهای، روشهای سنجش آن نیز مورد بررسی قرار گیرد. از این رو نگارنده ضمن اشاره به روشهای قدیمیتر و مقایسه آنها با روش چند مقیاسی سنجش تنوع، بر اولویت این روش تأکید میورزد و در خاتمه مقاله با به کارگیری این روش در سنجش تنوع برنامهها و شبکههای تلویزیونی کشور فنلاند، کارآمدی آن را مورد آزمون قرار میدهد.