آیا میتوان به فاصله حداکثر 24 ساعت میزان استقبال یا عدم استقبال از برنامههای هرشبکه رادیویی یا تلویزیونی را مشخص کرد؛ بدین معنی که معلوم شود درطول شبانهروز چند درصد مردم به برنامههای هرشبکه توجه داشتهاند و برای کدام برنامه مخاطب کم شده و درصد کم شدن نیز مشخص شود و یا بالعکس.
مدیران صداوسیما چگونه از میزان استقبال مخاطبان خود مطلع میشوند و آمارهای بدست آمده چقدر با واقعیت منطبق است؟
این مقاله به موضوع کاربرد فنآوری نوین در سنجش مخاطبان میپردازد. هدف فراهم ساختن سیستمی است که میزان برنامههای دیداری یا شنیداری استفاده شده توسط هرعضو خانواده را با دقت ثانیهای جمعآوری نماید. چنانچه بتوانیم به چنین سیستمی دست یابیم به شبکههای پرمخاطب و کم مخاطب، همچنین پرمخاطبترین و کم مخاطبترین لحظات شبانهروز در ایام مختلف دست پیداکردهایم. این مقاله آخرین دستاورد تکنولوژی را در این زمینه با عنوان PMM معرفی مینماید.PMM دستگاهی است به اندازه یک فراخوان (Pager)که بهمراه کاربر خواهد بود. این دستگاه صدای شبکههای مختلف رادیویی وتلویزیونی را که از قبل کد شدهاند، شناسایی کرده و کانال موردنظر را به همراه زمان دقیق ثبت مینماید. شب هنگام این اطلاعات بوسیله خط تلفن به مرکز ارسال و پردازش شده و بصورت نمودارهای مختلف در اختیار مدیران قرار میگیرد.
جنگ دوم خلیج فارس(عراق- کویت+ ائتلاف امریکایی) برای بررسی رابطه سانسور و لحن احساسی و انتقادی موجود در اخبار تلویزیون، فرصت منحصر به فردی را فراهم آورد. پخش اخبار تلویزیونی مربوط به این جنگ، نه ازجهت اعمال سانسور، که از جهت مزین بودن مطالب و تصاویر خبری به برچسب یا زیرنویس «سانسورشده»، منحصر به فرد و بیهمتا بود. در مجموع، 424 مطلب خبری تلویزیونی در طول جنگ دوم خلیج فارس مورد تحلیل محتوایی قرار گرفت. وجود یا فقدان برچسب یا زیرنویس «سانسور شده»، منبع اعمال سانسور و شبکه تولیدکننده از جمله سر مولفههایی بودند که در این تحلیل محتوایی مدنظر قرار داشتند. مطالب خبری همچنین براساس ظرفیت احساسی، میزان غلظت احساسی
(Emotional Intensity)و نیز لحن انتقادی مطلب در قبال منبع، درجهبندی شدند. نتایج بهدست آمده برحسب تفاوتهای بیننده محور و تولید کننده محور
(Production and Viewer-based differences)،مورد بحث قرار گرفتند. بحث اینکه آیا سانسور«کارآمد» است، مستلزم لحاظ کردن مولفههای مختلفی از جمله جنبه منفی خبر و غلظت و نحوه نگاه انتقادی به منابع است که با نوعی نتایج پیشبینی نشده همراه است.
آقای دکتر علی لاریجانی در عرصه دین ، فرهنگ و سیاست چهره ای آشناست . آشنایی با فرهنگ و معارف اسلامی ، سابقه تحصیل و تدریس در حوزه فلسفه غرب در دانشگاه و سالیان طولانی تجربه در عرصه سیاستگذاری و مدیریت کشور از ایشان شخصیتی اندیشمند و توانا ساخته است . بر این اساس و با توجه به اینکه وی هم اکنون مدیریت رسانه ملی رادیو و تلویزیون کشور را به عهده دارد بر آن شدیم تا از ایشان برای گفتگویی در باب رسانه و مخاطب دعوت به عمل آوریم . آقای دکتر لاریجانی علی رغم مشغله فراوان، این دعوت را پذیرفت و فرصتی موسع و در خور به این گفتگو اختصاص داد . ما نیز به نوبه خود کوشیدیم برخی از پرسش های راهبردی را که به دلیل برخورداری از ابعاد دقیق علمی و عملی ، از مشکلات رسانه در تعامل با مخاطبان به شمار می روند مطرح کنیم . آنچه در پی می آید دیدگاه های رئیس سازمان صدا و سیما در این خصوص است.
در تحلیل رسانههای جمعی، همة کسانی که دادههای مکتوب، شنیداری یا دیداری را به منظور پر کردن اوقات فراغت یا رفع نیازشان دریافت میکنند مخاطب قلمداد میشوند. مخاطبان در دو گروه فعال (هدفمند) و غیرفعال قرار میگیرند ویژگی های فردی و تحصیلی در عام و خاص بودن مخاطب دخیل نیست و تنها ، هدف تعیین کننده طبقه مخاطب است .نداشتن تعریف درستی از مصرف کننده پیام به ویژه در رادیو و تلویزیون از مشکلات عمده پیام رسانان است و بدیهی است که قایل شدن به ویژگی ثابت برای مخاطبان ، برنامه سازان را در تهیه برنامه آسوده خاطر می کند . به لحاظ تعدد شبکه ها و تنوع برنامه های صدا و سیما مخاطبان عام در گذر زمان به مخاطبان خاص تبدیل می شوند که این عین توسعه یافتگی است . دو مقوله شناسایی مخاطبان در تدوین برنامه ها و شناخت ساختارهای اجتماعی - اقتصادی از مقوله هایی هستند که توجه به آن ها ضروری به نظر می رسد. فعالیت های اقتصادی ، شغلی و مطالعاتی مخاطبان غیر فعال را در زمره مخاطبان فعال در می آورد چرا که هدف تعریف شده ای از زندگی ( یا خود سازی ) به آنان می دهد. خانم دکتر کاظمی پور ، سه فرایند شناخت جامعه ، شناخت نیازهای مخاطب و شناخت مصلحت او را گام هایی می داند که می تواند رابطه رسانه و مخاطب را بهینه کند . به اعتقاد وی اگر رادیو و تلویزیون رسالت خود را به عنوان تبلور فکری و فهنگی انسان ها تعریف کند می تواند به توسعه اقتصادی و ارتقاء جامعه در پرورش انسان های کوشا و توانمند کمک کند . به نظر ایشان مصلحت همان نیاز واقعی است و منظور از مصلحتی که ما می گوئیم همان چیزی است که مخاطب را والا و توانمند می کند ، به طوری که اگر رسانه بیش از حد به نیازهای مخاطبان عام توجه کند ، کارکردهای منفی داشته و در خوش بینانه ترین وضعیت رسانه ای مخدر است که فقط برای گذران اوقات فراغت به کار می آید.