عدم رضایت بینندگان برنامه های تلویزیونی از کیفیت تصویر موضوعی است که منجر به کاهش توانائی این رسانه در جذب و حفظ مخاطبان خود می شود . لذا برای جلوگیری از مخدوش شدن کیفیت تصویر در مسیر انتقال آن از استدیوی پخش به مصرف کننده ( مخاطب ) باید در ابتدا عوامل ایجاد کننده از استودیوی پخش به مصرف کننده ( مخاطب) باید در ابتدا عوامل ایجاد کننده خرابی را مورد شناسایی قرار داد و سپس برای کنترل و نظارت دائم بر آنها از فناوری مدد گرفت . در این مقاله سعی شده است موضوع های کاملا فنی در این زمینه به زبانی تا حد امکان ساده وغیر فنی مورد بررسی قرار گیرند.
این مقاله به تجزیه و تحلیل برنامه شخصیت هفته شبکه تلویزیونی ای بی سی در بخش خبر شامگاهی این شبکه در دورهای 5 ساله اختصاص دارد که هدف از آن معرفی شخصیتهای برجسته و ارزشهایی است که رسانههای جریان اصلی (Mainstream)در امریکا آنها آنها را تائید و تبلیغ میکنند. بیشتر افراد و شخصیتهایی که در این برنامهها معرفی شدهاند در آمریکا زندگی میکنند و اغلب سیاستمدار یا شخصیتهای عرصه هنر هستند و بیشتر آنها را مردان سفیدپوست و افراد سرشناس تشکیل میدهند. ارزشهای امریکایی، همچون فردگرایی، قهرمان پروروی، سرمایهداری و میهندوستی در برنامههای شخصیت هفته مورد تجلیل قرار گرفتهاند. زنانی که برای معرفی در برنامه شخصیت هفته برگزیده شدهاند در مقایسه با مردان از شهرت کمتری برخوردار بوده و بیشتر درزمینه فعالیتهای اجتماعی و مراقبت از دیگران فعال بودهاند. افراد سیاه پوست در مقایسه با سفیدپوستان از طبقات محروم جامعه برخاستهاند و ازجمله افرادی هستند که برای اولین بار رتبه خاص را به دست آورده و بیشتر مشغول فعالیتهای اجتماعی هستند. از خود گذشتگی به ویژه در مواقعی که زنان دارای این ویژگی بودهاند یکی از ارزشهای برجسته به حساب آمده است.
برقراری ارتباط مثبت و مؤثر و تناسب پیام با شرایط محیط و گیرنده، همواره مستلزم ارزیابی کیفیت ارتباط و سنجش تأثیرات پیام است. بدیهی است این ارزیابی، در ارتباطات غیرمستقیم که از طریق رسانههای جمعی صورت میگیرد، به مراتب پیچیدهتر از ارتباطات مستقیم رو در روست. نگارنده در این مقاله کوشیده است ضمن برشمردن علل و ابعاد این پیچیدگی، با مرور سه دیدگاه علمی ـ تحقیقی گرینبرگ و همکاران در دانشگاه ایالتی میشیگان، تحقیق رزنگرین و همکاران و نظریه جانوابر ـ آرای اندیشمندان را در باب روشها و شاخصهای ارزشیابی برنامههای تلویزیونی به بحث بگذارد. از نظر وی، پیچیدگی فرایند ارزشیابی در رسانههای جمعی به ویژه تلویزیون، روشهای سنتی را در این خصوص ناکارآمد و تدوین یک نظام جامع ارزشیابی تلویزیونی مشتمل بر شاخصها و روشهای ارزیابی پیکره برنامهسازی، برنامهها، آگهیها، هویت شبکهها و کل زنجیرة تولید را ایجاب کرده است.
ارتقاء سطح کیفی برنامههای رادیو و تلویزیونی و ضرورت ارزیابی آنها، از دیر باز در کانون توجه دستاندرکاران امور سیاستگذاری و تولید سازمان قرار داشته است. ارزیابی درونی نیز به عنوان رویکردی کاملاً فنی و روشمند، به تازگی مورد توجه محافل علمی قرار گرفته است. تأکید اصلی ارزیابی درونی، ارتقاء سطح کیفیت با توجه به مشارکت اعضای تشکیلدهنده گروه یا سیستم و در نتیجه، افزایش سطح انگیزش گروه و حرکت اعضا به سمت بهبود کیفیت و مرتفع نمودن معضلات موجود است. در این مقاله، با پرداختن به مفاهیم و نظریات مختلف در خصوص ارزیابی، به ارزیابی درونی به عنوان روشی بسیار مؤثر در ارزیابی برنامههای رادیویی و در نتیجه ارتقاء سطح کیفی آنها اشاره میشود و در نهایت، مراحل اجرایی ارزیابی درونی در گروههای مختلف برنامهساز رادیویی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
جهانی شدن از دید نگارنده ادغام بازارهای جهانی درزمینه تجارت و سرمایهگذاری مستقیم و جابهجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایهداری و آزادی بازار و نهایتا سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت سرمایهداری جهانی است. ظهور این فرایند به تعیین حاصل واقعیتهای تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی است که فهم درست آن بدون درک صحیح این واقعیتها امکانپذیر نیست. نگارنده ضمن بررسی این واقعیتها به نقش برجسته رسانهها به منزله مهمترین ابزار جهانی شدن اشاره میکند و در پایان به بررسی تاثیر این ارتباط وثیق جهانی شدن و رسانه بر پژوهشهای رسانهای میپردازد.
جهانیگرایی، پدیدهای که بر همه جنبه های زندگی تاثیر میگذارد، در نظر هر کارشناسی داستان متفاوتی دارد و هرکس دربارهاش نظریهای ارائه میکند. در این مقاله، نظریههای عمده جهانیگرایی ارائه میشود. ابتدا، محدوده واژههای «جهانیگرایی» به تناسب ویژگیها و نظریهها و سپس به مفهوم جهانیسازی و امریکایی سازی اشاره میشود. مهمترین نظریههای جهانی گرایی بخش اصلی این مقاله را تشکیل میدهند و عمدهترین نظریههای جهانیگرایی را میتوان دراین چهار گروه خلاصه کرد:
1- جهان گستری؛ 2- مخالفان جهانی گستری؛ 3- تحول گرایی؛و 4- محیط زیستگرایی.
در این مقاله، به نظریههای جهانیگرایی در ایران نیز اشارهای میشود که بازتابی از نظریههای جهانی گرایی در ایران نیز اشارهای میشود که بازتابی از نظریههای جهانیاند و بیشتر زیر چتر نظریه تحولگرایی، با عنوان «راه سوم» جمع شدهاند.
جهانیشدن عمدتا به منزله روندی پرشتاب از تعاملات اقتصادی مابین فرهنگها و کشورها تلقی میشود که توسط نظامی عظیم از فناوری ارتباطی مدرن حمایت میگردد.
در گسترش روند جهانی شدن دونهاد بینالمللی یعنی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول مسئولیتی اساسی داشتهاند. کشورها تحت فشار رقابت در عرصه اقتصاد جهانی، از این موسسات و افراد خارجی میافتد.
در مقابل روند تخریبی جهانی شدن که این موسسات، بانکها و شرکتهای چند ملیتی آن را رهبری میکنند، جنبش بشر دوستی خود را متعهد ساخته که برای سیسال آینده در جهت آفرینش یک ملت انسانی جهانی کار کند،ملتی جهانی که در آن تفاوتهای فرهنگی، به جای محو شدن، تبدیل به ارزش شوند.
پدیده جهانیشدن فرصتی برای تبادل اندیشه، اعتقادات، باورها و الگوی فرهنگی به وجود آورده است و به همه نشان داده است که تفاوتهای انسانها در مقابل تجارب و آرزوهای مشترکشان بسیار اندکاند.
بهنظر آقای دکتر شعبانی، جهانیشدن نتیجه تحول تاریخی مطامع غرب در پنج قرن گذشته است که به صورت نیروی خلاق، در گسترهای جهانی واردشده است. او میگوید، با مهاجرت برخی از اروپاییان در قرن19، آمریکا برغرب نیز مسلط شد. وی تنها راه مقابله با جهانی شدن را نوسازی بخشهایی از هویت اساسیمان میداند که نشانه موجودیت انسانی ما است. به عقیده او، ما میتوانیم، بدون ترس از جهانی شدن، باتکیه بر خلاقیت، دست به انتخاب بزنیم