نوشتار حاضر باعنوان «روند رویارویی جدیدیان مناطق اشغالی ورارود با سلطة روسیه تزاری»، با بهره گیری از می پردازد روش «ردیابی فرآیند»، به مطالعه برروی گروهی از اندیشمندان جامعة اسلامی ابتدای قرن بیستم، در قلمرو جغرافیای سیاسی جدیدی که روس ها آن را ترکستان غربی نامیدند، می پردازد. معارف پروران، ترقی پروران، جدیدیان، ضیائیان، نام جریان های نوگرایی است که همگام با دیگر نقاط فرارود، در شرایط کاملاً متفاوتی پس از سقوط حکومت اسلامی خان نشین خوقند، تحت حاکمیت مقام های تزاری در تلاش برای ارایة هویت جدیدی از مسلمانی هستند. مسألة نوشتار حاضر این است که پس از سقوط حکومت اسلامی و ضمیمه شدن خان نشین خوقند و بخش هایی از امارت بخارا به حکومت روسیه، جدیدیان مناطق اشغالی چه رویکرد و عملکردی در روند رویارویی خود با اشغالگرا نداشته اند و دلایل اتخاذ آن در هر دوره ای چه بوده است؟ پاسخ ما به پرسش بالا این است که نوگرایان جدیدی در مراحل آغازین رویارویی خود، با رویکرد ضدروسی و اعتقاد به تقویت توان مقابله، به نقد هم زمان روس ها و جامعة خود پرداخته و از ابزارهای جدید (نشریه ها، مدارس جدید، تئاتر) برای رهایی از استعمار بهره برده اند؛ اما به تدریج با گسترش سلطة روس ها و پذیرش ضعف خود، در رویکردی هم گرایانه با روس ها ، خود را مسلمانان روسیه نامیدند.
مصرف نمایشی از جمله مطرح ترین مسائل نوپدید اجتماعی در عصر حاضر به شمار می رود، نوعی از مصرف که نه لزوماً برای رفع نیازهای زیستی؛ بلکه برای برآوردن اهداف اجتماعی صورت می گیرد. تحقیق حاضر به برّرسی تأثیرات متغیّرهای عزّت نفس، دین داری، جنسیت و دوره تحصیلی در گرایش به مصرف نمایشی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز پرداخته است. در این راستا، با استفاده از روش پیمایش، ۳۷۸ نفر از دانشجویان بر حسب دانشکده/ جنسیت به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب و مورد برّرسی قرار گرفتند و جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS وLISREL استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین گرایش به مصرف نمایشی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز در سطح پایین تر از حدّ متوسّط قرار دارد. براساس تحلیل های دومتغیّره، متغیّرهای عزّت نفس، دین داری و دوره تحصیلی دارای رابطه منفی معنی داری با مصرف نمایشی هستند؛ امّا متغیّر جنسیت (مردبودن) پاسخ گویان، رابطه معناداری با مصرف نمایشی نشان نداد. نتایج مدل ساختاری برازش داده شده، نشان دهنده تأثیر مثبت غیرمستقیم جنسیت (از طریق تأثیرگذاری منفی بر متغیّرهای عزّت نفس و دین داری) بر مصرف نمایشی است و تأثیر منفی معنی دار متغیّرهای عزّت نفس و دین داری و دوره تحصیلی بر مصرف نمایشی مشاهده شد. هم چنین، سطح تحصیلات دارای تأثیر معنی دار مثبتی بر عزّت نفس می باشد.
روند فزاینده میزان اشتغال زنان و مشارکت آنان در بازار کار یکی از مهم ترین ویژگی های جوامع معاصر محسوب می گردد به طوری که از آن به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های "انقلاب در نقش های جنسیتی" یاد می شود. بررسی و تبیین تاریخی روند شتابان اشتغال زنان در جهان نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل مؤثر آن، افزایش نگرش مثبت نسبت به اشتغال زنان در خارج از خانه بوده است. بر همین اساس، در این تحقیق برخی از مهم ترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با نحوه نگرش به اشتغال زنان مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. جمعیت نمونه آماری این پژوهش پیمایشی را مجموعاً تعداد 5200 نفر مردان و زنان 15 ساله و بالاتر ساکن در نقاط شهری و روستایی شهرستان های منتخب ایران تشکیل می دهند. به طورکلی، تجزیه وتحلیل های تحقیق حاضر نشان داده است که اگرچه جایگاه اشتغال زنان در اولویت بندی موضوعات مرتبط با زنان در رتبه سوم یعنی پس از تحصیلات و ازدواج قرار می گیرد، ولیکن اکثریت جمعیت نمونه تحقیق دارای نگرش مثبت نسبت به اشتغال زنان هستند به طوری که تنها حدود یک چهارم افراد مخالف اشتغال زنان می باشند. درعین حال، این الگوی کلی تحت تأثیر دو دسته متغیرهای تعیین کننده شامل متغیرها و تعیین کننده جمعیت شناختی (مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت و سطح تحصیلات) و متغیرهای مرتبط با مؤلفه های دین و دین داری است.
مرگ از مطالب مهم در هستی گرایی است، مسئله ای که نگرش فرد به آن در زندگی، چارچوب وجودی وی را در شاهراه زندگی تا مرگ ترسیم می کند. مرگ پیش از آنکه پدیده ای فیزیکی باشد، نوعی خودآگاهی بر وجود پایانی حتمی امّا تصادفی برای زندگی و مدیریّت زندگی بر مبنای آن است. بنابراین، مهم ترین بحران وجودی انسان چگونگی برخورد با مرگ است. از این دیدگاه، فرآیند مادرشدن از بارداری تا زایمان الگویی بارز از یک دوره بحران وجودی خودآگاه در برابر مرگ و تلاش برای بقا می باشد. این مسئله ترکیبی است از خودآگاهی مادر نسبت به مرگ خود و مرگ فرزند، فرزندی که بخشی از وجود مادر در دورة بارداری است. از این رو، روان مادر در دورة بارداری همواره آبستن نبرد مفاهیم مرگ و زندگی خود و نوزاد، و در هنگام زایمان، درگیر مرگ احتمالی خود یا نوزاد می باشد. مرگ نمادین زن در بدو بارداری، ورود او به برزخ نه ماهة بارداری و آزادی او در بهشت زایمان به تعبیری فلسفی نوعی دگردیسی در احوال آدمی است، تغییری که الگویی روشن از مفهوم فلسفی وجود در قالب شخصیّت مادر به انسان عرضه می دارد. این مقاله با تبیین مبانی وجود از دیدگاه هستی گرایی به نقش مادر در تجلّی این جنبه از آفرینش می پردازد.
امروزه رسانههای گروهی نقش اساسی و مهمی را در شکل دادن به حیات ملتها ایفا میکنند و ازجمله عوامل موثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و مخصوصا کشورهای درحال توسعه بهشمار میآیند.
اما به رغم کارکردهای مثبت رسانهها، متاسفانه امروزه کشورهای سلطهجو با نفوذ در عرصههای گوناگون نظام ارتباطی و رسانهای، تمایلات و خواستههای نامشروع خود را به مخاطبان جهان سوم تحمیل میکنند.
از یک سو شبکههای وسیع خبررسانی که عمدتا در اختیار مجموعههای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارند با ارسال اخبار و اطلاعات تحریف شده و مغرضانه، افکار عمومی جهان سوم را گمراه میکننند و ازسوی دیگر، با برنامههای تلویزیونی و سینمایی جذاب، به القاء اطلاعات و باورهای نادرست درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به مخاطبان جهان سوم میپردازند.
در مقاله حاضر تلاش شده است جنبههای مختلف این جریان و علل آن بررسی شود.