سنجش تکوینی فرایندی است که با هدف آگاه کردن معلم و دانش آموز از میزان پیشرفت تحصیلی، تعیین نقاط قوت و ضعف یادگیری و تشخیص مشکلات روش آموزش معلم و بهبود کیفیت یادگیری اجرا می شود. در این مقاله تاثیر روش های سنجش تکوینی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی شهرستان همدان در درس علوم مورد بررسی قرار گرفته است. تحقیق حاضر پیرو طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری، دانش آموزان سال چهارم ابتدایی در سال تحصیلی83-82 شهرستان همدان هستند که از بین آنها شش کلاس (سه کلاس دخترانه و سه کلاس پسرانه) به عنوان گروه آزمایش و شش کلاس(سه کلاس دخترانه و سه کلاس پسرانه) به عنوان گروه گواه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده (در پیش آزمون و پس آزمون)، آزمون پیشرفت تحصیلی با پایایی 77/0 و 84/0 بوده است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از میانگین، انحراف معیار، آزمون t گرو ه های مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شده است. نتایج نشان داد که تفاضل میانگین نمرات گروههای آزمایش و گواه معنا دار است. بنابراین روش های سنجش تکوینی در بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر دارد و گروههای آزمایشی که کاربندی های مشاهده مستمر و آزمون کتبی به همراه بازخورد کلامی و نوشتاری دریافت کرده اند، پیشرفت بیشتری نشان دادند.
از آنجا سیاستهای توسعه در طول سالها در کشور ما فاقد نگرشها و دیدگاههای فکری مبتنی بر شرایط توسعه روستایی در کشور بوده است. در واقع نبود این شالوده فکری و رویکرد عملی، مشکلات زیادی را در پیشبرد بسیاری از برنامه¬های توسعه¬ روستایی کشور ایجاد کرده، به طوری که باعث گسیختگی نقاط شهری و روستایی از یکدیگر گشته و آنها را با مسائل و مشکلاتی مواجه نموده است. از جمله این مسائل می¬توان به افزایش بی رویه جمعیت، عدم توجه ملی به ساختار فضایی مناطق روستایی، بهره¬برداری دهقانی، غیر اقتصادی بودن فعالتیهای روستایی، انزوایی جغرافیایی، ضعف شبکه ارتباطی، بی¬توجهی به توان وامکانات تولیدی نواحی روستایی و همچنین نیروی انسانی پرتوان ویا عدم دخالت و مشارکت مردم در سیاستهای برنامه ریزی اشاره کرد. در این مقاله ضمن بررسی عواملی که باعث توسعه نیافتگی روستایی می گردد در عین حال در این پژوهش با یک پرسش اساسی روبرو بودیم که یافتن پاسخ آنها می تواند در این زمینه رهگشا باشد. این سئوال عبارت است از: آیابین عوامل اجتماعی باتوسعه نیافتگی روستایی رابطه ای برقرار است؟ برای یافتن پاسخ و آزمون این سئوال که به عنوان فرضیه تحقیق نیز مطرح بوده است ، داده های مورد نیاز از طریق اسنادی وروش پیمایشی گرد آوری فراهم آمد وهمچنین از تکنیک مصاحبه حضوری نیز استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها به روش توصیفی وآماری انجام گردید. نتایج یافته ها بیانگر آن است که بین عوامل اجتماعی با توسعه نیافتگی یک رابطه مستقیمی وجود دارد .
شیوه های تحقیق تلفیقی را جنبش سوم روش شناختی نامیده اند. این بدان معناست که اکنون برای ارتقای روش شناختی تحقیق، که با رویکردهای کمی و سپس کیفی آغاز شده است، لازم است رویکردهای تحقیق تلفیقی در تحقیقات اجتماعی دنبال شوند.
رویکردهای عمده در تحقیقات انسانی- اجتماعی در طی جنبش¬های متعدد
روش شناختی مسیر پیشرفت روش های تحقیق را پیموده اند. موج اول روش شناسی با کمیّت گرایی و تجربه گرایی آغاز گردید. پس از یک دوره غلبة کمّی گرایی، نقص
روش های کمی در نشان دادن افکار و نیّات مردم دربارة فعالیت ها و وقایع خاص و پیچیده مشخص گردید. موج دوم روش شناختی تحت عنوان تحقیق کیفی در دهه های 80-1970 میلادی با تأکید بر ادراک فرآیندهایی که به نتایج مورد مطالعه منجر می شوند، گسترش یافت. در دهة اخیر، محدودیت های روش های کیفی در تعمیم یافته ها، درهم آمیزی یافته های تحقیق با ارزش های خاص محقق و مشکلات اعتبار و پایایی داده ها به عنوان چالش های مهم فراروی تحقیقات کیفی معرفی شده اند. از این رو، توجه به رویکرد تلفیقی به عنوان جنبش سوم روش شناختی از اهمیتی خاص برخوردار است.
ایدة اصلی روش تلفیقی که از آن به رویکرد چندخصلتی، چندروشی یا شیوة آمیخته نیز یاد می شود، این است که ترکیب رویکردهای کمی و کیفی درک مناسب تر و جامع تری از موضوعات تحقیق به دست می دهد. در این رویکرد، ضعف ها و محدودیت های هریک از تحقیقات کمّی و کیفی جبران می شود. همچنین، این شیوه شواهد و مدارک جامع تری را برای پژوهش موضوع تحقیق ارائه می دهد و به محقق کمک می کند تا به سؤالاتی پاسخ دهد که رویکردهای کمّی یا کیفی به تنهایی نمی توانند پاسخگوی آن ها باشند.
هدف اصلی این مطالعه بررسی تطبیقی روش شناسی کمّی و کیفی و شناسایی محدودیت های روش شناختی هریک از این دو رویکرد و ارائة مدل تلفیقی به عنوان راهکار اساسی روش شناختی در مطالعات انسانی- اجتماعی است.
رشد طلاق در سال های اخیر به افزایش تعداد فرزندان طلاق انجامیده است. فرزندانی که مسائل و مشکلاتشان از دید بسیاری پنهان مانده است. جدایی والدین بی شک برای اکثر فرزندان، پدیده ای سهمگین به شمار می آید. تحقیقات صورت گرفته در این مورد نشان می دهد که این کودکان در طول زندگی خود با آسیب های روانی و اجتماعی فراوانی مواجه اند.
در این پژوهش، که به روش فراتحلیل انجام گرفته است، پژوهش های داخلی مربوط به حوزه ی فرزندان طلاق- که در مجلات علمی پژوهشی داخلی به چاپ رسیده اند- مورد تحلیل قرار گرفته، و نهایتاً 20 مقاله بدست آمده و مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پژوهش های داخلی عمدتاً به سلامت روان و زیر مقیاس های آن توجه کرده و در نتیجه نشان می دهند که وضعیت فرزندان طلاق در مقایسه با فرزندان یتیم و عادی نامطلوب تر است. همچنین برخی از این پژوهش ها نیز نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه های مداخله ای، بر وضعیت فرزندان طلاق است. سرانجام اینکه، آنچه در این مطالعات مورد غفلت واقع شده، بررسی آسیب های اجتماعی است که فرزندان طلاق را تهدید می کند.
"اولین رسانه رایج مبتنى بر رایانه، بازى هاى رایانه اى بوده اند که، در دهه هاى پایانى قرن بیستم، شیوع و گسترش حیرت انگیزى داشته اند. این رسانه که از تلفیق تلویزیون و رایانه به وجود آمده، کم کم به رقیب پر قدرت تلویزیون تبدیل شده و جاى آن را در فعالیت هاى فراغتى بسیارى از مخاطبان، به ویژه کودکان و جوانان، گرفته است. هدف این تحقیق، شناخت نحوه و میزان استفاده جوانان از بازى هاى رایانه اى و نیز علل و انگیزه هاى آنان براى استفاده از این بازى ها و نقش عوامل زمینه اى در این باره بوده است.
روش به کار رفته در این پژوهش، پیمایش است و جامعه آمارى آن، شامل تمام دبیرستان هاى دوره متوسطه نظرى شهر تهران است که به روش نمونه گیرى خوشه اى چند مرحله اى، تعداد 432 دانش آموز به پرسشنامه ها پاسخ دادند که پس از کنار گذاشتن پرسشنامه هاى مخدوش، تعداد 400 پرسشنامه تحلیل شد.
طبق یافته هاى پژوهش، 7/80 درصد پاسخگویان از بازى هاى رایانه اى استفاده مى کرده اند که اکثرآن ها(حدود 46 درصد) همه روزه و یا چند روز در هفته، این بازى ها را انجام مى داده اند. همچنین یافته هاى این پژوهش نشان مى دهد که بین دلایل و انگیزه هاى موثر بر استفاده پاسخگویان از بازى هاى رایانه اى، آموزشى بودن بازى ها و گریز ازمحدودیت هاى زندگى واقعى، بیشترین میزان همبستگى و فشار هنجارى گروه هاى همسال، کمترین میزان همبستگى را با گرایش پاسخگویان به بازى هاى رایانه اى داشته است. به طور کلى، کسانى که از رسانه هاى جدید استفاده مى کنند، عموماً گرایش بیشترى هم به استفاده از بازى هاى رایانه اى دارند.
"
در این مقاله، ابتدا عوامل اقلیمی، اقتصادی و سیاسی ـ اجتماعی موثر در پیدایش، تکوین و تداوم زندگی عشایری و کوچنشینی در ایران و اطلس قلمرو زیست و پراکندگی جغرافیایی جامعه عشایری که تقریبا شامل 60 درصد از فضای جغرافیایی کشور میشود، بررسی شده و در ادامه، سیر روند تغییر و تحول در جمعیت آنان قبل از 1300 ه . ش. تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به همراه برخی شاخصهای مربوط به توسعه انسانی در مناطق عشایری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برخی از این شاخصها عبارتند از: آموزش و سوادآموزی، کوچ و تغییرات آن، اقتصاد و نظام بهرهبرداری در عشایر، صنایع دستی، استعدادها و قابلیتها، چالشها و محدودیتها و چشمانداز آینده جامعه عشایری.
تحقیق حاضر، با هدف تحلیل جامعه شناسی از خود بیگانگی درمیان دانشجویان دانشگاه تدوین شده و روش مطالعه در این تحقیق روش پیمایشی است. پس از نگارش پیشینه و ادبیات موضوع وچهارچوب نظری تحقیق، شش فرضیه مطرح شد که با استفاده از تکنیک پرسش نامه همراه با مصاحبه از بین 336 دانشجوی دانشگاه های تکمیل گردید. فرضیات تحقیق به سنجش عدم انطباق وسیله و هدف، بوروکراسی، عقلانیت، زندگی در کلان شهر، فرد گرایی و اقتدار واقعیات اجتماعی با از خود بیگانگی اجتماعی می پردازد که در نهایت، پنج فرضیه تایید شد و میان فردگرایی و از خود بیگانگی ارتباطی یافته نشد.
"طرح مساله: در این مطالعه رشد جمعیت و سطح باروری و ارتباط آن با توسعه یافتگی اقتصادی و اجتماعی کشورهای مختلف جهان به ویژه در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران مورد بحث قرار می گیرد.
روش: روش بررسی در این مطالعه تلفیقی از روش کتابخانه ای و تحلیل ثانویه است و داده های جمعیتی و آماری از نشریات سازمانهای جهانی از قبیل صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، یونیسف، بانک جهانی و مرکز آمار ایران اخذ و با بهره گیری از نرم افزار spss، ارتباط بین متغیرهای طرح شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که هر اندازه سطح توسعه یافتگی کشوری بالا باشد به همان اندازه میزان زاد و ولد و در نتیجه رشد جمعیت آن کشور کمتر است.
نتایج: رابطه بین توسعه یافتگی و نرخ زاد و ولد همان گونه که در این پژوهش نشان داده شده است یک رابطه معکوس می باشد؛ یعنی در مناطق محروم جهان و در سطح ایران و استانهای کشور این رابطه به خوبی نمایان است. استانهای برخوردار از رفاه و توسعه، شاهد میزان رشد جمعیت کمتری هستند.
"
در مقاله حاضر رسم خون بری یا خون بس، به عنوان یکی از روش های سنتی حل منازعات قومی با منشا قتل در میان عشایر بختیاری شهرستان ایذه، مورد مطالعه قرار گرفته است. خون بس مانند دیگر سنت ها و رسم های سرزمین بختیاری نه تنها در ایل های دیگر لر، بلکه در میان دیگر اقوام ایرانی، از جمله عرب ها و بلوچ ها هم با نام ها و عناوین دیگر، رایج است. وجود و رواج رسم خون بس در میان اقوام مختلف، البته به معنای یکسانی آن در تمام جرییات نیست، و به خصوص در آیین برگزاری، میزان غرامت یا خون بها و نوع خون بها تفاوت های قابل ملاحظه ای دیده می شوند، که نشانگر تغییر در این رسم در مناطق مختلف کشور احتمالا بر اساس میزان توسعه یافتگی است. در حالی که از تداوم این رسم در میان اقوام مختلف صحبت می کنیم، نباید فراموش کرد که تحت تاثیر عوامل مختلف، آفتاب عمر این رسم رو به افول است. به همین سبب مطالعاتی از این دست در کنار پرسش های اساسی ملازم با آن، از جهتی تلاشی است برای مستند کردن این رسم قضایی. با توجه به این که پژوهش حاضر به دنبال ادراک معنایی است، از روش پژوهش کیفی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهند که علی رغم وجود تشکیلات حقوقی و قضایی مدرن، بسیاری از خانواده های جامعه عشایری شهرستان ایذه ترجیح می دهند منازعات ناشی از قتل را از طریق رسم خون بس فیصله دهند
مقالة حاضر به بررسی پدیدة ژئوپلیتیک و ژئوکالچر تشیع با استفاده از نظریات کلاسیک در این حیطه می پردازد و با تبیین مفهوم «ریملند شیعی» و موقعیت تشیع به عنوان عاملی مؤثر در مناسبات منطقه ای و بین المللی، سعی در پاسخ به این سؤال دارد که نقش ایران به عنوان یک بازیگر منطقه ای، در معادلات بین المللی چیست؟ پدیدة شیعه و جمعیت های شیعی، از لحاظ جغرافیایی در قلب ریملند واقع شده و با ظهور انقلاب ایران به پدیده ای اثر گذار در معادلات بین المللی تبدیل شد. انقلاب ایران که یک انقلاب مبتنی بر ایدئولوژی شیعی بود، از سویی ایران را تبدیل به ام القرای شیعه نمود و از سوی دیگر، به بیداری جمعیت های شیعی در کشورهای منطقه ریملند انجامید. شیعیان کشورهای منطقه که بیشتر آنان زیر سلطة حاکمان سنی مذهب به سر می برند، در این سال ها با الگوگیری از انقلاب ایران، و با تأکید بر موقعیت های اعتراضی به وضع موجود- که مبتنی بر تبعیض های سازمان یافته و دولت خواسته ضد آنان است- سعی در تغییر وضع موجود داشته اند. این مقاله به بررسی نقش شیعیان منطقه به عنوان فضای «پیرامونی» ایران، و واکاوی موقعیت سیاسی- اجتماعی و ژئوپلیتیک آنان در ارتباط با ایران به عنوان «مرکز» تشیع می پردازد تا از این رهگذر، به تبیین ژئوپلیتیک پدیدة شیعه به عنوان بازیگری فعال در معادلات منطقه ای و بین المللی، و همچنین ژئوپلیتیک نوین تشیع نائل آید.
توسعه دارای ابعاد پیچیده، متنوع و متکثر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روان شناختی و سیاسی است. برای فهم عوامل و موانع توسعه باید همه مولفه های مذکور مورد پژوهش قرار گیرند، اما عناصر فرهنگی – اجتماعی نقشی بنیادی در فرایند توسعه ایفا می نمایند. در این مقاله برآنیم که دریابیم: چرا علی رغم اینکه در دو دهه گذشته سرمایه گذاری های کلان صنعتی، اقتصادی و تجاری در هرمزگان صورت پذیرفته و دانشگاهها و موسسات آموزش عالی متعددی تاسیس شده اند، این منطقه توسعه درخور نیافته است و هنوز در زمره مناطق محروم طبقه بندی می گردد؟ در این پژوهش با الگو قرار دادن نظریه نوسازی اجتماعی پارسنز و با روش پیمایشی و با استفاده از مقیاس های لیکرت، تمایزات معنایی (برش قطبین) و فرافکنی خـاص گرایی را که یکی از موانع عمده فرهنگی -اجتماعی توسعه محسوب می گردد، در شهر بندرعباس مورد آزمون قرار دادیم. نتایج بررسی نشان داد که میانگین خاص گرایی شهروندان بومی (2.88)، غیربومی ها (2.98)، زنان (2.86)، مردان (2.93)، اهل سنت (2.8) و شیعیان (2.95) بوده است
از دیرباز عالمان صنعت موسیقی و عاملان این فن، انواع مختلفی از موسیقی را مطابق اطباع و حالات مختلف انسانی از جمله شادی، غم، ترس، اضطراب و آسایش مناسب دانسته و به کار می گرفته اند. انسان به تجربه دریافته بود که موسیقی بر جان دیگر جانواران زنده از جمله حیوانات تاثیر می گذارد و می توان مناسب اطباع حیوانات وحشی و اهلی، پرندگان و حتی حشرات نیز انواعی از موسیقی را به کار برد. به این ترتیب شکارچیان، بازداران، یوزبانان، ساربانان و دیگر کسانی که حرفه ای در ارتباط با حیوانات داشتند توانسته بودند به واسطه دریافتن نوایی که مناسب طبع برخی از جانوران بود، رفتار آن حیوانات را تا حدودی تحت کنترل درآورند. شکار، از جمله فعالیت هایی به شمار می رفت که موسیقی به آن راه یافته و به جزئی از آن تبدیل شده بود. یکی از اهدافی که نوای سازها در شکارگاه ها تامین می کرد، کنترل حرکات حیوانات مطابق خواست و اراده شکارچی بود تا به واسطه آن، کار شکار آسان تر شود. شکارچیان با به کار بردن انواعی از سازها، حیوانات را از مخفیگاه خود بیرون کشیده و به محل مشخصی هدایت می کردند تا کار شکار آسان تر و مطمئن تر شود. در این مقاله سعی شده تا شواهدی که نشان دهنده علم و اشراف پیشینیان ما به تاثیر موسیقی بر رفتار حیوانات است، مورد بررسی قرار گیرد. به این منظور حکایات و توصیه هایی که در ارتباط با تاثیر موسیقی در تسهیل کنترل حیوانات اهلی و شکار حیوانات وحشی در متون، بویژه کتب عجایب المخلوقات، وجود دارد استخراج و مورد بحث قرار گرفته است.
این تحقیق هدف خود را بر بازنماییِ نقش های جنسیتی در کتاب های درسی سال ششم متمرکز نموده است و به بررسی میزان توجه به تصاویر جنسیتی و نقش های شغلی به تفکیک هر دو جنس پرداخته است. روش مورد استفاده در تحلیل محتوای این تحقیق، آنتروپی شانون بوده و واحدتحلیل نیز متن، پرسش ها، تمرین ها و تصاویر) می باشد که در مجموع 829 صفحه را شامل می شود. جامعه آماری، کلیه کتاب ها شامل 9جلد در سال تحصیلی1393-1392در نه عنوان فارسی (بخوانیم)، فارسی (بنویسیم)، علوم، هدیه های آسمانی، آموزش قرآن، ریاضی، مطالعات اجتماعی، تفکر و پژوهش، کار و فن آوری بوده و نمونه آماری این پژوهش، هشت عنوان فارسی (بخوانیم)، فارسی(بنویسیم)، علوم، هدیه های آسمانی، قرآن، مطالعات اجتماعی، تفکر و پژوهش، کار و فن آوری را شامل می شود. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهدکه به نقش های شغلی مردان و تصاویر آمده در کتاب های درسی عمدتاً به این جنس تعلق دارد و نقش شغلی زنان و تصاویر آمده در کتاب ها کمرنگ و یا اینکه در برخی کتاب ها هیچ گونه اشاره ای نشده است.
این مقاله میکوشد نقش زنان در توسعه فرهنگی ایران را با تاکید بر سینما، به مثابه یک پدیده مدرن و افزایش نقش زنان در آن مطالعه کند. مفهوم توسعه بر بهبود همه عرصه های زندگی دلالت دارد و توسعه فرهنگی از مولفه های مهم آن است. از آنجا که دغدغه اصلی دولت ها رسیدن به توسعه همه جانبه است و مبنای این توسعه، انسان (موجودی فرهنگی) است، پس زیربنای توسعه واقعی و پایدار نیز توسعه فرهنگی خواهد بود. اما چگونه میتوان برای تحقق توسعه فرهنگی اقدام کرد؟ موانع مهم بر سر راه آن چیست؟ چگونه میتوان آنها را ازمیان برداشت؟ زنان که نیمی از پیکره جامعه را تشکیل داده اند، چگونه میتوانند عهده دار نقش سازنده خود در توسعه فرهنگی جوامع سنتی باشند؟
پژوهش حاضر کوشش می نماید ضمن مرور رویکردهای مختلف در باب شادمانی، با اتخاذ رویکردی جامعه شناختی به بررسی شادمانی بپردازد. در این مطالعه دو روش به کار گرفته شد. یکی روش پیمایش است که با انتخاب 386 نفر از شهرهای تهران، یزد، اردکان و میبد و با استفاده از پرسشنامه شادمانی آکسفورد انجام شد. دیگری روش تطبیقی کمی است که با استفاده از داده های ثانویه صورت گرفت. طبق داده های اخیر، رتبه سازمانی ایران در میان 69 کشور، رده 61 است که رده نازلی است. داده های پیمایش نیز میانگین شادمانی در چهار شهر مزبور را در سطحی پایین نشان می دهند. یافته های پژوهش همچنین نشان می دهد که روابط اجتماعی توام با اعتماد اثر تعیین کننده بر شادمانی دارند و در این میان خانواده به عنوان عمده ترین تامین کننده شادمانی افراد محسوب می شود.