مفهوم دین و دین داری به سبب اهمیت آن ها در زندگی انسان، از دیرباز مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و دین پژوهان بوده است. مطالعات انجام شده در این حوزه شامل پیمایش های کمّی درباره سنجش میزان دین داری کنش گران و ارتباط متقابل آن با متغیرهای مختلف، مطالعات کمّی و کیفی در رابطه با انواع دین داری و مطالعات اسنادی درباره تحولات دین داری در ایران است. مهم ترین خلاء موجود در این مطالعات، توجه اندک پژوهشگران به مفاهیم اساسی و بومی سازی آن ها ست. سرمایه دینی از جمله این مفاهیم اساسی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله تلاش شده با روش اسنادی، نخست به تبارشناسی مفهوم سرمایه دینی از نظر اندیشمندان پرداخته و آن گاه مؤلفه های بومی شده سرمایه دینی متناسب با جامعه ایران تدوین شده و در پایان تعریفی متناسب از سرمایه دینی ارایه گردد.
هدف این پژوهش شناسایی انواع سبک حل تعارض زوجی در چارچوب نظریة گاتمن و مقایسة کیفیت رابطة زناشویی بین سبکهای زوجی مختلف بوده است. به این منظور 500 نفر (250 مرد و 250 زن) به شیوة نمونه گیری تصادفی نظام دار انتخاب شدند و با استقاده از پرسشنامه ارزیابی ارتباط مورد مطالعه قرار گرفتند. 9 سبک زوجی حل تعارض به این ترتیب شناسایی شد: اعتباربخش اعتباربخش، درگیرشونده اعتباربخش، اعتباربخش اجتنابی، درگیر شونده درگیر شونده، درگیر شونده اجتنابی، اجتنابی خصمانه، خصمانه اعتباربخش، خصمانه درگیرشونده، و خصمانه خصمانه. مقایسة میانگین گروه ها با استفاده از تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که پروفایلهای حاوی سبک اعتباربخش با بهترین میزان کیفیت رابطة زناشویی همراه است؛ جز زمانی که یکی از زوجین از سبک خصمانه استفاده کند. پروفایلهای حاوی سبک خصمانه با کمترین میزان کیفیت رابطة زناشویی همراه است و پروفایلهای حاوی سبک درگیرشونده و اجتنابی در مقایسه با پروفایلهای شامل سبک اعتباربخش با میزان کمتری از کیفیت رابطة زناشویی همراه است؛ اما در مقایسه با پروفایلهای دارای سبک خصمانه میزان بیشتری از کیفیت رابطة زناشویی را دارا است. از این رو آگاهی از این سبکهای حل تعارض می تواند به مشاوران و روانشناسان در مشاوره های قبل از ازدواج کمک کند.
یکی از راه های دستیابی به راهکارهای اصلاح شیوه فعلی مواجهه ایران با پدیده دریافت خانگی شبکه های ماهواره ای، آگاهی از تجربه دیگر کشورهای مشابه است. در این میان مطالعات تطبیقی اسناد حوزه سیاست گذاری بخشی از جهان معاصر می تواند در خوانش تحولات سیاستی رسانه ای ما راه گشا باشد. برای دستیابی به این مهم، با اتکا به دو پژوهش انجام شده در سال های 1373 و 1381، از طریق نمونه گیری هدفمند، تعداد هفده کشور آسیایی انتخاب شدند. پس از بررسی ادبیات نظری در حوزه سیاست های رسانه ای، تعیین « چرخه خط مشی گذاری» به عنوان ادبیات تحلیل و شناخت حوزه صورت بندی مسئله شبکه های ماهواره ای کشورهای مذکور این نتیجه حاصل شد که سیاست گذاران رسانه ای کشورهای موردبررسی دریافت مستقیم شبکه های ماهواره ای را عاملی برای1) بر هم زننده بازار بومی و غیربومی رسانه های داخلی و 2) شکل گیری برخی تهدیدها برای مصالح و منافع ملی تعریف کرده اند. آن ها به سمت دو نوع سیاست سوق پیدا کرده اند. الف) پذیرش به مفهوم عدم دخالت دولت و یا قانون مند نمودن اپراتورهای ماهواره ای. ب) اجرای اقدامات قابل اجرا در رویکرد به عدم پایبندی به فضای آزاد اطلاعات. پژوهش نشان داد که در هر دودسته از کشورهای الف و ب سیاست های گوناگونی در راستای تولید و دریافت رسانه ای اتخاذ کرده اند که در متن مقاله به طور مفصل به آن ها پرداخته شده است.
مقایسه دستاوردهای پژوهش حاضر با تحقیق 21 سال پیش حاکی از تحولی است که مهم ترین آن حرکت کشورهای گروه ب به سمت پذیرفتن و مجوز دادن به اپراتورهای ماهواره ای برای ارائه خط مشی های اتخاذ شده از نوع گروه الف است.
تحقیق حاضر به بررسی تطبیقی انواع هنجارشکنی های دانش آموزان مقطع دبیرستانی در مدارس دولتی شهرستان خواف و شهر بیرجند می پردازد.جمعیت آماری تحقیق را دانش آموزان سال سوم مقطع متوسطه در سال تحصیلی 85- 84 تشکیل می دهند که متناسب با جمعیت دانش آموزی هر یک از دو شهر مذکور به ترتیب نمونه ای با حجم250 نفر و300 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردیده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که دانش آموزان شهرستان خواف در مقایسه با دانش آموزان شهر بیرجند از پای بندی بیشتری به هنجارهای دینی، احساس آنومی ا کمتر، فرصت های خانوادگی معدودتر، پیوند با خانواده، مدرسه و جامعه بیشتر، ارتباط با دوستان هنجارشکن کمتر و پایگاه اجتماعی– اقتصادی پایین تری برخوردارند، که به نظر می رسد علت آن را باید در ساخت سنتی تر جامعه خواف جستجو کرد. علاوه بر این، در تحلیل رگرسیون چند متغیری در نمونه آماری مورد مطالعه خواف، متغیرهای پای بندی به هنجارهای دینی، پیوند با خانواده و پیوند با جامعه و در نمونه آماری مورد مطالعه بیرجند متغیرهای فرصت های خانوادگی، پیوند با مدرسه و پیوند با جامعه به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین پیش بینی متغیر وابسته (هنجارشکنی دانش آموزان) داشته اند.
این مقاله با استفاده از الگوی «روش شناسی بنیادین» درصدد است مبانی و جهت گیری های فلسفی دخیل در نظریه های جامعه شناسی دین را بررسی کند. جامعه شناسان با تکیه بر اصول و مبادی نظری خاص، به تحلیل دین پرداخته و به جهت گیری هایی همچون نگاه ماده انگارانه به دین، محوریت انسان و منافع دنیوی او، استفاده از معرفت حسی و روش تجربی در تحلیل دین و درنهایت، بازکاوی منشأ دین و توجیه کارکردی آن ملتزم شده اند. جهت گیری های مزبور، تعارض جامعه شناسی و دین، تقلیل گرایی، تساهل و تسامح روش شناختی و نیز تقویت سکولاریزم و پلورالیزم مذهبی و اجتماعی و درپی آن، گردن نهادن به جنبش های مذهبی متکثر و متضاد را موجب شده است. این درحالی است که اگر جامعه شناسان در طرح نظریه های خود، به مبانی دیگری ملتزم می شدند بسیاری از پیامدهای معرفتی، اجتماعی و فرهنگی فرصت بروز نمی یافت و وضع مذهب در جامعة نوین به گونه ای دیگر رقم می خورد.
هدف از انجام این پژوهش شایستگی اجتماعی و توانمندسازی با رفتار شهروندی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان تهران بود. این پژوهش، از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و جامعه آماری این تحقیق را کلیه کارکنان ادرات ورزش و جوانان استان تهران (هر دو جنس زن و مرد، با تحصیلات متفاوت، با سنین متفاوت در سمت ها و پست های سازمانی گوناگون) تشکیل می دهند. که تعداد آنها 210 نفر می باشد. با توجه به جدول مورگان تعداد 132 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. که از این تعداد 120 پرسشنامه به صورت صحیح عودت داده شد. روش نمونه گیری نیز به صورت تصادفی ساده بود. در این تحقیق از سه پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه شایستگی اجتماعی نیک رفتار(1390)، پرسشنامه توانمندسازی کارکنان اسپریتزر (1995) و پرسشنامه رفتار مدنی سازمانی پادساکف و مکنزی(1990). پایایی هر سه پرسشنامه و مؤلفه های آن مورد تأیید قرار گرفت. به منظور توصیف داده ها از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی) استفاده شد. در ضمن آزمون آماری کلموگروف اسمیرونف جهت تعیین توزیع طبیعی داده ها، ضریب همبستگی پیرسون، جهت تعیین ارتباط بین متغیرهای تحقیق و تحلیل رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی متغیر رفتار شهروندی سازمانی از روی متغیرهای شایستگی اجتماعی و توانمندسازی در نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد.نتایج نشان داد که ارتباط معنی داری بین شایستگی اجتماعی و توانمندسازی با رفتار شهروندی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان تهران وجود دارد. همچنین شایستگی اجتماعی و توانمندسازی توان پیش بینی رفتار شهروندی کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان تهران را دارد.
بخش عمدهای از دیدگاه(و برنامهریزی)تحقیقاتی همانا تعیین مراحل هدایت تحقیق براساس روش علمیاست. طرحریزی و تکمیل کاری تحقیقاتی درباره جنبهای خاص از ارتباطات جمعی، فقط به مفهوم انجام مشاهده به شیوهای غیررسمی باامید کشف نکتهای چشمگیر (و مهم)نیست. کار تحقیق فرایند بسیار پیچیدهای است. دستور راهنمای کلی پژوهشگران به هنگام برنامهریزی، هدایت و گزارش (نتایج) تحقیقات، شامل شش مرحله است
زرین قبانامه، از سَراینده ای ناشناس، یکی از متون منظوم پهلوانیِ نقالی/عامیانه در دوره ی صفوی است. ناظم زَرّین قَبانامه، گاهی داستان های متن را از زبان پیر گوهرفروش و ترجمان نقل کرده است که قرینه ای بر شفاهی/ شنیداری بودن روایات منظومه به شمار می آید. پرسش اصلی مقاله ی حاضر این است که: منظومه های نقالی- از جمله زرین قبانامه- چه نقش و تأثیری در گفتمان فرهنگ دینی عصر صفوی داشته اند؟ در پاسخ به این پرسش، به شیوه ی تحلیلی و با روش کمی در گزینش داده ها، و با روش کیفی در تحلیل یافته ها، به بررسی موضوع مقاله پرداخته شده و این نتیجه به دست آمده است که نقالی راهی برای تبلیغ و ترویج مذهب در دوره ی صفوی بوده است. تاریخ نقالی در ایران نشان می دهد از قرن سوم هجری که ایرانیان به نقل داستان ها و حکایت های حماسی می پرداختند تا با نفوذ اعراب مبارزه کنند؛ با پیدایش گرایش شیعه و سنی که دو گروه مناقب خوان و فضایل خوان را دربرابر هم قرار داد، نقالی پیشه ای تأثیر گذار بر گفتمان دینی عصر خود بوده است؛ به ویژه در دوران صفوی که عصر رونق شاهنامه خوانان و نقالان است و گاه میان روایت های حماسی یلان و پهلوانان با مذهب رایج احساس تعارض ایجاد می شده است، نقالی، گفتمان فرهنگ دینی به شمار می آید.