هدف اصلی این مقاله تبیین رابطه بین هویت ملی و هویت قومی در کشور است. این مقاله تلاش دارد با استفاده از روش فراتحلیل پژوهش های صورت گرفته در این حوزه، تصویر و شمای کلی از این مطالعات و روش شناسی آنها ارائه دهد. جامعه آماری این مقاله محدود به پژوهش هایی است که در قالب پایان نامه و مقاله در دهه 1370 و 1380 انجام شده است. نتایج نشان می دهد: استفاده از روش های کمی و به ویژه روش پیمایش از محبوبیت بیشتری در بررسی این موضوع برخوردار است. دیدگاه کنش متقابل نمادین، تئوری استعمار داخلی و مکتب نوسازی به عنوان چارچوب مفهومی مطالعه است. یافته ها حاکی از آن است که تعداد پژوهش ها در دهه 1380 نسبت به دهه 1370 از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است و این موضوع توجه افراد و صاحب نظران مختلف را برای پژوهش در این حوزه را تحت تأثیر قرار داده، ولی به شکل گیری مطالعات بین رشته ای در این حوزه منجر نشده است.
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخش مهمی از سازمان ها و ارگان های آموزشی شناخته شده و در طول دو دهه گذشته نقاط اشتراک زیادی با آموزش و پرورش داشته است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مرتبط با فناوری آموزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی سنندج به صورت کمی انجام شده است. به اقتضای موضوع تحقیق و با توجه به امکانات، روش پیمایش به منزله مناسبترینروشبرایجمعآوریاطلاعاتموردنیاز این پژوهش صورت گرفت. اطلاعات جمع آوری شده به کمک نرم افزارهای آماری Spss و Amos Graphics در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش گویای وجود رابطه معنادار بین متغیرهای میزان برخورداری از امکانات آموزشی و فناوری اطلاعات، میزان تسلط معلمان و والدین و میزان برخورداری دانش آموزان از امکانات آموزشی و فناوری اطلاعات در خانه با پیشرفت تحصیلی است. در کل نتایج حاصل از معادله رگرسیون گویای این واقعیت آماری است که 37 درصد از کل میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزاندبیرستانی سنندج وابسته به 4 متغیر مستقل است.
شادی موهبت بزرگی است که باید آن را جست وجو کرد، یافت، غنیمت شمرد، و به دیگران نیز انتقال داد. با توجه به تأثیر شادمانی در حیات فردی و اجتماعی، همچنین نقش گستردة مذهب در زندگی بشر، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة دینداری و میزان شادمانی بین جوانان شهر تهران انجام شده است. در این پژوهش نقش دینداری بر ایجاد، تشدید، یا تضعیف شادی از دریچة نظریة شناختی، همچنین نظریه های اندیشمندانی چون دورکیم، وبر، توکویل، سیلگمن، آرگایل، کار، داینر، و بیسواس داینر کنکاش شد. برای شناخت ارتباط بین این دو مقوله، 384 پرسشنامه بین جوانان 18 تا 29 سالة شهر تهران توزیع شد. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد بین دینداری و میزان شادی افراد رابطه ای مثبت و معنادار برقرار است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که بین سه بعد دینداری، یعنی اعتقادات دینی و احساسات دینی و مناسک دینی، و شادی جوانان مطالعه شده همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت دینداری و ابعاد مختلف آن در ایجاد و تشدید شادی نقشی مهم و بسزا دارد.
پذیرش این موضوع که جغرافیا و سرزمین، یکی از ارکان هویت ملی به حساب می آید؛ میان مدلول نام سرزمین و هویت جامعه ای، رابطه معنادار برقرار می کند. زان میان، منشا و سیرتحول مفهوم ایران در بیست و هشت قرن، از تشکیل حکومت مادها در فلات ایران تاکنون، واجد اهمیت در خور توجه پیرامون موضوع هویت ملی در ایران است. در این مقاله، ضمن مروری بر پیشینه شناسی مفهوم ایران و ارتقا آن تا مرحله مفهومی سیاسی- اجتماعی و رکن هویت ایرانی در عصر ساسانیان، به بررسی باز آفرینی این مفهوم پس از فترتی قریب نه قرن در دوره صفویه، با جستجو در دوازده اثر از اسناد دولتی، تواریخ، دواوین شعری و سفرنامه نویسان خارجی آن دوره و با روش بررسی اسنادی و ابزار تحلیل محتوا پرداخته می شود. در این کاوش، هم فراوانی تکرار نام ایران در نقش های مختلف مورد نظر بوده و هم نوع کاربرد مفهوم ایران از بعد جغرافیایی و فرهنگی تا مفهوم سیاسی و اجتماعی و رکن هویت ملی ملاحظه شده است. به علاوه، تحول محتوایی آن در دوره دویست و سی ساله صفویه نیز مد نظر بوده است.
در این مقاله جهت درک و تبیین دموکراسی خواهی ایرانیان یک "طرح نظری" پیشنهاد شده است. این طرح نظری علل ساختاری را برای تبیین دموکراسی کافی ندانسته و تکیه بر علل "ارادی" را برای توضیح دموکراسی لازم می داند. از این رو این مقاله در ابتدا کوشش کرده علل معرفی شده در نظریه های جامعه شناختی دموکراسی را معرفی کند؛ سپس با الهام از روش شناسی ریمون بودون و بر مبنای یک رویکرد ترکیبی - با تفکیک علل ساختاری- زمینه ای از علل ارادی و مؤثر، طرح نظری خود را معرفی کند. هدف از این "طرح نظری" یافتن پاسخی روشن درباره روند دموکراسی خواهی ایرانیان است.
مقدمه: امروزه بیش از هر زمان دیگر فراموش کرده ایم که حل دشواری های بهداشتی بستگی به آن دارد که خود مردم چه کاری را باید برای خودشان انجام دهند. وظیفه ی خطیر خدمات بهداشتی هوشمندانه از جمله نظام مراقبت های اولیه ی بهداشتی (Primary health care یا PHC)، کمک به سلامتی مردم با تأکید بر پیشگیری، در مقابل خدمات پزشکی با هزینه های کمرشکن، وابستگی آور و کم اثر است. هدف تحقیق حاضر، سنجش اصول فلسفی پیشگیری با PHC و تعیین آگاهی و نگرش مدیران نهادهای مختلف سلامت اصفهان از اصول فلسفی نه گانه ی این مراقبت ها بود.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی- پیمایشی بود. جامعه ی مورد مطالعه 384 نفر از مدیران ارشد، میانی و اجرایی اصفهان در نهادها و سازمان های مختلف مربوط به سلامت مانند دانشگاه علوم پزشکی، بهزیستی و ... در سال 89-1388 بودند. ابزار تحقیق، پرسش نامه ای محقق ساخته و حاوی سه دسته سؤالات پایه، دانشی و نگرشی نسبت به اصول فلسفی نه گانه ی PHC بود. روایی پرسش نامه توسط متخصصین مربوط و پایایی آن توسط آزمون پایلوت و با آلفای 84 درصد مورد تأیید قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده وارد نرم افزار کامپیوتری SPSS نسخه ی 16 گردید و مراحل آمار توصیفی با میانگین و درصد و آمار تحلیلی با آزمون t، ANOVA و همبستگی Pearson مورد محاسبه قرار گرفت.
یافته ها: بالاترین میانگین نمره ی آگاهی از اصول فلسفی نه گانه ی PHC مربوط به بعد فلسفی «انگیزه و عشق خدمت به مردم» و برابر 41/12 ± 39/98 و کمترین آن مربوط به بعد فلسفی «برابری و عدالت» و برابر با 17/29 ± 75/65 بود. بالاترین میانگین نمره ی نگرش مربوط به بعد فلسفی «هماهنگی بین بخشی» و برابر با 97/22 ± 55/81 و کمترین آن مربوط به بعد فلسفی «برابری توزیع» و برابر با 79/12 ± 15/49 بود.
نتیجه گیری: نمره ی میانگین آگاهی تمامی رده های مدیریتی کمی بالاتر از 80 به دست آمد. اگر چه تا نمره ی عالی 100 فاصله دارد، اما برای یک نظام سلامت رسیدن به آن کار بسیار دشواری است و باید در این زمینه تلاش نمود. نمره ی میانگین نگرش 65 به دست آمد. این نتیجه خوبی برای این سیستم محسوب نمی شود، چرا که نگرش بالاتر مدیران نقشی کلیدی در به اجرا درآمدن اصول PHC است.
هر گونه تلاش جامعه شناسانه برای تعیین این مسأله که آیا اسلام مانع پیشرفت سرمایه داری صنعتی شده است یا نه‘ باید در متن تحلیلی جامعتر و وسیع تر از مشخصات کلی اجتماعی‘ سیاسی و اقتصادی تمدن اسلامی انجام می گیرد. این مساله گسترده جامعه شناسی تطبیقی‘ به نوبه خود‘ نمی تواند از انزاع دیرینه بر سر شباهت ها و تفاوت های تکامل تاریخی عالم اسلام جهان و مسیحیت مجزا گردد. بدینسان‘ مطالعاتی که برای بررسی روابط میان نهادهای اسلامی و رفتار اقتصادی‘ از مسائل نسبتاً محدودی چون فعالیتهای کارفرمائی بهره جسته اند‘ تنها جنبه های معینی از رویارویی تاریخی و جامع میان فرهنگ های اسلامی و مسیحی را مورد مطالعه قرار داده اند. مفاهیم سیاسی و دانشگاهی موجود درباره واقعیت اجتماعی اسلام بدنبال قرنها کشمکش نظامی و اقتصادی برای تسلط بر خطوط تجاری جهانی شکل گرفته است. به علاوه نمونه ها و معیارهای شاخصی که برای درک ساختارهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته اند‘ از متن کشمکش های سیاسی اروپا در اوان پیدایش حکومت های مطلقه در قرن هفدهم و دموکراسی پارلمانی در قرن نوزدهم سربرآورده اند. این ملاحظات صرفاً نشان دهنده این واقعیت است که هرگونه ارزیابی از بحث هائی که بر سر رابطه اسلام و کاپیتالیسم صورت گرفته می بایست بطور همزمان کنکاشی در جامعه شناسی شناخت باشد.
هدف اصلی پژوهش بررسی رابطه بین حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی است. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه مورد بررسی شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مدارس دبیرستان های شهر تبریز و شهرستان آذرشهر در سال تحصیلی 91-90 است که تعداد کل آن ها 37347 است. حجم نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) و به روش خوشه ای تصادفی تعداد 278 نفر انتخاب شد و پرسشنامه خودکارآمدی متیوس جروسلم و رالف شوارزر (1981) و پرسشنامه حمایت اجتماعی واکس، فیلیپس، هالی، تامسپون، یلیامز و استوارت (1986) و پرسشنامه انگیزه تحصیلی قلی پور و بهرامی حصاری (1373) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون و t-test استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی با خودکارآمدی به ترتیب 38/0 و 30/0 رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین متغیرهای ملاک با متغیر پیش بین همبستگی معنادار و مثبتی در سطح 05/0≥P مشاهده شد و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیش بین حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی با مقدار ضریب رگرسیون 20/0 و ضریب رگرسیون استاندارد 45/0 به صورت معنادار می توانند خودکارآمدی تحصیلی را پیش بینی کنند. حمایت اجتماعی با مقدار آماره بتا 30/0 از سهم بیشتری برای پیش بینی خودکارآمدی برخوردار است. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر فقط در متغیر حمایت اجتماعی (56/2- =t , 01/0p=) تفاوت معناداری با هم دارند. نتایج گویای این بود که حمایت اجتماعی و انگیزه تحصیلی به صورت معنادار، خودکارآمدی تحصیلی را پیش بینی می کنند و دانش آموزان دختر و پسر در متغیر انگیزه تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی تفاوت معنادری ندارند اما از لحاظ حمایت اجتماعی تفاوت معناداری بین دو جنس مشاهده شد.
این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی مقدماتی پرسش نامه های باور به جهان آخرت و باور به جهان آخرت عادلانة اسلامی اجرا شد. جامعة آماری شامل دانشجویان رشتة روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان (اصفهان) بودند که از بین آنها 267 نفر با روش نمونه گیری دسترس پذیر انتخاب شدند و به پرسش نامه های باور به جهان آخرت اسلامی، باور به جهان آخرت عادلانة اسلامی، باور به دنیای عادلانه برای دیگران و اخلاق کاری اسلامی پاسخ دادند. نتایج تحلیل هم بستگی نشان داد باور به جهان آخرت اسلامی و باور به جهان آخرت عادلانة اسلامی، با باور به دنیای عادلانه برای دیگران دارای رابطه معناداری نیست (05/0P>)؛ اما با اخلاق کاری اسلامی در تمامی ابعاد دارای رابطة معناداری هستند (01/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از بین باور به جهان آخرت اسلامی و باور به جهان آخرت عادلانة اسلامی، باور به جهان آخرت عادلانة اسلامی دارای توان پیش بین معنادار برای باور به دنیای عادلانه برای دیگران و ابعاد اخلاق کاری اسلامی است.
در چند دهه گذشته پیشرفت تکنولوژیک در زمینه ارتباطات و انتقال اطلاعات باعث تسهیل و تسریع تعاملات میان افراد در سراسر جهان شده است. در چنین جهانی ترجیحات افراد خواسته و ناخواسته متاثر از الگوهای روابط، رفتار و فرهنگ سایر ملل و جوامع است. ورود عناصر فرهنگی جدید به واسطه استفاده از اینترنت و ماهواره به ویژه در میان جوانان سلیقه های مجازی را وارد زندگی نموده که به زعم برخی از صاحب نظران پی آمد آنها می تواند کسب منزلت و ارتقا جایگاه آنان باشد. در مقابل بعضی دیگر بر این باورند که استفاده از تکنولوژیهای مدرن به افراد این امکان را بخشیده که از حضور در جهان به عنوان یک کل واحد آگاه شوند و با استفاده از عناصر متنوع از سراسر جهان هماهنگی بیشتری با مشترکات فرهنگ بشری یافته و به نوعی عام گرایی مثبت رواج یابد. در این پژوهش رابطه آشنایی و برگذاری مراسم ولنتاین به عنوان یک سنت فرهنگی بیگانه از طریق تکنولوژیهای مدرن ارتباطی - اطلاعاتی در میان جوانان ساکن در شهر تهران با استفاده از روش پیمایش و با حجم نمونه ای بالغ بر 230 نفر مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که پی آمد برگذاری ولنتاین هماهنگی بیشتر با مشترکات فرهنگ بشری بوده است.