هدف این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر فرهنگ سیاسی افراد 20 سال به بالای شهر شیراز میباشد.در این پژوهش، نظریات پارسونز، آلموند و وربا بعنوان چارچوب نظری مورد استفاده قرار گرفت.دادهها بوسیله پرسشنامه از یک نمونه 525 نفری از افراد 20 سال به بالا، در خرداد ماه 1379، جمع آوری شدند.متغیرهای مستقل در این تحقیق عبارتند از: تحصیلات، محل سکونت، منزلت شغلی، میزان نفوذ بر تصمیمات خانوادگی، بحث اجتماعی در مدرسه، مشارکت در تصمیم گیری در محل کار، فراوانی صحبت کردن در مورد مسائل سیاسی، سن، جنس و وضعیت تأهل.متغیر وابسته نیز شامل فرهنگ سیاسی است که طبق نظریه آلموند و پارسونز به سه بخش تقسیم میشود:1-جهتگیری شناختی 2-جهتگیری احساسی 3-جهتگیری ارزشیابانه.متغیرهای مستقل بطور انتخابی بر روی جهت گیریهای سه گانه سنجیده شدند و نتایج نشان دادند که اغلب متغیرهای رابطه معناداری با متغیر وابسته دارند و فرهنگ سیاسی آنها یک فرهنگ سیاسی تابع میباشد.
"در بررسیهای ناحیهای کشورهای در حال توسعه به انواع روابط متقابل بین شهر و روستا اشاره میشود.تفاوتهای فضایی بیشتر میتواند ناشی از بهرهبرداری بیشتر شهر از منابع روستایی باشد و تفاوتهای کمتر مبین وجود روند""گسترش""در ناحیه است.
مقاله حاضر روابط موجود بین شهر و روستا را در""ناحیه ایرانشهر""از استان سیستان و بلوچستان مطالعه میکند و این فرضیه را مورد آزمون قرار میدهد که""الگوی روابط موجود بین شهر و روستا در ناحیه با هیچ یک از دو الگوی مزبور مطابقت ندارد"".
مقاله پس از مروری بر مطالعات پیشین، دادههای جمع آوری شده را بر اساس تحلیل""ارتباطات فضایی""و با استفاه از برخی مدلهای مربوط مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد و نتیجه میگیرد که:در این ناحیه زندگی روستایی مبتنی بر تولید کشاورزی، قدمت و پویایی لازم را ندارد، در آمد حاصله از صادرات نفت بدلیل موقعیت حاشیهای ناحیه، در آنجا سرمایهگذاری نشده است.بنابراین، الگوی روابط شهر و روستا با دو الگوی مزبور تفاوت دارد؛در الگوی موجود روند""گسترش""بدون دخالت مستقیم دولت امکانپذیر نمیباشد.
"
" با نگاهى به تاریخچه پژوهش و کاربرد دانش بومى، فعالیت هاى پژوهشگران را مى توان بر حسب موضوع به دو نوع مشخص تقسیم کرد: 1) پژوهش روش ها و ابزار سنتى براى کاربردهاى فنى 2) بازشناسى شناخت شناسى سنتى و ارزش هاى فرهنگى و رسوم اجتماعى جوامع بومى براى کاربردهاى فرهنگى و اجتماعى. در ابتدا، پژوهشگران دانش بومى بیشتر متوجه فنون و روش هاى سنتى براى تخفیف لطمات زیست محیطى و بهداشتى ناشى از روش هاى صنعتى و شیمیایى در کشاورزى، دام دارى، معمارى و تغذیه بودند. اما در دو دهه نهایى قرن بیستم، تشدید لطمات زیست محیطى و بررسى عمیق تر مسایل توسعه، متفکران را متوجه ریشه هاى فرهنگى و اجتماعى این مسایل ساخت. لذا اخیراً شاهد تلفیق یافته هاى دانش بومى در روش هاى آموزشى مدرن، شناخت شناسى علمى و نیز در پایه ریزى الگوهاى نوین براى اسکان و هم زیستى مردم بوده ایم. با توجه به تاثیر بنیادین و درازمدتى که تلفیق جنبه هاى فرهنگى و اجتماعى جوامع سنتى با فرهنگ و جامعه مدرن خواهد داشت، بى شک ما در آستانه دگرگونى عظیمى در اندیشه جهانى قرار داریم. این دگرگونى عظیم، ابعاد وسیع تر و جامع ترى را براى علم بشر نوید مى دهد.
"