" زنان از قابلیت ها و امکاناتی که برای کاهش فقر لازم است، محرومند. نگرانی از پیوستن جمعی از زنان به گروه «فقیرترین فقرا» سبب طرح رویکردهای متفاوتی از جمله «توانمند سازی زنان» شده است. تحقق فرآیند توانمندسازی برای زنان فقیر نیازمند تحول در تمام نهادهایی است که آن ها را از کسب قابلیت ها محروم نموده و در معرض خطر فقر، نه تنها فقر درآمدی، قرار داده است. این مقاله که براساس یافته ای پژوهشی، در چارچوب مفهومی فقر و توانمندسازی و با ترکیب روش های کمی و کیفی در جامعه زنان سرپرست خانوار شهر اراک تدوین شده نشان می دهد که زنان به خاطر زن بودن بیشتر در معرض فقر قرار دارند. فقر زنان فقط جبنه اقتصادی ندارد و جنبه های روانی و اجتماعی فقر زنان نیز مهم است. برای مبارزه با فقر، توانمندی زنان و تحولات ساختاری لازم است.
"
پژوهش های اخیر نشان داده اند که کودکان خانواده های فقیر عملکرد شناختی ضعیف تری دارند. بر این اساس پژوهش حاضر رابطه بین تاثیرات فقر بر کودکان را از طریق یکی از متغیرهای همبسته یعنی افسردگی مادران بررسی می کند. 1426 مادر در دوره پس از زایمان در 1380و سه سال بعد در 1383 به ابزارهای پژوهش ـ شامل آزمون سرندسازی رشدی دنور و مرکز مطالعات جمعیت شناختی (مقیاس افسردگی) ـ در یک مطالعه طولی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که افسردگی مادران و فقر، رشد کودکان (به خصوص رشد شناختی آنان) را در معرض خطر قرار می دهند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین نظام ارزشها و خلاقیت می باشد. نمونه مورد پژوهش شامل100 نفر از دانشجویان (66دختر و 34 پسر) سال اول دانشگاه اصفهان بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به طور تصادفی از بین گروه های آموزشی موجود در دانشگاه اصفهان انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بررسی ارزشها (آلپورت، ورنون و لیندزی) و فرم «ب» آزمون خلاقیت تصویری تورنس بود. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری نشان داد که بین ارزش زیبایی گرایی و نمره کل خلاقیت از یک طرف و بین ارزش زیبایی گرایی و نمره خرده مقیاس بسط و نمره خرده مقیاس سیالی از طرف دیگر و نیز بین ارزش اقتصادی و نمره خرده مقیاس سیالی همبستگی مثبت معنا داری وجود دارد (P<%5). همچنین بین ارزش مذهبی و نمره خرده مقیاس ابتکار و نیز بین ارزش نظری و نمره خرده مقیاس انعطاف پذیری همبستگی منفی معناداری وجود دارد (P<%5). همچنین، نتایج تحلیل واریانس چند عاملی نشان داد که ارتباط متغیر جنسیت با ارزشها و نمره خلاقیت معنادار نمی باشد
مروری بر تاریخچه مدیریت محله و مطالعات موردی تجزیه شرداری محله در شهر تربت حیدریه دو بخش اصلی این مفاله را تشکیل می دهند. در گذشته ظهرها از چندین محله تشکیل می شدند که هر محله از استقلال نسبی و مرزهای کالبدی اجتماعی مشخص برخوردار بود. کدخدایان محلات مسئولیت مدیریت محله را برعهده داشتند و زیر نظر کلانتر و حاکم و شهر و وظایف خود را شامل رسیدگی به امور عمومی و گردآوری مالیات انجام می دادند. همبستگی درونی شدید در محلات، ضعف پیوندهای میان محله ای و منافع حاکمیت شهری در عدم اتحاد مردم سبب شده بود تا شهرهای ایران شاهد ناآرامی ها و درگیری های ناشی از ستیز میان محله ها باشد... بررسی موردی تجربه تربت حیدریه نشان می دهد که با وجود انگیزه شهروندان برای مشارکت در مدیریت محله، عواملی مانند ماهیت تمرکز گرایی نظام برنامه ریزی شهری و شکاف میان مدیران و کارشناسان شهری و مردمان عادی، موفقیت این تجربه ها را با محدودیت مواجه سازد.
هدف پژوهش حاضر پیبردن به میزان بهره مندی مردم شهر بجنورد ازمطبوعات است. این طرح به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه انجام شد و داده های آن گرد آوری شده بوسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از مهمترین نتایجی که به دست آمد این بود که 4/45 درصد افراد با سواد15 سال به بالای شهر بجنورد به مطالعه مطبوعات علاقه مند هستند. در عین حال مهمترین دلیل عدم مطالعه گسترده روزنامه در بین شهروندان بجنوردی، دیر رسیدن روزنامه به سطح شهر و توزیع نامناسب آن بوده است. روزنامه خراسان بیشترین استفاده کننده را داشته است و زنان و مردان در خصوص مطالعه روزنامه و مجله متفاوت عمل می کنند، مردان بیش از زنان به مطالعه روزنامه علاقه مندند و زنان بیشتر به مطالعه مجله میپردازند.
"هدف از انجام دادن این پژوهش سنجش نگرش والدین نسبت به روابط دختر و پسر و عوامل موثر بر نگرش آنها بوده است. در این راستا این پژوهش می بایست به دو پرسش عمده پاسخ گوید:
الف. نگرش والدین نسبت به روابط دختر و پسر چیست؟
ب. عوامل موثر بر نگرش والدین کدامین هستند؟
در این زمینه به طور عمده هفته فرضیه اصلی مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند که به طور مجزا عوامل موثر بر نگرش والدین را نسبت به روابط دختر و پسر مورد سنجش قرار می دهند.
این پژوهش در ارتباط با والدین دانش آموزان دبیرستان های منطقه چهار آموزش و پرورش تهران به مرحله اجرا درآمده است که عوامل هفتگانه زیر:
1. درجه دینداری والدین، 2. فشارهای هنجاری، 3. رسانه های داخلی و خارجی، 4. میزان گرایش به فرهنگ غرب، 5. نیاز والدین به خوشبختی و سر و سامان گرفتن فرزندان، 6. تفاوت جنسیتی (فرزند پسر و فرزند دختر)، 7. پایگاه اجتماعی والدین، همگی بر نگرش والدین به روابط بین دختر و پسر تاثیر گذارند.
پس از جمع آوری داده ها و پردازش آن ها و آزمون فرضیات تحقیق، با کمک نرم افزار spss و فنون پیشرفته نظیر رگرسیون چند متغیره و تحلیل عامل مشخص شد که متغیرهای درجه دینداری والدین، رسانه های داخلی، گرایش به فرهنگ غرب، نیاز والدین به ازدواج موفق فرزندان، نوع جنسیت فرزند دارای روابط معناداری با متغیر وابسته هستند."
از نشانه های فرهنگی هر قوم و جامعه ای نامگذاری و شیوه نامگذاری افراد است. در بین ساحل نشینان جنوب ایران و به ویژه ساکنان جزیره قشم، شیوه نامگذاری غیررسمی ازدواج زیادی دارد. در این شیوه، اسامی به صورت رسمی به کار نمی رود و معمولا با تخفیف و یا تغییر ساختار کلمه و یا اضافه کردن پسوندهایی که نشانه لقب است همراه می باشد. در این مقاله ضمن اشاره ای به برخی از این نام ها، دلایل به کارگیری این گونه نامگذاری غیررسمی و کارکرد اجتماعی این شیوه نامگذاری در بین اهالی قشم و ساحل نشینان جنوب ایران مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.