تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان آگاهی جوانان از حقوق و تکالیف شهروندی و عوامل مؤثر بر آن در شهر مشهد در سال 85 به اجراء درآمد. شیوه نمونه گیری خوشه ای و حجم نمونه برابر با 400 نفر بود. نتایج این تحقیق نشان داد که بیش از 70 درصد نمونه از حقوق و تکالیف شهروندی آگاهی زیادی دارند و آگاهی مردان بیشتر از زنان است. با افزایش بُعد خانوار و پایگاه اقتصادی فرد، میزان آگاهی نیز افزایش می یابد. مهم ترین متغیر مؤثر بر میزان آگاهی، شرکت در انتخابات است. طرز تلقی جوانان از نوع و میزان مشارکت در امور شهری به عنوان وظایف شهروندی، سن پاسخگو، میزان آگاهی سیاسی، جو سیاسی خانواده و پایگاه اقتصادیـ اجتماعی خانواده متغیرهای مؤثر دیگری هستند که به ترتیب وارد معادله شده اند. این متغیرها در مجموع 99 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین مینمایند. میزان مشارکت در انجمن های داوطلبانه، تنها متغیری بوده که رابطه معناداری با متغیر وابسته برقرار نکرده و احتمالاً دلیل آن این بوده است که در نمونه مورد مطالعه بیش از 70 درصد نمونه در هیچ انجمن یا سازمانی مشارکت داوطلبانه نداشته اند.
کنشهای اندیشه بنیاد و عقل مدار همواره باعث نزدیک شدن تمدنها و فرهنگهاگردیده است. این کنشها نیازمند روند مستمر و پایدار هستند. ثابت ماندن در جهان متغیر لطمه زیادی به جامعه و فرهنگ خودی وارد میسازد. در این راستا گفتمان تمدنها میتواند راههای بسیاری را بگشاید که قبل از این وجود نداشت و یا به سختی قابل تحصیل بود. در عین حال گفت و گوی تمدنها خود شامل نیازهایی نظیر نیازهای تمدنی، تعاملات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از یک سو، و موانعی نظیر شکاف ارتباطی (مبتنی بر فرهنگ)، موانع سازمانی یا ساختاری، و موانع فنی است.
مشارکت سیاسی زنان یکی از موضوعات مهمی است که در حوزههای مختلف علوم اجتماعی و سیاسی به آن توجه خاص میشود. افزایش سطح تحصیلات زنان، تمایل آنها به مشارکت در عرصههای مختلف اجتماعی و اقتصادی و به طور کلی تلاش آنها برای کسب نقشهای مختلف در اجتماع، حکایت از فعال شدن جنبش اجتماعی زنان در ایران دارد. اما علیرغم این جنبش، مشاهده میشود که مشارکت سیاسی آنها در وضعیت کنونی گسترده نبوده و این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که تحت تاثیر فرایند جهانیشدن قرار گرفتهاند زنان نقشهای سیاسی وسیعی را عهدهدار شدهاند. این مطالعه بر آن است که با رویکردی جدید و با استفاده از مفهوم جهانی شدن به مطالعه رابطه بین فرایند جهانشدن و مشارکت سیاسی زنان بپردازد، و دلایل استقبال محدود زنان ایرانی را در عرصه مشارکت سیاسی کشور بررسی کند. روش تحقیق کمی و به شیوه پیمایشی مورد استفاده قرار گرفته است و نمونه مورد مطالعه حدود 2260 نفر از زنان تهرانی، شیرازی و استهبانی بین سنین 16 تا 45 سال بودند که با روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شدهاند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه خود گزارشی استفاده شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که به ترتیب متغیرهای سکولار بودن، شهر در معرض ICTها، سرمایه اجتماعی، نوگرایی، سالهای ازدواج، اعتماد اجتماعی و وسایل ارتباط جمعی در مجموع 41٪ از تغییرات مشارکت سیاسی زنان را تبیین میکنند (411/0 = 2R).
فنآوری اطلاعات و ارتباطات ابزاری ضروری برای انجام بسیاری از فعالیتهای الکترونیکی و افزایش کیفیت خدمات اطلاعات محور است. ICT عامل اساسی در توسعه و رشد اقتصادی و رسیدن به جامعه های دانش محور است. استفاده از ICT تحول عظیمی در مفهوم اقتصاد جهان ایجاد کرده و تعابیری چون اقتصاد شبکه، اقتصاد اطلاعات، اقتصاد دانش، و غیره را مطرح کرده است. بهره گیری از ICT تولید، پردازش، ذخیره سازی و انتقال اطلاعات را متحول میسازد و اطلاعات به صورت کالایی اقتصادی مورد دادوستد قرار میگیرد. در این مقاله ابتدا مفهوم اقتصاد نوین مورد اشاره قرار گرفته، سپس اطلاعات به عنوان کالای اقتصادی و نقش آن در بازارها مطرح گردیده است، همچنین ICT به عنوان ابزار اقتصاد نوین و تأثیر آن در بهره وری و تولید ناخالص ملی مورد بررسی قرار گرفته است.
نقص روش شناسی های موجود برای شناخت پدیده های اجتماعی و حتی پدیده های طبیعی نیازمند بازنگری در این روش ها و بسط آنها برای ایجاد گستره مناسب جهت شناخت هر چه بهتر پدیده ها است. یکی از زمینه های اساسی برای تکامل روش های مطالعات سازمانی توجه به مبانی فلسفی این روشهاست. بر این اساس و به جهت رفع این نقایص در علوم اجتماعی، به ویژه مطالعات سازمانی، ابتدا مبانی فلسفی چهار پارادایم مهم اثبات گرایی، تفسیرگرایی، انتقادی و واقع گرایی انتقادی شرح داده شده و در قالب هشت سوال کلیدی با یکدیگر مقایسه می گردد. و سپس تکثرگرایی روشی جهت شناخت هر چه بیش تر و عمیق پدیده های اجتماعی و سازمانی پیشنهاد می گردد.