در جریان اشغال ولایات ایرانی قفقاز به دست روسیه، جمعیت چشمگیری از شیعیان این منطقه نیز به تابعیت تحمیلی روسیه تزاری درآمدند. این شیعیان بیش تر در بخش هایی از این سرزمین مستقر بودند که تا پیش از اشغال، تابعی از سپهر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران به شمار می رفت. بخش اندکی از این جمعیت، به ویژه پیشوایان روحانی ایشان با مشاهده تثبیت سلطه دولت تزاری ترجیح دادند از موطن خود هجرت کنند. اما اکثریت در همان سرزمین آباء و اجدادی خود باقی ماندند و زندگی خود را در زیر بیرق روس ادامه دادند. اداره این جمعیت و ادارة امور ایشان یکی از مسایل پیش روی حکومت استعماری روسیه و از جمله دغدغه های فرمانداری نظامی قفقاز بود. با وجود این، در شرایطی که مسایل مرزی بین ایران و روسیه هنوز به صورت نهایی فیصله نیافته و زمینه جنگ همچنان فراهم بود، مسئلة جدی و فوری، مهار گرایش شیعیان قفقاز به تبعیت از سیاست های دولت ایران در پیوند با علمای بزرگ شیعه بود. در این پژوهش کوشش شده است تا کیفیت سیاست استعماری دولت تزاری در قبال علمای شیعه قفقاز بررسی شود. کانون تمرکز آن بر نحوة رفتار فرمانداری نظامی قفقاز با دو تن از علمای برجسته شیعه، اولی ملاتنگری وردی، پیشوای مسلمانان شیعه تفلیس و دومی آقامیرفتاح، مجتهدی است که نقش آفرینی وی در جریان اشغال تبریز به دست روس ها چهرة او را در تاریخ ایران این دوره بدنام کرده است. به نظر می رسد نتایج این تحقیق می تواند زوایایی از سیاست استعماری حکومت روسی قفقاز در قبال شیعیان این منطقه را در دوره پس از تحمیل مصالحه گلستان روشن کند.
امام خمینی به عنوان رهبر کاریزما در انقلاب اسلامی ایران دارای شخصیت ذو وجوهی است: مرجعیت، فقاهت، عرفان، حکمت و فلسفه و سیاستمداری ابعاد شخصیت مردی است که انقلاب اسلامی ایران را به پیروزی رساند. از دیگر سو، در طول زندگانی وی که یکصد سال تاریخ اخیر ایران را دربرمی گیرد، مراجع و رهبران مذهبی دیگری نیز می زیستند که از نظر «فکر سیاسی» رویکردی متفاوت داشتند.
پرسش اساسی این نوشتار آن است که چگونه یک عارف و نهایتاً یک مرجع دینی این چنین به فعالیت و مبارزات گسترده سیاسی روآورد؟ آیا این رویکرد در تعاملات و مواجهه سیاسی ایشان در تاریخ گذشته ریشه دارد یا خیر؟ در این نوشتار تلاش شده است که زندگانی امام از دوران کودکی تا سقوط پهلوی اول و از مشروطیت تا کودتای سوم اسفند مورد توجه و مداقه قرار گیرد. چالشهای سیاسی و گفتمانی بر سر مفهوم و محتوای انقلاب مشروطیت، احیای استبداد، تهدیدات خارجی، هرج و مرج داخلی و سرانجام کودتای سوم اسفند و حوادث پس از آن تا شهریور 20 بر تفکر و تعامل سیاسی امام تأثیر بسزایی داشته اند.
اسلام در هند ابتدا به صورت روش های غیرنظامی و به وسیله ی تاجران و بازرگانانی که ما بین شبه قاره هند و شبه جزیره عربستان در رفت وآمد بودند، به صورت مسالمت آمیز اما محدود گسترش یافت. اما گسترش و نشر فرقه های اسلامی به خصوص فقه حنفی که با یورش سلطان محمود به هندوستان آغاز گشته بود، در دوران جانشینان این سلسله یعنی غوریان نیز در این منطقه ادامه یافت و در زمان قدرت گیری سلاطین دهلی من جمله شاهان معزی، سلاطین خلجی، تغلغیه، سلسله ی سادات، لودی و سوری تثبیت گردید. این سلسله های مسلمان که بعد از سلطان معزالدین غوری در شمال هندوستان قدرت را در دست گرفتند، همیشه روابط خود را با خلفای عباسی حفظ کرده و حتی پس از کشته شدن معتصم آخرین خلیفه ی عباسی تا مدت ها نام وی را بر سکه هایشان ضرب می نمودند، و این گونه تمایل خود را برای منطبق شدن با دنیای اسلام نشان می دادند.
با سقوط امپراتوری هخامنشی توسط اسکندر مقدونی دنیای غرب بر دنیای شرق چیره شد. اسکندر قبل از آنکه رویای یک امپراتوری هلنیستی در سراسر جهان را به واقعیت برساند از دنیا رفت و میراث او بین سرداران وی تقسیم شد. آسیای غربی و ایران سهم سردار او سلوکس شد که در سال 312ق. م. حکومت سلوکی را ایجاد کرد و نزدیک به نیم قرن دوام داشت؛ اما کشمکش های سلوکیان با نیروهای قدرتمند در غرب از جمله بطالسه، زمینه ی شورش اقوام شرقی بویژه پارتیان در قلمرو سلوکی را به وجود آورد. ریشه های جنبش قوم پارت علیه سلوکیان در این نوشتار به سه دسته تقسیم شده اند: 1- عوامل سیاسی از جمله جنبش استقلال طلبانه اقوام شرق در برابر یونانیان، کشمکش های سلوکیان در غرب و پیامدهای آن در شرق و حرکت استقلال طلبانه حکومت یونانی باکتریا. 2- عوامل اجتماعی، فرهنگی که به سیاست های شهرسازی اسکندر و سلوکیان و تأثیر آن در ساختار جامعه ایران و سیاست «برادری ملت ها» توسط اسکندر می پردازد 3- سیاست های اقتصادی اسکندر و سلوکیان که اعتراض دهقانان و بازرگانان را به دنبال داشت.
بعد از اعتراض تاثیرگذار مردم قم به انتشار مقاله احمد رشیدی مطلق و واکنش قهرآلود رژیم شاهنشاهی و در پیآن به خاک و خون کشیدن مردم، تبریز اولین شهری بود که ضمن پاسداشت حرکت انقلابی روحانیت و مردم در قم، یاد و خاطره چهلم شهدای قیام 19 دی را زنده نگه داشت. این حرکت سرآغاز برگزاری مراسم چهلم شهدای شهرهای مختلف ایران بود که از تبریز شروع و به انقلاب اسلامی ختم شد.
قهستان در جغرافیای تاریخی ایران هویتی مشخص در پیوند با خراسان بزرگ دارد. این منطقه طی قرن های سوم و چهارم هجری هم زمان با به قدرت رسیدن حکومت های متقارن، نظیر طاهریان، صفاریان، سامانیان و غزنویان اهمیت فراوانی داشت و بین این حکومت ها یکی پس از دیگری دست به دست میشد. از ویژگیهایی که باعث جذابیت قهستان برای نهضت های ضد خلافت عباسی شده بود، وجود موقعیت های جغرافیایی خاص (بین سیستان و خراسان) و گروه های اجتماعی (عیاران، مطوعه و...) و گروه های مذهبی مختلف (مسلمانان، یهودیان، مسیحیان و...) در این منطقه بود.
هدف از این مقاله، بررسی جغرافیای تاریخی قهستان و وضعیت سیاسی - اجتماعی و مذهبی آن، هم زمان با حکومت های متقارن است که با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای بررسی شده است.
«گزارشهای رسیده از قم حاکی است که روز جمعه، دوم فروردین ماه، طی زد و خوردی در مدرسه فیضیه و مرکز حوزه علمیه قم، یک نفر به قتل رسیده و عدهای مجروح گردیدهاند. طبق اطلاع، جریان از این قرار است که بعد از ظهر جمعه که مصادف با وفات امام جعفر صادق بوده است، مجلس تذکری در محوطه مدرسه فیضیه از طرف روحانیان تشکیل گردیده بود که عده زیادی از طلاب علوم دینی و جمع کثیری از زائران مرقد مطهر حضرت معصومه و مسافران نوروزی شهر قم در آن حضور داشتهاند. هنگامی که آقای حاج انصاری، یکی از وعاظ قم در این مجلس مشغول سخنرانی بوده است، عدهای از مستمعین و شرکتکنندگان در این مجلس، مرتبا صلوات ختم میکرده اند و این موضوع سبب شده است که آقای حاج انصاری از بالای منبر اعتراض کند. بر اثر این وضع مجلس به هم خورده و اختلالاتی ایجاد شده و ضمن آن سنگپرانی آغاز گردیده و در این اثنا یکی از دهاقین شرکتکننده در این مجلس بر اثر اصابت سنگ فوت کرده است.1»