در اواخر دوره ناصری میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه اولین مدرسه ی سبک جدید را در ایروان و سه سال بعد در تبریز ایجاد نمود. مدرسه سبک جدید در ایران به رشدیه معروف شد. در این مدرسه تعلیم و تعلّم بر اساس اصول جدید و یادگیری الفبا با اصول صوتی انجام می گرفت. مدارس جدید به سرعت در شهرهای مختلف ایران تأسیس یافته و به مرور جای مکتبخانه های سنتی را گرفتند.
همزمان یک جریان اصلاحی در بین مسلمانان روسیه پیدا شد که بعدها به جدیدیسم[1] معروف گردید. یکی از محورهای این نهضت، اصلاح شیوه تعلیم و تربیت در مدارس مسلمانان بود. اسماعیل گاسپرالی با این دیدگاه اولین مدرسه اصول جدید خود را در 1301 ﻫ. ق. / 1884 م. در کریمه تأسیس کرد. مدارس اصول جدید در دیگر مناطق مسلمان نشین روسیه نیز راه یافت و در عمل جای مکتب های قبلی را گرفت.
در مقاله حاضر اقدامات اصلاحی میرزا حسن رشدیه در ایران و اسماعیل گاسپرالی در روسیه به طور تطبیقی مورد مطالعه قرار می گیرد و نقاط اشتراک و افتراق آن مشخص می شود.
چنین گفته شده که تاریخ نگاری محلی ایران– به عنوان جزئی از تاریخ نگاری محلی در تمدن اسلامی– از سدة سوم هجری و به دنبال تغییرات گستردة سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی در نواحی مختلف ایران و با پیشگامی خراسان آغاز شد. اما عموم نویسندگانی که در این زمینه به اظهار نظر پرداخته اند، تک نگاری هایی را که اخباریان مکتب تاریخ نگاری عراق از نیمه سدة دوم هجری به بعد راجع به فتح شهرهای ایران نوشته اند، در کنار چند اثر نوشته شده در خراسان (که آنها نیز از چشم این نویسندگان دور مانده) و در حقیقت اولین تاریخ های محلی شهرها و نواحی ایران به شمار می آیند، نادیده گرفته اند. این مقاله به بررسی نقش اخباریان عراق در آغاز تاریخ نگاری محلی ایران می پردازد.
افزایش معاملات و خدمات تجاری، تقاضا برای پول را پدید می آورد که به عنوان رکنی ضروری در مبادلات ایفای نقش می کند. جامعه ی اسلامی در ابتدا دارای پول خاص خود نبود و از درهم و دینار ایران و روم در معاملات استفاده می کرد. در نیمه-ی دوم قرن اول هجری با اقدامات عبدالملک بن مروان خلیفه اموی سکه های اسلامی ضرب شدند. سکه های درهم و دینار دارای یک وزن مشخص و مقدار معین نقره و طلا بودند. وجود دارالضرب های فراوان در قلمرو اسلامی در قرن دوم هجری گویای استقلال مالی مسلمانان بود. سکه ها علاوه بر کاربرد اقتصادی، از مهمترین منابع اطلاعاتی مربوط به عناوین و القاب، گسترش قلمرو اسلامی و مدت خلافت و حکومت بودند. با گسترش بازرگانی، بازرگانان مسلمان علاوه بر سکه از پول اعتباری در داد و ستد استفاده می کردند که از مزایایی چون امنیت و حمل و نقل آسان برخوردار بودند. ضرب سکه و استفاده از انواع پول در معاملات تجاری موجب رشد و رونق اقتصادی در سراسر قلمرو اسلامی گردید.
افتتاح کانال سوئز ارتباطات دریایی را متحول کرد. این کانال که دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل کرد، از لحاظ گوناگونی، تغییرات عظیمی را موجب شد. کانال سوئز راه ارتباط دریایی آسیا و اروپا را بسیار کوتاه کرده و دسترسی کشورهای اروپایی به مستعمراتشان در آسیا را آسان تر کرد. کانال سوئز به علت موقعیت خاص جغرافیایی، زمینه لازم را نیز برای توسعه کشتی های بخار، در مقابل کشتی های بادبانی، فراهم کرد.
حقیقت آن است که در سال 1869 م/1286 ق و بعد از افتتاح این آبراه، تجارت میان آسیا و اروپا بعد از چهار قرن کشتیرانی در اقیانوس ها، به دریاهای میان آسیا و اروپا بازگشت. اهمیت یافتن دوباره دریای مدیترانه و دریای سرخ و دریای سیاه، یعنی دریاهای میان قاره ای، تحولات مهم سیاسی و اقتصادی برای منطقه و جهان همراه آورد. به طور خاص، افتتاح کانال سوئز رقابت میان کشورهای جهان در خلیج فارس را گسترش داد.
این بررسی به مراحل حفر کانال سوئز و بازتاب های افتتاح آن در تحولات دریانوردی میان کشورهای جهان، به ویژه در منطقه خلیج فارس، تا آغاز جنگ نخست جهانی پرداخته است. تحقیقات نشان می دهد که افتتاح این کانال، پیدا شدن رقبایی برای انگلستان، آن هم در دوره تفوق جهانی این کشور را موجب شد.
نقد درونی و بیرونی روایات مربوط به خویشاوندان و نزدیکان ائمه(ع) می تواند پاره ای ابهام های تاریخی را برطرف کند و گوشه های تاریک از تاریخ زندگی معصومان(ع) را روشن سازد. درباره مادر امام جواد(ع) آمیخته ای از اطلاعات درست و نادرست در منابع تاریخی آمده است. این نوشتار پس از توضیح درباره مهم ترین مفاهیم استفاده شده در مقاله و بررسی نام ها، کنیه، تبار، مکان تولد و مدفن خیزران، مادر امام جواد(ع)، کوشیده است سه روایت اصلی دربردارنده اطلاعات درباره این بانوی بزرگوار را با بهره گیری از روش سنجش داده های تاریخی بررسی کند. این سه روایت که با توجه به محتوای آن، می توان آن ها را «روایت درخواست ابلاغ سلام به بانو از سوی امام کاظم(ع)»، «روایت ولادت امام جواد(ع)» و «روایت قیافه شناسی» نامید، به لحاظ سند قوت چندانی ندارد. با این حال، بخشی از مفاد روایت اول و سوم به دلیل همسویی با مفاد روایات معتبر و دیگر قرائن تاریخی، قابل پذیرش به نظر می رسد.
رساله موسیقی موسوم به کلیات یوسفی منسوب به ضیاالدین یوسف، در دوره فتحعلی شاه قاجار(حک: 1212- 1250ه.) نوشته شده است. این رساله کوتاه، با وجود تکراری بودن برخی مطالب آن، از آن رو که تداوم نگارش رسالات موسیقی را در دوران قاجار نشان می دهد، اهمیت دارد. اشاره به نام دوازده دستگاه در این رساله نیز نکته مهمی را در روند تاریخی مفهوم دستگاه روشن می کند. مفهوم وزن در موسیقی (ایقاع) که در این رساله، چون بیشتر رسالات موسیقی دوران صفوی و پس از آن، با نام “اصول” شناخته می شود، آخرین فصل این رساله است. بخش اول این فصل که با تاثیر از رساله موسیقی میرصدرالدین قزوینی (د. 1008 ه.) نوشته شده، با تعریف اصول و نقره آغاز، و در ادامه از 5 دور متقدم و سپس هفده دور متاخر یاد می شود، سپس مولف به اصناف تصانیف (انواع یا ژانرهای موزون موسیقی) می پردازد؛ در بخش دوم که احتمالا تاثیر گرفته از رساله بهجت الروح است، بیست و چهار دور ایقاعی شرح داده شده است.