شناخت ما از دوره های تاریخی ایران در مقایسه با یکدیگر نه تنها به یک اندازه نیست بلکه گاه تفاوت های بسیاری نیز با یکدیگر دارند. از جمله اطلاعات ما از منابع دوره خوارزمشاهیان نشان می دهد که دوره تاریخی خوارزمشاهیان از نظر وجود اطلاعات از جایگاه مناسبی در مقایسه با دیگر دوره های تاریخی ایران برخوردار نیست. متون به جای مانده از دوره های تاریخی ایران بویژه سده های میانه ی تاریخ ایران، یعنی حکومت های ترک غزنوی، سلجوقی و خوارزمشاهی، نشان می دهد که جایگاه خوارزمشاهیان از نظر وجود منابع و مآخذ و همچنین پژوهش های صورت گرفته بسیار فروتر است.هدف این مقاله باز شناسی آثار رشیدالدین وطواط رئیس دیوان انشای اتسز خوارزمشاه به منظور ارزیابی اطلاعات ارائه شده در آثار او در مطالعات تاریخی سلسله خوارزمشاهیان است.
درتاریخ معاصر ایران لغو امتیاز رژی و تبعات آن یکی از سر فصل های مهم نهضت آزادیخواهی ایرانیان به حساب می آید که درباره آن سخن بسیار گفته شده است. اما در خصوص ارتباط رژی ایران و عثمانی در نوشته ها و تحقیقات ایرانی کمتر سخنی به میان آمده است، در این نوشته ها معمولا الغای رژی به منزله پایان قضیه تنباکو تلقی شده است، در صورتی که واقعیت غیر از این است و شعبه عثمانی رژی موسوم به « کمپانی ادخال توتون و تنباکو» که در استانبول قرار داشت پس از الغای رژی در ایران همچنان باقی ماند. دولت ایران هم به دلیل تنگنای مالی ناشی از خسارت رژی با انعقاد قرارنامه توتون و تنباکو به همراه ضمایم آن در سال 1310 قمری این بار با بهره گیری از تجار مسلمان جایگزین رژی شد و به خرید توتون و تنباکو در ایران مبادرت ورزید. آتش اجحاف و بهره کشی کمپانی مزبور بیش از همه دامن تجار و کسبه ایرانی دور از وطن(عثمانی) را گرفت که صادر کننده تنباکوی ایران به ممالک عثمانی بودند و کمپانی جای آنها را گرفته بود.فعالیت کمپانی مذکور به دلیل نا آگاهی و فقدان عزم مردمی با قوت تمام تا جنگ جهانی اول ادامه یافت. این نوشتار بر آن است تا به استناد منابع آرشیوی به کند و کاو در زوایای پنهان این مساله بپردازد نا گفته های رژی را پس از الغای آن در ایران باز نماید.
عناوین و مناصب لشگری ساسانی طی ادوار مختلف و در گذر از مرحله ای به مرحله ی دیگر و گاه به تبعیت از سیاست های خاص هر یک از پادشاهان، دستخوش تغییرات چشمگیری گردیده است. یکی از این مناصب عنوان هزارپت است که علاوه بر دارا بودن معادل بسیار که هر یک در دوره ای خاص مرسوم و پس از آن منسوخ شد، به لحاظ کارکرد واقعی نیز با آشفتگی مقطعی و زمانی مواجه بوده است. چنانکه در دوره ای خاص یک منصب لشگری و در برهه ای دیگر منصبی لشگری - کشوری بوده است. تفویض مقام اران سپاهبدی به چهار نفر از سرداران و به تبعیت از آن ایجاد چهار شکل مشخص سواره نظام که خود متاثر از تقسیمات کشوری - لشگری زمان خسرو انوشیروان است، از دیگر تغییرات سازمان نظامی سلسله ساسانی محسوب می گردد. علاوه بر این، مناصب موروثی کشور نیز از این قاعده مستثنی نبود. به گونه ای که با نقض برخی قوانین کشوری، انحصاری بودن تعدادی از مشاغل خاص نزد خاندان های بزرگ از میان رفت.در این پژوهش سعی شده است با استناد به منابع تاریخی و شواهد باستان شناختی به اصل و ماهیت وجودی القاب و عناوین لشگری دوره ساسانی پرداخته شود تـا بـر اساس آن سیمای حکومتی و نظامی این دولت در حد مقدور آشکار و زوایای تاریک آن روشن گردد. از سوی دیگر کندوکاو پیرامون پیدایش هر یک از مناصب نظامی، میزان اختیارات و سرانجام تغییر و تحول آنها در ادوار بعد از دیگر مباحث این نوشتار است. معمولاً گفته می شود که ساسانیان بر خلاف حکومت اشکانیان موفق به تشکیل یک دولت متمرکز و منسجم در زمینه ی تشکیلات اداری و مذهبی گردیدند. از این رو در این مقاله تلاش گردیده است تا با استناد به القاب و عناوین متعدد نظامی که در این دوره به وجود آمد، به فرضیه فوق در حد مقدور پاسخ داده شود.
تهاجم اولیه مغول (619ـ616 هـ) و مرگ سلطان محمد خوارزمشاه (617 هـ) یکپارچگی سیاسی ایران را در چارچوب قلمرو خوارزمشاهیان پایان داد. از این رو، افزون بر حکومتهای محلی بازمانده از دوره سلجوقی، پاره ای شاهزادگان و امرای دستگاه سلطنت خوارزمشاهی نیز در قلمروهایی محلی از جغرافیای پهناور ایران بساط ملکداری گستراندند. قراختاییان کرمان از زمره این حکومتهای محلی است که پس از فروپاشی سلطنت خوارزمشاهی تاسیس شد. دوران فترت اولیه مغول در ایران که از پایان تهاجم اولیه مغول آغاز گردید و با لشکرکشی هلاکوخان و تشکیل حکومت ایلخانی پایان پذیرفت، دوره ای پرالتهاب و بحرانی بود که حکومتهای محلی درون ایران به سختی آن را سپری کردند. بی تردید تنظیم مناسبات با بازماندگان سلطنت خوارزمشاهی، خلافت عباسی و چگونگی برخورد با تهدید فزاینده مغولان و دربار مرکزی مغول، حکومت های محلی ایران را وارد عرصه پیچیده ای ساخت که افزون بر جنبه عملی آن که معطوف به حفظ موجودیت و گذار از این دوران بحرانی بود، از جنبه نظری نیز با توجه به مبانی مشروعیت حکومتهای محلی ایران در چارچوب نظریه سلطنت و خلافت اسلامی قابل تامل است. از این رو، این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای، با چنین رویکردی به بررسی حکومت محلی قراختاییان کرمان به عنوان نمونه ای مهم از حکومتهای محلی ایران در دوران مغول می پردازد.
نظر به اهمیت بازار در ساختار حیات شهری، بازاریان نقش موثری در حیات اقتصادی و اجتماعی شهرها داشته، مطالعه جایگاه آنها در هر عصری، در شناخت بهتر ساختار سیاسی ـ اقتصادی آن عصر سهم بسزایی دارد. در عصر ایلخانان، در پرتو ملاحظات اقتصادی و نظامی و مقتضیات سیاسی مربوط بدان، بازاریان جایگاه برجسته ای به دست آورده و صرف نظر از فعالیتهای تجاری، در امور سیاسی و اجتماعی نیز منشا اثر بوده اند. در پرتو توجه عمومی مغولها به تجارت و امنیتی که در این زمینه به وجود آوردند، بازرگانان فعالیتهای خود را وسعت بخشیدند و نظر به ارتباط تجارت و پیشه، موجبات رونق فعالیت محترفه و اهل پیشه را فراهم کردند. بازرگانان و پیشه وران عصر ایلخانی دارای تشکیلات و سلسله مراتب خاص خویش بودند و این نیز عملکردهای آنها را جهت داده، به آنها نظم بیشتری بخشید. به همین سبب، علاوه بر امور اقتصادی در جریانهای سیاسی و اجتماعی نیز دخالت فعالتری داشتند و در رشد بیشتر این دسته از جریانها سهیم بودند. گزارشهای تاریخی حاکی از این امرند که در عهد ایلخانی بنابر ملاحظات خاص موردنظر ایلخانان و تاثیرات ناشی از تهاجم مغولها، اهل بازار جایگاه برجسته ای به دست آورده و بازاریان پویایی اقتصادی - اجتماعی بیشتری از خود نشان داده اند. در این مقاله، همین مهم یعنی جایگاه بازاریان در اقتصاد و جامعه عصر ایلخانی و علل تعالی موقعیت ایشان بررسی میشود.
صلح و امنیتی که با ظهور سلسله ایلخانی، در نیمه قرن هفتم هجری به وجود آمد، موجبات رونق اقتصاد شهری را در بخش وسیعی از قلمرو ایلخانان فراهم آورد. رشد اقتصاد شهری در این بخش از مناطق که در پرتو ملاحظات سیاسی- اقتصادی مورد نظر ایلخانان حاصل شد، به بهبودی نظام پولی این عصر انجامید و در بخشی از دوران حاکمیت آنها ثبات در خور توجهی را در این عرصه ایجاد کرد. با وجود این، برخی محققان، اقتصاد عصر ایلخانان را اقتصاد کالایی به حساب آورده، بدون در نظر داشتن شرایط مختلف حاکم بر این عهد، اقتصاد این عصر را غیر پولی می دانند؛ همین طور در خصوص مسکوکات رایج در این عصر و میزان رواج آنها، به ویژه مسکوکات زرین اغراق کرده و برخی به فقدان این دسته از مسکوکات در حیات اقتصادی این عصر سخن گفته اند. این مقاله با نقد چنین نظریاتی، در پی آن است تا با در نظر داشتن ارتباط متقابل اقتصاد شهری و نظام پولی، چگونگی نظام پولی عصر ایلخانان، رونق یا رکود آن و جایگاه هر کدام از مسکوکات سیمین و زرین را در اقتصاد و جامعه این عصر مورد مطالعه قرار دهد. همین طور به انتشار اولین اسکناس موسوم به «چاو» در تاریخ این عهد می پردازد و علل ناکارکردی آن را مورد ملاحظه قرار می دهد.
132 ش.)، به سبب - مرتضی قلی خان اقبالا لسلطنه ماکوئی، در طول حکمرانی خویش ( 1277
موقعیت خاص ماکو در مجاورت با روسیه و عثمانی، روابط نزدیکی با آن دو قدرت سیاسی
بویژه روس ها برقرار کرد تا قدرت خویش را در این ناحیه از ایران تحکیم بخشد. او در این
سیاست، ادامه دهنده راه اجداد خویش بود. موقعیت سردار ماکو در آغاز جنگ جهانی اول، به
علت ورود عثمانی و روسیه به جنگ، بسیار حساس شد. این امر، به دلیل مجاورت ماکو در
مرز آن دو قدرت و نقش این شهر به عنوان پل ارتباطی میان آن دو کشور بود. اقبالا لسلطنه
با توجه به مسافرتی که قبل از جنگ به برلین داشت و با تبلیغات اتحاد اسلام از یک سو و از
طرفی دیگر، با تحریکات شدید عثمانی ها در میان کردهای منطقه - که قدرت نظامی سردار را
شکل می دادند - و حملات آن ها به منافع روسیه، برای حفظ منافع خود، در آغاز جنگ جهانی
به عثمانی ها گرایش یافت و این رفتار خود را در اشکال مختلف بویژه در جلوگیری از امتداد
خطآ هن تبریز - جلفا تا ماکو نشان داد. این سیاست سردار، سبب سوءظن روس ها و تبعید وی
به تفلیس گردید. با تبعید حاکم ماکو، تلاش دولت ایران برای بازگرداندن وی به نتیجه نرسید،
تا این که روس ها، وی را بعد از دو سال و نیم تبعید، به ایران بازگرداندند. او بعد از بازگشت به
کشور و به دنبال عقبن شینی روس ها از خاک ایران به علت انقلاب 1917 م. روسیه، سیاست
گرایش به عثمانی را به شکل ملموست ری ادامه داد. این اقدامات وی، تاییدی بر گرایش او
به عثمانی در آغاز جنگ جهانی بود؛ گرایشی که همانند گرایش اغلب ایرانیان به متحدین در
طول جنگ به اشکال مختلف سرکوب شد و به نتیجه مشخص نرسید.