در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه، عوامل داخلی و خارجی متعددی دست به دست هم داده و زمینه ی آشنایی شاه با تجدد و دستاورد های مدنیت غربی را فراهم ساختند. در میان این عوامل گوناگون، محیط تربیتی ناصرالدین شاه و آموزه های حاصل از آن تاثیر به سزایی داشته است. مقاله حاضر به بررسی تاثیر محیط تربیتی و آموزه های ناصرالدین شاه به عنوان یکی از مهم ترین معابر نفوذ گفتمان تجدد در ذهن شاه پرداخته است.
در جریان جنگ جهانی اول،هیأت اتحاد اسلام جنبش جنگل، برای مقابله با بیگانگان، حفظ استقلال کشور و رعایت اصول مشروطیت وشعائر اسلامی در گیلان تشکیل شد.
در این زمان،به خاطر ضعف کابینه های دولت و اشغال ایران و همچنین ضعف و بدبینی دولتمردان محلی در محال ثلاث(مازندران غربی)،عده ای از سران مشروطه سابق چون سالار فاتح به قصد تضعیف خاندان خلعتبری و کسب قدرت درمحال ثلاث، با جنبش اتحاد اسلام جنگل همکاری کردند و فعالیت جنبش جنگل به این منطقه کشیده شد.
این پژوهش در پی پاسخگویی به این مسأله است که محال ثلاث به مرکزیت تنکابن چه نقشی در دوره اول جنبش جنگل داشته است؟ به دنبال آن این فرضیه مطرح می گردد،محال ثلاث درتشکیل و تضعیف اتحاد اسلام جنبش جنگل تأثیرگذار بوده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد،با تغییرسیاست انگلیس در ایران و روی کار آمدن کابینه وثوق الدوله وحمایتش از مخالفین جنبش جنگل و همچنین تسلیم شدن برخی از سران جنبش اتحاد اسلام جنگل،تاکتیک نامناسب عقب نشینی به سمت محال ثلاث بخصوص تنکابن و عدم شناخت صحیح منطقه،سبب نابودی اتحاد اسلام جنبش جنگل در دوره اول شد.
انقلاب کبیر فرانسه(1789م)پیامدهای بسیاری در زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به دنبال داشت، پیامدهایی که تا آن زمان جوامع انسانی و اروپا به خود ندیده بود. پیامدهایی که جامعه بشری تا کنون مدیون و مرهون بسیاری از آنهاست و خواهد بود! ازجمله اثربخش ترین این نتایج؛ پایان تسلط نظام فئودالیته و روی کارآمدن نظام بورژوازی، مدرنیته و تشکیل «ملت» در فرانسه و سپس اروپا و جهان بود. به عبارت دیگر این انقلاب، سرآغازی بود برای پایان دادن به نظام فئودالیته و قدرتگیری نظام بورژوازی در جهان. انقلاب فرانسه دوران تازه ای را در اروپا و جهان رقم زد به گونه ای که این زمان را آغازی شد برای تاریخ معاصر اروپا و جهان. از پیامدهای اساسی و مبنایی این انقلاب یکی قدرتگیری طبقه بورژوازی بود، که مناسبات تازه ای را در جهان رقم زد. دیگر اینکه مردم و اقوام مختلف فرانسه، برای اولین بار در جهان به شکل عملی به واژه ی «ملت» و ملی معنا بخشیدند! به عبارت دیگر اینکه تا این زمان، واژه ی ملت-naion – به صورت غیر تئوریک وجود نداشت! پیامد اساسی دیگر : شکست مناسبات فئودالیته در اروپا، همچنین آغاز شکست کلیسا، پاپ و در نهایت امپراتوری مقدس روم و ژرمن بود. از این زمان اروپا و به دنبال آن جهان وارد مناسبات سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی تازه ای شدکه با مناسبات پیشین کاملاً و اساساً متفاوت بود. به استناد این دگرگونی های متعدد و تغییرات اساسی بود که، زمان این انقلاب، آغاز تاریخ معاصر اروپا و جهان غرب قرارگرفت.
در سال 1857 م./ 1273ق. شورش هند بزرگ به وقوع پیوست؛ حرکتی که باعث دگرگونی های قابل توجهی در هندوستان و منطقه شد: سلسله مغولان کبیر و نیز ملوک اود منقرض شدند و حکومت کمپانی هند شرقی در هندوستان به پایان رسید. ازآنجاکه انگلیسی ها این حرکت را نتیجه تحریک عوامل خارجی، ازجمله ایران، می دانستند، درصدد افزایش حریم امنیتی هندوستان برآمدند. در 4 مارس 1857، عهدنامه صلح پاریس با ایران نیز به امضا رسید که ضربه شدیدی بر استقلال سیاسی و اقتصادی ایران وارد کرد و باعث نفوذ انگلیسی ها در ایران شد. شورش هند پیامدهای منفی بسیاری در ایران برجای گذاشت: جدایی هرات، ترکستان، آسیای میانه (مرکزی) و قسمت هایی از سیستان و بلوچستان از ایران، رواج کشت تریاک، افول فرهنگ و زبان فارسی در هند و قطع رابطه مثبت علمی و فرهنگی ایران و هند. البته، این رویداد نتایج مثبتی نیز در ایران به دنبال داشت: ایجاد خط تلگراف، اصلاحات سیاسی و اجتماعی و نیز مسافرت های ناصرالدین شاه به اروپا که باعث آشنایی وی با مظاهر فرهنگی و تمدنی غرب شد. این مقاله درصدد است که پیامدهای مثبت و منفی شورش هند را، به منزله یکی از عوامل تأثیرگذار در ایران، بررسی کند
پژوهش حاضر در پی پاسخ دادن به این پرسش است که دانش طب به عنوان یکی از شاخه های مهم مجموعه علوم موسوم به حکمت و فلسفه، در ارتباط با سنت و سابقه این علم در ایران و تغییرات سیاسی و فرهنگی عصرسلجوقی، در چه وضعیتی قرار گرفته و درچه مسیری جریان یافت؟ یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که دانش طب به لحاظ تاریخی به عنوان یکی از سنت های علمی و فکری ریشه دار در تاریخ ایران، به جهت ویژگی های خاص خود، در یک وضعیت سه وجهی متناقض قرارگرفته و به موجودیت خود ادامه داد. از یک سو به جهت گسترش حساست ها و تعصبات مذهبی در بین نخبگان مذهبی و عوام همسو با آنها، علم طب از حیث مبانی علمی و برخورداری از نهادهای آموزشی فراگیر دچار محدودیت های جدی شد. اما از وجهی دیگر، دانش طب به علت ارتباط داشتن با حفظ صحت انسان و درمان بیماری ها به شدت مورد نیاز حکام و اهل قدرت و نخبگان سیاسی-مذهبی بود. به طوری که به جهت چنین نیازی، این دانش طی دوره سلجوقی در چارچوب نیازهای اهل قدرت و زمینه های اجتماعی، در شکل دو مکتب طبی عراق و خراسان، موجودیت خود را بازآفرینی و استمرار بخشید. در وجه سوم، تغییری که در این دوره در موقعیت علوم طب ایجاد شد و مبنای آینده این دانش در تاریخ ایران قرار گرفت، ترجمه و تألیف رسائل پزشکی به زبان فارسی بود. روندی که برای اولین بار اتفاق می افتاد و خود را در خراسان و عراق، به عنوان مهمترین حوزه های جغرافیایی- فرهنگی ایران عصر سلجوقی نشان داد.
آیا میخواهیم انتقام انگلیسیها را از مصدق بکشیم؟
کودتای آمریکایی 28 مرداد، امیدهای یک نسل را به باد داد و به نسلهایی دیگر انگیزه برای قیام 28 مرداد سالگرد کودتای سال 1332 بر علیه دولت محمد مصدق و پایانی بر تلاش مشروطه خواهان برای مهر زدن به استبداد است. هفته نامه همشهری جوان در شماره 273 خود در بخش « روزها » ، گزارشی در این باره دارد که احسان رضایی آن را تدوین کرده است.
مقدمه ی مترجم: کارل مارکس در جمله ای مشهور بر آن است که دیالکتیک هگل را که بر روی سرش ایستاده بود، در فلسفه ی خود و انگلس وارونه کرده و بر پاهایش استوار کرده است. در اینجا مارکس علاوه بر آن که بر خطای هگل یعنی ایده آلیستی بودنِ فلسفه اش تأکید می کند، به نحو تلویحی بر بنیان و روش مشترک اندیشه ی خود و هگل نیز صحّه می گذارد. در ماتریالیسم تاریخیِ مارکس نقش دیالکتیک هگلی کاملأ واضح است و مارکس خود نیز بدان اذعان دارد اما در بحث حاضر مسئله پیچیده تر است. هایدن وایت و فرانک انکراسمیت، اندیشمندانی پست مدرن در حوزه ی فلسفه ی انتقادی تاریخ، فلسفه ی خود تحت عنوان «روایت گراییِ استعاری» را درست در نقد مفروضات پوزیتیویستی و بی اعتبار ساختن آرمان تجربی گرایانه ی مورخان سنّتی عرضه داشته اند. اما کریس لورنتز در این مقاله ی جذاب و آموزنده با نقدی بنیادین به سراغ مفروضات و آموزه های اساسی «روایت گراییِ استعاری» رفته و با مدّعیاتی روشن بر آن است که در عین شگفتی: با وجود تمامی مخالفت های ظاهریِ «روایت گراییِ استعاری» در قرائت وایت و انکراسمیت با ذهنیت و رویکرد پوزیتیویستی و تجربه گرایانه اما در واقع این فلسفه ی تاریخِ پست مدرن چیزی بیش از «وارونه» ای از پوزیتیویسم سده ی نوزدهمی نیست و از این رو به دلیل برخورداری از بنیان مشترک با آن، در خطاها و معایبش نیز شریک می شود. پیچیدگی بحث اینجاست که این بار برخلاف مورد مارکس و هگل، وایت و انکراسمیت چنین نقد ویران کننده ای را نخواهند پذیرفت چرا که نقد و انکار مبانی پوزیتیویستی، خصیصه ی هویت بخش فلسفه ی روایت گرای موردنظر آن هاست. فارغ از آن که ایرادات رادیکال لورنتز بر «روایت گرایی استعاری» وارد باشند یا خیر، بهرحال اثر حاضر معرفی شایسته ای از اندیشه ی دو تن از نوابغ فلسفه ی معاصر تاریخ ارائه می دهد.
هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه وصیت نامه فرماندهان پاسدار شهید استان کرمان به عنوان اسناد جنگ تحمیلی از طریق رویکرد ترسیم نقشه های موضوعی است .
روش/ رویکرد: پژوهش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است که به تحلیل محتوا به روش تحلیل هم رخدادی واژگان و فن خوشه بندی می پردازد. تحلیل محتوا روی 68 متن کامل از وصیت نامه فرماندهان پاسدار شهید استان کرمان صورت گرفته است. اصطلاحات نمایه ای آن ها، با مدل نمایه سازی خودکار شکاف-گلچین، از متن وصیت نامه شهدا استخراج شد. حاصل آن 1879 اصطلاح بود. از طریق قانون برادفورد، 98 اصطلاح به عنوان مفاهیم هسته در این وصیت نامه ها برگزیده شد.
یافته ها: با توجه به خوشه های حاصل از نمودار سلسله مراتبی، هشت محور اساسی در این وصیت نامه ها تشخیص داده شد که رانت یا محور اصلی آن ها، دو اصطلاح «خداوند» و «اسلام» بود. نتایج حاصل به صورت مضمونی و ذهنی با چند نامه از آخرین نامه های کشته شدگان جنگ جهانی دوم توسط نازی ها مقایسه گردید.
نتیجه گیری: چندین محور در گروه وصیت نامه شهدا و کشته شدگان جنگ جهانی دوم مشترک است. تفاوت اساسی بین این دو گروه در درون مایه و ذهنیت رزمندگان است. وجه تمایز این دو گروه، وجود عنصر ایدئولوژی اسلامی با محوریت مفاهیم و بزرگان دینی، به ویژه شهدای کربلا، در وصیت نامه شهداست که جنگ ایران و عراق را متمایز می سازد.
پریانی بسیار در روایات کهن پدیدار شده اند، گاه زیانکار، گاه یاری رسان. پری در افسانه، همچون همتای اساطیری اش صاحب نیرو و قدرتی ماورایی است؛ اما هیأتی ایزدانه ندارد. بیشتر آثار نگاشته شده در خصوص پریان درباره تبارشناسی آنان و جای پای حضورشان در ادبیات کلاسیک ایرانی است و اثری نگاشته نشده که به ابعاد تنانی، روانی و ارتباط پریان با جهان هستی بپردازد. حال آن که چنین نوشتاری می تواند دستمایه ای برای نویسندگان خلاّق در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان باشد. در این نوشتار به کمک کتاب طبقه بندی قصه های ایرانی نوشتهه اورلریش مارزلف و به روش اکتشافی، قصه هایی که در آن پری حضور داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند. روشن شد که پریان گرچه سرزمین خود را دارند اما در جهان آدمیان در دوردست ها، قلعه ها، سرچشمه های آب، باغ های زیرزمینی زندگی می کنند. زیبایی آسمانی دارند، هم زن و هم مردند، با آدمیان وصلت می کنند، اما تنها وصلت دختر-انسان است که با مردپری دوام می آورد. برخی حیوانات هم ممکن است یک پری باشند. خلق و خوی آنها آمیزه ای از خوبی و بدی است و رازهایشان را باید حرمت نهاد. پیکرگردانی های بی شمار دارند و ارتباطی انداموار با جهان گیاهان. گویی پری را می توان بوده ای سیال میان جهان گیاهی، حیوانی و حتی انسانی تصویر کرد.