کتاب The Making of the Modern Near East, 1792-1923 اثر پروفسور م.ا.یپ (M.E.YAPP) استاد بازنشسته مدرسه شرقشناسى (SOAS) دانشگاه لندن است. وى سالها مشغول تدریس تاریخ خاورمیانه بود. او تجربه سالهاى تدریس خود را بهویژه در این کتاب آورده است. یپ صاحب آثار متعددى در زمینه شرقشناسى و خاورمیانه است. در واقع این کتاب براى دانشجویان شرقشناسى و اساتیدى که مىخواهند در باره این منطقه تدریس کنند، طراحى شده است. در این نوشته اصطلاح «Near East» اعم از خاور نزدیک و میانه است. این کتاب داراى یک مقدمه، شش فصل، راهنما و کتابنامه، واژهنامه تخصصى، شجرهنامه، نقشه و یک ضمیمه است. در این مقاله، ضمن شرح و معرفى فصول مختلف این کتاب، به نقد و بررسى آن نیز پرداخته مىشود.
کتیبه نادرى با 24 بیت شعر ترکى ـ فارسى که در مدخل غربى قلعه کلات نادرى در سینه کوه حک شده، ارزش تاریخى فراوانى دارد، بهطورى که بسیارى از مسائل مهم تاریخى عصر نادر، بهخصوص سیاست مذهبى و خارجى و اصل و نسب وى را مىتوان بر پایه آن بررسى کرد.
در این کتیبه، نادر در حوزه مذهب، اشارات و بیاناتى دارد که بسیار در خور توجه است. او به صراحت اعتقاد و علاقه باطنى خویش به خداى یگانه و نیز تمایلاتش را به مذهب تسنن بیان داشته است. اما واقعیت این است که این تمایلات وى، با منطق نصوص تاریخى این دوره، کاملاً مغایر بوده و به همین دلیل مىتوان گفت که مصلحت سیاسى زمان، او را به اتخاذ چنین تدبیرى وادار کرده است. مقاله حاضر درصدد بررسى و تحلیل همین مسئله است.
فرهاد تراش صفحه تراشیده عظیمی در سینه کوه بیستون است که می توان آن را با کتیبه داریوش بزرگ هخامنشی در کوه بیستون مقایسه کرد. به واسطه همین شباهت، شرق شناسانی چون جکسن، تامپسون، اردمان و هرتسفلد این صفحه سنگی را نقش برجسته - کتیبه ای ناتمام از عهد هخامنشی معرفی کرده اند. در دهه 1960م یک هیات باستان شناسی آلمانی به سرپرستی هاینز لوشای و ولفرام کلایس آثار باستانی زیر دهکده بیستون را کاوش کرده و در نتیجه بقایای معماری منسوب به عهد ساسانی از زیر خاک پدیدار شد که آن را یک کاخ معرفی کردند. با این حال باستان شناسان آلمانی نتوانستند رابطه این بقایای معماری را با صفه فرهاد تراش توضیح دهند. فقط بعدها والتر سالزمان پیشنهاد کرد که شاید صفحه فرهاد تراش نیز اثری ساسانی بوده و قصد داشته اند آثاری مشابه طاق بستان کرمانشاه در آنجا حجاری کنند.در این مقاله، نتایج تحقیقات هیئت معماری - باستان شناسی دانشگاه تهران در بررسی و مطالعه ناحیه بیستون و آثار فرهاد تراش در تابستان 1381 هـ.ش. منعکس شده است. بنابر نتایج این تحقیقات، ناحیه بیستون – کنگاور - کرمانشاه برای ییلاق سلاطین ساسانی دارای اهمیت بسیار بوده و آثار معماری یافته از زیر دهکده بیستون در اصل بقایای یک سیستم آب نما و دسکره و شکارگاه سلطنتی از عهد ساسانی است که همراه با صفه فرهاد تراش در مجموع یکی از نمونه های بدیع معماری منظر در عهد ساسانی را شکل می داده است که دیگر نمونه های آن در کنگاور و طاق بستان مشاهده می شود.
سرزمین اندلس یعنی غربی ترین منطقه امپراتوری اسلامی، فراز و نشیب های بسیاری را به خود دیده، اما به خاطر دوری مسافت، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مسلمانان اندلسی چه در معماری و چه در هنرهای ظریفه مانند سفال سازی، پارچه بافی، قالی بافی، عاج کاری، فلزکاری، خوشنویسی و دیگر هنرهای زیبا، زحمات بسیاری را متحمل شدند. در این راستا نباید از نقش امیران مسلمان غافل شد زیرا آنان خود از مشوقان اصلی این گونه امور بودند. اکنون در بسیاری از موزه ها و اماکن اسپانیا نمونه های زیادی را می توان مشاهده کرد.تعدادی از سفالینه ها مانند بشقاب و کاسه و کوزه های بلند منقش به پرندگان و گیاهان و عناصر خطی گاه به شیوه ایرانی و پارچه های حریر زربفت با نخ های طلایی، حاشیه دوزی با سنگ های قیمتی، در مریه، قرطبه و مالقه و اشبیلیه غرناطه و مرسیه به دست آمده است و قالیچه های اندلسی نیز با اشکال پرندگان و حیوانات و انسان های طبیعی به صورت تک بافته می شد.همین عناصر تزیینی، روی تحفه های عاجی هم کنده کاری می شده است. به طور کلی در قرن هفتم و هشتم هجری، هنرمندان اندلسی تحفه های فلزی و زینتی را با تزیینات خطی و گیاهی تزیین می کردند.خوشنویسان هم به جای خط کوفی خط دیگری به نام خط مغربی ابداع کردند که در تمام عالم اسلام مشهور شد.
در این نوشتار موقعیت اقتصادی عمومی مملکت صفوی در زمان شاه سلطان حسین (اواخر عهد صفوی) مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است تا نتیجه های سیاست های اقتصادی- اجتماعی شاه عباس اول که در زمان شاه سلطان حسین مشهود گردید مورد توجه قرار گیرد. برخلاف تاثیر منفی آن سیاست ها بر جامعه ایران، قدرت اقتصادی کشور به حدی مستحکم بود که ظاهرا با وجود انحطاط تدریجی اقتصادی در اواخر آن عصر، تا حمله افاغنه کسی از وجود آن باخبر نبود اما پس از واقعه مذکور؛ این انحطاط خود را به خوبی نشان داد و مشخص گردید که فساد و پریشانی کلی اقتصادی اواخر دوران صفوی، یکی از علل بزرگ سقوط آن دولت بوده است.
توجه به قواعد پژوهش، در سیر مطالعات تاریخی از جمله مهمترین عوامل در دست یابی به حقایق تاریخی و ارایه تحلیل های نو می باشد. این اصول بیان گر یک چهار چوب خاصی است که در صورت تخطی از آن، نه تنها از سطح عملی پژوهش کاسته، بلکه منجر می شود پژوهشگر برخلاف متن تاریخ، مطالبی را به اشتباه مبنا قرار داده و بر اساس آن در صدد بررسی و تحلیل مباحث تاریخی بر آید. هر اندازه پژوهشگر به این اصول بیشتر توجه داشته باشد، پژوهش از استحکام و نو آوری بیشتری برخوردار و در رفع ناسازگاری های موجود در تاریخ دارای راه کار مناسب می باشد. حادثه کربلا، از جمله وقایع تاریخی است که در طول زمان به علت عدم توجه به قواعد و اصول پژوهش، دچار تحریفات، تعارضات و مطالب خلاف واقع شده، که در ضمن بیان این اصول و با نگاهی انتقادی، مواردی از این گونه سهو قلم های رخ داده در این حادثه بیان می گردد. مثلا ذکر یکی از قاتلین امام حسین بنام ابوالجنوب یا قلمداد کردن سلیمان بن عوف، قاتل یکی از یاران آن حضرت، در شمار شهدای کربلا، از جمله این اشتباهات می باشد.
دهقانان در مفهوم مالکان، صاحبان و رییسان دیه ها از عصر ساسانی، و به طور مشخص از دوره خسرو انوشیروان تا سده های 4 و 5 هـ.ق نقش و نفوذ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مهمی در ایران داشته اند. این گروه اجتماعی که در عهد ساسانیان به عنوان بخشی از نجبازادگان درجه دوم، در پائین ترین لایه ی اشراف قرار داشتند، اداره امور محل خویش را به طور موروثی به عهده گرفته و وظیفـه گردآوری خراج و جزیه را بر عهده داشتند. آنان واسطه ی حکومت و جماعت پرشمار مالیات دهندگان روستایی بودند. پس از سقوط حکومت ساسانی و تسلط عرب ها مسلمان بر ایران، مقام و موقعیت دهقانان نه تنها کاهش و زوال نیافت، بلکه با نابودی اشراف بلندپایه، جایگاه و مرتبه خود را به طور نسبی حفظ کردند. اینان به مثابه رئیس و رهبران جمعیت های ده نشین و حتی شهرنشین از طریق تعامل و سازش با فاتحان عرب، ضمن آن که مقام اجتماعی و مسؤولیت های سابق خود را حفظ کردند، با تدابیر معقول مانع از خونریزی و تخریب بیشتر روستاها و شهرهای ایران توسط مهاجمان گشتند. اینان نقش مؤثری در انتقال آداب و رسوم و سنت های فرهنگی و اجتماعی، و حتی شیوه و رویه های اداری دوره ی باستان به عصر اسلامی ایفا کردند. آنان تا چندین قرن پس از سقوط حکومت ساسانی با علاقه مندی داستان ها و روایت های کتبی و شفاهی تاریخ ایران باستان را پیوسته حفظ و از نسلی به نسلی دیگر منتقل نمودند.
در این مقاله، پس از شرح اقلیم منطقه کاشان و سازوکارهای مردم این منطقه برای سازگاری با محیط طبیعی، تاریخ آن از پیش از تاریخ تا دوره قاجار به اجمال مرور می شود. نتیجه گرفته می شود که این منطقه همواره محل آمد و شد و تاخت و تاز لشگریان مختلف بوده است. شهر کاشان از دوره سلجوقی به بعد، در پناه برج و باروی سترگ خود را در برابر هجوم ها مقاوم کرده است؛ اما روستاهای نزدیک شهر و از جمله نوش آباد فاقد برج و بارو بودند و دشمن سرخورده از حمله به کاشان به روستاهای اطراف آن حمله می کرده است. مشکلات ناشی از ناامنی از یک سو و آگاهی اهالی از روان بودن آب قنات از زیر خانه هایشان از سوی دیگر، و همچنین وجود اقلیم گرم و خشک منطقه کاشان، باعث شده است که آن ها فضاهائی در خانه های خود به صورت چاه ایجاد کنند. این فضاهای زیرزمینی را که در آن ها هم آب قنات جاری بوده و هم اتاق های زیرزمینی برای انبار گندم داشته، در نوش آباد «اوئی» می گویند. تجزیه و تحلیل راهروها و فضاها می رساند که کاربری جانپناه، بخش عمده ای از هدف سازندگان آن ها بوده است. یافته های تحقیق بیانگر این هستند که: 1- وضعیت اقلیمی منطقه کاشان در ایجاد فضای معماری جدیدی به نام «اوئی» برای بهره برداری از آب نقش داشته است؛ 2- وضعیت جغرافیائی و قرار گرفتن منطقه در مسیر لشگرکشی ها و حوادث تاریخی آن، در پیدایش فضای معماری مزبور به منزله جانپناه مهم بوده است؛ 3- بهره برداری از «اوئی» در دوره های مختلف با توجه به شرایط سیاسی تغییر کرده؛ و 4- احتمال این که چنین فضاهائی از آئین مهر و مهرپرستی باقی مانده باشد، وجود دارد.