ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۲۸۱ تا ۸٬۳۰۰ مورد از کل ۱۲٬۸۲۶ مورد.
۸۲۸۷.

کافوراخشیدی وجایگاه او در حکومتهای اسلامی مصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی خلفای مسلمان عباسی سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ تاریخ جهان آفریقا
تعداد بازدید : ۱۷۰۸ تعداد دانلود : ۹۲۸
کافور که در کتب تاریخ با عناوین : استاد‘ابوالمسک و کافور اخشیدی مشهور است نام و عنوان برده و غلامی خصی (خواجه)است که توسط برده فروشی از سودان به مصر آورده شد . این غلام در اوائل سده چهارم (312ه.ق) به عنوان مملوک به خدمت ابوبکر محمد بن طغج فرغانی ملقب به اخشید (پادشاه و احیانأ شاه شاهان ) از امراء عصر عباسی درآمد و از خواص او گردید . کافور به دلیل برخورداری از استعداد ذاتی و هوش سرشار در دستگاه اخشید به مراتب عالی رسید و در مدتی کوتاه توانست منصب فرماندهی سپاه او را به خود اختصاص دهد و در زمره مشاوران و محرم اسرار او درآید .کافور ضمن انجام وظائف محوله سرپرستی و تربیت دو پسر اخشید : ابوالقاسم انوجور و ابوالحسن علی را نیز عهده دار گردید . در سال (335 ه) که اخشید درگذشت فرزند ارشد او انوجور جانشین او گردیده عنوان سلطنت از آن او بود ولی اداره امور و کشورداری به عهده کافور قرار گرفت . در سال (349ه) که انوجور درگذشت و برادرش ابوالحسن علی به سلطنت رسید ‘ همچنان نام و عنوان سلطان از آن علی و اداره امور به دوش کافور قرار داشت ‘ تا آنکه در تاریخ (355 ه) علی بن اخشید نیز درگذشت وکافوربه طور مستقل حکومت مصر و توابع آن را در دست گرفت وتا (357 ه )به مدت دو سال و چند ماه در آن خطه فرمانروایی کرد .
۸۲۸۸.

«تاریخ بیهق» ابن فندق و رمز جامعیت آن

۸۲۹۵.

اصلاحات ارضی، اراده نیمه تمام

۸۳۰۰.

موقعیت شیعیان ایران در دوره ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹۳ تعداد دانلود : ۲۹۱۵
حکومت ایلخانان مغول با آمدن هلاکوخان به ایران آغار شد منگوقا آن، خان مغول به علت شکایتهایی که از سوی حکام مغولی ایران و علمای اهل تسنن- ازجمله قاضی شمس الدین قزوینی و مسیحیان در گیر در جنگ های صلیبی با مسلمانان رسیده بود، قدرت اسماعیلیان و خلافت عباسی را برای بقای مغولان خطرناک دانسته، هلاکو، برادرش را مامور نمود تا به سوی ایران لشکر کشیده، هر دو نیرو را براندازد. شیعیان اثنی عشری که در طول تاریخ هم از اسماعیلیان و هم از عباسیان ناملایمات سیاسی و مذهبی بسیاری تحمل کرده بودند، هلاکو را در هر دو مورد یاری رساندند. خواجه نصیرالدین طوسی از یک طرف از عوامل درونی نابودی اسماعیلیان به شمار می رود- که رکن الدین خور شاه را تشویق به تسلیم شدن نمود- و از طرف دیگر از عوامل بیرونی نابودی خلافت عباسی نیز محسوب می شود. هر چند هلاکو به قصد براندازی عباسیان از مغولستان رهسپار غرب شده بود، ولی تشویق و تحریک خواجه نصیرالدین- در مقابل عواملی که هلاکو را در انجام ماموریت دچار تردید می کردند- نقش موثری داشت و ابن علقمی، وزیر شیعی مستعصم، خلیقه عباسی- نیز از درون زمینه های براندازی خلافت را فراهم آورد. با برافتادن خلافت عباسی هرچند کل اسلام در معرض خطر قرار گرفت، شیعیان به علت روحیه تساهل و تسامح مذهبی ایلخانان- که ناشی از نداشتن اصالت در اعتقادات دینی بود- توانستند رشد یابند و بارور شوند وبه ثمر نشینند. ایلخانان تحت تاثیر کارگزاران مسلمان خود، نه تنها اسلام آوردند، ‌بلکه در دوره غازان و اولجایتو، تحت تاثیر امیر، وزیر و علمای اهل تشیع، به عقاید شیعی نیز گرایش یافتند و اولجایتو برای مدتی کوتاه به تشیع گروید. شیعیان در پایان این دوره با بنیانگذاری حکومتی شیعی در بخشی ا ز خراسان، راه گسترش تشیع را هموارتر نمودند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان