با تشکیل نهاد خلافت به خصوص در دوره عباسی، ایرانیان نیز با هدف بازیابی قدرت و هویت سیاسی خویش، نهاد سلطنت را تاسیس و با خلفای عباسی به رقابت و گاه دشمنی پرداختند. در دوره خوارزمشاهیان، خلفا و سلاطین با بهره گیری از عوامل مختلف از جمله سیاست های مذهبی، در پی بسط و توسعه قدرت و قلمرو خود بودند. عراق عجم مهمترین منطقه محل نزاع این دو نهاد در این دوره، به آوردگاه خلفای عباسی و خوارزمشاهیان و متحدان سیاسی آنان تبدیل شده بود. خلاء قدرت ناشی از اضمحلال سلاجقه بزرگ، طمع این دو قدرت را برای تصاحب میراث سلاجقه دو چندان ساخته بود. عباسیان در پی بازیابی قدرت سیاسی و خوارزمشاهیان به فکر تسلط بر بغداد و وادار نمودن خلفای عباسی به پذیرش سیطره سیاسی ـ نظامی سلاطین بودند که نتیجه این امر تلاش دو قدرت برای یارگیری در میان حکومت های محلی در ایران و درگیری های متعدد در عراق عجم و فرجام نهایی آن نیز شکست خوارزمشاهیان بود. مسأله مقاله پیش رو بررسی نقش و جایگاه مذهب در مناسبات و منازعات خلفای عباسی و سلاطین خوارزمشاهی از آغاز تا دوره سلطان محمد است. بر این اساس ابتدا داده های تاریخی با بهره گیری از منابع معتبر تاریخی جمع آوری؛ سپس با استفاده از آخرین یافته های پژوهشی، تحلیل و تبیین گردیده است.
عصر میانه تاریخ ایران که قریب به نه قرن به طول انجامید، یکی از مهمترین و اثرگذارترین ادوار تاریخی این سرزمین به حساب می آید. تغییر دین، ظهور مکاتب فکری و فرق مذهبی به همراه بروز تحولات گسترده سیاسی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، دگرگونی های عمیق و همه جانبه ای را در این سرزمین رقم زد و معضله های بنیادینی را از درون خود خلق کرد. مسأله اصلی در پژوهش حاضر این است که پدیده ها و رخدادهایی که در برهه زمانی قرون اول تا نهم هجری در ایران زمین به وقوع پیوست، کدام صورت بندی از «معضله های عصری» را پدیدار ساخت؟ و این امر ریشه در کدام روندهای نسبتاً پایدار تاریخی داشت؟ برای دستیابی به یافته های توصیفی، به سیاق پژوهش های تاریخی، اطلاعات و داده های تاریخی از منابع و مأخذ موجود استخراج شدند و سپس یافته های توصیفی به عنوان موادی برای شکل دادن به یک طرح تفسیری بکار گرفته شده اند. از شواهد و مدارک تاریخی چنین مستفاد می شود که در عصر میانه تاریخ ایران سه ضلعی به هم پیوسته ای از معضله های عصری پدیدار شد. این معضله ها عبارت بودند از: 1) معضله تهاجم ادواری بیگانگان و ناپایداری سیاسی با دوام 2) معضله تغییر دین و منازعات پایدار مذهبی ـ فرقه ای 3) معضله شکاف های فعال اجتماعی و تشدید وضعیت موزائیکی جامعه. یافته های موجود نشان می دهد که رابطه رخدادها با این معضله ها و همچنین ارتباط متقابل معضله ها با خود، به صورت رابطه ای دیالکتیکی برقرار شد. به این ترتیب، داد و ستدی پایدار میان تحولات و معضله های عصری این دوره، صورت گرفت.
در قرن نوزدهم دولتمردان و اندیشمندان ایرانی و عثمانی برای پیشرفت و ترقی، راهکار هایی به حکومت های کشور خویش ارائه دادند و خود نیز برای اجرای اصلاحات در جامعه تلاش کردند. هر چند راهکار های آنها در برخی از جنبه ها عملی شد، ولی برنامه اصلاحات آن گونه که انتظار داشتند پیش نرفت. به همین خاطر، فؤاد پاشا و عالی پاشا، از اصلاح گران عثمانی در اواخر عمر، اصلاحات پیشنهادی خود را به صورت وصیت نامه سیاسی به سلطان عثمانی ارائه دادند. وصیت نامه های آن دو، از همین زمان با تاریخ ایران نیز ارتباط پیدا کرد؛ از یک طرف نقش ملکم در نگارش آن وصایا مطرح شد و از طرف دیگر میرزا یوسف خان مستشارالدوله، بعدها وصیت نامه ای نوشت که مشابه وصیت نامه فؤاد پاشا بود. بررسی تطبیقی متن وصایا، احتمال دخالت ملکم، و تأثیرپذیری مستشارالدوله از فؤاد پاشا مسأله ای است که در تحقیق حاضر با روش تحلیلی متکی بر پژوهش تاریخی، مورد بررسی قرار گرفته است.
شناخت جریان های فرهنگی معاصر و چگونگی پیدایش و سیر تحولات آنها از مهم ترین مباحثی است، که پژوهشگران را در حوزه های مختلف به خود مشغول ساخته است. این جریان ها در تعیین خط مشی اساسی جامعه و جهت دهی به تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن تأثیرات زیادی داشته است. مقاله حاضر در صدد است، چگونگی آشنایی جامعه ایرانی با فرهنگ و اندیشه غربی و پیدایش جریان های نوپدید و نسبت آنها با جریان های قدمایی را با استفاده از روش تحلیل تاریخی و با تکیه بر اسناد و منابع مورد بررسی قرار دهد. یافته های اساسی پژوهش حاکی از آن است که ورود اندیشه های جدید منجر به پیدایش جریان هایی شد، که مهم ترین ویژگی آنها تقابل و نفی جریان های قدمایی ایران بود. با وجود این، گرایش هایی از هم سازی و هم زیستی نیز در بین آنها مشاهده می شود.
اگرچه آیین زرتشتی زمانی دین اصلی ایرانیان به شمار می آید، بعد از اینکه اعراب بر ایران مسلط شده و دین و آیین جدید اسلام را وارد ایران کردند، آیین سابق به تدریج رو به زوال و افول گذاشت و همچنین انحلال خلافت اسلامی به دولت های کوچک تر و به دنبال آن یورش و استیلای مغول، باقی مانده جامعه زرتشتی را در ایران بار دیگر در معرض تهدید قرار داد؛ در نتیجه تعدادی از آنان به اجبار جلای وطن کرده، رهسپار هندوستان شدند. زرتشتیان بعد از ورود اسلام به ایران و گرایش بیشتر مردم این سرزمین به دیانت جدید، به یک اقلیت دینی تبدیل شدند.این روند کاهش جمعیت تعداد آنان از ابتدای حکومت صفویه به شدت محسوس و مشهود است، تا این که در اواخر قرن نوزدهم میلادی با حمایت پارسیان هند، که در آن برهه از تاریخ از یک موقعیت برجسته اجتماعی و اقتصادی برخوردار بودند و با تلاش فرستاده آنان به نام «مانکجی هاتریا» زرتشتیان ایران از خطر نابودی و انقراض رهایی یافتند.شایان ذکر است که نهضت مشروطیت ایران، که نهضتی عدالت خواهانه و خواستار نظام پارلمانی بود، زمینه ساز برای حضور اقلیت های دینی از جمله زرتشتیان در جامعه گردید.این اقلیت اجتماعی که در طول سالیان دراز متوسل چنین فرصتی بودند از این موقعیت در حد مطلوب بهره برده و از آن برای رهایی از شرایط نامساعد سیاسی اجتماعی که در آن حضور داشتند، استفاده کردند.برای اینکه طبق قانون اساسی مشروطیت و به موجب اصل هشتم متمم قانون اساسی، تمام مردم ایران بدون توجه به نژاد و مذهب در مقابل قانون یکسان نبودند و بدین علت زرتشتیان در نهادینه شدن نهضت مشروطیت و توسعه نهادهای اجتماعی برآمده از مشروطه از لحاظ جان و مال کوتاهی ننمودند و در نتیجه، این فعالیت های صادقانه دیدگاه جامعه مسلمانان را به اقلیت زرتشتیان دگرگون ساخت؛ به گونه ای که بعد از گذشت چندین قرن آن ها اندک اندک با مسلمانان اختلاط یافتند و به مرور بی اعتمادی بین مسلمانان و آنان به ویژه بعد از قتل فریدون زرتشتی که از سوی دشمنان مشروطه به قتل رسیده بود از بین رفت.
حکومت های قراقویونلو و آق قویونلو در طی حاکمیت خویش دچار بحران های سیاسی و نظامی عدیده ای شده بودند که از میان عوامل تأثیرگذار، ساختار قبیله ای اتحادیه از اهمیت زیادی برخودار است. این مقاله با بهره گیری آزاد از نظریه تعارض و روش تحلیل علّی و مقایسه ای نقش ساختار قبیله ای را در بی ثباتی سیاسی حکومت های ترکمان تبیین خواهد کرد. پاسخ بر این فرض استوار است که ساختار ایلی با ایجاد تعارض در ساحت های مختلف به ایل گرایی در سپاه، جناح گرایی در قبایل و قطب گرایی در اتحادیه دامن زده و با ایجاد تعارض در سه سطح، تعارض بین قبایل و سلطنت، تعارض درون اتحادیه ای، و تعارض درون قبیله ای، مانع پیوستگی قبایل با ساحت جدید قدرت متمرکز شده و زمینه های اقبال آنان را به شورش های شاهزادگی فراهم آورده است. بدین طریق حکومت ها در اوج قدرت توسط یک نیروی خارجی از هم می پاشیدند.
بحران مشروعیت دینی صفویان در اواخر عمر این سلسله موجب قیام ها و شورش های متفاوتی در نواحی مختلف قلمرو آنها شد. یکی از مهمترین این قیام ها را شیخ بهاءالدین استیری در خراسان رهبری کرد. شیخ که از بی توجهی دولت و دربار صفوی نسبت به حملات ازبکان به خراسان به ستوه آمده بود، راهی اصفهان شد. هشدارهای دلسوزانه او در اصفهان نادیده گرفته شد و خود نیز به تصوف و کفر متهم گردید. او پس از بازگشت به خراسان و با گردآوری یارانی، دست به اقدامی جهادی زد اما به زودی و با اعزام سپاه صفوی، حرکت او در هم کوبیده شد.
یافته های تحقیق نشان می دهد این قیام در سال های پایان عمر سیاسی دولت صفوی تحت تأثیر بحران های ناشی از ضعف مشروعیت دینی صفویان صورت پذیرفته است. همچنین سرکوب این قیام، انگیزه خیرخواهی برای حفظ این دولت را از بین برد. این ماجرا و نمونه های مشابه، زمینه را برای سقوط صفویه فراهم نمود.
در دوره سلطنت شاه اسماعیل یکم، مقام وکیل نفس نفیس همایون به عنوان نایب السلطنه انجام وظیفه می کرد. شاه اسماعیل پس از شش سال که این عنوان در اختیار یکی از اهل اختصاص که ترک قزلباش بود قرار داشت، آن را به یک فرد غیر ترک واگذار کرد و تا پایان عمر به همین رویه ادامه داد. خاستگاه اجتماعی مقام وکیل در این دوره، عملکرد سیاسی و اجتماعی وکلا، چالش ها و مشکلات فراروی آنان همراه با تبیین وجوه اشتراک و اختلاف وکلای این دوره، اهداف اصلی این مقاله را تشکیل می دهد.
با شکلگیری انقلاب مشروطیت در ایران و تشکیل مجلس شورای ملی، ضرورت ساماندهی امور شهری، در کنار مطالبات روزافزون مردم، باعث شد نمایندگان مجلس شورای ملی در جلسات مختلفی درباره نظام نامه انجمن بلدیّه به بحث و گفتگو بپردازند و سرانجام پس از تصویب و توشیح، در تاریخ 20 ربیع الثانی 1325 آن را به صورت قانون درآورند. پس از آن بود که براساس انتخابات اواخر جمادی الثانی 1325، نمایندگان مردم تهران در اولین دوره انجمن بلدیّه انتخاب شدند. انجمن بلدیّه در دوره خدمتش فعالیتهای متعددی همچون حفظ بهداشت و نظافت شهری، تسطیح خیابانها، ترتیب روشنایی شهر، انتظام امور نواقل و... را برای رفاه و آسایش شهروندان تهرانی انجام داد