ایل شاهسون یکی از بزرگترین ایل های ایران است که پس از شکل گیری در دوره صفویه، دشت مغان و دامنه های سبلان را برای قشلاق و ییلاق خود برگزیدند. در دوره قاجاریه، سرزمین اصلی شاهسون ها در دشت مغان یک بار به دلیل اشغال مراتع قشلاقی آنها در جنگ های ایران و روس و بار دیگر به دلیل فشارهای متعدد سیاسی دولت روسیه دچار تغییر گردید. این مقاله بر آن است تا بر اساس گردآوری داده های مرتبط با ایل شاهسون از منابع و اسناد آرشیوی و با استفاده از روش تحقیق تاریخی، تغییرات سرزمینی و کوچ های اجباری ایل شاهسون را بر اساس تاثیرات عوامل سیاسی مورد بررسی قرار دهد. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که از دست رفتن مراتع قشلاقی(در بخش شمالی دشت مغان)، رقابت حکام محلی در سلطه بر ایلات، از دست رفتن بازارهای فروش تولیدات دامی در شهرهای مستقر در دشت مغان، اخذ مالیات اضافی، ضعف دولت مرکزی و تشویق دولت روسیه به غارتگری طوایف قدرتمند مرزی برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران، درگیری های مرزی طوایف قدرتمند شاهسون و سپس بسته شدن مرزها، از عمده ترین دلایل جابجایی های سرزمینی طوایف گوناگون ایل شاهسون در دوره مورد نظر و ظهور وضعیت های بعدی استقرار آن طوایف در قشلاق های اختصاص یافته از سوی دولت ایران بود.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش مذهب و فقه در روابط ایران و عثمانی در دوره صفویه و افشاریه با تکیه بر متن مصالحه نامه های دوجانبه است. روش/رویکرد پژوهش: رویکرد نویسنده در این مقاله کیفی-تاریخی است. داده ها براساس اسناد و منابع تاریخی گردآوری و تجزیه وتحلیل شده اند. یافته های پژوهش: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مناسبات ایران و عثمانی همزمان با استقرار حکومت صفویه در قلمرو ایران و رسمیت یافتن مذهب تشیع، به تنش و بی ثباتی بیشتر، عمیق تر، و طولانی تری دچار شد. روابط تاریخی ایران با همسایگان غربی اش به میزان زیادی متأثر از مسائل سوق الجیشی و اقتصادی بوده و جنگ های کوچک و بزرگ و معاهدات گوناگون صلح، وجه غالب این روابط پرفرازونشیب بوده است؛ بااین حال، به نظر می رسد که در دوره بررسی شده، ایرانیان و عثمانی ها (به ویژه عثمانی ها) مذهب را دستاویز مهم تری برای آغاز جنگ قرار می دادند؛ بنابراین، مذهب و مسائل فقهی جایگاه و نقش پررنگ تری در متن معاهدات فی مابین داشته است.
از نیمة دوم مرداد 1342، که بحث انتخابات دورة بیست و یکم مجلس شورای ملی در محافل مختلف و روزنامه ها مطرح شد، در پی استفتای مردم مسلمان از مراجع تقلید، آنها با صدور فتاوایی به تحریم انتخابات پرداختند.گروه های سیاسی نیز به دلیل شرایط شکل گرفته در جامعه و دستگیری رهبران و خفقان و سرکوبی گسترده، با برگزاری انتخابات مجلس به مخالفت پرداختند. مقالة حاضر، با استفاده از شیوة توصیفی- تحلیلی، به بررسی مواضع روحانیت و گروه های سیاسی در قبال انتخابات مجلس بیست و یکم پرداخته است. پرسش اصلی این است که مخالفت و تحریم انتخابات این دوره از مجلس، از سوی روحانیت و گروه های سیاسی بر چه مبنایی صورت گرفت؟ شواهد نشان می دهد وجود اختناق و انسداد سیاسی، رفتارهای غیرقانونی دولت، اعتراض به رفراندوم شاه و به خصوص دستگیری آیت الله خمینی و تعداد دیگری از روحانیان و وقوع قیام 15خرداد، عدم آزادی برای برگزاری انتخابات سالم، دلایل این تصمیم بوده است و گروه های سیاسی مخالف رژیم همچون نهضت آزادی، جبهه ملی، و حزب زحمتکشان به تبعیت از مشی روحانیت، برای نخستین بار در تاریخ فعالیت های خود انتخابات این دوره را تحریم کردند.