"اثر بخشی سازمانی موضوعی اصلی در نظریه های سازمانی است و یکی از ملاک های ارزیابی عملکرد سازمانی به شمار می رود. با توجه به اهمیت و نقش آموزش و پرورش در جامعه، این پژوهش سعی در تحلیل اثربخشی سازمانی مدارس خواهد داشت.
این پژوهش حاضر به تعریف، نظریه و تحقیق اثر بخشی سازمانی مدرسه با تکیه بر رویکرد ترکیبی توجه دارد. در این راستا از مدل نظری کارکردهای چهارگانه ضروری نظام اجتماعی پارسونز (AGIL) استفاده خواهد شد. پس از بررسی نظریات پنجگانه و تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده، مولفه های چهارگانه پارسونزی اثربخشی مدرسه، شامل نوآوری (A)، تعهد سازمانی، (G) رضایت شغلی (I) و سلامت سازمانی (روحیه) (L) مورد توجه قرار خواهد گرفت. هدف عمده تحقیق، آزمون مدل AGIL پارسونز برای تحلیل اثر بخشی سازمانی مدرسه در سطح معلمان است و افزون بر آن، سعی در بررسی موضوع در میان مدارس دخترانه و پسرانه و هم چنین نواحی پنجگانه شهر اصفهان دارد. روش تحقیق پیمایشی و ابزار تحقیق با استفاده از پرسشنامه های استاندارد و معتبر استفاده و اطلاعات آن از میان 300 معلم دبیرستان های دولتی دخترانه و پسرانه نواحی پنجگانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 83-1382 جمع آوری شده است که برای کدبندی، استخراج و تحلیل های آماری، از برنامه کامیپوتری SPSS.11 در محیط Windows استفاده می شود. روش های آماری شامل تحلیل یک متغیره (شاخص های آمار توصیفی)، دو متغیره (آمار آزمون t، ضریب همبستگی r پیرسون، تحلیل واریانس یک راهه) و تحلیل چندمتغیره (تحلیل عاملی) خواهد بود.
"
"این مقاله می کوشد با بهره گیری از نظریه ها و سبکهای گوناگون مدیریت، دلالتهای آنان را در بروز نوآوری در سازمان بررسی کند. بدین منظور، ابتدا عوامل مثبت و منفی هر یک از نظریه ها، به ترتیب از نظریه کلاسیک تا نظریه های سیستمی، اقتضایی، سازمان یادگیرنده و آشوب، تجزیه و تحلیل می شود. سپس دلالتها ونقش و تاثیر هریک از این نظریه ها در تولید فکر و پرورش نبوغ کارکنان، به ویژه بروز خلاقیت و نوآوری در آنان به تفصیل بیان می گردد. بررسیها و مطالعات نشان می دهند که برای نوآوری در سازمان، تنها داشتن مدیر و کارکنان خلاق و نوآور کافی نیست. علاوه بر آن، ساختار، راهبرد، محیط، فناوری، اندازه و چرخه حیات سازمان و توان کنترل منابع انسانی آن و نیز فرهنگ و نگرش و سبک مدیریت باید مشوق نوآوری باشند و از آن حمایت کنند.
دلالتها حاکی از این است که نقش و سهم نظریه های سیستمی و مشارکتی، به ویژه نظریه سازمان یادگیرنده و سبکهای مشارکتی و تفویضی، در بروز خلاقیت و نوآوری در افراد و کارکنان سازمان بیش از سایر نظریه ها و سبک هاست. همه مباحث مربوط به ماهیت و مفهوم «سازمان یادگیرنده» و سبکهای مشارکتی و تفویضی، کمک می کنند که افراد سازمان به فهم مشترکی از تفکر راهبردی دست یابند و در تجربه و دانش یک دیگر سهیم شوند. هم چنین افراد و کارکنان سازمان را برمی انگیزند که برای بینش و عمل یکپارچه و منطقی گرد هم آیند و با هم فکری و هم اندیشی، زیرساخت های لازم را برای نوآوری و تغییر در سازمان فراهم کنند.
"
به منظور بررسی اثر انتظارات معلمان دوره راهنمایی شهرستان سنندج بر نحوه ارزشیابی از دروس علوم اجتماعی و تجربی دانش آموزان دختر و پسر، طرح آزمایشی پس آزمون با گروه گواه با سه عامل (موقعیت های ایجاد انتظار، جنسیت معلمان و جنسیت دانش آموزان) به صورت یک طرح 2*2*3 به مورد اجرا گذاشته شد. در این پژوهش از 120 معلم زن و مرد مدارس دوره راهنمایی در درس های علوم تجربی و علوم اجتماعی جهت نمره گذاری 80 برگه امتحانی دانش آموزان دختر و پسر در 12 موقعیت آزمایشی برای آزمون فرضیه های تحقیق و پاسخگویی به سؤالات پژوهشی استفاده شد. یافته ها از تاثیر کلی اثر انتظار معلمان حمایت می کرد، اما در مورد تعامل جنسیت معلمان با جنسیت دانش آموزان، انتظارات ایجاد شده در موقعیت های سه گانه آزمایشی (انتظارات مثبت، انتظارات منفی، بدون اثر انتظار) تغییر معناداری در نحوه ی ارزشیابی معلمان از دانش آموزان به وجود نیاورد.
مدیریت تعارض یکی از مسائل مهمی است که راهنمای علمی مدیر در مواجهه با موقعیتهای متعارض بوده و در شکل دهی رفتار آنها برای اتخاذ تصمیمات جهت مقابله با تعارضات سازمانی مؤثر خواهد بود. از آنجا که هر مدیری در محیط سازمان خود با تعارض روبروست و هر رفتار و نحوه برخورد هر مدیر هنگام تعارض با کارکنان و یا ایجاد تعارض بین خود کارکنان، در فشار روانی آنان مؤثر است، به همین منظور به جهت استفاده بهینه از تعارضات که موجب اثرات سودمند بر کارکنان میشود و موجب فشار روانی کمتر در آنان میگردد، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سبکهای مدیریت تعارض و میزان استرس شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا پرداخته است. روش تحقیق از نوع توصیفی – همبستگی میباشد. جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین-پیشوا و روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیده است. نتایج این تحقیق نشان داد که بین سبکهای مدیریت تعارض رقابتی، همکاری، اجتناب و مصالحه با استرس شغلی کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد ولی سبک انطباق، هیچ رابطه معناداری با استرس شغلی کارکنان نشان نداد، و اینکه کارکنان در موقعیتهای مختلف از سبکهای مختلف استفاده میکنند اما سبک غالب کارکنان (در اکثر اوقات) سبک همکاری میباشد. همچنین مشخص گردید که میزان استرس کارکنانی که مدیرانشان از سبک اجتناب استفاده میکنند از کارکنانی که مدیرانشان از سبک همکاری استفاده میکنند بیشتر است و در نهایت اینکه سبکهای مدیریت میتوانند در کاهش یا افزایش میزان استرس شغلی کارکنان تأثیر معناداری داشته باشند.
تحقیق حاضر به مطالعه رابطه بین سبکهای رهبری مدیریت مدیران و سلامت سازمانی مدارس میپردازد، دو جامعه آماری و به تبع آن دو نمونه آماری (مدیران و معلمین) را در بر دارد. جامعه آماری تحقیق شامل مدیران و معلمین مدارس ابتدائی پسرانه نواحی هفتگانه شهر مشهد است. نمونه آماری شامل 306 نفر میباشد که از 51 مدیر و 255 معلم تشکلیل شده است به منظور اندازه گیری هر یک از متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است که شامل: 1Q: پرسشنامه LPC مبنی بر نظریه اقتضایی فیدلر جهت تعیین سبک رهبری مدیران از دیدگاه مدیر تنظیم شده است. 2Q: پرسشنامه OHIمبنی بر نظریه پارسونز جهت تعیین میزان سلامت سازمانی مدارس از دیدگاه معلمین تنظیم شده است. نتایج حاصله از یافته های تحقیق بیانگر وجود رابطه مستقیم و معنیدار بین سبک رهبری مدیران و میزان سلامت سازمانی مدارس است و همچنین بین سبک رهبری رابطه مدار با میزان سلامت سازمانی مدارس رابطه مستقیم و معنیدار وجود دارد. و بین سبک رهبری رابطه مدار و وظیفه مدار ضعیف با میزان سلامت سازمانی رابطه معکوس وجود دارد از اینرو میتوان گفت مدیرانی که از سبک رهبری رابطه مدار استفاده میکنند نسبت به مدیرانی که از سبک رهبری رابطه مدار و وظیفه مدار ضعیف استفاده میکنند مدارس آنان از میزان سلامت سازمانی بالایی برخوردار است که در تحقیق حاضر نیز بیش از نیمی از مدارس از سبک رهبری رابطه مدار برخوردارند و دارای میزان سلامت سازمانی بالایی هستند و تنها تعداد بسیار کمی از مدارس از سبک رهبری تیمی و سبک رهبری وظیفه مدار برخوردارند.
"امروزه، مدیریت اثربخش یکی از شناسه های توسعه یافتگی در نظام جهانی به شمار می رود. مدیریت کارآمد و توان مند قادر است با به کارگیری پتانسیل ها و امکانات بالقوه و مستعد سازمان، بستری در خور برای توسعه پایدار و همه جانبه پدید آورد. در این پژوهش، رابطه قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو، با اثربخشی مدیران دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد بررسی شده است. این پژوهش توصیفی- همبستگی است و جامعه آماری آن 870 دبیر و 60 مدیر دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان نجف آباد است. روش نمونه گیری پژوهش طبقه ای متناسب با حجم بوده که بر پایه برآورد حجم نمونه، 180 دبیر و 20 مدیر به صورت تصادفی گزیده شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش، پرسش نامه پژوهش گر ساخته موقعیت رهبری، پرسش نامه پژوهش گر ساخته اثربخشی مدیران، و پرسش نامه استاندارد LPC است. روایی پرسش نامه ها با ضریب آلفای کرون باخ، برای پرسش نامه موقعیت رهبری 0.89، برای پرسش نامه اثربخشی مدیران 0.97، و برای پرسش نامه 0.96 LPC برآورد شد.
یافته های پژوهش نشان داد قدرت مقام، ساختار وظیفه، و روابط رهبر- عضو همبستگی معناداری با اثربخشی مدیران دارد. برآورد ضریب تعیین نشان داد 52 درصد از واریانس قدرت مقام، 48 درصد از واریانس ساختار وظیفه، و 63 درصد از واریانس روابط رهبر- عضو با اثربخشی مدیران مشترک است. رگرسیون چند متغیره، همبستگی روابط رهبر- عضو و ساختار وظیفه را با اثربخشی مدیران معنادار نشان داد. براساس ضریب تعیین، 63 درصد واریانس اثربخشی را روابط رهبر- عضو تبیین می کند که با ورود ساختار وظیفه، واریانس تبیین شده به 77 درصد افزایش می یابد. ضریب همبستگی نمره های LPC با اثربخشی مدیران r=646 و در سطح اطمینان P£0.01 معنادار است؛ یعنی با افزایش LPC، میزان اثربخشی مدیران رابطه مدار افزایش می یابد.
"
سلامتی روانی حالتی است که در آن فرد از احساس رضایت و توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی برخوردار است و عدم تعادل روانی بر عملکرد فرد و خانواده در حیطههای مختلف تأثیر میگذارد و یا متأثر از عوامل مذکور م یباشد بنابراین هدف این پژوهش پی بردن به رابطه بین سلامتی روانی، رضایتمندی از زندگی زناشویی و عملکرد تحصیلی دانشجویان کارشناسی مرد و زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه می باشد. روش شناسی این تحقیق از نوع همبستگی است که هدف آن مطالعه حدود تغییرات و رابطه دو یا چند متغیر است. این پژوش بر روی 300 نفر از دانشجویان مذکور صورت گرفته که این نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شده است و ابزارهای گردآوری اطلاعات این پژوهش شامل پرسشنامههای مشخصات فردی، سلامت عمومی GHQ، پرسشنامه Inrich و عملکرد تحصیلی دانشجویان بر اساس معدل پایانترم آنان بوده است و سپس با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون و آزمون t مستقل دادههای جمعآوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و یافتههای این پژوهش نشان داد که بین سلامتی روانی در مؤلفه های افسردگی و اضطراب با رضایت مندی از زندگی زناشویی رابطه معکوس دارد. (01/>0P) و بین سلامتی روانی در مؤلفه های علایم جسمانی و اختلال در کنش اجتماعی با رضایت مندی از زندگی زناشویی رابطه معنی داری وجود ندارد. (05/>0P) و همچنین بین سلامتی روانی و عملکرد تحصیلی و رضایت مندی از زندگی زناشویی رابطه معنی داری وجود دارد. (01/>0P) و در ضمن بین مؤلفه های سلامتی روانی مرد و زن تفاوت معنی داری مشاهده شد به عبارت دیگر سلامتی روانی دانشجویان مرد بیشتر از زن است.
" هدف: عقب ماندگی ذهنی علاوه بر شیوع قابل توجه، با نقصان رشد در ابعاد مختلف جسمانی، روانی، تکاملی، اجتماعی و تربیتی همراه بوده و می تواند تاثیرات نامطلوبی بر ساختار و عملکرد خانواده داشته و باعث تجربه این تنش ها به صور مختلف توسط پدر و مادر شود. از آنجا که بررسی ها و نتایج حاصل از آنها می تواند در شناخت این مشکلات و حتی نحوه چگونگی اداره آنها کمک موثری باشد، لذا، این تحقیق کیفی به توصیف ساختار تجربیات مادران این کودکان، و به معانی که آنها از داشتن یک کودک عقب مانده ذهنی دارند پرداخته است.
روش بررسی: برای توصیف تجربه مادران از تحقیق کیفی به روش پدیده شناسی برای جمع آوری داده ها و آنالیز آن استفاده شد. در این مطالعه با نمونه گیری هدفمند 12 مصاحبه باز با مادران دارای یک کودک عقب مانده ذهنی آموزش پذیر شاغل به تحصیل در مدرسه استثنایی آموزش و پرورش به عمل آمد. مصاحبه ها ضبط شد و عینا بصورت دست نوشته هایی درآمد و با روش کولازی آنالیز شد.
یافته ها: از میان 336 جمله با معنی (مضمونی) 6 مضمون اصلی بدست آمد که عبارتند از: برخورد با ناتوانی تکاملی کودک، احساسات منفی، کودک محور سلامتی و ناسلامتی مادر، عدم توانایی در مدیریت خود و کودک (مستاصل شدن مادر)، حمایت همسر، خانواده و دیگران، مبهم بودن آینده (قدم در تاریکی برداشتن).
نتیجه گیری: تجربیات مادران از داشتن کودک عقب مانده ذهنی نشان می دهد که آنان کودکشان را نعمت و امانت الهی می دانند و برای پذیرش و سازگاری با وجود او تنها به خدا توکل دارند و از منابع حمایتی مناسب و اثربخشی برخوردار نیستند. بعلت تقبل مسوولیت بیش از اندازه در طول زندگی از جان مایه می گذارند که نتیجه آن تحمل استرس زیاد، احساس ناامیدی، غم و اندوه و درک ابهام آمیز از آینده کودک و خود است. ایفای نقش اول در حمایت همه جانبه کودک موجب غفلت آنان از خود در همه ابعاد جسمی، روحی، روانی و اجتماعی شده است.
"