فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۲۱ تا ۱۶٬۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
بررسی میزان تأثیر درس برنامه ریزی تحصیلی و شغلی در راهنمایی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر گذاردن درس برنامه ریزی تحصیلی و شغلی در راهنمایی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه و همچنین نگرش و علاقه آنان نسبت به رشته های تحصیلی انتخابی از دیدگاه دانش آموزان، مدیران، معاونان، مشاوران، معلمان و اولیای دانش آموزان است. تحقیق به روش پس رویدادی انجام شد. 659 نفر دانش آموز متوسطه و پیش دانشگاهی، 193 نفر اولیا، 200 نفر معلم و 96 نفر از مدیران، معاونان و مشاوران مدرس شهر تهران به روش تصادفی انتخاب شدند. نیمی از دانش آموزان درس مذکور را گذرانیده و نیمی دیگر نگذرانیده بودند.
پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها نتایج زیر بدست آمد:
1. بین نگرش و علاقه دانش آموزان گروه های مطالعه (کسانی که این درس را گذرانیده اند) در مقایسه با کسانی که این درس را نگذرانیده اند تفاوت معنادار وجود دارد.
2. به نظر مدیران، معاونان و مشاوران مدرسه، دانش آموزانی که این درس را گذرانیده اند در مقایسه با دانش آموزان دیگر از وضعیت تحصیلی بهتری برخوردارند.
3. بین رضایت والدین دانش آموزان گروه مقایسه و مطالعه از رشته انتخابی فرزندانشان تفاوت معنادار وجود ندارد.
4. از نظر معلمان بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دو گروه تفاوت معنادار وجود ندارد.
5. در گروه مطالعه سطح نگرش و علاقه دانش آموزان دختر به رشته تحصیلی خود بالاتر از دانش آموزان پسر است.
6. نگرش و علاقه دانش آموزان گروه مطالعه در رشته های فنی و حرفه ای و کار و دانش نسبت به رشته خود مثبت تر از دانش آموزان
نگرش و عملکرد مدیران دانشگاههای آزاد اسلامی منطقه 8 بر مبنای ابعاد و مؤلفه های مدیریت تغییر و ارائه چارچوب ادراکی مناسب
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین ابعاد و مؤلفه های مدیریت تغییر در دانشگاهها، بررسی عملکرد و نگرش مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8 بر مبنای ابعاد تعیین شده و ارائه چارچوب ادراکی مناسب برای مدیریت تغییر در دانشگاههای آزاد اسلامی به منظور همگامی با تغییرات شتابان و همه جانبه در هزاره سوم بوده است. از طریق مطالعه متون و پیشینه پژوهش 108 مؤلفه مدیریت تغییر استخراج و در پنج بعد شامل خصوصیات رهبر تغییر، سیاستها و راهبردهای تغییر، فرهنگ تغییر، محیط تغییر و فناوری و محتوای تغییر طبقه بندی شد. سپس برای بررسی عملکرد و نگرش مدیران نسبت به مؤلفه های تغییر، یک پرسشنامه محقق ساخته تدوین و روایی آن پس از اجرای مقدماتی، از طریق قضاوت خبرگان و پایایی آن از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (بیش از 95/0) تایید شد. جامعه آماری آن را مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8 (رؤسا و معاونان دانشگاهها، رؤسا و معاونان دانشکده ها و مدیران گروههای آموزشی) شامل 395 نفر تشکیل دادند که از میان آنها 267 نفر از طریق فرمول تعیین حجم نمونه و به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. داده های جمع آوری شده از اجرای پرسشنامه با استفاده از روشهای آمار توصیفی (فراوانی، درصد، انحراف معیار، میانگین، میانه) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس، مجذور کای، تحلیل عاملی، تحلیل مسیر) از طریق نرم افزارهای SPSS و Liseral تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین نظرات گروههای مختلف درباره عملکرد مدیران در خصوص ابعاد و مؤلفه های مدیریت تغییر تفاوت معناداری وجود ندارد. این نتیجه درباره نگرش مدیران نسبت به مدیریت تغییر نیز صادق بود. مؤلفه های اصلی چارچوب ادراکی مدیریت تغییر از طریق تحلیل عاملی شناسایی شد و از طریق آزمون تحلیل مسیر برای تاثیر مؤلفه های اصلی بر یکدیگر تعیین و چارچوب ادراکی نهایی ارائه شد. با استفاده از آزمون نیکویی برازش (GFI) تناسب چارچوب ادراکی تایید شد (بیش از 90/0).
بررسی عملکرد کودکان ایرانی در تکالیف استاندارد و محاوره ای باور کاذب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، موضوع بحث انگیز چرایی دشواری کودکان 3 ساله در انجام تکالیف باور کاذب را، که جهت سنجش توانایی "نظریه ذهن" به کار می روند، مورد تحقیق قرار می دهد. سوال کلیدی اینست که آیا محدودیت خردسالان در آگاهی محاوره ای، می تواند دشواری آنان را در انجام تکالیف باور کاذب توضیح دهد. بدین منظور، سه آزمایش گزارش می شوند که در آن تعداد 182 کودک سه و چهار ساله ایرانی مشارکت داشتند. آزمودنی ها به مجموعه ای از تکالیف استاندارد و "محاوره ای حمایت شده" باور کاذب، پاسخ دادند. در مجموع، نتایج حاضر، همخوان با تحقیقات غربی، بیان می دارد که در چهار سالگی، کودکان قادر به حل صحیح تکالیف استاندارد باور کاذب می گردند. این نتایج، از این عقیده حمایت می کند که نظریه ذهن، صرف نظر از اختلافات زبانی و فرهنگی، در حدود زمانی یکسانی تحول می یابد. نتایج همچنین نشان می دهند که تکالیف باور کاذبی که از لحاظ محاوره ای مورد حمایت قرار گیرند، کودکان سه ساله را در محاسبه پاسخ صحیح یاری می رسانند. این یافته، دیدگاه پژوهشگرانی را مورد تایید قرار می دهد که معتقدند دشواری سه ساله ها در تکالیف باور کاذب، بیشتر از اینکه نقصی مفهومی در توانایی نظریه ذهن آنان باشد، ناشی از محدودیت های عملکردی آنان می باشد. بر اساس چنین رویکردی، ضرورت دارد تا در تبیین توانایی و عملکرد کودکان در تکالیف باور کاذب، آگاهی محاوره ای آنان، مورد توجه واقع شود.
تحول شناختی کودکان ناشنوا بر اساس نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه رشد نظریه ذهن در کودکان ناشنوا و بررسی تاثیر روش ارتباطی بر این رشد انجام شد. علاوه بر آن، تاثیر استفاده از ابزار کمتر کلامی بر عملکرد کودکان ناشنوا در تکالیف باور کاذب مورد بررسی قرار گرفت. روش: با ترتیب دادن یک طرح پژوهشی تحولی از نوع مقطعی و همچنین یک طرح پژوهشی علّی مقایسه ای و با انتخاب 200 کودک در سه گروه ناشنوای دارای والدین شنوا، ناشنوای دارای والدین ناشنوا و شنوا که 18-3 سال سن داشتند، به بررسی رشد نظریه ذهن پرداخته شد. از تکالیف باور کاذب رایج (کلامی) و تکلیف تغییر مکان (کمتر کلامی) برای ارزیابی توانایی آزمودنیها در نظریه ذهن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که کودکان ناشنوای نسل اول؛ یعنی آنهایی که دارای والدین شنوا هستند، در مقایسه با کودکان شنوا تاخیر شدیدی در رسیدن به نظریه ذهن دارند، اما تاخیرکودکان ناشنوای نسل دوم؛ یعنی ناشنوایانی که دارای والدین ناشنوا هستند و زبان اشاره را به صورت طبیعی از والدین خود فرا گرفته اند، در رسیدن به نظریه ذهن از تاخیر کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا به مراتب کمتر است. کودکان ناشنوای دارای والدین ناشنوا، بر خلاف کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا، با افزایش سن تاخیر در نظریه ذهن را به صورت کامل جبران می کردند. سن میانگین رسیدن به نظریه ذهن در کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا، کودکان ناشنوای دارای والدین ناشنوا و کودکان شنوا، به ترتیب 7;6, 11;0 و 4;6 (سال؛ ماه) بود. همچنین کمتر کلامی بودن تکلیف باور کاذب نیز تاثیر معنی داری بر پاسخهای کودکان، اعم از شنوا و ناشنوا نداشت. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد ناشنوایی، تاخیری جدی در رشد نظریه ذهن ایجاد می کند، عدم فراگیری زبان اشاره در سن طبیعی زبان آموزی، می تواند به وجود آورنده این نقص باشد. زبان اشاره با فراهم کردن امکان تعامل کودک با والدینش، شناخت وی را از حالات ذهنی و بازنمایی ذهنی که از پیش نیازهای نظریه سازی ذهنی هستند، امکان پذیر می سازد.
زمینه یابی اجرای مدیریت کیفیت جامع ( T.Q.M ) در مناطق چهارگانه آموزش و پرورش شهر شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امکان سنجی تحقق سازمان دانایی محور در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مهارت های زندگی به کجا ره می سپرند؟: آسیب شناسی برنامه ی آموزش مهارت های زندگی
حوزههای تخصصی:
تعیین شاخص های مدیریت موثر کلاس در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مدیریت کلاس مورد بحث واقع شده است. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و از منظری دیگر کمی - کیفی است. در بخش کیفی با استادان نمونه کشوری مصاحبه شده و در بخش کمی عملکرد اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه تحقیق شامل استادان نمونه کشوری دانشگاههای اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان و اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان است. برای انتخاب استادان نمونه کشوری، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردیده و با 15 نفر از آنان مصاحبه شده است. برای انتخاب اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان، از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم استفاده شده است. حجم این جامعه در سال تحصیلی 84-83 تعداد 395 نفر بوده که از میان آنها 58 نفر انتخاب شده است. برای ارزیابی عملکرد افراد انتخاب شده، تعداد 1245 دانشجوی زن و مرد سالهای سوم و چهارم مقطع کارشناسی در تحقیق شرکت داده شدند. یافته های تحقیق نشان داد که در بخش کیفی، استادان نمونه کشوری بر دو مقوله 1- اهمیت کلاس و چگونگی مدیریت آن و 2- رفتار محترمانه با دانشجویان تاکید داشته اند. در بخش کمی، اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان با کسب نمره 87/3، بیش از حد متوسط (5/3) به نشانگرهای مدیریت کلاس توجه داشته اند. عملکرد اعضای هیات علمی برحسب دانشکده و مرتبه علمی تفاوت معناداری نداشته، اما عملکرد آنان برحسب سابقه تدریس متفاوت بوده است. اعضای هیات علمی دارای سابقه تدریس10-1 سال نسبت به افراد دارای سابقه تدریس20-11 سال در زمینه مدیریت کلاس عملکرد بهتری داشته اند.
مقایسه باورهای انگیزشی در یادگیری خود نظم یافته میان کودکان تیزهوش، ناتوان یادگیری و عادی در گروهی از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه باورهای انگیزشی کودکان تیزهوش، ناتوان یادگیری و عادی در یادگیری خود نظم یافته است. به این منظور 76 دانش آموز تیزهوش، 77 دانش آموز عادی و 49 دانش آموز ناتوان یادگیری در دامنه سنی 10-12 سال به صورت تصادفی از مدارس شهرستان شیراز انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از دو فرم مختلف پرسشنامه خودگردانی یادگیری (SRQ-A) ریان وکانل (1989) که از چهار سبک تنظیمی بیرونی، درون فکنی، همانند سازی و درونی تشکیل شده است، استفاده گردید. روایی و پایایی پرسشنامه ها احراز گردید. نتایج تحلیل های آماری حاکی از آن بود که در سبک تنظیمی بیرونی، کودکان ناتوان یادگیری نسبت به کودکان عادی و کودکان تیزهوش نمرات بالاتری کسب کردند. در سبک تنظیمی درون فکنی و همانند سازی کودکان تیزهوش نسبت به کودکان عادی و ناتوان یادگیری میانگین بالاتری دارند و در سبک تنظیمی درونی میان کودکان تیزهوش و عادی تفاوت معناداری وجود نداشت، اما این دو گروه با کودکان ناتوان یادگیری تفاوت معناداری داشتند (p<0.01). قابل ذکر است که نتایج پژوهش در دو سبک تنظیمی کنترلی و خودمختاری تایید گردید. همچنین تحلیل آماری رگرسیون چند متغیره حاکی از آن بود که از میان متغیرهای دموگرافیک، تنها شغل پدر و تحصیلات مادر از قدرت پیش بینی کنندگی مثبت و معناداری برخورددار بودند.
درک گفتار در کودکان ناشنوا
نظام برنامه ریزی درسی متناسب با توسعه ی سواد اطلاعاتی
حوزههای تخصصی:
ظهور جامعه اطلاعاتی که بشر در آستانه ورود به آن قرار دارد، بزرگترین تحول اخیر تاریخ تمدن بشری محسوب می شود. عصری که در آن اطلاعات، قدرت است. موجی که تاثیر آن همه ابعاد زندگی انسان را در بر می گیرد و در این بین تحول آموزش و پرورش، به دلیل وظیفه حساس تربیت نیروی انسانی، شاخص مهم توسعه عصر کنونی، اهمیت ویژه ای می یابد و همواره مورد توجه محافل علمی و فرهنگی قرار گرفته است.
در این مقاله سعی شده است، پس از اشاره به پدیدایی جامعه اطلاعاتی و تحول پاره ای مفاهیم مرتبط با آموزش و پرورش، به بررسی مفهوم سواد متناسب با زندگی در این دوره پرداخته شود. و ضمن اشاره به برخی وظایف آموزش و پرورش در راستای تطبیق با نیازمندی های جهان امروز، از جمله سوادآموزی اطلاعاتی در حکم پایه یادگیری مادام العمر، الزام بکارگیری روش یادگیری فعال، برای دستیابی به اهداف جامعه اطلاعاتی را نیز یاد آور گردد. در پایان به این نتیجه می رسد که الزام پذیرش تحقق جامعه اطلاعاتی،ضرورت همگام شدن با تحول در عرصه آموزش و پرورش،رعایت اصل عدالت آموزشی و استفاده از امکانات فناوری و دسترسی همگان به اطلاعات به عنوان یک حق و بسیاری مسایل دیگر، ضرورت بازنگری در اهداف و سیاست های آموزش و پرورش در سطح کلان و خرد به منظور همسو ساختن برنامه های نظام آموزشی از سالهای ابتدایی تحصیل تا سطح عالی در راستای اهداف و نیاز های جامعه اطلاعاتی را قطعی می سازد و از آنجا که جامعه اطلاعاتی دارای طرحی یکسان برای همگان است؛ دستیابی به آموزش یکسان و بهره گیری از امکانات مساوی در سایه نظام آموزشی متمرکز از پاره ای جهات دستیافتی تر خواهد بود.
استقرار نخبگان ، مهمترین هدف بنیاد ملی نخبگان
حوزههای تخصصی: