" هدف اصلی پژوهش حاضر، توسعه فنون مؤثر مصورسازی اطلاعات و پشتیبانی از فرایندهای آموزشی است. در این پژوهش روش های سودمند مصورسازی برای دانش آموزان، به شکلی خاص مورد بررسی قرار می گیرد. فنون مصورسازی برای ایجاد ساختار مؤثر تصاویر و گراف ها به کار می روند تا دانش آموزان را به درک ساده تراطلاعات موجود در کتابها و دیگر رسانه ها کمک کنند. مصورسازی اطلاعات فنونی را تثبیت می کند که به دانش آموزان اجازه می دهد محتوای تصویر، نماد و گراف را به شیوه دیداری در کتاب و دیگر منابع اطلاعاتی تبیین کنند و بتوانند از ابزارهای مؤثر در کاربردهای آموزشی بهره گیرند.
مصورسازی اطلاعات می تواند به شیوه های گوناگون برای درک بهتر اطلاعات دیداری در کتاب های درسی، مانند: تاریخ، جغرافیا، زمین شناسی، زیست شناسی، ریاضیات، آمار، رایانه، شیمی، و دروس رشته های هنری مانند: فیلم، سینما و گرافیک مورد استفاده قرار گیرد.
تصویرسازی تشبیه فضایی، کهکشانی، نمودار مارپیچی، چشم انداز دیواری و تحلیل پویا از جمله روشهای مهم مصورسازی به شمار می آیند. از سوی دیگر، مهارتهای سواد دیداری عاملی مؤثر در بهره گیری از مصورسازی اطلاعات است. نتایج این مطالعه در تعامل کاربردهای مصورسازی فوایدی برای دانش آموزان در بر دارد.
"
هدف پژوهش بررسی میزان اثربخشی برنامه های درسی دروس تربیتی دوره های کارشناسی رشته های مختلف دبیری بر ارتقای سطح دانش، نگرش و مهارتهای دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی استان مازندران بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دوره کارشناسی رشته های مختلف دبیری دانشگاههای آزاد اسلامی استان مازندران به تعداد 1644 نفر بود که در سال تحصیلی 86 ـ 85 مشغول به تحصیل بودند.
نمونه آماری با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه (نادری و سیف نراقی، 1380 و دلاور، 1384) به روش تصادفی طبقه ای نسبی به تعداد 310 نفر انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بسته پاسخ محقق ساخته بود که براساس فرضیه های تحقیق و به شیوه مقیاس لیکرت پس از به دست آوردن اعتبار (74/0) اجرا شد.
به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آماری توصیفی از قبیل توزیع فراوانی، درصد فراوانی و جدولهای آماری مربوط به آن استفاده گردید. در بخش آمار استنباطی به منظور بررسی تاثیر برنامه های دروس تربیتی برحسب رشته ها و سالهای مختلف تحصیلی با توجه به مقایسه بیش از دو گروه مستقل از نظر یک متغیر رتبه ای، آزمون کروسکال ـ والیس به کار گرفته شد.
در ارتباط با متغیر جنسیت با توجه به اینکه در طرح مستقل دو موقعیتی از آزمودنیهای متفاوتی برای هر یک از موقعیتها استفاده می شود، از آزمون یومان ـ ویتنی استفاده شد.
نتایج نشان داد که دانش، نگرش و مهارتهای دانشجویان برحسب رشته های مختلف تحصیلی و جنسیت دستخوش تغییر مطلوبی شده است. این تغییر در رشته آموزش ابتدایی در مقایسه با سایر رشته ها با توجه به ارائه حجم وسیعی از واحدهای درسی دروس تربیتی، بیشتر و در مردان با توجه به برخورداری از شرایط و فرصت های بیشتر برای فراگیری و کاربرد آموخته ها، بیشتر از زنان بوده است. در ارتباط با متغیر سال تحصیلی، تنها دانش دانشجویان تغییر مطلوبی یافته، ولی نگرش و مهارتهای آنان با توجه به اینکه در برنامه های درسی سنتی به این حیطه ها توجه کمتری شده است، تغییر معنا داری پیدا نکرد.
" خرده نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در کشور ما به طور رسمی با تصویب اولین نظام نامه امتحانات مدارس درنظام آموزش و پرورش کشور شکل گرفته است. بررسی آیین نامه ها و شرح وظایف تشکیلات متربط با این خرده نظام بیانگر آن است که سیاستگزاران و تصمیم گیرندگان نظام آموزشی کشور به ارزشیابی از نظام آموزشی کشورها همانند ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانش آموزان توجه داشته اند. با تغییرات به عمل آمده در ساختار و برنامه های نظام آموزشی، توجه به ارزشیابی آموزشی کمرنگ تر و نقش ارزشیابی پیشرفت تحصیلی برجسته تر شده است. پیگیری روند تغییرات عمل آمده در خرده نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مساله مورد توجه در این مقاله می باشد.
"
در داخل حوزه تعلیم و تربیت، حوزه ای فرعی وجود دارد که «برنامه درسی» نامیده می شود. برنامه درسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی، در زمینه مباحث نظری از اختلاف برانگیزترین حوز های معرفت بشری محسوب می شود. یکی از مباحثی که از دیرباز منشا و مصدر این اختلاف نظر بین نظریه پردازان این رشته بوده، ایدئولوژی های برنامه درسی یا نظریه های هنجاری برنامه درسی است. موضوع ایدئولوژی برنامه درسی یکی از مباحث اساسی و پر مناقشه برنامه درسی است. نگاهی گذرا به منابع منتشر شده در حوزه برنامه درسی در دهه های گذشته حاکی از آن است که به این موضوع توجه بسیار جدی شده است؛ به نحوی که آثار قابل ملاحظه ای در این زمینه به رشته تحریر در آمده است. دو تن از صاحب نظران بنامی که در این زمینه آثار معتبری منتشر نموده اند، آیزنر و میلر می باشند. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی عمیق اندیشه های آیزنر و میلر در این زمینه، تنوع برداشت ها از ایدئولوژی های برنامه درسی و دلایل آن را به گونه ای منطقی به تصویر بکشد. برای نیل به این مقصود، ابتدا مروری بر اندیشه های هر دو صاحب نظر شده و پس از آن، با تاملی دوباره در این ایدئولوژی ها، نکات کلیدی اندیشه های این افراد استنتاج گردیده و در نهایت، با مقایسه ایدئولوژی های آیزنر و میلر، تحلیل و نتیجه گیری انجام شده است. به طور کلی، نتایج این مقایسه و ارزیابی نشان می دهد که تفاوت های اساسی و بنیادی در فلسفه و جهان بینی این دو صاحب نظر وجود دارد.
پژوهش حاضر به بررسی مقایسه ای و میزان رضایت از الگوی جستجوی کلید واژه ای بدون دریافت کمک و الگوی جستجوی کلید واژه ای با دریافت کمک در موتور جستجوی گوگل از دیدگاه کاربران پرداخته است. روش انجام این پژوهش طرح یک گروهی پیش آزمون پس آزمون بود. ابزار گرد آوری داده ها سه پرسشنامه پژوهشگر ساخته، یکی حاوی سوال های بسته پیرامون مشخصات فردی و وضعیت استفاده از رایانه و ابزارهای کاوش و دو مورد دیگر برگه هایی فرایندمدار پیرامون پرسش های جستجو، نحوه جستجو و جداول ارزیابی در هر مرحله بوده است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های زبان های خارجی و زبان شناسی دانشگاه شیراز تشکیل دادند. حجم نمونه با توجه به نوع پژوهش 30 نفر تعیین شد که از روش نمونه گیری تصادفی و غیر تصادفی برای افرادی که همکاری نکردند استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که حدود 70% پیشنهادهای خدمت "گوگل ساجست بتا" به عنوان ارایه دهنده یک الگوی کلید واژه ای با دریافت کمک از ربط متوسط به بالا برخوردار بود. همچنین بین الگوی جستجوی کلید واژه ای بدون دریافت کمک و الگوی جستجوی کلید واژه ای با دریافت کمک از لحاظ میزان دقت بر مبنای ربط کاربر مدار اختلاف معناداری وجود نداشت، اما الگوی دوم منجر به افزایش معنادار دقت بر مبنای ربط نظام مدار و میزان دقت کلی گردیده است. در نهایت الگوی دوم موجب افزایش معنا دار میزان رضایت از سهولت استفاده و عملکرد کلی نظام در دستیابی به منابع مورد نظر گردید. لیکن این اختلاف بین میزان رضایت از زمان صرف شده در فرایند جستجو و ارزش کلی نتایج جستجو معنا دار نبود. ولی رضایت کلی کاربران در روش دوم به طور معناداری افزایش یافت.
امروزه بسیاری از سازمانها و نهادها برای ایجاد تحول از برنامه ریزی راهبردی استفاده می کنند. برنامه ریزی راهبردی یکی از راه حلهای جلوگیری از اشتباه ها و هم راستا شدن فعالیتها با اهداف و پیش بینی آینده بشمار می آید. این نوع برنامه ریزی ابزار مناسبی برای مدیریت تحول در نهادهایی آموزشی و پزوهشی است. در این رابطه، گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه فردوسی که سابقه طولانی دارد و در سه مقطع کارشناسی تا دکترا دانشجو پذیرفته نیز می تواند از این نوع برنامه ریزی برای کنترل کیفیت و تعیین چشم انداز آینده استفاده کند. در این راستا، طرح پژوهشی برای طراحی برنامه راهبردی پیشنهادی این گروه پیشنهاد شد. مقاله حاضر گزارش خلاصه ای از آن طرح می باشد. برای فراهم کردن امکان ارایه این طرح و بر اساس مراحل برنامه ریزی راهبردی، به مطالعه امکانات و تحولات برون دانشگاهی و برون کشوری پرداخته شد، وضعیت گروه و امکاناتی که در اختیار دارد از دیدگاه سه گروه دانشجویان شاغل به تحصیل، دانش آموختگان کارشناسی ارشد و دکترا و نیز اعضای هیات علمی گروه و مسوولان دانشکده مورد سنجش قرار گرفت. این اطلاعات از طریق پرسشنامه، مصاحبه و سیاهه وارسی گردآوری شد. اطلاعات بدست آمده بر اساس تحلیل SWOT، مورد مقایسه و بررسی قرار گرفت و توانمندیها، ضعفها، تهدیدها و فرصتها شناسای شد. تحلیل این عناصر امکان طراحی برنامه پیشنهادی را بوجود آورد. برای اینکه بتوان از این برنامه برای اجرا بهره گرفت، برنامه اجرایی اولیه نیز طراحی و در این مقاله ارایه شد.
مقدمه. از مراحل مهم در طراحی آموزشی، انتخاب روش تدریس است. مدرس بعد از انتخاب محتوا و قبل از تعیین وسیله، باید خط مشی مناسب تدریس را انتخاب کند و در این تصمیم گیری، باید به سه موضوع «ماهیت و طبیعت فراگیران»، «محتوای موضوع» و «محدودیت های زمانی» توجه داشته باشد. یکی از روش هایی که سابقه طولانی در نظام های آموزشی دارد، تدریس به روش سخنرانی است. ارایه اصول، مفاهیم و حقایق به طور شفاهی از طرف مدرس و یادگیری از طریق گوش کردن و یاداشت برداشتن از طرف فراگیر، اساس این روش را تشکیل می دهد و توضیح و توصیف پدیده ها از سوی مدرس نقش عمده ای دارد. روش سخنرانی دارای اصول و مراحل، آمادگی (از نظر تجهیزات، عاطفی و زمان)، مقدمه (ایجاد رابطه بین معلم و شاگرد و جلب توجه)، محتوا و متن (جامع بودن محتوا، سازمان دهی منطقی محتوا، استقرار توجه شاگردان در طول ارایه محتوا) و جمع بندی است که در صورتی که این مراحل به خوبی و با مهارت و انگیزه اجرا گردد، می تواند تاثیر مطلوب و اثربخشی بالایی در فراگیران داشته باشد. نتیجه گیری.
مقدمه. امروزه آموزش به عنوان رکن اساسی در انتقال مفاهیم به فراگیران روش های گوناگونی پیدا کرده و گسترش روزافزون دسترسی به سخت افزارها و نرم افزارهای مناسب برای آموزش به شیوه چندرسانه ای، افق جدیدی را پیش روی دانشگاه ها و مراکز آموزشی نهاده است. به نظر می رسد که استفاده از این امکانات برای آموزش، به تحقق برخی از آرمان هایی که به عنوان ملاک های کیفیت آموزش از آن نامبرده می شود کمک می کند. هرچند برخی از دانشگاه ها و مراکز آموزشی، در سال های اخیر نسبت به استفاده از آموزش به شیوه چندرسانه ای اقدام نموده اند، اما هنوز شواهد زیاد در مورد نتایج ارزشیابی برنامه منتشر نشده است. آموزش از راه دور توسط شیوه های چندرسانه ای، توانسته است نیاز کاربران و فراگیران را در هر مکان و زمانی فراهم آورد، بی آن-که حتی نیاز به استاد درس مربوطه باشد. با این حال، روش آموزش چندرسانه ای محدودیت هایی نیز دارد که از آن جمله می توان به محدود شدن روابط اجتماعی فراگیران اشاره کرد. همچنین جایگزینی ارتباط غیرمستقیم به جای ارتباط چهره به چهره ممکن است به کاهش تجارب فراگیران بیانجامد. نتیجه گیری. با توجه به مزایای عمومی آموزش چندرسانه ای و قابلیت های ویژه آن در آموزش پزشکی و پیراپزشکی، به نظر می-رسد که ادغام آن در برنامه های جاری آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی به طوری که آموزش متداول به شکل تلفیقی از آموزش سنتی و آموزش از راه دور به شیوه چندرسانه ای ارایه شود، اجتناب ناپذیر و مفید است.
اهداف. از مهمترین وظیفه امدادگران، ارایه کمکهای اولیه و انتقال بهموقع مجروحین و مصدومین به مراکز درمانی است. نظر به اهمیت تربیت امدادگران و آشنایی نیروهای نظامی با دورههای امدادگری، مطالعه حاضر با هدف تعیین نیازهای آموزشی امدادگران نیروی زمینی و بهدنبال آن پیشنهاد الگو و برنامه آموزشی مناسب انجام شد.
روشها. در مطالعهای میدانی، برنامههای آموزشی امدادگران در آموزشگاههای نیروهای نظامی داخل کشور، هلال احمر و چند کشور منتخب مورد بررسی قرار گرفت. این برنامهها در غالب چکلیست برای نظرخواهی در اختیار 60 نفر از اعضای هیئت علمی، مربیان و مدیران مراکز آموزشی مرتبط و سایر افراد صاحبنظر قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 11 و آمارههای توصیفی و استنباطی (آزمون t تکنمونهای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها. میزان ساعات ارایهشده بین بعضی از دروس در داخل و خارج کشور اختلاف زیادی داشت. همچنین تعدادی از دروس در داخل کشور تدریس میشد که در خارج کشور در سرفصل دروس برنامههای آموزشی قرار نداشت. با عنایت به وضعیت موجود و در نظر گرفتن کلیه شرایط و با استفاده از نظرات افراد با تجربه، برنامهای آموزشی بهمنظور تربیت امدادگر برای دورهای سهماهه طراحی شد.
نتیجهگیری. با توجه به شرایط ژئوپلیتیک و حساسیت فوقالعاده منطقه خاورمیانه، باید نهایت تلاش در آمادگی همهجانبه نیروهای مسلح و تربیت افراد زبده یگان بهداری در رزم صورت گیرد تا بههنگام نیاز، مجروحین در اسرع وقت با استفاده از آخرین آموزههای علمی و عملی مداوا شوند.
مقدمه. چندین دهه است که آموزش مبتنی بر فناوری، به موسسات و دانشگاهها وعده داده است که برای دسترسی آسان به آموزش، شرایط را بهبود میبخشد. زمانیکه در وضعیت پایدار و هزینه اثربخش، مخاطبین زیادی نیازمند آموزش هستند، آموزش الکترونیکی بهترین پاسخ است. اما پس از هجوم دانشگاهها و موسسات آموزشی برای استفاده از آموزش الکترونیکی، بسیاری از آنها دریافتند که زمان و هزینه ساخت محتوای با کیفیت عالی، در برخی مواقع بیش از مزایای آن است. در رویکرد مرسوم یادگیری الکترونیکی، تدوین محتوا، ماههای زیادی بهطول میانجامد و هزینه بسیار زیادی صرف تدوین هر واحد آموزش می شود. بهطوریکه اغلب، در طول تدوین دوره آموزشی، مشکل و راهحل آن اهمیت خود را از دست می دهند و مشکل بهطور اساسی تغییر می کند. نمونهسازی سریع یا یادگیری الکترونیکی سریع، رویکردی برای تدوین محتوای یادگیری الکترونیکی است که در جهت رفع این مشکل میکوشد. این شیوه آموزشی، اخیراً رشد قابلتوجهی در دنیا داشته است.
نتیجهگیری. مقاله مروری حاضر با استفاده از کلیدواژههای مناسب، کتب، منابع الکترونیکی و سایتهای معتبر علمی، به جستجوی مقالات مرتبط با موضوع یادگیری الکترونیکی سریع و ارایه نتایج مطالعات جهان در اینباره میپردازد و ضمن اشاره به مزایا و معایب آن، گامی در جهت معرفی بیشتر این شیوه آموزشی و بهکارگیری آن توسط مدیران آموزشی در حوزه آموزش پزشکی برمیدارد.