این پژوهش به منظور بررسی تأثیر چند رسانه ای، صدا و رنگ بر عملکرد امواج مغزی دانشجویان پسر دوره کارشناسی صورت گرفت. روش پژوهش در چار چوب تحقیقات آزمایشی/ آزمایشگاهی و از نوع تحقیق درون آزمودنی است. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی پسر دانشگاه تربیت معلم تهران است. براساس نمونه گیری تصادفی تعداد 14 نمونه در دسترس که همگی مذکر بودند، برای این پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات به عنوان ابزار سنجش و ثبت امواج مغزی از دستگاه الکتروآنسفالوگرام دیجیتالی SD-C24 استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد که چندرسانه ای بر انواع امواج مغزی تأثیر گذار است، گرچه بین صدا و چندرسانه ای ها در امواج آلفا و بتا تفاوت معنی داری وجود نداشت. رنگ نیز در مقایسه با دو متغیر دیگر تأثیر گذار بود. لذا در طراحی نرم افزار ها، فیلم های آموزشی و امور تبلیغاتی نقش هر یک از موارد ذکر شده باید در نظرگرفته شود. چون یادگیری پس از تغییر رفتار نمایان می شود و این ها تغییرات فیزیکی است که در نتیجه یادگیری در مغز انسان به وجود می ّآیند.
هدف از این نوشتار معرفى حوزه معرفتى فلسفه آموزش بزرگسالان به عنوان حوزه اى میان رشته اى است. درحال حاضر، گرایش هاى فلسفه تعلیم و تربیت و آموزش بزرگسالان، در مقاطع تحصیلات تکمیلى علوم تربیتى به عنوان دو گرایش مستقل مطالعه و تحقیق مى شوند.
فلسفه آموزش بزرگسالان بین فلسفه »این نوشتار مى کوشد ضرورت ایجاد پلى با عنوان را آشکار سازد. در این مقاله، تاریخچه صدساله« تعلیم و تربیت و آموزش بزرگسالان مطالعات فلسفى در حوزه آموزش بزرگسالان و تلاش هاى افرادى مانند گرونت ویگ، بوبر و لیندمن بررسى شده است.
گرچه مباحث عمده در فلسفه آموزش بزرگسالان را مى توان به سه بخش تقسیم کرد، اما در این مقاله، بیشتر به بخش اول اشاره شده است. این سه بخش عبارتند از:
1. طبقه بندى هاى ارائه شده براى دیدگاه هاى فلسفى مطرح در آموزش بزر گسالان از قبیل طبقه بندى الیاس و مریام، طبقه بندى هیمسترا؛
2. بررسى ریشه هاى فلسفى رویکردهاى سوادآموزى از قبیل سوادآموزى تابعى، سوادآموزى توده اى، سوادآموزى آگاهى بخش و سواد اطلاعاتى؛
3. مطالعه آراى متفکران مهم در حوزه فلسفه آموزش بزرگسالان.
در پایان، نگارنده هفت دهه سوادآموزى در ایران را بررسى کرده و کوشیده است که نشان دهد ریشه بسیارى از ناکامى هاى سوادآموزى در ایران، به سبب نداشتن پشتوانه فلسفى نظرى است. لذا با تأسیس این رشته جدید، مى توان با بهره گیرى از منابع فلسفى و تربیتى، به فهم و حل (کاهش) مسائل و مشکلات آموزش بزرگسالان و سوادآموزى در ایران کمک کرد
هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی معلمان دوره راهنمائی از مبانی برنامه ریزی درسی و اصول یادگیری به منظور ارائه الگوی عملی جهت ارتقای دانش و مهارت های آنان است. روش انجام پژوهش زمینه ای است و جامعه آماری کلیه معلمان شاغل به تدریس در مدارس راهنمائی شهرستان بهشهر در سال تحصیلی 88 – 87 است، نمونه آماری 186 نفر از معلمان زن و مرد می باشند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در این تحقیق از ابزار آزمون محقق ساخته (حاوی 40 سؤال چهار گزینه ای) استفاده شده است. داده ها در دو سطح توصیفی (با استفاده از جداول توزیع فراوانی، در صد، میانگین) و استنباطی (با استفاده از آزمون x2 و با نرم افزار Spss مورد توصیف و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. عمده ترین یافته های پژوهش این است که میزان آگاهی معلمان دوره راهنمائی از مبانی برنامه ریزی درسی و اصول یادگیری با کسب میانگین 4/11 (در مقیاس 20 نمره ای) در حد متوسط است. و همچنین چون مقدار x2 به دست آمده در سطح اطمینان 95 درصد از مقدار x2 جدول بزرگتر است بنابراین پراکندگی پاسخ ها واقعی است و بین فراوانی پاسخها مشاهده شده و فراوانی مورد انتظار تفاوت معنی دار است. لذا می توان گفت که آگاهی معلمان دوره راهنمائی از مبانی برنامه ریزی درسی و اصول یادگیری در حد متوسط است
به منظور مطالعه تاثیر فراوانی کوئیز در عملکرد پایانی دانشجویان ایرانی رشته زبان انگلیسی، نمره های پنج گروه از شرکت کنندگان در پژوهش با استفاده از فرایند آماری تجزیه و تحلیل یک طرفه واریانس مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که کوئیز در عملکرد پایانی دانشجویان تاثیر مثبت و معنی داری دارد. بجز چند مورد استثنا، هرچه فراوانی کوئیز بیشتر شود، عملکرد پایانی بهتر می شود. همچنین به منظور بررسی رابطه بین کوئیز و حضور دانشجویان در کلاس، تعداد غیبتهای همان پنج گروه به طور مرتب کنترل شد و با استفاده از فرایند Chi-squac مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان اد که بین تعداد کوئیزها و تعداد غیبت از کلاس رابطه منفی وجود دارد
عصر اطلاعات، پیچیدگی فرایندها و ارتباط میان پدیده ها را بیش از پیش آشکار ساخته است. مفاهیم و معنا از مقوله های اصلی علم اطلاع رسانی هستند و به حوزه معنی شناسی ارتباط می یابند. این مقاله با هدف تمرکز بر نظریه های معنایی و بیان تاثیر مستقیم و غیرمستقیم آن بر مطالعه پدیده هایی چون "بازنمون" و "ربط" در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی نگارش یافته است. به این منظور برخی از نظریه های معنایی و گوشه ای از تاثیر آن نظریه ها بر این حوزه مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین معنا در فرایند ارتباطی، اهمیت اشتراک در معنی و بافت غیر زبانی در درک معنی مورد تاکید قرار گرفت. در ادامه نظریه تحلیل حوزه یورلند و امکان ساخت و توسعه ابزارهای بازنمون دانش با این رویکرد مورد اشاره قرار گرفته است.