در این مقاله، ارتباط عوامل شناختی فردی (خودپنداره خواندن و نگرش به خواندن) و عوامل شناختی خانوادگی (فعالیت-های خواندن خارج از مدرسه و سواد والدین) با ابعاد تفسیر و استنباط مستقیم درک مطلب دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی براساس مطالعه پرلز 2006 بررسی شده است. نمونه آماری شامل 5411 دانش آموز (2500 دختر و 2911 پسر) پایه چهارم ابتدایی با میانگین سنی 2/10 بوده که در آزمون پرلز 2006 شرکت کرده بودند. مقیاس های مورد مطالعه شامل خودپنداره خواندن و نگرش به خواندن با استفاده از پرسشنامه دانش آموز و فعالیت های خواندن خارج از مدرسه و سواد والدین با استفاده از پرسش نامه زمینه یابی یادگیری و نیز نمره درک مطلب خواندن در دو بعد تفسیر و استنباط مستقیم بود. به روش تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی و با استفاده از رویه پیشرونده داده ها تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که تمام متغیرهای شناختی با ابعاد درک مطلب دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری دارند (01/0>P). در بین متغیرها، سواد والدین بیشترین واریانس درک مطلب دانش آموزان را تبیین می کرد و پس از آن متغیرهای خودپنداره خواندن، نگرش به خواندن و فعالیت های خواندن خارج از مدرسه قرار داشتند.
هدف از مقاله حاضر بررسی میزان انطباق اهداف راهنمای برنامه های درسی مختلف تحصیلی (ابتدایی و راهنمایی) با اهداف مصوب شورای عالی آموزش و پرورش است. نمونه آماری پژوهش عبارت از تمامی راهنمای برنامه های درسی مواد درسی دوره های تحصیلی است. برای مقایسه اهداف راهنمای برنامه های درسی با اهداف مصوب، از مدل جرج بردی (1969) در چهار مرحله توصیف ، تفسیر ، همجواری و مقایسه استفاده شد. نتایج نشان داد در مجموع 44% از اهداف مصوب این دوره ها با هیچکدام از اهداف راهنمای برنامه های درسی این دوره پوشش داده نشده است. اهداف حیطه دانشی در راهنمای برنامه های درسی این دوره، بیش از حیطه دانشی و مهارتی اهداف مصوب و اهداف حیطه نگرشی کمتر از حیطه نگرشی اهداف مصوب مورد توجه قرار گرفته است. نتایج نشان داد توجه متعادلی به حیطه های سه گانه یادگیری نشده و اهداف تدوین شده در حوزه شناختی و مهارتی است.