در پژوهش حاضر پنج سؤال پژوهشی با هدف تحلیل میزان توجه کتاب های درسی فارسی، دینی، اجتماعی و تاریخ دوره ابتدایی و راهنمایی به محورها و مؤلفه های مفهومی مرتبط با دفاع مقدس، طرح و مورد بررسی واقع شده است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع تحلیل محتوا است، جامعه پژوهش نیزشامل چهار عنوان کتاب درسی فارسی، دینی، اجتماعی و تاریخ دوره ابتدایی و راهنمایی تحصیلی چاپ سال تحصیلی 83-82 (در مجموع بیست و چهار جلد کتاب درسی) بوده است که همه آن ها به عنوان نمونه انتخاب و مورد بررسی واقع شده اند. ابزار اندازه گیری، چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و یافته های پژوهش نیز با بهره گیری از شاخص آماری توصیفی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته است. عمده ترین یافته های پژوهش بیانگر آن است که: 1. در مجموع چهار عنوان کتاب مورد بررسی 903 مرتبه به مؤلفه های مفهومی مرتبط با دفاع مقدس توجه شده است. روند مذکور در کتاب های فارسی، دینی، اجتماعی و تاریخ به ترتیب 486، 149، 181 و87 مرتبه بوده است، بنابراین در کتاب های فارسی بیش ترین و در کتاب های تاریخ کم ترین توجه به مفاهیم دفاع مقدس شده است. 2. در بین چهارده محور مفهومی مورد بررسی بیش ترین توجه به محور واژه ها و اصطلاحات دفاع مقدس وکم ترین توجه به محور خسارت های اجتماعی بوده است و به دو محور مفهومی؛ ابتکار، خلاقیت و خودکفایی هیچ گونه توجهی نشده است.3. بیش ترین توجه به محور ها و مؤلفه های مفهومی دفاع مقدس به ترتیب در کتاب های درسی پایه تحصیلی دوم راهنمایی، پنجم ابتدایی، چهارم ابتدایی، سوم ابتدایی، سوم راهنمایی، اول راهنمایی، اول ابتدایی و دوم ابتدایی بوده است.4. در کتاب های درسی پایه دوم راهنمایی بیش ترین توجه به مفاهیم دفاع مقدس شده است و در کتاب های درسی پایه دوم ابتدایی هیچ گونه توجهی به این مفاهیم نشده است.
کنکور در جامعه ما به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده که بر نظام آموزش عمومی و متوسطه و همچنین شرایط روانی و اقتصادی خانواده ها به شدت تاثیر می گذارد و به یک تهدید جدی برای نوآوری و خلاقیت و سلامت روانی نسل جوان تبدیل شده است. پژوهش درباره نظام پذیرش دانشجو و اندیشه برای برون رفت از این مشکل از اولویتهای نظام آموزش عالی کشور است. این تحقیق که مروری بر مطالعات نظری و میدانی شماری از پژوهشگران درباره کنکور است، ابتدا به آسیب شناسی کنکور در ابعاد مختلف خانوادگی، روانی، علمی و شغلی پرداخته، سپس نظام تصمیم گیری در پذیرش دانشجو را بررسی می کند. همچنین درباره فرضیه های مختلف برای حذف کنکور بحث نموده است. این فرضیه ها عبارت است از: کاستن تعداد متقاضیان کنکور، تغییر کارکرد بخش هایی از ظرفیت آموزش عالی از کارشناسی به کاردانی و توسعه ظرفیت آموزش عالی. در بخش پایانی مقاله نیز پیشنهادهایی برای حذف تدریجی کنکور ارائه شده است.
زیربنای هر گونه حرکت به سوی رشد و توسعه سازمانی و بهبود فرآیند ک ار درسازمانها، شناخت دقیق وضعیت موجود، تشخیص صحیح نقاط قوت و ض عف و س پس طرح برنامه هایی سنجیده برای اصلاح جریان خواه د ب ود. ه دف ای ن پ ژوهش بررس ی میزان ی ادگیر ب ودن م دارس ش هر ش یروان ب ر اس اس شاخ صهای رفت اری س ازمان یادگیرن ده (دی دگاه پیت ر س نگه) اس ت. روش انج ام تحقی ق، توص یفی از ن وع پیمای شی میباشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدارس ابتدائی، راهنمایی و متوس طه نظ ری دولتی شهر شیروان تشکیل میدهند و نمونه گیری ب ه روش طبق ه های متناس ب ب ا حج م انجام شده است. برای جم ع آوری داده ه ا از ی ک پرس شنام ه ب سته - پاس خ ب رای معلم ان، ی ک پرسشنامه باز – پاسخ برای مدی ران و بررس ی وضعیت و امکان ات موج ود در مدرس ه استفاده شده، روایی و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آزم ون- آزم ون مج دد، آلف ایکرانباخ و نظر اساتید و متخصصان رشته مدیریت حاصل شده اس ت و نت ایج ب ه دس ت آمده نشان میدهد که بین وضعیت کنونی مدارس و ویژگی های سازمان یادگیرنده فاص له وجود دارد سنجش هر یک از مؤلفه های این سازمانها منجر به تأیید این اختلاف شد. مقایسه مقاطع مختلف تحصیلی نیز بیانگر آن است که بین مقاطع مختلف تحصیلی از نظر ویژگی های سازمان یادگیرنده اختلاف معناداری وجود دارد و مقطع ابتدائی ن سبت به دو مقطع دیگر به ویژگیهای رفتاری سازمان یادگیرنده نزدیکت ر اس ت.همچن ین س ایریافت ه ها نشان میده د ک ه م درک تح صیلی، ن وع مدرس ه و س ابقه ت دریس ب ر می زان یادگیرنده بودن مدارس تأثیری ندارد. لازم به ذکر است در ای ن پ ژوهش از شاخ صهای آم ار توصیفی نظیر، توزیع فراوانی، میانه درصد فراوانی نسبی و ... و همچنین شاخصه ای آم ار استنب اطی نظی ر تجزی ه و تحلی ل واری انس و آزم ون دوجمل های استفاده شده است.
در این مقاله مدیریت کلاس مورد بحث واقع شده است. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و از منظری دیگر کمی - کیفی است. در بخش کیفی با استادان نمونه کشوری مصاحبه شده و در بخش کمی عملکرد اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان به وسیله پرسشنامه محقق ساخته مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه تحقیق شامل استادان نمونه کشوری دانشگاههای اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان و اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان است. برای انتخاب استادان نمونه کشوری، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردیده و با 15 نفر از آنان مصاحبه شده است. برای انتخاب اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان، از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم استفاده شده است. حجم این جامعه در سال تحصیلی 84-83 تعداد 395 نفر بوده که از میان آنها 58 نفر انتخاب شده است. برای ارزیابی عملکرد افراد انتخاب شده، تعداد 1245 دانشجوی زن و مرد سالهای سوم و چهارم مقطع کارشناسی در تحقیق شرکت داده شدند. یافته های تحقیق نشان داد که در بخش کیفی، استادان نمونه کشوری بر دو مقوله 1- اهمیت کلاس و چگونگی مدیریت آن و 2- رفتار محترمانه با دانشجویان تاکید داشته اند. در بخش کمی، اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان با کسب نمره 87/3، بیش از حد متوسط (5/3) به نشانگرهای مدیریت کلاس توجه داشته اند. عملکرد اعضای هیات علمی برحسب دانشکده و مرتبه علمی تفاوت معناداری نداشته، اما عملکرد آنان برحسب سابقه تدریس متفاوت بوده است. اعضای هیات علمی دارای سابقه تدریس10-1 سال نسبت به افراد دارای سابقه تدریس20-11 سال در زمینه مدیریت کلاس عملکرد بهتری داشته اند.
هدف این پژوهش تعیین تواناییها، ضعف ها، فرصت ها، تهدیدها و راهبردهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد انار با استفاده از الگوی تجزیه و تحلیل SWOT بوده است. بدین منظور از فرایند ارزیابی درونی و روش تحقیق پیمایشی استفاده شد. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و بررسی میدانی از 219 نفر از مدیران ارشد دانشگاه، اعضای هیات علمی، دانشجویان، کارکنان و مسؤولان سیاسی شهر و با استفاده از روشهای سرشماری کامل و نمونه گیری طبقه ای تصادفی جمع آوری گردید. نتایج تجزیه و تحلیل ماتریس عوامل داخلی 05/2 نشان داد دانشگاه در ابعاد آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، عمرانی، اداری و دانشجویی خود با ضعف های متعددی روبه رو است. تجزیه و تحلیل ماتریس عوامل خارجی 09/3 نیز نشان داد که مهمترین فرصتهای پیش روی دانشگاه در ابعاد فناورانه، اجتماعی، فرهنگی و روی آوردن به دوره های تحصیلات تکمیلی و دوره های آموزش مجازی و مهمترین تهدیدهای پیشروی دانشگاه در بعد اقتصادی و توسعه مراکز آموزش عالی دیگر در منطقه است. براساس تجزیه و تحلیل موقعیت سازمان نیز 9 راهبرد برای رویارویی با ضعف ها و تهدیدها و تقویت تواناییها و فرصت ها تدوین گردید.
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین ادراک مدیر از زیردستان و سبک مدیریت می باشد جامعه آماری در این پژوهش کلیه مدیران و دبیران مناطق نوزده گانه آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1382-1383 بوده که با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای تعداد 50 مدیر و 250 دبیر از پنج منطقه انتخاب شده است. این بررسی با استفاده از پرسشنامه ادراک مدیر از زیردستان و پرسشنامه تعیین سبک رهبری اجرا گردید. همچنین جهت توصیف اطلاعات از شاخص های میانگین، انحراف استاندارد، توزیع فراوانی، درصد، درصد تراکمی و نمودار و جهت پاسخگویی به فرضیه های تحقیق و تعمیم نتایج حاصل به جامعه مورد تحقیق از آزمون مجذور کای x2 استفاده شده است.بطور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که بین ادراک مدیران از زیردستان و سبک مدیریت آنان ارتباط معناداری وجود دارد.