فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش طلاق و افزایش خانواده های تک والد، نیاز به توجه هر چه بیشتر به خانواده های مادر سرپرست که با دردسرهای چندگانه ای روبه رو هستند ضروری به نظر می رسد؛ بنابراین پژوهش کنونی با هدف کاوش تجربه های خانواده های مادر سرپرست انجام شد. این مطالعه به شیوه کیفی است که در آن از روش تحلیل محتوی استفاده شده است. این شیوه با مشارکت 38 خانواده مادر سرپرست با برگزاری جلسه های بحث گروه کانون، بررسی ادبیات و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 10 نفر از پژوهشگران حوزه خانواده در طول یک دوره 12 ماهه در سال 1394 انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و در سال 1394 انجام شد. داده ها گردآوری و ثبت شد و سپس کدگذاری انجام گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها منجر به تولید 12 درون مایه شد که دربرگیرنده: «مشکلات و اختلالات روان شناختی مادر، مشکلات جسمی مادر، مشکلات و اختلالات روان شناختی فرزندان، مشکلات جسمی فرزندان، مشکلات تحصیلی فرزندان، مشکلات اشتغال، مشکلات بین فردی اعضای خانواده، مشکل با شوهر پیشین و خانواده وی، مشکل مالی، مشکلات مسکن، مشکلات خانواده مبدأ و مشکلات ناشی از افراد پیرامونی و شبکه های حمایتی اجتماع» هستند. این پژوهش درک تازه ای از تجربه های خانواده های مادر سرپرست با توصیف مشکلات آنها فراهم ساخت. ریشه این مشکلات، افزون بر مشکلات فردی و بین فردی، به تغییرات ساختار اجتماعی ما نیز مربوط می شود؛ بنابراین نتایج نشان داد که این خانواده ها مشکلات مهمی در جنبه های گوناگون زندگی شان دارند که نیازمند توجه بیشتری از سوی مسئولین هستند.
الگوی علّی ارتباط سبک رهبری اخلاقی، عدالت سازمانی ادراک شده و سکوت سازمانی در میان کارکنان اداری دانشگاه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر سبک رهبری اخلاقی و عدالت سازمانی ادراک شده بر سکوت سازمانی و شناسایی روابط علّی میان این متغیر ها می باشد. روش پژوهش توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 1395-1394 به تعداد 600 نفر می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس فرمول کوکران تعداد 235 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد سبک رهبری اخلاقی کارلشون و همکاران (2011)، عدالت سازمانی ادراک شده کالکیت (2001) و سکوت سازمانی واکولا و بورادوس (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری Spss و Lisrel استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین سبک رهبری اخلاقی و عدالت سازمانی ادراک شده با سکوت سازمانی کارکنان دانشگاه ارومیه همبستگی معناداری وجود دارد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که سبک رهبری اخلاقی بر عدالت سازمانی ادراک شده اثر مثبت و بر سکوت سازمانی اثر منفی دارد. همچنین نتایج نشان داد که اثر مستقیم عدالت سازمانی ادراک شده بر سکوت سازمانی به صورت معکوس و معنی دار می باشد.
اثربخشی ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و احساس تنهایی در سالمندان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و احساس تنهایی سالمندان شهر بجنورد در سال 1396-1395 بود. روش:پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی از لحاظ روش کمی و از منظر گرداوری داده ها در زمره پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 150 نفر ازسالمندان بجنورد بودند که 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تنهایی دهشیری و همکاران (۲۰۰۸) و مقیاس کیفیت خواب پیتزبرگ(1989) استفاده شد. جلسات آموزشی ذهن آگاهی برگرفته از پکیج آموزشی «درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (باون، چاولا و مارلات، 2011) در 8 جلسه 2 ساعته برای گروه آزمایش انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها:نتایج حاکی از آن بود که آموزشی ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و احساس تنهایی سالمندان تاثیر معناد دار داشته است. نتیجه گیری: در تمرین های ذهن آگاهی افکار و احساسات انکار و یا سرکوب نمی شوند بلکه این افکار و احساسات لحظه به لحظه همان گونه که اتفاق می افتند به صورت غیر قضاوتی مورد توجه قرار گرفته و مشاهده می شوند تا اینکه وارد حوزه آگاهی شوند. ذهن آگاهی باعث به وجود آمدن آرامش پایدار در کنار تجارب جاری می شود
پیش بینی انطباق پذیری مسیر شغلی پرستاران از طریق مولفه های تئوری سیستم انگیزشی فورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی کننده های انطباق پذیری مسیر شغلی پرستاران است. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه بود. جامعه آماری شامل کلیه پرستاران بیمارستان های شهر تهران در سال۱۳۹۵ بود(۵۰ هزار نفر) که تعداد ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی، مقیاس خودکارآمدی عمومی، پرسشنامه جهت گیری هدف،مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، پرسشنامه خوشبینی یا آزمون بازنگری شده جهت گیری زندگی بود که پس از توزیع و جمع آوری، داده ها توسط روش تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد سه مولفه از تئوری سیستم انگیزشی شامل خودکارآمدی، جهت گیری هدف و خوشبینی پیش بینی کننده انطباق پذیری مسیر شغلی پرستاران است. نتیجه گیری : با اتکا به یافته های این پژوهش می توان مداخلاتی را با هدف افزایش انطباق پذیری شغلی پرستاران طراحی نمود و با بهبود این مولفه های انگیزشی (از قبیل خودکارآمدی، جهت گیری هدف و خوشبینی)، آنها را به منابعی مجهز کرد تا بتوانند خود را به بهترین شکل با شرایط کاری انطباق دهند.
اثربخشی گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر بهبود مهارتهای ارتباطی و حل مساله زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر بهبود مهارتهای ارتباطی و حل مساله زنان متاهل روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی زنان متاهل مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره شهر مشهد بودند که به روش نمونه گیری دردسترس تعداد ۲۲ نفر از آنها انتخاب شد و سپس بر اساس تخصیص تصادفی افراد به دو گروه آزمایش و کنترل،(هر گروه ۱۱ نفر) گمارده شدند. آزمودنیها به پرسشنامه حل مساله خانواده و کارکردهای روان شناختی خانواده ایرانی، مقیاس ارتباط پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کواریانس تک متغیره(ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان دادکه آموزش گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر افزایش مهارتهای ارتباطی افراد گروه آزمایش تاثیر معناداری داشت(۰۰۱/۰>P). همچنین آموزش گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر افزایش حل مساله افراد گروه آزمایش نیز تاثیر معناداری داشت(۰۰۱/۰>P).
تأثیر آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی در درس فیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش تأثیر آموزش ایمن سازی در مقابل استرس(SIT) بر کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی در درس فیزیک دانش آموزان دختر دوره اول دبیرستان شهرستان خوی در سال تحصیلی 93-94 می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با گروه کنترل و آزمایش بود. بدین منظور از جامعه آماری که شامل کلیه دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب امتحان بودند تعداد 40 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه به صورت گروهی تحت مداخله با رویکرد مبتنی بر ایمن سازی قرار گرفتند. طی این مدت مداخله ای بر روی گروه کنترل صورت نگرفت. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه ی اضطراب امتحان فیلیپس (PAQ) و عملکرد تحصیلی در درس فیزیک بودند، که در مورد دو گروه در مراحل پیش آزمون، پس آزمون اجرا شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پژوهش از روش آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس باعث کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون می شود (٠5/٠>P).
اثربخشى مداخله آموزشی غنی سازی زندگى زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان در دوران باردارى بر رضایت زناشویی زوجین پس از تولد اولین فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تولد اولین فرزند به عنوان یک رویداد تنش زا می تواند مایه ترس و خشم پدرومادر و آشفتگی رابطه آن ها گردد. هدف این پژوهش، تدوین بسته آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان و بررسی اثربخشی آن بر رضایت زناشویی زوجین پس از تولد اولین فرزند بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی است و با بکار بستن طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری زوجین مراجعه کننده به بیمارستان ها و مطب های خصوصی پزشکان زنان و زایمان مناطق (3) و (10) شهر تهران 1395 بود. نمونه پژوهش 28 زن و شوهر (56 نفر) بود که به صورت در دسترس، گزینش و به تصادف در دو گروه 28 نفری آزمایش (14 زوج) و گروه گواه (14 زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش در نُه نشست هفتگی سه ساعته مداخله آموزشی غنی سازی زندگى زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان به صورت زوجی شرکت کردند و برای گروه گواه در آن هنگام مداخله ای صورت نگرفت. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ 1989 و پرسشنامه اطلاعات فردی و سنجه شیوه های دل بستگی بزرگ سالان هازان و شیور 1987 بکار برده شد. برآیند تحلیل واریانس چندمتغیری نمرات اختلافی (پیش آزمون-پس آزمون) نشان داد مداخله آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان بر رضایت زناشویی زوجین (83/129=F و 001/0>P) و مؤلفه های حل تعارض (18/95=F و 001/0>P)، رضایت از ارتباط با دوستان (38/99=F و 001/0>P)، ارتباط زوجین (03/41=F و 001/0>P)، زمینه های شخصیتی (66/15=F و 001/0>P)، فعالیت های هنگام فراغت (03/41=F و 001/0>P) و فرزند پروری (26/14=F و 001/0>P). در دوران بارداری مادران اثربخش است. همچنین برآیندهای تحلیل آزمون پیگیری نشان داد میان مرحله پیگیری و پیش آزمون تفاوت معنی دار وجود دارد و این روشنگر ماندگاری تأثیر مداخله است. ازاین رو آموزش بسته غنی سازی زندگى زناشویی با رویکرد متمرکز بر هیجان در ماه های 3 تا 6 بارداری مادران در بیمارستان ها، مراکز بهزیستی و درمانگاه های مشاوره برای افزایش رضایت زناشویی زوجین تازه والد در دوران بارداری و پس از تولد فرزند پیشنهاد می شود.
نقش دینداری و مسئولیت پذیری در پیش بینی تعهد زناشویی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
126-145
حوزههای تخصصی:
هدف: تعهد زناشویی، قوی ترین و پایدارترین عامل پیش بینی کننده کیفیت و ثبات رابطه زناشویی است . در تعهد زناشویی عوامل مختلفی دخیل هستند که از آن بین می توان به نقش مهم دینداری و مسئولیت پذیری اشاره کرد؛ این پژوهش بر آن است که رابطه بین دینداری و مسئولیت پذیری با تعهد زناشویی را بررسی کند. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان متأهل مقطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 1394 بودند، نمونه ای به تعداد 299 نفر(159 مرد و 140 زن) با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) و دینداری گلاک و استارک (1965) و مسئولیت پذیری هریسون گاف (1987) استفاده گردید. یافته ها: ضمن ارتباط مثبت و معنی دار همه ابعاد دینداری با تعهد زناشویی؛ نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دو متغیر مسئولیت پذیری و دینداری، باهم، 50 درصد از تغییرات تعهد زناشویی را پیش بینی می کنند، همچنین از میان ابعاد پژوهش بعد عاطفی و مناسکی به همراه مسئولیت پذیری باهم 23 درصد از تغییرات متغیر ملاک را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که می توان با ترویج و اشاعه باورهای دینی و همچنین افزایش حس مسئولیت پذیری ، پایبندی و تعهد زناشویی را در بین زوجین افزایش داد.
تبیین افسردگی براساس سبک زندگی با واسطه گری سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی در افراد بزرگسال شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: به تازگی، به ویژه در کشورهای توسعه یافته، رابطه ی میان سبک زندگی افراد و بیماری های گوناگون توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. یکی از محورهای ارزیابی سلامت جوامع مختلف نیز، سلامت روانی و اجتماعی آن جامعه است. هدف: در همین راستا هدف پژوهش حاضر تبیین افسردگی براساس سبک زندگی با واسطه گری سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی و برازش مدل علّی بوده است. روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بزرگسال شهر اهواز بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، 383 نفر از بین آنان انتخاب شدند. داده های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت والکر و پلیرکی (1987)، سلامت اجتماعی کییز (2004)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) و افسردگی بک دو (1996) جمع آوری شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مسیر و روش همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر بیانگر تایید برازش مدل فرضی پژوهش بود، سبک زندگی بر افسردگی اثر مستقیم دارد و سبک زندگی با واسطه گری سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی بر افسردگی اثر غیر مستقیم داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله در پژوهش برای تبیین افسردگی می توان از متغیرهای سبک زندگی، سلامت اجتماعی و کیفیت زندگی استفاده نمود.
نقش اشتیاق کاری در رابطه کامیابی در کار با تعهد به تدریس، رضایت شغلی و احساس تعلق شغلی: ارائه ی الگوی خودگردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : کامیابی در کار، از پایه های نوین مفهومی در روانشناسی سازمانی مثبت است. داشتن انرژی و تمایل در به کارگیری دانش و مهارت در انجام وظایف شغلی(کامیابی) از عوامل مهم زمینه ساز در ارتقای نگرش های شغلی است. پژوهش حاضر، به تبیین نقش اشتیاق کاری در رابطه کامیابی در کار و نگرش های شغلی معلمان، شامل تعهد به تدریس، رضایت شغلی و احساس تعلق شغلی پرداخته است. روش: نمونه پژوهش حاضر،130 زن شاغل در مدارس دولتی متوسطه دوم شهر اصفهان بوده که به روش خوشه ای انتخاب شده اند. پرسشنامه های پژوهش حاضر این موارد بوده اند: پرسشنامه کامیابی در کار(پوراث و همکاران، 2011)، پرسشنامه اشتیاق معلم(کلاسن، یردلن و دورکسن ، 2013)، پرسشنامه رضایت شغلی معلم(پوماکی و همکاران، 2010)، پرسشنامه تعهد معلم(چان و همکاران، 2008) و پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه(اسکالویک و اسکالویک، 2011). پایایی ابزارها، با روش انسجام درونی ابزار مورد تایید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-20 و AMOS-20، تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آماری حاکی از لزوم استفاده از آزمون حداکثر درست نمایی(ML) در روش درست نمایی مقاوم ساتورا بنتلر بود. نتایج تحلیل خودگردان در الگوی نهایی پژوهش حاکی از برازش مناسب الگوی نهایی بود. در این الگو، رابطه غیر مستقیم بین کامیابی و نگرش های شغلی با حضور اشتیاق معلم معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر، لزوم سرمایه گذاری در ایجاد شور و شوق در معلمان به عنوان تربیت کنندگان نسل آینده را در راستای بهبود نگرش های شغلی جریان ساز همچون تعهد به تدریس، رضایت شغلی و احساس تعلق شغلی نشان می دهد. اگر انرژی و تمایل به کارگیری آموزه های دانشگاهی در کار(کامیابی در کار) با احساس برانگیختگی و عواطف مثبت شناختی، اجتماعی و هیجانی(اشتیاق معلم) همراه شود، می تواند سبب ایجاد نگرش هایی همچون تعلق خاطر و تعهد و افتخار به شغل معلمی گردد که تاثیرات آن در محیط های آموزشی قابل مشاهده خواهد بود.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برعلائم خستگی، شفقت خود و ذهن آگاهی کارکنان دارای سندرم خستگی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برعلائم خستگی(ذهنی و بدنی)، شفقت خود و ذهن آگاهی کارکنان دارای سندرم خستگی مزمن دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان) اجرا گردید. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان) در سال 1394 بود. بدین منظور 200 نفر از کارکنان براساس جدول کوهن و همکاران(2000)، که دارای معیارهای ورود به پژوهش بودند به شیوه تصادفی، انتخاب شدند و به پرسشنامه علائم دوپال(جیسون و همکاران،2010) و کیفیت زندگی (وار و شربن، 1992) پاسخ دادند، سپس 28 نفر که تشخیص سندرم خستگی مزمن را دریافت نمودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه 14 نفر). آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد، در مرحله پیگیری به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خستگی (چالدر، 1993)، شفقت خود(نف،2003) و ذهن آگاهی (بائر و همکاران، 2006) پاسخ دادند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند اما بر گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده گردید. یافته ها حاکی از کاهش میانگین نمرات ابعاد خستگی(ذهنی و بدنی) و افزایش میانگین نمرات شفقت خود و ذهن آگاهی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود(05/0p<). بنابر یافته های پژوهش، برای کاهش علائم خستگی(ذهنی و بدنی) و افزایش شفقت خود و ذهن آگاهی در کارکنان مبتلا به سندرم خستگی مزمن می توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده نمود.
اثر بخشی رویکرد تلفیقی ایماگو تراپی و رابطه با ابژه بر کنترل عواطف زوجین خیانتکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین اثر بخشی رویکرد تلفیقی ایماگو تراپی و رابطه با ابژه بر کنترل عواطف زوجین خیانتکار انجام پذیرفت. طرح پژوهش در این جا، طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش زوجین خیانت کار بوده و نمونه گیری به روش هدفمند از بین زوجین مراجعه کننده به دلیل خیانت به مراکز مشاوره شهر شیراز که نمره پایین تر از میانگین در کنترل عواطف کسب کرده و داوطلب شرکت در پژوهش بودند، 16 زوج به گونه تصادفی انتخاب و سپس به گونه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه درمانی بر مبنای رویکرد تلفیقی ایماگو تراپی و رابطه با ابژه در طی 10 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه به صورت مشاوره گروهی انجام شد و پس آزمون 6 ماه بعد نیز در مورد آزمودنی ها اجرا گردید. از پرسش نامه کنترل عواطف ویلیامز و همکاران جهت گردآوری داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که شیوه تلفیقی ایماگو تراپی و رابطه با ابژه بر مقیاس کلی کنترل عواطف و خرده مقیاس های خشم، افسردگی و عاطفه مثبت تأثیر معنادار داشته است، اما بر خرده مقیاس اضطراب تأثیر معنادار نبود. نتایج پس آزمون جلسه پیگیری نشان دادند که نه تنها خرده مقیاس اضطراب تغییری معنادار داشته است بلکه دیگر خرده مقیاس ها نیز نسبت به پس آزمون جلسه دهم تغییر معنادار بیش تری را نشان می دهد که خود بیانگر پایداری و روند رو به افزایش تغییرات در طول زمان می باشد.
تحلیل کیفی علل گرایش خانواده ها به رسانه های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶۱
5-34
حوزههای تخصصی:
مقدمه : جامعه و به تبع آن نهاد خانواده در ایران در دهه های اخیر دچار تغییرات شگرفی شده است. این تغییرات در ابتدا به دلیل مولفه های نوسازی در ابعاد گوناگون ، و اخیرا به دلیل مهمترین مولفه آن یعنی تکنولوژی های ارتباطی بوده است. شناختن هر چه بیشترعلل این تغییرات ساختاری در خانواده ما را به سمت داشتن جامعه و خانواده ای پویاتر راهنمایی می کند. .بدین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی علل تاثیر گذار بر گرایش خانواده ها به رسانه های مجازی بود. روش : در پژوهش حاضر از رهیافت کیفی و روش نظریه مبنایی برای بررسی درک و تفسیر علل موثر بر گرایش خانواده ها به رسانه های مجازی استفاده شد.جامعه این پژوهش ، با توجه به اهداف تحقیق انتخاب شدند و شامل افرادی بودند که بالای 30 سال سن داشتند که از میان آن ها 28 نفر با توجه به اشباع داده ها مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق قرار گرفتند.سوال پژوهش در محور علل گرایش خانواده ها به سمت رسانه های مجازی ، بررسی شد، و کدکذاری باز ، محوری و انتخابی برای سوال مذکورانجام شد. یافته ها : طبق یافته های پژوهش ، مقوله های عمده در رابطه با علل گرایش به رسانه های مجازی، عبارت بودند از: زیر ساخت های علمی و تفریحی، عوامل درون شخصی، دولت و رسانه، عوامل فرهنگی مدرنیته، عوامل اجتماعی مدرنیته، عوامل خانوادگی، ملزومات زندگی مدرن، عوامل ارتباطی مدرن. و مقوله ی هسته ای عبارت بود از : عوامل مدرنیته. نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش این نتیجه به دست آمد که عوامل موثر در گرایش خانواده ها به سمت رسانه های مجازی بر اثر 2 دسته عوامل بوده است. اول عوامل درون ساختاری مانند: عوامل ارتباطی مدرن، عوامل درون شخصی وعوامل خانوادگی مدرن، ودوم عوامل برون ساختاری خانواده مانند: زیر ساخت های علمی و تفریحی، دولت و رسانه، عوامل فرهنگی مدرنیته، عوامل اجتماعی مدرنیته، ملزومات زندگی مدرن .
اثربازگشتی آزمون ورودی مدارس تیزهوشان بر برنامه درسی دوره ابتدایی: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: موضوع آسیب شناسی مدارس تیزهوشان همچنان در جامعه تعلیم و تربیت ایران مطرح بوده و به نتیجه مشخصی نرسیده است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربازگشتی آزمون ورودی مدارس تیزهوشان بر ابعاد مختلف نظام آموزشی دوره ابتدایی است؛ شامل: اهداف و سیاست های مدارس، محتوا و موضوعات درسی، روش های تدریس و فعالیت های آموزشی، سبک یادگیری و سنجش و ارزشیابی. روش: پژوهش حاضر از نوع پدیدارشناسیِ توصیفی به شمار می رود. برای گردآوری داده ها با 55 نفر که از بین چهار گروه زیر انتخاب شدند، به طور نیمه ساختاریافته مصاحبه انجام گرفت: الف) مدیران و معاونان مدارس، ب) اساتید و صاحب نظران، ج) والدین و د) دانش آموزان راه یافته و راه نیافته به مدارس تیزهوشان. برای تحلیل و کدگذاری داده ها از روش کولایزی استفاده شد. یافته ها: در مرحله نخست، از بین مصاحبه ها 287 نکته کلیدی استخراج شد. این نکات در قالب 80 مضمون اولیه، 15 مضمون میانی و 12 مضمون نهایی طبقه بندی و خلاصه شدند. برخی مضامین نهایی عبارتند از: تداخل هدف، داروینیسم تربیتی، تبعیض محتوایی، روش ها و فعالیت های آزمون محور، سبک یادگیری فردی، کمّی گرایی و نتیجه گرایی، نگاه ابزاری به معلمان. نتیجه گیری: وجود مدارس تیزهوشان و نوع آزمون ورودی آن، آسیب های متعددی را برای برخی مدارس ابتدایی به همراه دارد. آن دسته از مدارس ابتدایی که تمرکزشان آماده سازی دانش آموزان برای پذیرش در آزمون مدارس تیزهوشان است، عملاً برخی از مهم ترین هدف های برنامه درسی رسمی و مؤلفه های تربیتی را به حاشیه رانده و یا در مواردی برخلاف آن عمل می کنند.
بررسی تاثیر روانی رنگ پوشش ظاهری کارکنان مراکز اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی بر اشتیاق شغلی و عملکرد شغلی ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: رنگ ها می توانند به شیوه های مختلف، بر زندگانی ما تاثیر بگذارند و هر کدام به سبب تاثیر خود در ترشح میانجی های عصبی و تغییر شیمی خون، منبع مهمی از انرژی، به شمار روند. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر روانی رنگ پوشش ظاهری کارکنان مراکز اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی بر عملکرد و اشتیاق شغلی آنان بوده است. روش: پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش از نوع نیمه تجربی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل و آزمایش می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان تحت پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی استان اصفهان بودند که تعداد 30 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (N=15) و کنترل (N=15) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه جهت سنجش عملکرد شغلی (پاترسون) و اشتیاق شغلی (اوتریچ) بود. یافته ها: یافته ها نشان داد تغییر رنگ پوشش ظاهری کارکنان بر اشتیاق شغلی آنان با اندازه اثر 37/0%، تاثیر داشت اما بر عملکرد شغلی آن ها تاثیر نداشته است. نتیجه گیری: چنین نتیجه گیری شد که تغییر رنگ پوشش می تواند بر اشتیاق شغلی کارکنان تاثیر مثبت داشته باشد. کلیدواژه ها: .
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود انعطاف پذیری و همجوشی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف اساسی مطالعه حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در بهبود انعطاف پذیری و همجوشی شناختی دانشجویان مضطرب بود. روش: این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری مطالعه حاضر، در برگیرنده دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور استان گیلان بود. نخست، آزمودنی ها با استفاده از ملاک های ورود و خروج غربال شدند. سپس، 30 دانشجوی مضطرب انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند (15 نفر در هر گروه). همه افراد مقیاس انعطاف پذیری و همجوشی شناختی را تکمیل کردند. افراد در گروه درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت ننمود. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه در انعطاف پذیری و همجوشی شناختی تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش به عنوان یک مداخله موثر در دانشجویان مضطرب است.
هم سنجی تأثیر شرکت زوجین در نشست های روان- آموزشی طرح واره درمانی با درمانگری پذیرش و تعهد در بی رمقی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش تراز بی رمقی زناشویی به تدریج مایه درگیر شدن زوج ها در رابطه پرتنش و ناکام کننده و سرانجام سستی پیوند زناشویی می گردد. این پژوهش با هدف هم سنجی تأثیر شرکت زوج ها در نشست های روان- آموزشگری طرح واره درمانی با درمانگری پذیرش و تعهد بر بی رمقی زناشویی زوج ها انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون سه گروهی بود. جامعه آماری، شامل همه زوج ها درگیر در تعارض زناشویی بود که در سال 1395 به مناطق )5-1 شهر تهران مراجعه کرده بودند. از میان آن ها 120 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس 48 فرد (24 زوج و زوجه) دارای تراز نسبتاً بالاتر در سنجه بی رمقی زناشویی پاینز (1996) به تصادف در سه گروه، 16 نفری (هشت زوجی) گمارده شدند. دو گروه آزمایش و یک گروه گواه. دو گروه آزمایش جداگانه در 12 نشست هفتگی 90 دقیقه ای مداخله های پژوهش شرکت کردند و گروه گواه در این مدت در لیست انتظار ماندند. سنجه بی رمقی زناشویی پاینز در همه مراحل ابزار گردآوری داده ها بود. برآیند تحلیل کوواریانس نشان داد تفاوت میان گروه ها معنی دار است (0/05P<، F=200/77= ). افزون بر آن، برآیند آزمون توکی نشان داد طرح واره درمانی در هم سنجی با درمانگری پذیرش و تعهد در کاهش بی رمقی زناشویی و دو مؤلفه خستگی هیجانی و خستگی ذهنی کارسازتر بود (0/01≥P). برآیندهای این پژوهش نشان داد مداخله روان- آموزشگری طرح واره درمانی با ایجاد بینش زوج ها درباره علل پدیدایی شناخت، هیجان و رفتار میان فردی ناسازگار و چگونگی زدودن آن ها در کاهش بی رمقی زناشویی کارسازتر بود.
نقش میانجیگری خودکارآمدی، انگیزش شغلی، رضایت شغلی، فرسودگی شغلی و مدیریت زمان در رابطه ی با سلامت روان و اهمال کاری در سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجیگری خودکارآمدی، انگیزش شغلی، رضایت شغلی، فرسودگی شغلی و مدیریت زمان در رابطه ی با سلامت روان و اهمال-کاری در سازمان آموزش و پرورش بود. بدین منظور 400 نفر دبیر، مدیر و کارشناس اداری به روش نمونه گیری متناسب با حجم انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس های اهمال کاری سازمانی صفاری نیا و رازلیقی(1390)، انگیزش شغلی رایت (2004)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1985)، خودکارآمدی شرر (1982)، رضایت شغلی فیلد و روث(1951)، سلامت روان لایبوندولایبوند(1995) و مدیریت زمان کوئین و همکاران(1990) استفاده شده است. برای بررسی متغیر های پژوهش از ضرایب مسیر رگرسیونی و تحلیل مسیر معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج تحلیل ها نشان داد در سطح (p<0/ 05) بین عوامل خودکارآمدی، رضایت شغلی و سلامت روان با اهمال کاری ارتباط منفی و بین عامل فرسودگی شغلی با اهمال کاری ارتباط مثبت وجود دارد. همچنین ضرایب تعیین بیانگر این است که 42 درصد از تغییرات اهمال کاری بوسیله تغییرات عوامل سلامت روان، خودکارآمدی، مدیریت زمان، رضایت شغلی، انگیزش شغلی و فرسودگی شغلی تبیین می شود. به دلیل معنادار شدن مقدار کای اسکوئر مدل(P>0/ 05) می توان نتیجه گرفت مدل با داده های پژوهش برازش دارد.
هم سنجی تأثیر آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپروی با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد در رابطه مادر-کودک مادران کودکان دچار مشکلات رفتاری برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تراز مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی همراه با تحول دستخوش نوسان است، به دلیل همکنش همیشگی کودکان با والدین آموزش مهارت های فرزند پروری فراخور به والدین تأثیر بسزایی در این نوسان دارد. هدف این پژوهش هم سنجی تأثیر آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپرویبا روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد بر رابطه مادر-کودک بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه دربرگیرنده مادرانِ کودکان دچار مشکلات رفتاری برونی شده سنین پیش از دبستان شهرستان نجف آباد اصفهان در سال 1396 بود که به مرکز مشاوره «رویش پندار» مراجعه داشتند. 45 نفر از داوطلبین پس از بررسی ملاک های ورود انتخاب و تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. مداخلات آموزشی طی 10 نشست 90 دقیقه ای اجرا شد ولی گروه گواه در لیست انتظار قرار داشت. داده ها با مقیاس رابطه کودک- والد پیانتا 1994 گردآوری شد. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر نشان داد که مداخله آموزش فرزندپروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد و آموزش مدیریت والدین هر دو به ترتیب موجب کاهش نمرات مؤلفه های وابستگی (001/0=P و 2/179=F)، (001/0=P و 28/73=F)، تعارض (001/0=P و 14/347=F)، (001/0=P و 23/94=F) و افزایش نمرات نزدیکی (001/0=P و 36/110=F)، (001/0=P و 38/63=F) و رابطه مثبت (001/0=P و 96/552=F)، (001/0=P و 19/219=F) شده اند. بعلاوه تأثیر آموزش فرزند پروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد در هر چهار مؤلفه مذکور از آموزش مدیریت والدین بیشتر بود (001/0=P). میزان تأثیر گروه آموزش فرزندپروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد و آموزش مدیریت والدین به ترتیب در مؤلفه نزدیکی 88/0 و 81/0، وابستگی 92/0 و 84/0، تعارض 96/0 و 87/0 و در رابطه مثبت کلی 97/0 و 94/0 به دست آمد. سرانجام می توان گفت هر دو آموزش، با بهبود مهارت های فرزند پروری، افزایش تعاملات مثبت و کاهش رفتارهای والدینی منفی به مادران در مدیریت مشکلات رفتاری کودکانشان کمک کرده و از طریق افزایش نزدیکی و کاهش تعارض و وابستگی مایه بهبود رابطه مثبت مادر-کودک شده اند.