ین پژوهش به منظور اثر بخشی آموزش راهبردهای سازماندهی و خودآموزی بر کاهش مشکلات درسی دانش آموزان با اختلالات یادگیری انجام شده است. روش پژوهش آزمایشی با طرح گسترش یافته می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه های سوم و چهارم دبستان مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری شکوفای گرگان در سال تحصیلی 93-92 می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 60 نفر انتخاب شدند، و بطور تصادفی به چهار گروه،دو گروه بعنوان گروه آزمایش و کنترل در طرح اول و دو گروه هم بعنوان گروه آزمایش و کنترل در طرح دوم جایگماری شدند .در طرح اول، راهبرد سازماندهی طی 8 جلسه و در طرح دوم، راهبرد خودآموزی را در طی 8 جلسه 45 دقیقه ای به مدت 4 هفته آموزش دیدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته «سازماندهی» و «خودآموزی» بود. با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس یک متغیره ، گروهها مقایسه شدند.نتایج نشان داد ، هم راهبرد سازماندهی و هم راهبرد خود آموزی بر کاهش مشکلات درسی دانش آموزان دبستانی با اختلالات یادگیری تأثیر معناداری دارد.و بین این دو روش تفاوت معناداری وجود ندارد.بنابراین استفاده از آموزش روش های شناختی بر افزایش توانایی دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری تاثیر معنا داری دارد.
این مطالعه به منظور بررسی نقش خوددلسوزی و انگیزش های درونی و بیرونی در استرس تحصیلی دانشجویان انجام شده است. روش پژوهش این مطالعه همبستگی بود. در این راستا پژوهش روی 558 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد در سال تحصیلی93-1392 که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزارهای گردآوری شامل چک لیست جمعیت شناختی، پرسشنامه های جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و مک گریگور (2001)، مقیاس خوددلسوزی نف (2003) و مقیاس استرس تحصیلی کوهن و فرایزر (1986) بود. به منظور اندازه گیری همگنی واریانس ها و غربالگری مقادیر و داده های پرت از راهبرد فاصله مهالانوبیس و روش آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. ماتریس همبستگی متغیرهای نشان داد: بین انگیزش های درونی و خوددلسوزی با استرس تحصیلی همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد که خوددلسوزی نقش معناداری در پیش بینی انگیزش درونی دانشجویان دارد و انگیزش درونی نقش واسطه گری معناداری بین خوددلسوزی و استرس تحصیلی دانشجویان ایفا می کند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت با افزایش خوددلسوزی و برخورداری از انگیزش درونی، استرس تحصیلی به میزان قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.
اهداف: باورهای فراگیران در مورد توانایی های خود در فرآیند تحصیل در قالب خودکارآمدی تحصیلی تعریف می شود که تحقق آن متاثر از عوامل مختلفی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش متغیرهای سلامت خانواده و سبک های دلبستگی در پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی انجام شد.
ابزار و روش ها: این پژوهش توصیفی- مقطعی با طرح همبستگی در جامعه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 94-1393 انجام شد و 335 دانشجو به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خانواده اصلی هاوشتات و همکاران، پرسش نامه سبک های دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور و پرسش نامه خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان اون و فرامن استفاده شد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 22 و با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره به روش گام به گام انجام شد.
یافته ها: خودکارآمدی تحصیلی با متغیرهای سلامت خانواده (274/0=r) و سبک دلبستگی ایمن (336/0=r) همبستگی مثبت و معنی دار و با متغیرهای سبک دلبستگی اجتنابی (413/0-=r) و سبک دلبستگی اضطرابی (402/0-=r) همبستگی منفی و معنی دار داشت (01/0p<). متغیرهای پیش بین سبک دلبستگی اجتنابی (828/4-=t؛ 0001/0=p)، سبک دلبستگی ایمن (108/5=t؛ 0001/0=p)، سبک دلبستگی اضطرابی (217/3-=t؛ 001/0=p) و سلامت خانواده (061/3=t؛ 002/0=p)، 3/۰ از واریانس خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان را تبیین کردند و به ترتیب در پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی نقش بیشتری داشتند.
نتیجه گیری: سلامت خانواده و سبک دلبستگی ایمن باعث افزایش باور خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان و سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی باعث کاهش باورهای خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان هستند.