آشنایی با دانش ریاضی لازمه زندگی جهان پیشرفته امروزی است به طوری که نگرش مثبت به آن می تواند زمینة پیشرفت تحصیلی آن را فراهم کند. لذا با تغییر نگرش نسبت به درس ریاضی می توان عملکرد خوب را انتظار داشت. در تحقیق حاضر که نیمه تجربی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. اثربخشی آموزش مشاورة گروهی به شیوة شناختی بر تغییر نگرش و پیشرفت تحصیلی درس ریاضی مورد بررسی قرار گرفت. کلیة دانش آموزان پسر دوم راهنمایی مدارس خرمشهر جامعة آماری تحقیق حاضر را تشکیل داده اند که 24 نفر آنان به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از نگرش سنج ریاضی ساختة رحمتی (1381) و آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی محقق ساخته استفاده گردید. داده ها از طریق تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مشاورة گروهی به شیوة شناختی موجب افزایش نگرش مثبت به درس ریاضی و همچنین پیشرفت تحصیلی درس ریاضی گروه آزمایش شد.
هدف از این پژوهش، بررسی اثر بخشی پنج وسیله آموزشی ساخته شده در زمینه بازتاب منظم و نامنظم نور، بازتاب نور، بازتابش رنگ ها، تصویر در آینه ها و نور بر عملکرد تحصیلی دانش-آموزان پایه چهارم ابتدایی بود. جامعه آماری مورد مطالعه، دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر تهران بودند که از راه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و با استفاده از طرح دو گروهی شبه تجربی مورد مطالعه قرار گرفتند. در این روش تاثیر هر یک از وسایل به گونه جداگانه بر روی پنج گروه آزمایش و پنج گروه گواه از دانش آموزان با استفاده از آزمون تی، مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که؛ از پنج وسیله ی ساخته شده، وسایل بازتاب منظم و نامنظم نور، بازتاب نور و بازتابش رنگ ها تاثیری بر مقدار یادگیری دانش آموزان نداشته اند، و تنها دو وسیله تصویر در آینه ها و نور تفاوت معنی داری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه نشان دادند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت مقابله با خلق منفی بر اضطراب و استرس دانش آموزان مدارس متوسطه پسرانه ی شهر کاشان انجام گرفت. روش پژوهش حاضر آزمایشی بوده و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 93-1392 شهر کاشان بوده و نمونه ی تحقیق شامل 30 دانش آموز به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پژوهشی پرسشنامه ی اضطراب و استرس(Dass) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss و با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که بین دو گروه در هر دو متغیر وابسته(یعنی اضطراب و استرس) تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر بین دو گروه آزمایشی و کنترل در میزان متغیرهای اضطراب و استرس تفاوت معناداری مشاهده گردید. یافته های این پژوهش نشانگر آن است که آموزش مهارت مقابله با خلق منفی باعث کاهش اضطراب و کاهش استرس دانش آموزان می شود.
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه کنترل هیجانی با تعلل ورزی دانش آموزان انجام گردید. نمونه پژوهش شامل 302 دانش آموز مقطع متوسطه نظری مشغول به تحصیل در مدارس دولتی رشت بودند که به وسیله نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردیدند. اطلاعات این پژوهش به وسیله پرسشنامه های تعلل ورزی محض استیل و کنترل هیجانی راجر و نجاریان به دست آمده است. داده ها با روش تحلیل رگرسیون گام به گام مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که کنترل خوش خیم (323/0-=β) و نشخوار (218/0=β) عامل های م هم پیش بینی کننده تعلل ورزی دانش آموزان هستند. نتیجه دیگر پژوهش نشان داد که 17% واریانس تعلل ورزی دانش آموزان از طریق یک ترکیب خطی مشترک از کنترل خوش خیم و نشخوار تعیین می شود. بر اساس این پژوهش می توان پیشنهاد نمود که درمان عدم کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی دانش آموزان موجب تعلل ورزی کمتر آنها خواهد شد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین رابطه ی سبک های فرزندپروری ادراک شده با اهمال کاری و خود ناتوان سازی بود. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است.بدین منظور از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای150 دانش آموز پایه ی سوم دبیرستان های شهر کرج انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های فرزندپروری، سهل انگاری و خودناتوان سازی را تکمیل کردند. داده ها به وسیله ی تحلیل رگرسیون گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد، سبک فرزندپروری مستبدانه با اهمال کاری و خود ناتوان سازی رابطه مثبت و معنادار دارد و سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه با خودناتوان سازی رابطه منفی و معنادار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد، از میان سبک های فرزندپروری ادراک شده، سبک فرزندپروری مستبدانه پیش بین مثبت و معنادار اهمال کاری و سبک مقتدرانه پیش بین منفی و معنادار خودناتوان سازی است. در مجموع، یافته ها بیانگر آن بود که می توان از طریق محبت و مشارکت بیشتر والدین در امر فرزندپروری، از آثار زیانبار رفتار اهمال کاری و خودناتوان سازی جلوگیری بهعمل آورد.
مقدمه: خطرپذیری و رفتارهای ناسازگار نگرانی والدین، روانشناسان، مدارس، پلیس و نهادهای متولی امور اجتماعی است. هزینه های ناشی از این رفتارهای پرخطر بسیار سنگین و گاه جبران ناپذیر است. از طرفی تحقیقات نشان از فزونی رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی دارد. مجموع این عوامل توجه محققان را به سمت عوامل محافظت کننده در برابر رفتارهای پرخطر و تمرکز آنان را بر دوره نوجوانی افزایش داده است. تحقیق حاضر نیز با هدف تعیین اثر بخشی نظارت والدین بر میزان خطرپذیری در نوجوانان انجام شد.
روش: بدین منظور 203 نوجوان پسر و دختر 18-11 سال به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ارزیابی متغیرهای مورد نظر تحقیق با استفاده از سه پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه محقق ساخته نظارت والدین و پرسشنامه خطرپذیری انجام شد. به جز نوجوانان که سه پرسشنامه مذکور را تکمیل نمودند، از والدین آنها نیز خواسته شد تا پرسشنامه نظارت والدین (فرم والدین) را تکمیل نمایند. داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد رابطه منفی و معنی داری بین نظارت والدین (فرم والدین و نوجوان) با خطرپذیری وجود دارد. شرکت کنندگان پسر و دختر از نظر میزان خطرپذیری تفاوت معنی داری نداشتند، اما در خرده مقیاس های مصرف مواد، نوشیدن الکل و رابطه جنسی پسران میانگین بالاتری داشتند.
نتیجه گیری: در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که سازه نظارت والدین که تاثیر محافظت کننده آن در مطالعات متعدد خارجی و مطالعات بسیار معدود داخلی اثبات شده ، می تواند در کاهش و پیش گیری از رفتارهای پرخطر موثر باشد.