ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۸۱ تا ۵٬۵۰۰ مورد از کل ۷٬۳۴۷ مورد.
۵۴۸۲.

ابتکارات صدر المتالهین و برخى فیلسوفان متاخر در حل معماى شناخت

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۹۱۸
چکیده مسئله چگونگى امکان‏پذیر بودن معرفت همواره از مهم‏ترین مسائل فلسفى درباره معرفت‏بوده است که از دیرباز فیلسوفان بدان توجه کرده و راه‏حل‏هاى متفاوتى براى آن ارائه داده‏اند . فیلسوفان مسلمان نیز در بحث وجود ذهنى تلاش کرده‏اند تا ضمن تعریف علم به تمثل حقیقت‏شى‏ء یا حضور ماهیت‏شى‏ء در نزد مدرک، چگونگى مطابقت ادراک را با شى‏ء ادراک شده، تبیین کنند . سرانجام در این تلاش‏ها ملاصدرا با عنایت‏به حصول مفهوم شى‏ء در ذهن، نه ذات و حقیقت آن و نه فرد و مصداق آن و تفکیک بین حمل اولى و حمل شایع، به حل معما و پاسخ‏گویى به شبهات مربوط پرداخته است . علاوه بر این، تلاش دیگرى نیز از طرف برخى فیلسوفان متاخر بر پایه انتزاع مفاهیم فلسفى از تامل حضورى در رویدادهاى نفسانى و شکل‏گیرى قضایاى اولى از آن مفاهیم، صورت گرفته و چنین قلمداد شده که صدق این قضایا قطعى است و آنچه با رعایت اصول و ضوابط منطقى از آنها به دست آید تابع ارزش آنها بوده و بنابراین، صدق آن قطعى خواهد بود . در این مقاله برآنیم تا ضمن بررسى و تحلیل نظر ملاصدرا در بحث وجود ذهنى، بر اساس برداشت‏هاى مختلفى که از آن شده است، و نیز نظر برخى فیلسوفان متاخر در حوزه مفاهیم فلسفى، میزان توفیق آنها را در مسئله چگونگى امکان‏پذیر بودن معرفت و دست‏رسى به واقع تعیین کنیم .
۵۴۸۳.

‌نقدی‌ بر مقالة‌ ‌توجیه‌ ترکیبی‌ در حکمت‌ سینوی‌ و صدرایی‌(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۱۶۸۵
دوست‌ ارجمند و فاضل‌ جناب‌ حجة‌الاسلام‌ آقای‌ فعالی‌ طی‌ مقاله‌ای‌ در مجلة‌ ذهن‌ شمارة‌ 5 دیدگاهی‌ را در خصوص‌ توجیه‌ و صدق‌ از منظر ابن‌ سینا و صدرالمتألهین، که‌ هر کدام‌ سردمدار مکتب‌ فلسفی‌ خاصی‌ هستند، مطرح‌ کردند که‌ تازه‌ و جدید بود. لیکن‌ پس‌ از بررسی‌ آن، به‌نظر اینجانب‌ رسید که‌ سخن‌ ایشان‌ از جهاتی‌ قابل‌ تأمل‌ است‌ و با توجه‌ به‌ قراین‌ و شواهد موجود در آثار این‌ دو شخصیت، نمی‌توان‌ مدعای‌ نویسندة‌ محترم‌ مقاله‌ را پذیرفت. در این‌ جستار کوتاه‌ ابتدا سعی‌ می‌کنم‌ به‌ کمک‌ خداوند متعال‌ مدعای‌ ایشان‌ را بیان‌ داشته‌ و سپس‌ برخی‌ از دلائلی‌ را که‌ مانع‌ از پذیرش‌ این‌ مدعاست‌ برشمرم.
۵۴۸۵.

انسان‏شناسى صدر المتالهین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی انسان شناسی فلسفی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مقولات
تعداد بازدید : ۷۴۵۶
چکیده با توجه به اهمیت انسان‏شناسى در حکمت متعالیه صدرالمتالهین، نویسنده کوشیده است‏با توجه به مبانى فلسفى او را در هستى شناسى و معرفت‏شناسى حقیقت انسان از حیث جسم و جان یا روح و بدن معرفى کرده و تعامل نفس و بدن را از جهت هستى‏شناختى، یعنى پیمودن مراتب وجود و از حیث معرفت‏شناختى، یعنى جایگاه نفس و قواى حسى در معرفت و تاثیر عرفت‏بر نفس بررسى کند . حاصل این بررسى تعیین نقش معرفت در تکامل نفس و رسیدن به درجه انسان کامل از حیث علم و عمل است .
۵۴۸۶.

روایت افلاطون از همگامی نوشتار و دموکراسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
تعداد بازدید : ۳۲۱۱
جدا ناپذیرى نوشتار و دموکراسى در یونان کلاسیک به عنوان یک واقعیت تاریخى، اندیشه افلاطون را به سوى طرح روایت و تفسیر خود از همراهى این دو مقوله در چارچوب دو موضوع فلسفه زبان و فلسفه سیاسى مى‏کشاند . وى با تشخیص روح زمانه و گذار تمدن یونانى از مرحله گفتارى و شفاهى به کتابى و نوشتارى در آشکارترین لایه نسبت فرازبانى آن با نوع خاصى از پولیس یا دولت - شهر - شهروند را نشان مى‏دهد . به تعبیر دیگر، گفتار نوشتارى در شروع و نیز طى مسیر خود با رژیم یا نظام سیاسى دموکراسى پیوند یافته و از آن قابل گسست و انفکاک نیست . در این راستا به نظر مى‏رسد از دو زاویه خاستگاه و ویژگى نوشتار و دموکراسى به نقاطى مشترک مى‏رسیم: خاستگاه وابسته و تبعى این دو به سازنده و پدرى به نام الیگارشى و گفتار، و نیز اشتراک آنها در دو صفت‏برابرى و آزادى (به تناسب موضوع) در عکس العمل به وجود نابرابرى، محدود بودن به ضروریات و نیازهاى ضرورى .
۵۴۸۷.

چیستی و گونه های فلسفه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸۸
در این مقاله به دو سوال پاسخ داده شده است: 1- فلسفه سیاسى چیست؟ فلسفه سیاسى شاخه‏اى از فلسفه است که با روشهاى انتزاعى، پدیده‏هاى سیاسى مانند: حکومت، قدرت، حاکمیت، مشروعیت و عدالت را تحلیل مى‏کند . کلام سیاسى، بر خلاف فلسفه سیاسى، متکى به وحى است و درصدد اثبات گزاره‏هاى وحیانى به روشهاى عقلى، نقلى و تجربى مى‏باشد . 2- گونه‏هاى فلسفه سیاسى چیست؟ فلسفه سیاسى به دو قسم کلاسیک و مدرن تقسیم مى‏شود، و بر حسب تنوع گونه‏هاى مکاتب فلسفى (پدیدارشناسى، ساختار گرایى، مارکسیسم و) . . . مى‏تواند متنوع گردد . سؤال فلسفه سیاسى قدیم سعادت انسان و سؤال فلسفه سیاسى جدید، اهداف مدینه یا شهر (و نهادسازى) است . فلسفه سیاسى تحلیلى با رهیافت تحلیلى و درجه دوم، به تحلیل زبان و مفاهیم مربوط به فلسفه سیاسى مى‏پردازد . فلسفه سیاسى اگر بى بهره از امداد وحى تصور شود، متصف به وصف «اسلامى‏» نمى‏گردد; اما به چهار اعتبار دیگر (که در متن مقاله بیان شده) مى‏توان از «فلسفه سیاسى اسلامى‏» سخن گفت .
۵۴۸۸.

چگونه در ویتگنشتاین سالیپسیزم به رآلیزم می رسد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی پوزیتیویسم منطقی
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی عبور از پوزیتیویسم منطقی
  4. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه تاریخ فلسفه
تعداد بازدید : ۲۷۹۷
چکیده: از جمله دستاوردهاى نظریه تصویرى، ریشه یابى مغالطاتى است که تاریخ فلسفه آکنده از آن است. نزاع سالیپسیزم که افراطى‏ترین شاخه ایده‏الیزم بشمار مى‏رود، با رآلیزم بر پایه نظریه تصویرى راه حل بدیعى مى‏یابد که ویتگنشتاین به اجمال بیان کرده است. انکار عالم واقع از موضع سالیپسیزم ریشه در خلط بین دو نقش متفاوت زبان، دو حیث مجزاى مُدرِک و مرزهاى گفتمان فلسفى و علمى دارد. با تحلیل درست، مى‏توان نشان داد که مطلوب سالیپسیت، اساسا بیان کردنى نیست، و غفلت از فرق حیث مُدرِکیت با حیث وجودى مُدرِک بعلاوه دست درازى ناروا به معرفت تجربى، به انکار واقع منجر مى‏شود. اگر آگاهانه این تمایزها را رعایت کنیم، سالیپسیزم با رآلیزم آشتى مى‏کند. گزاره‏هاى متضمن اعمال نفسانى مانند «احمد معتقد است که حسن برنده شد» در تحلیل دقیق، نه دلیلى بر تبعیت واقع از ذهن و نه مثال نقض قاعده گسترش پذیرى، بلکه جمله‏هاى دو پهلویى است که یا به گزاره‏هاى روانشناختى تجربى تحویل مى‏شود و آنگاه هیچ ارزش فلسفى ندارد و یا به توتولژى‏هاى ضرورى الصدقى تأویل مى‏شود که هیچ ربطى به ایده آلیزم ندارد و البته شبه گزاره خواهد بود.
۵۴۹۰.

‌صورت‌ نخستین‌ علم‌ حضوری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۲۳۰۲
در این‌ نوشتار سعی‌ و تلاش‌ مؤ‌لف‌ (ره) بر آن‌ است‌ که‌ بجای‌ تعریفی‌ پیشینی‌ و متافیزیکی‌ محض‌ از علم‌ حضوری‌ با ارائه‌ و اثبات‌ مصداق‌ بارز و روشنی‌ از آن، رویکردی‌ عینی‌ و ملموس‌ به‌ موضوع‌ داشته‌ باشد. البته‌ مولف‌ پیش‌ از این‌ نیز نمونه‌ها و مصادیقی‌ از علم‌ حضوری‌ همچون‌ دریافتهای‌ حسی‌ و احساسات‌ را بیان‌ کرده‌ بود لیکن‌ مورد حاضر؛ یعنی‌ علم‌ حضوری‌ انسان‌ به‌ خود؛ به‌گونه‌ای‌ اساسی‌ با موارد قبلی‌ متفاوت‌ است‌ زیرا این‌ معرفت‌ مبنا و بنیاد تمامی‌ معارف‌ و دانشهای‌ دیگر بشر است. وی، که‌ در این‌ بحث‌ عمدتاً‌ بر دیدگاههای‌ شیخ‌ شهاب‌ الدین‌ سهروردی‌ تکیه‌ کرده‌ است‌ ضمن‌ بیان‌ مبانی‌ وجودشناختی‌ و معرفت‌شناختی‌ شیخ‌ اشراق‌ به‌ اثبات‌ این‌گونه‌ از علم‌ حضوری‌ انسان‌ به‌ خود می‌پردازد.
۵۴۹۱.

‌نظریه‌ شالوده: مبناگرایی‌ خطاناپذیر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰۸
یکی‌ از مؤ‌لفه‌های‌ اساسی‌ در تعریف‌ معرفت، توجیه‌ است. یک‌ نظریة‌ مهم‌ و اساسی‌ در این‌ باب، مبناگرایی‌ است. کیث‌ لرر معرفت‌شناس‌ معروف‌ و برجستة‌ معاصر، در این‌ نوشتار ضمن‌ تبیین‌ و تحلیل‌ نظریة‌ مبناگرایی‌ و بیان‌ اقسام‌ آن‌ انتقاداتی‌ را براساس‌ دیدگاههای‌ خود بر این‌ نظریه‌ وارد می‌داند. وی‌ ضمن‌ بیان‌ اینکه‌ این‌ نظریه‌ هم‌ در میان‌ تجربه‌گرایان‌ و هم‌ عقل‌گرایان‌ طرفدارانی‌ برجسته‌ داشته‌ است؛ مبناگروی‌ را به‌ خطاناپذیر و خطاپذیر تقسیم‌ می‌کند و برای‌ تبیین‌ مبناگروی‌ خطاناپذیر بحث‌ از اصلاح‌ناپذیری‌ در قضایای‌ تحلیلی، قضایای‌ راجع‌ به‌ افکار و نیز احساسات‌ را مطرح‌ می‌کند و آنها را مورد انتقاد قرار می‌دهد و بدینوسیله‌ راه‌ را برای‌ مفهومی‌ ضعیفتر از تحیلیلیت‌ و امکان‌ و در نتیجه‌ مبناگرایی‌ را فراهم‌ می‌سازد تا در عین‌ تأکید بر باورهای‌ پایه‌ و اینکه‌ اینها ضامن‌ صدق‌ باورهای‌ غیرپایه‌اند، آنها را خطاناپذیر بداند. وی‌ ضمن‌ تبیین‌ نظریة‌ پدیدارگرایی‌ به‌عنوان‌ نمونه‌ای‌ از مبناگرایی‌ خطاناپذیر، انتقاداتی‌ هم‌ بر آن‌ وارد می‌آورد. وی‌ از این‌ نوشتار می‌خواهد این‌ نتیجه‌ را بگیرد که‌ ما در باورهای‌ خود حتی‌ باورهای‌ پایه‌ خطاناپذیریم‌ و طبعاً‌ در دستیابی‌ صدق، تضمین‌ و قطعیتی‌ در کار نیست. دیدگاههای‌ لرر در این‌ خصوص‌ دارای‌ اشکالات‌ و انتقاداتی‌ چند است‌ که‌ به‌ یاری‌ خداوند متعال‌ در شماره‌های‌ آتی‌ نشریه‌ بدانها خواهیم‌ پرداخت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان