فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
رابطه جهت گیری مذهبی، خوش بینی و هوش معنوی با سلامت معنوی مربیان قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط جهت گیری مذهبی، خوش بینی و هوش معنوی با سلامت معنوی انجام شد. جامعه آماری، همه مربیان قرآن شهر ری بودند. برای انجام این پژوهش، 120 مربی به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. همه آنها پرسش نامه های جهت گیری مذهبی، خوش بینی، هوش معنوی و سلامت معنوی را تکمیل کردند. داده ها به روش رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی، خوش بینی و هوش معنوی، با سلامت معنوی رابطه مثبت و معنادار داشتند (p<0/01). در یک مدل پیش بین صرفاً هوش معنوی، جهت گیری مذهبی درونی و خوش بینی توانستند 59 درصد از واریانس سلامت معنوی را پیش بینی کنند. بنابراین، برای افزایش سلامت معنوی نخست باید به آموزش هوش معنوی، سپس به آموزش جهت گیری مذهبی درونی و در نهایت، به آموزش خوش بینی اقدام کرد.
تبیین سازه خودمهارگری بر اساس اندیشه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف توصیف و تحلیل خودمهارگری با دو رویکرد روان شناسی و اسلامی و طراحی سازه خودمهارگری بر اساس اندیشه اسلامی انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که خودمهارگری در ادبیات روان شناسی با چندین اصطلاح دیگر ارتباط دارد: خودمهارگری زیرمجموعه دو مفهوم «خودنظم بخشی» و «کنش اجرایی خود» بوده، و با مفاهیم قدرت اراده، خودانضباط دهی، خودداری، و مدیریت خود، مترادف بوده و مفاهیم تأخیرارضاء، تعالی، و بازداری پاسخ از نشانه ها و لوازم آن به شمار می آیند. سازه خودمهارگری اسلامی، دارای دو سطح است: سطح اول، شامل دو مؤلفه «شناخت» و «بازدارندگی» است که از دو مفهوم عقل و تقوا استنباط شده است. سطح دوم، دارای هفت مؤلفه خودنظارتگری، هدف شناسی، مؤلفه انگیزشی، مهار رفتاری، مهارشناختی، مهار هیجانی، و مهار تداوم بخش می باشد. روایی محتوای سازه مذکور توسط کارشناسان دینی تأیید شده است و ضریب همبستگی نظرات آنان در سطح آلفای 001/0 معنادار است.
اثربخشی آموزش تاب آوری گروهی بر مؤلّفه های سلامت عمومی دانش آموزان دختر دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور اثربخشی آموزش تاب آوری گروهی بر سلامت عمومی دانش آموزان دختر دبیرستانی انجام شد. پس از اجرای پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و سلامت عمومی گلدبرگ (1972)، تعداد 30 دانش آموز دختر سال اول دبیرستانی با میانگین سنی 15 سال و 2 ماه (دامنه سنی17-15) انتخاب شدند که نمرات تاب آوری و سلامت عمومی پایین را در پرسشنامه های مذکور کسب کرده بودند و به طور تصادفی در دو گروه 15 نفره جایگزین شدند. آزمودنی های هر گروه به کلیه گویه های پرسشنامه های تاب آوری و سلامت عمومی در دو وهله قبل از مداخله و پس از مداخله پاسخ دادند. روش این پژوهش آزمایشی و طرح این پژوهش دو گروهی، پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. پس از اجرای 10 جلسه آموزش تاب آوری گروهی کراگر(2006)، تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون t حاکی از افزایش معنادار تاب آوری و سلامت عمومی آزمودنی ها بود. با توجه به یافته های فوق می توان گفت آموزش تاب آوری گروهی به واسطه تغییر سازه های روان شناختی به افزایش سلامت عمومی منجر می شود. بنابراین، به نظر می رسد آموزش تاب آوری برای مدیریت مؤلّفه های سلامت عمومی اثربخش است.
رابطه بین بهزیستی معنوی و امید با رضایت از زندگی در سالمندان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی ارتباط بهزیستی معنوی و امید با رضایت از زندگی در سالمندان بود. روش این پژوهش، توصیفی – همبستگی و جامعه آماری آن کلیه سالمندان شهرستان اردبیل بود. داده های تحقیق از 100 سالمند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، جمع آوری گردید. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های بهزیستی معنوی، امید و رضایت از زندگی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه استاندارد و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین بهزیستی مذهبی و امید؛ بین بهزیستی مذهبی و رضایت از زندگی؛ بهزیستی وجودی و امید؛ بهزیستی وجودی و رضایت از زندگی و امید و رضایت از زندگی رابطه مثبت معنا دار وجود دارد. همچنین معلوم شد که رضایت از زندگی سالمندان توسط متغیرهای بهزیستی معنوی و امید به خوبی قابل پیش بینی است. سهم این متغیرها در پیش بینی رضایت از زندگی سالمندان حتی با کنترل جنسیت، سن، و تحصیلات آنها، قابل توجه است.
مدل پردازی تشخیصی شناختی ( CDM) سوال های ریاضیات تیمز 2007 در دانش آموزان پایه هشتم ایران با استفاده از مدل یکپارچه با پارامتر پردازی مجدد (RUM) و مقایسه مهارت های ریاضی دانش آموزان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف سنجشهایی مانند تیمز آموزش و بهبود عملکرد دانش آموز است. در راستای دستیابی به این هدف، متخصصان حوزه سنجش آموزشی، رویکرد سنجش تشخیصی شناختی(CDA) را پرورش داده اند. در پژوهش حاضر تلاش شد تا یکی از مدلهای پرکاربرد در حوزه سنجش شناختی را در مورد داده های دانش آموزان پایه هشتم ایران در آزمون ریاضی تیمز 2007 بکار ببرد و نقاط ضعف و قوت دانش آموزان ایران را در مهارتها و صفات شناختی زیربنایی آزمون ریاضی (مدل شناختی کورتر و تاتسوکا، 2002) شناسایی نماید و عملکرد دختران و پسران را در این صفات شناختی مورد مقایسه قرار دهد.
یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدل شناختی کورتر و تاتسوکا با داده های دانش آموزان پایه هشتم ایران در آزمون ریاضی تیمز 2007 از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته های مربوط به وضعیت تسلطی نشان می دهد که دانش آموزان ایرانی، بیشترین ضعف را در صفات P1(فرمولبندی معادلات)، P2(هندسه)، P4(به کارگیری قواعد جبر)، و P5(تفکر قیاسی) که صفات مربوط به پردازش شناختی هستند دارند. همچنین در دو صفت S5(بررسی صحت گزینه ها) و S6(الگوها و روابط) که به مهارتهای تفکر استقرایی مربوط می شوند نیز از عملکرد ضعیفی برخوردارند. در واقع می توان گفت که صفت S6 دومین صفت دشوار بعد از صفت P2 در بین دانش آموزان پایه هشتم ایران است. یافته های مربوط به عملکرد دختران و پسران نشان داد که تفاوتهای جنسیتی در این صفات و مهارتهای شناختی بسیار کم است. دامنه شاخص d کوهن از 30/0- تا 15/0+ با میانگین 03/0 به دست آمد.
بحث و نتیجه گیری: بطور کلی پژوهش حاضر نشان می دهد که دانش آموزان ایران در اکثر صفات که برخی از آنها به مهندسی و علوم فیزیکی مربوط می شوند از سطح تسلطی ضعیف برخوردارند. از اینرو به نظر می رسد که سیاستگذاران آموزشی بایستی تغییرات اساسی در آموزش هندسه به عمل آورند، زیرا هندسه، آموزش مهارتهای تفکر ریاضی مهم را که برای مهندسی و علوم فیزیکی لازم هستند ممکن می سازد. در ارتباط با تفاوت های جنسیتی در ریاضیات نیز با توجه به یافته های پژوهش حاضر و سایر پژوهش های صورت گرفتهمی توان این نتیجه را گرفت که جنسیت یکی از بیشمار متغیری است که عملکرد در ریاضیات را، هر چند بسیار اندک، تحت تاثیر قرار می دهد.
فراتحلیلی بر پایان نامه های انجام شده در حوزه افت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور بررسی پایان نامه های انجام شده در حوزه افت تحصیلی بین سال های 69-91 در دانشگاه های تهران انجام شد. هدف ترکیب کمی پایان نامه های انجام شده در حوزه عوامل موثر بر افت تحصیلی است. بدین منظور از فراتحلیل جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه نمودن یافته های پژوهشی استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش-های انجام شده در ایران در حوزه افت تحصیلی می باشد و نمونه آماری شامل کلیه پایان نامه های انجام شده در این حوزه در دانشگاه های تهران (55 پایان نامه) می باشد. برای محاسبة ضرایب و شاخصها از نرم افزار CMA-2 استفاده شد.. نتایج آزمون Q نشان داد که مطالعات اولیه همگن نیستند در بین مطالعات سوگیری انتشار وجود ندارد. آزمون اصلاح برازش دووال و توئیدی برای هر دو مدل ثابت و تصادفی انجام شد. اندازه اثر کلی برای همه مطالعات تحت دو مدل ثابت و تصادفی، از نظر آماری معنادار بدست آمد. میانگین اندازه های اثر0.312 بدست آمد وعامل آموزشی بیشترین اثر را بر روی افت تحصیلی نشان داد. به ترتیب متغیرهای عامل آموزشی، عامل اجتماعی- اقتصادی، عامل فردی، عامل خانوادگی و عامل جنسیت بیشترین اثر را دارند. همچنین بین سال انجام تحقیق، روش های نمونه گیری، جنسیت، مقطع تحصیلی، سطح معناداری، عوامل مؤثر و روش تحقیق تفاوت معنادار وجود دارد.
بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سبک زندگی زوجین با رویکرد اسلامی؛یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که یکی از نیازهای جامعه اسلامی تشریح سبک زندگی بر اساس اعتقادات اسلامی وترسیم چگونگی عملکرد افراد در حیطه های مختلف زندگی می باشد؛لذا پژوهش حاضر با هدف ساخت واعتباریابی پرسشنامه سبک زندگی زوجین با رویکرد اسلامی(ILSQ) انجام شده است.روش تحقیق حاضر ترکیبی از نوع طرح اکتشافی بوده و از دو مرحله تشکیل شده است .مرحله اول روش کیفی بوده واز پژوهش داده بنیاد برای ساخت ابزار استفاده شده است بدین منظور ضمن مصاحبه با متخصصین حوزه خانواده وکارشناسان علوم اسلامی مطالعات وسیع کتابخانه ای انجام و مدل نظری سبک زندگی زوجین با رویکرد اسلامی تدوین و فرم اولیه پرسشنامه تنظیم شد.در مرحله دوم پژوهش با روش کمی روایی و پایایی ابزار موردنظر بررسی شد.بدین منظور 150 نفر ازوالدین دانشجویان دانشگاه اصفهان با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه محقق ساخته سبک زندگی زوجین با رویکرد اسلامی و فرم کوتاه پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر را تکمیل کردند.داده ها به کمک روش های آمار توصیفی واستنباطی و با استفاده از نرم افزار های AmosوSPSS تحلیل شد.یافته ها نشان داد پرسشنامه سبک زندگی زوجین با رویکرد اسلامی حاوی 84 سوال و هشت بعد تایید شده ساختاری ،معنوی ،رفتاری ،عاطفی ،شناختی ،جنسی ،ارتباط با خانواده ها و سلامت میباشد. محاسبة اعتبار و روایی پرسشنامه، نشان داده شد که پرسشنامه سبک زندگی زوجین با رویکرد اسلامی اعتبار و روایی بالایی دارد. از این رو، می توان از آن در حیطه های تحقیق و ارزیابی استفاده کرد.
نقش تعدیل کننده تعهد دینی در رابطه بین سبک های دلبستگی ناایمن و صمیمیت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک های دلبستگی زوجین چه نقشی را در رضایت زناشویی ایفا می-کنند؟ نقش تعهد دینی در افزایش یا کاهش رضایت زناشویی چیست؟ پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این پرسش، نقش تعدیل کننده تعهد دینی در رابطه بین سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و صمیمیت زناشویی را مورد بررسی قرار داد. 150 زوج (150 مرد، 150 زن) ساکن شهرستان شهرکرد در این پژوهش به فرم کوتاه مقیاس تجربه در روابط نزدیک (ECR-S)، پرسشنامه تعهد دینی (RCI) و مقیاس صمیمیت (IS) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی با صمیمیت زناشویی همبستگی منفی معنادار و بین تعهد دینی و صمیمیت زناشویی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. هم چنین نتایج حاکی از آن بود که تعهد دینی رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی و صمیمیت زناشویی زوجین را تعدیل می کند، اما رابطه بین سبک دلبستگی اضطرابی و صمیمیت زناشویی را تعدیل نمی کند. میزان رابطه منفی بین سبک دلبستگی اجتنابی و صمیمیت زناشویی در زنان و مردانی که تعهد دینی بالاتری دارند نسبت به زنان و مردانی که از تعهد دینی پایین تری برخوردارند، کمتر است. یافته های این پژوهش نشان داد که تعهد دینی می-تواند رابطه منفی بین سبک دلبستگی اجتنابی و صمیمیت زناشویی را کاهش دهد.
اثربخشی یک مدل مداخله دلبستگی محور بر شاخص های سلامت و دلبستگی کودکان مبتلا به بیماری مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی یک مدل مداخله دلبستگی محور ویژه موقعیت های پزشکی با عنوان مثلث مادر- کودک- بیماری (MCDT) بر شاخص های سلامت و دلبستگی کودکان مبتلا به بیماری مزمن انجام گرفت. به این منظور 22 زوج مادر- کودک واجد شرایط، پس از اعلام موافقت وارد طرح شدند. کلیه کودکان با تشخیص یک بیماری مزمن در مرکز طبی اطفال تهران تحت درمان پزشکی بودند. پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA) و مقیاس های افسردگی بک- ویژه مراقبت های اولیه (BDI-PC) و ادراک بیماری (IPI) توسط کودکان و پرسشنامه سلامت کودک- فرم والدین (CHQ-PF-28) و شاخص استرس والدینی (PSI) توسط مادران تکمیل شد. گروه آزمایش 10 جلسه مداخله دلبستگی محور و گروه گواه نیز همزمان 10 جلسه گفتگوی ساده به عنوان مداخله ساختگی دریافت کردند. یافته های پژوهش نشان داد که کودکان گروه آزمایش پس از دریافت مداخله دلبستگی محور مذکور، بهبود معنادار در نمرات دلبستگی و زیرمقیاس های سلامت شامل افسردگی، سلامت جسمانی، سلامت روانی- اجتماعی و نمره کل سلامت عمومی در مقایسه با گروه گواه داشتند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که کاربرد مداخلات روان درمان گرانه، به ویژه مداخلات دلبستگی محور، در کنار درمان های پزشکی می تواند به افزایش میزان بهبودی و سلامت کودکان مبتلا به شرایط خاص پزشکی کمک کند.
اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و ذهن آگاهی بر سلامت روان
حوزههای تخصصی:
سلامت روانی مبحث مهمی در آسیب شناسی روان شناختی می باشد که اهمیت آن در بین گروه های آسیب پذیر دو چندان است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و ذهن آگاهی در سلامت روانی مصرف کنندگان کراک است. روش پژوهش فعلی آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون - پس آزمون گسترش یافته بود. برای این هدف 51 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و سپس در سه گروه 17 نفری (گروه درمان ذهن آگاهی، گروه درمان شناختی رفتاری و گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش، آزمون تجدیدنظر شده علائم روانی بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شد. نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد که بین مصرف کنندگان کراک درگروه های آزمایش و گروه کنترل از لحاظ سلامت روانی، اضطراب و افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که دو روش درمانی شناختی - رفتاری و ذهن آگاهی از نظر تأثیر بر سلامت روانی، اضطراب و افسردگی تفاوت معنیداری ندارند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که درمان شناختی - رفتاری و روش ذهن آگاهی در کاهش سلامت روان، افسردگی و اضطراب مصرف کنندگان کراک مؤثر است.
رابطه فرسودگی تحصیلی با سلامت روان وهوش معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر، فرسودگی تحصیلی به علت تأثیر منفی ای که بر فرایند آموزش و یادگیری بر جای می گذارد مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. فرسودگی یک حالت منفی خستگی فیزیکی، هیجانی و ذهنی است که با حس عمیق شکست از کار همراه است. فرسودگی تحصیلی توسط دانش آموزان و دانشجویان به صورت خستگی مزمن ناشی از کار بیش اندازه در فعالیت های درسی، نگرش بدبینانه و بی تفاوتی نسبت به کارهای مدرسه و احساس شایستگی پایین و فقدان احساس موفقیت در تکالیف بروز داده می شود؛ از اینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه فرسودگی تحصیلی با سلامت روان و هوش معنوی بوده است. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر پنج دانشکده دانشگاه کاشان بود. 447 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (برسو و همکاران، 1997)، پرسشنامه سلامت روان (28GHQ-) و پرسشنامه هوش معنوی (عبدالله زاده و همکاران، 1387) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین هوش معنوی و سلامت روان با فرسودگی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد. سلامت روان و هوش معنوی به طور معناداری، فرسودگی تحصیلی را پیش بینی می کنند و سلامت روان پیش بینی کننده قوی تری برای فرسودگی تحصیلی است.
تأثیر آموزش به سبک محاوره ای از طریق چندرسانه ای بر افزایش مهارت ارتباطی دانش آموزان دختر کم شنوا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور بررسی تأثیر آموزش به سبک محاوره ای از طریق چندرسانه ای بر افزایش مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر کم شنوا مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 93-1392 صورت پذیرفته است. روش تحقیق، از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان کم شنوا پایه ششم ابتدایی شهر تهران بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 15 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه سنجش مهارت ارتباطی عطارها بود. ابتدا، یک پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد؛ سپس گروه آزمایش، طی هفت جلسه با استفاده از نرم افزار چندرسانه ای محقق ساخته آموزش دیدند و گروه کنترل به دور از متغیر مستقل آموزش دیدند. به منظور بررسی تغییرات، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیری) استفاده شد. به طورکلی، نتایج به دست آمده از این پژوهش برتری رشد مهارت ارتباطی دانش آموزانی را نشان داد که مطالب را به سبک محاوره ای از طریق چندرسانه ای دریافت کردند.
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی با سرخوردگی زناشویی در زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرخوردگی زناشویی، کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی است که شامل کاهش توجه نسبت به همسر، بیگانگی عاطفی و افزایش نوعی احساس بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به همسر است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و سلامت روانی با سرخوردگی زناشویی بود. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین ساکن شهر اصفهان در سال 88 بودند که حداقل سه سال از ازدواج آن ها گذشته باشد. نمونه پژوهش 200 نفر(100زن و 100 شوهر) بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از نواحی مختلف شهر اصفهان انتخاب شدند. فرضیه پژوهش عبارت بود از: ویژگی های شخصیتی، سلامت روانی و عوامل زمینه ای، سرخوردگی زناشویی را پیش بینی می کند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس سرخوردگی زناشویی، پرسشنامه پنج عاملی شخصیت (فرم کوتاه)، پرسشنامه سلامت عمومی و پرسشنامه عوامل زمینه ای بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین سرخوردگی زناشویی و ویژگی های شخصیتی در ابعاد برون گرایی و توافق پذیری رابطه مثبت معناداری (13/0=2R ، 36/0=R، 01/0P<) وجود داشت. بین سرخوردگی زناشویی و سلامت روانی در عامل اضطراب رابطه مثبت معناداری (10/0=2R، 32/0=R، 01/0P<) وجود داشت. بین سرخوردگی زناشویی و عوامل زمینه ای در متغیرهای مدت ازدواج و وضعیت اقتصادی رابطه مثبت معناداری (10/0=2R، 32/0=R، 01/0P<) وجود داشت. در پایان، براساس نتایج تحقیق پیشنهادهایی برای کاهش سرخوردگی زناشویی زوجین ارائه گردید.
اثربخشی مداخله ی مثبت نگر گروهی در کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش میزان شادکامی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مداخلات مثبت نگر با تمرکز بر نقاط مثبت و توانمندی های افراد، یکی از انواع مداخلات نسبتاً جدید در روان شناسی می باشند . این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله ی مثبت نگر در کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش میزان شادکامی دختران نوجوان انجام شده است. روش: 31 نفر از دانش آموزان 14 تا 15 سال، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل جای گرفتند. آموزش های مثبت نگر در طی 11 جلسه ی 2 ساعته، به افراد گروه آزمایش ارائه شد. در این مدت ، گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. نگرش های ناکارآمد توسط مقیاس نگرش های ناکارآمد ویسمن و میزان شادکامی توسط پرسشنامه شادکامی آکسفورد قبل و بعد از مداخله و 4 و 9ماه پس از اتمام مداخله اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج اندازه گیری های مکرر نشان داد که آموزش های مثبت نگر باعث کاهش معنادار نگرش های ناکارآمد و افزایش معنادار میزان شادکامی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت مداخلات مثبت نگر نه تنها باعث کاهش نگرش های ناکارآمد می شوند، بلکه میزان شادکامی را نیز را افزایش می دهند؛ بنابراین می توان آنها را برای کاهش مشکلات روان شناختی که زمینه ساز بروز اختلالات روانی هستند و همچنین برای ارتقای کیفیت زندگی به کار برد.
بررسی تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی-ارتباطی بر رضایت شغلی کارکنان سایپا یدک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی ارتباطی بر رضایت شغلی کارکنان سایپا یدک بود. مهارت های ارتباط مؤثر، ابراز وجود و حل مسأله یا تعارض آموزش داده شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری ١٢٠٠ نفر از کارکنان سایپا یدک بودند. روش نمونه گیری هدفمند بود؛ ابتدا با استفاده از نتایج پرسشنامه رضایت شغلی JDI ،که شرکت هر ٦ ماه برای سنجش رضایت شغلی کارکنان توزیع می کند، تعمیرگاه شماره ٤ به لحاظ پایین بودن نمره های مؤلّفه های همکاران و سرپرستی به عنوان واحد نمونه گیری انتخاب شد. سپس برای سنجش رضایت شغلی این واحد، از پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور استفاده شد و٢٤ نفر به عنوان نمونه انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای گروه آزمایش برنامه آموزشی مهارت ها طی ٨ جلسه یک ساعت و نیمه اجرا شد. ابزار سنجش پژوهش پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور، پرسشنامه مهارت های مقابله ای موس و بیکلینگر و پرسشنامه مهارت ابراز وجود بود. در رابطه با فرضیه های پژوهش از آزمون t برای گروه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد آموزش مهارت های اجتماعی ارتباطی بر رضایت شغلی، مهارت ابراز وجود و مهارت های مقابله ای کارکنان اثربخش بوده است. لذا آموزش این مهارت ها به شیوه های مختلف حضوری و رسانه ای توصیه می شود.
نقش والدین، همسالان، محیط آموزشی و رسانه ها در رشد هویّت ملّی نوجوانان و جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه رشد ابعاد هویّت ملّی و معرفی جنبه رفتاری آن به عنوان بعدی جدید و مقایسه روند تحولی این ابعاد و همچنین سنجش نقش والدین، همسالان، محیط آموزشی و رسانه ها در پیش بینی هویّت ملّی در اوایل و اواخر نوجوانی و اوایل جوانی بود. در این پژوهش که به شیوه پیمایشی انجام شد700 نفر دانش آموز مقطع راهنمایی و دبیرستان و دانشجوی کارشناسی شهر تهران شامل 358 پسر و 342 دختر، به شکل خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته هویّت ملّی، شناخت آثار و علائم ملّی و نقش خانواده، دوستان، محیط آموزشی و رسانه ها در رشد هویّت ملّی استفاده شد. نتایج نشان داد که هویّت ملّی دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است. رشد هویّت ملّی از اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی، روندی کاهشی، اما شناخت علائم و نمادهای ملّی روندی افزایشی را نشان داد. خانواده،استفاده از رادیو و تلویزیون، همسالان، ماهواره و کتب و مجلات غیردرسی پیش بینی کننده هویّت ملّی و شناخت نمادها و علائم ملّی بوده اند.
بررسی رابطه بین هوش اخلاقی و گرایش های مذهبی با رضایت زناشویی در معلمان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:سلامتخانواده به عنوان یکی از نهادهای مهم و حیاتی جامعه به عوامل مختلفی بستگی دارد، و تا کنون پژوهش های مختلفی درباره آن انجام شده است. هدف از پژوهش حاضر نیز بررسی رابطه بین هوش اخلاقی و گرایش های مذهبی با رضایت زناشویی در معلمان متأهل می باشد. روش:درپژوهش حاضر ازروش پژوهش همبستگی استفاده شده است.به این منظور، 135 معلم متأهل در نیم سال اول سال تحصیلی 1393- 1392 به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به مقیاس زوجی انریچ، پرسشنامه هوش اخلاقی، و پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار 18SPSS و با شیوه آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها:نتایج تحقیق حاکی از آن است بین هوش اخلاقی و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0> P). همچنین بین گرایش مذهبی درونی با رضایت زناشویی ارتباط مثبت و معنادار به دست آمد (01/0> P). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که هوش اخلاقی می تواند به طور معناداری 23/0 از واریانس رضایت زناشویی را به طور معناداری پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر اهمیت هوش اخلاقی و گرایش مذهبی درونی بر رضایت مندی زناشویی در معلمان متأهل را آشکار ساخت و در برنامه های مشاوره قبل از ازدواج و مشاوره خانواده باید آنها را به عنوان یک عامل کلیدی در تعیین رضایت زناشویی در نظر گرفت.
وضعیت استانداردهای اخلاق حرفه ای اعضای هیات علمی از دیدگاه دانشجویان پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: اخلاق حرفه ای در زمره شایستگی های عام در نظام آموزش عالی است و رعایت استانداردهای آن می تواند در کیفیت فرآیند و برون داد این نظام موثر واقع شود. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت اخلاق حرفه ای اعضای هیات علمی از دیدگاه دانشجویان پرستاری انجام شد.
روش ها: در این پژوهش توصیفی پیمایشی، از میان 382 دانشجوی پرستاری در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم هر یک از مقاطع تحصیلی، 104 نفر انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه استاندارد اخلاق حرفه ای در 4 مولفه ""توانمندی های حرفه ای""، ""احترام و تعهد نسبت به دانشجویان""، ""احترام و تعهد نسبت همکاران"" و ""احترام و تعهد نسبت به سازمان"" جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های T تک نمونه ای و T مستقل انجام گرفت.
یافته ها: میانگین کلی اخلاق حرفه ای از دیدگاه دانشجویان 16/0±40/2 بود. بیشترین شکاف بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب در اخلاق حرفه ای کل و کمترین شکاف در مولفه احترام و تعهد نسبت به سازمان بود.
نتیجه گیری: دانشجویان پرستاری از وضعیت مولفه های اخلاق حرفه ای در دانشگاه و اعضای هیات علمی رضایت ندارند.
رابطه بهزیستی روان شناختی با عملکرد شغلی پرستاران و مقایسه آن ها در بخش های ویژه و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بهزیستی روان شناختی با عملکرد شغلی پرستاران و مقایسه آنان در بخش های ویژه و عادی بوده است. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی، از نوع مطالعات همبستگی و همچنین علی- مقایسه ای بهره گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه پرستاران (N=900)بیمارستان های قائم( عج) و امام رضا (ع)، تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری در دسترس و با استفاده از جدول مورگان، انتخاب شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، از روش های آماری همبستگی؛ تحلیل واریانس (MANOVA) و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین بهزیستی روان شناختی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد 03/0=r ؛ 01/0>P. همچنین نتایج آزمون T مستقل حاکی از آن است که بین بهزیستی روان شناختی پرستاران بخش های ویژه و عادی تفاوت معنی دار بین دو گروه مشاهده می شود. متغیرهای جمعیت شناختی نیز بیانگر رابطه معنادار (01/0P< ) بین بهزیستی روان شناختی پرستاران ویژه و عادی است.