فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۱٬۱۷۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آزمون رابطه علّی بین ارزش تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت تحصیلی، خود نظم جوئی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی ریاضی صورت پذیرفت. بدین منظور از جامعه آماری پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 560 نفر از دانش آموزان (267 نفر پسر و 293 نفردختر) از پایه سوم رشته ریاضی دبیرستان های شهر تهران در سال تحصیلی 1394 -1393 به پرسشنامه ی خرده مقیاس ارزش تکلیف (پینتریچ و دی گروت (1991))، مقیاس درگیری شناختی (تجدید نظر شده ی دو عاملی فرایند یادگیری (2F-R-LPQ) کمبر بیگز و لیونگ (2004))، مقیاس هیجان های پیشرفت قبل از امتحان ((AEQ) پکران، گوئیتز، تیتز و پری، (2005)) و مقیاس خودنظم جویی تحصیلی (پینتریچ و دی گروت (1990))، پاسخ دادند. نتایج تحلیل مدل معادلات ساختاری با استفاده از داده های تجربی نشان داد که، پیشرفت تحصیلی به طور مستقیم و غیر مستقیم از متغیرهای پیش بین ارزش تکلیف، درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خودنظم جوئی تحصیلی تأثیر می پذیرد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که، تمامی شاخص ها به جز شاخص AGFI (شاخص نیکویی برازش تعدیل شده ) در حد بسیار مطلوب گزارش شده اند و مدل با داده ها برازش خوبی دارد و این بیانگر این است که، رابطه خطی بین متغیرها و سازه های مکنون وجود دارد؛ بنابراین فرضیه کلی پژوهش مبنی بر ""الگوی مفروض رابطه ی علّی بین ارزش تکلیف با پیشرفت تحصیلی از طریق میانجیگری درگیری شناختی، هیجان های پیشرفت و خودنظم جوئی تحصیلی برازنده داده ها است"" تأیید شده است.
بررسی میزان اثربخشی خودگوئی های درونی مثبت بر افزایش باورهای خودکارآمدی عمومی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور، بررسی اثربخشی خودگوئی های درونی مثبت بر افزایش میزان باورهای خودکارآمدی عمومی زنان انجام گرفته است. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده قرارگرفته است، مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE) شرر و همکاران (1982) است که ضریب پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ برای خرده مقیاسهای خودکارآمدی عمومی و اجتماعی به ترتیب 86/0 و 71/0 گزارش شده است. جامعه آماری پژوهش، زنان متأهل مراجعه کننده به مرکز آموزش خانواده کمیته امداد امام خمینی(ره) غرب استان تهران بودند. از بین مراجعه کنندگانی که پس از فراخوان مرکز در تیرماه 86، داوطلب شرکت در دوره آموزشی شدند، پس از مصاحبه اولیه وکسب اطمینان از علاقه و تعهد آنها نسبت به شرکت در تمام جلسات، 24 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند که در دو گروه 12نفر کنترل و آزمایش به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس، اعضای دو گروه به پرسشنامه خود کارآمدی عمومی پاسخ دادند. آنگاه گروه کنترل در نوبت انتظار قرار گرفته و گروه آزمایش طی 8 جلسه یک ساعت و نیمی در برنامه آموزش خودگوئی های درونی مثبت برمبنای مفاهیم مکتب شناخت درمانی شرکت کردند. پس از آن، از هردوگروه پس آزمون به عمل آمد و داده های حاصله توسط آزمون t برای مقایسه میانگین های دو گروه مستقل مورد تجزیه و تحلیل واقع گردید. نتیجه پژوهش نشان داد که آموزش خودگوییهای مثبت در افزایش میزان باورهای خودکارآمدی عمومی زنان مورد نظر مؤثر بوده است.
بررسی تأثیر آموزش گروهی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دبیرستانهای شهرستان بهبهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش گروهی، بر افزایش عزت نفس دختران نوجوان پایه سوم مقطع متوسطه شهرستان بهبهان در سال تحصیلی 81-80 با استفاده از طرح تحقیقی آزمایشی پس آزمون با گروه کنترل میپردازد و میزان اثربخشی مشاوره گروهی را به عزت نفس میسنجد. نمونه تحقیق دانش آموزان دختر سال سوم مقطع متوسطه یکی از دبیرستان های شهرستان بهبهان میباشد که به طور تصادفی انتخاب شده که 30 نفر از آزمودنیها به طور تصادفی در گروه آزمایش و 30 نفر آزمودنی به طور تصادفی در گروه گواه قرار گرفته اند. متغیر مستقل 480 دقیقه جلسه مشاوره گروهی ( تلفیقی از دیدگاه بک والیس) بود که فقط در مورد گروه آزمایش اجرا شد. پس از برگزاری مشاوره گروهی میانگین نمرات عزت نفس گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه افزایش نشان داده است.
تأثیر آموزش ترکیبی بر موفقیت و رضایت فراگیران نظام آموزش فنی و حرفه-ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش ترکیبی بر موفقیت و رضایت فراگیران نظام آموزش فنی و حرفه ای انجام گردید. ازنظر روش، مطالعه ی کنونی شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش، کار آموزان نظام فنی و حرفه ای استان فارس بوده که از میان آن ها دوره ی نصاب سامانه مدیریت هوشمند ساختمان که دارای دو کلاس بود به صورت هدفمند، با روش در دسترس انتخاب گردیده و به صورت تعیین تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. تعداد اعضای نمونه در گروه آزمایش 18 نفر و در گروه کنترل 19 نفر تعیین گردید. به منظور مقایسه ی نمرات آزمون و هم چنین رضایت دو گروه از دوره ی آموزشی از آزمون تی مستقل استفاده و بر این اساس نتایج تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که میزان یادگیری محتوا در دوره ی آموزشی که با رویکرد یادگیری ترکیبی اجرا شده بود به صورت معناداری از یادگیری در گروه سنتی (رودررو) بیش تر بود. افزون بر آن میزان رضایت فراگیران دوره از یادگیری به شیوه ی ترکیبی به صورت معنا داری از رضایت مندی فراگیران در گروه سنتی (رودررو) بیش تر می باشد. بنابراین باتوجه به جایگاه ارزشمند آموزش ترکیبی در افزایش رضایت و موفقیت یادگیرندگان دوره های آموزش فنی و حرفه ای، به کارگیری این رویکرد آموزشی می تواند جزء برنامه های توسعه ی آموزش فنی و حرفه ای قرار گیرد.
بررسی همبستگی برخی از فاکتورهای پیش دانشگاهی با عملکرد تحصیلی و موفقیت دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر به بررسی همبستگی برخی از فاکتورهای پیش دانشگاهی با عملکرد تحصیلی و موفقیت دانشجویان رشته پزشکی ورودی سال های 1365-1369 دانشگاه علوم پزشکی شیراز پرداخته است. از آنجایی که بررسی وضعیت تحصیلی دانشجویان پزشکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است دقت نظر افکار عمومی، صاحب نظران و مسوولین ضرورت این بررسی را نمایان می سازد.
این پژوهش که با هدف بررسی همبستگی برخی فاکتورهای پیش دانشگاهی با عملکرد دانشجویان به روش گذشته نگر بر روی رونده 1012 نفر دانشجوی پزشکی انجام شده، عوامل مختلفی چون معدل دیپلم، سهمیه ها، معدل علوم پایه، فیزیوژاتولوژی و بالینی، تعداد ترم های مشروطی، امتحانات علوم پایه و جامعه پیش کارورزی و زمان فراغت از تحصیل را مورد بررسی قرار داده است.
یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از این است که بین معدل دیپلم و نتایج امتحانات مقاطع مختلف تحصیلی نظیر علوم پایه، فیزیوپاتولوژی و بالینی همبستگی مثبت وجود داشته است و بین تعداد ترم های مشروطی و تعداد دفعات شرکت در امتحانات جامع علوم پایه و پیش کارورزی رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد. در پایان می توان نتیجه گرفت که معدل دیپلم می تواند معیار مناسبی جهت انتخاب دانشجو در رشته پزشکی باشد."
ارتباط خودتنظیمی و تسلط جمعی با بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از دغدغه های نظام های آموزشی دنیا، ارتقای بهزیستی و سلامت روان یادگیرندگان است و از آنجا که عوامل فردی و اجتماعی گوناگونی در داشتن احساس بهزیستی تأثیرگذارند، شناسایی متغیرهای مرتبط با این حوزه ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش، بررسی رابطة بین ابعاد خودتنظیمی و تسلط جمعی با بهزیستی روان شناختی است. روش پژوهش، همبستگی است و بدین منظور تعداد 300 نفر (170 دختر، 130 پسر) از دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه های یادگیری خودتنظیمی (بوفارد و همکاران،1995)، تسلط جمعی (هابفول، 2000 (و بهزیستی روان شناختی (ریف،1989) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل یافته ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، بیانگر ارتباط مثبت و معنی دار بین ابعاد خودتنظیمی (فراشناخت، شناخت و انگیزش) و نیز تسلط جمعی با بهزیستی روان شناختی است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری به شیوة گام به گام نشان داد که فراشناخت، انگیزش و تسلط جمعی با هم قادر به پیش بینی 26 درصد از تغییرات نمرة کل بهزیستی روان شناختی هستند. با توجه به ارتباط بین متغیرها و پیش بینی بخشی از تغییرات بهزیستی روان شناختی به وسیلة خودتنظیمی و بخشی به وسیله تسلط جمعی،لازم است معلمان و والدین، هم اهمیت تلاش های فردی و هم کمک گرفتن به موقع و بجا از اطرافیان را برای دانش آموزان مشخص سازند.
مقایسه تفاوت های جنسیتی در انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه تفاوت های جنسیتی در انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان ورزشکار مقطع متوسطه بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مقایسه ای بود که به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان شرکت کننده در مسابقات ورزشی دختران و پسران مقطع متوسطه آموزش و پرورش استان خراسان رضوی بودند که در سال 1391 شرکت داشتند. بدین منظور 589 نفر از دختران و پسران دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه گیل و همکاران بود. از آزمون های کالموگروف اسمیرنوف (K-S) و من ویتنی برای تجریه و تحلیل داده ها استفاده شد. بررسی یافته ها نشان داد که تفاوت معنی داری بین انگیزش مشارکت ورزشی دختران و پسران دانش آموز وجود دارد (001/0≥P). همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در مؤلفه های انگیزش مشارکت از جمله موفقیت، آمادگی، رهایی انرژی، دوست یابی و تفریح در بین دختران و پسران وجود دارد (001/0≥P). و بین مؤلفه های جو گروهی، عوامل موقعیتی و توسعه مهارت تفاوتی مشاهده نشد. در تمامی مؤلفه های مذکور به جز توسعه مهارت، انگیزه مشارکت دختران بالاتر از پسران بود.
روش هایی برای ایجاد انگیزه مطالعه در فرزندان
منبع:
پیوند ۱۳۸۱ شماره ۲۸۱
حوزههای تخصصی:
رابطه جو خانواده با پایگاه اجتماعی و مکان کنترل با انگیزش پیشرفت در دانش آموزان سوم متوسطه ساری
بررسی و مقایسه پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی و شایستگی خود در دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
رابطه پیشایندهای مهم با هدفگرایی تبحری و ارتباط این متغیر با پیامدهای برگزیده اش در دانش آموزان دختر سال اول دبیرستانهای اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه ساده و چندگانه پیشایندهای هدفگرایی تبحری با این متغیر و تعیین رابطه هدفگرایی تبحری با برخی پیامدهای برگزیده اش در دانش آموزان دختر سال اول دبیرستانهای اهواز می باشد. پیشایندهای مهم هدفگرایی تبحری مورد نظر در این تحقیق عبارتند از نگرشهای مثبت درباره تعلیم و تربیت، ادراکات دانش آموزان از هدف تبحری ساختار کلاس، هدفهای معلم و والدین، عزت نفس بالا، احساس تعلق به مدرسه، مسئولیت پذیری اجتماعی، هوش و عملکرد تحصیلی قبلی. پیامدهای مهم هدفگرایی تبحری که در این تحقیق بررسی می شوند عبارتند از عملکرد تحصیلی، کارآمدی تحصیلی و استفاده از راهبردهای خودگردان. در این پژوهش، کلیه متغیرهای پیشایندی که در بالا ذکر شدند به عنوان متغیرهای پیش بین و هدفگرایی تبحری به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده اند. از سوی دیگر، در این تحقیق هدفگرایی تبحری به عنوان متغیر پیش بین و متغیرهای عملکرد تحصیلی، کارآمدی تحصیلی و راهبردهای یادگیری خودگردان به عنوان متغیرهای ملاک به کار رفته اند. نمونه تحقیق مشتمل بر 400 دانش آموز دختر سال اول دبیرستانهای اهواز است که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد نظر از چندین مقیاس از جمله مجموعه مقیاسهای الگوی یادگیری سازگار استفاده گردید. بر اساس نتایج این پژوهش کلیه متغیرهای پیشایند به جز هوش و عملکرد تحصیلی قبل با هدفگرایی تبحری رابطه مثبت معنی داری نشان دادند. همچنین ترکیب متغیرهای پیشایند با هدفگرایی تبحری همبستگی چندگانه داشتند. از سوی دیگر، هدفگرایی تبحری با کارآمدی تحصیلی و تمامی یادگیری خودگردان به جز راهبرد جستجوی کمک از بزرگسال رابطه مثبت معنی داری نشان داد.
مقایسه تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه-گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی تاثیر روش های مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان انجام گردید. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و دارای طرح پیش، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه الزهرا در سال تحصیلی 95-94 بودند. به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم جامعه تعداد 361 نفر از دانشجویان پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی را تکمیل کردند. از بین آنها تعداد74 نفر نمره یک انحراف استاندارد پایین تر از میانگین کسب کردند. مرحله دوم 60 نفر از افرادی که داوطلب شرکت در مرحله دوم پژوهش بودند انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش(هر کدام 15) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر نظریه شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی در مورد سه گروه آزمایش انجام شد. در پایان چهار گروه دوباره با استفاده از پرسشنامه اشتیاق مسیرشغلی هیرشی (2014) سنجیده شدند. یافته ها: نتایج درون و بین آزمودنی حاصل از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و واریانس چندمتغیری نشان دادند که ارائه آموزش بر بهبود میانگین نمرات اشتیاق مسیرشغلی تاثیر داشته است(p < 0/001). نتایج آزمون تعقیبی بیان گر آن بود که نمره کل اشتیاق مسیرشغلی در مراحل پس آزمون و پیگیری در گروه کنترل به طور معناداری از سه گروه مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی کمتر بود(p < 0/001). نتیجه گیری: پژوهش حاضر بیانگر این است که آموزش مشاوره مسیرشغلی مبتنی بر رویکرد شناختی- اجتماعی، سازه گرایی و انگیزشی بر افزایش اشتیاق مسیرشغلی دانشجویان دختر موثر است.
موقعیت های کاهش دهنده انگیزش، راهبردهای خود نظم ده و پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از این پژوهش، بررسى رابطه راهبردهاى خود نظم ده یادگیرى(براساس الگوى ولترز، 1998)و پیشرفت تحصیلى دانشجویان است.در این زمنیه، به سه پرسش تحقیقاتى پرداخته شد: 1.دانشجویان از چه نوع راهبردهایى براى خود نظم دهى به مشکلات انگیزشى استفاده مىکنند؟ 2.آیا استفاده از این راهبردها وابسته به موقعیتهاى آموزشى است؟3.رابطه خود نظم دهىهاى شناختى، فراشناختى، ارادى و پیشرفت تحصیلى چگونه است؟در این تحقیق، تعداد 184 داوطلب دانشجو(98 دختر و 86 پسر)ثبت نام شده، در سه گروه درس رشد که توسط یک مدرس ارایه مىگردید، شرکت نمودند.دانشجویان در چهار موقعیت مشکلزاى آموزشى که موجب کاهش انگیزش مىشود، قرار گرفتند.سپس از آنها خواسته شد تا راهبردهایى که آنها در موقعیتها به کار مىگیرند تا همچنان به تلاش خود ادامه دهند و موفق شوند را نام ببرند.
نتایج نشان داد که دانشجویان متناسب با نوع مشکل از راهبردهایى استفاده مىکنند که بتواند موجب خود نظم دهى یادگیرى آنان در آن موقعیت خاص گردد.نتایج همچنین نشان داد که انگیزشهاى درونى یا ذاتى به شکلى مثبت فرآیندهاى شناختى و پیشرفت تحصیلى را پیشبینى مىنمایند، در حالى که انگیزشهاى عملکردى رابطهاى منفى با هر دو عامل یاد شده دارد.از مجموع راهبردهاى شناختى و فراشناختى در دو سطح ساده و پیچیده، تنها راهبرد تمرین و تکرار بود که توانست پیشرفت تحصیلى را پیشبینى نماید.پژوهش در انتها با چند پیشنهاد آموزشى خاتمه مىیابد.
"
نقش واسطه ای انگیزش درونی در رابطه بین رفتار توانمندساز رهبر و غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارراهه به صورت مجموعه ای از مشاغل تعریف می شود که یک فرد در طی مسیر زندگی در پیش می گیرد. خشنودی شاغل از کارراهه پیامدهای مثبت بسیاری مانند عملکرد و تعهد بالاتر به همراه دارد. به نظر می رسد که رفتارهای توانمندساز رهبر مانند مشارکت دادن زیردستان در تصمیم گیری و واگذاری استقلال کاری و نیز غنی سازی شغل منجر به خشنود شدن شاغل از کارراهه می گردد. با توجه به اهمیت پیامدهای خشنودی کارراهه برای سازمان ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رفتار توانمندساز رهبر و غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه انجام گرفت. انگیزش درونی نیز به عنوان متغیر واسطه ای در نظر گرفته شد. نمونه پژوهش شامل 438 نفر از کارکنان شرکت پلی اکریل ایران بودند که به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خشنودی از کارراهه (CSQ)، غنی سازی شغل (JEQ)، رفتار توانمندساز رهبر (LEQ) و انگیزش درونی (IMQ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که انگیزش درونی در رابطه بین رفتار توانمندساز رهبر با خشنودی از کارراهه و نیز رابطه غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه نقش واسطه پاره ای را ایفا می کند. بر اساس این نتایج، لازم است که سازمان ها مشاغل کارکنان را غنی سازند. هم چنین رهبران و سرپرستان مشارکت کارکنان در تصمیم ها را افزایش دهند و به کارکنان استقلال بیشتری دهند. این رفتار از طریق توانمند ساختن کارکنان، انگیزش درونی آنها را افزایش می دهد و در نهایت خشنودی از کارراهه بیشتر می شود.
رابطه فرصت دیجیتالی با انگیزه شرکت و کارائی دوره های آموزش مهارت های (ICDL)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاحص فرصت دیجیتالی، یک شاخص مرکب است که امکان دسترسی ارزان، همه شمول، فراگیر و برابر شهروندان یک کشور مشخص یا گروه های مشخصی از یک جامعه به ابزارهای (ICT) را مورد اندازه گیری قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف شناخت رابطه بین دسترسی به مؤلفه های شاخص فرصت دیجیتالی با انگیزه شرکت و کارایی دوره های آموزش ضمن خدمت (ICDL) انجام گرفته است. جامعه آماری شامل دبیران مقطع متوسطه شهر سردشت بود که در دوره های (ICDL) شرکت کرده بودند. و نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای از بین دبیران مرد و زن مقطع متوسطه به تعداد 168نفر انتخاب شده است. برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرانباخ 84/0 محاسبه شده است. برای بررسی شاخص فرصت دیجیتالی از آمار توصیفی و برای بررسی رابطه شاخص فرصت دیجیتالی با انگیزه شرکت و کارایی دوره های (ICDL) از همبستگی دو رشته ای نقطه استفاده شد. براساس نتایج پژوهش معلمان 52 درصد به کامپیوتر، 38 درصد به اینترنت و 75 درصد به موبایل (شاخص فرصت دیجیتالی)دسترسی داشته اند و یافته های پژوهش نشان داد که بین دسترسی به مؤلفه های فرصت دیجیتالی و انگیزه بالا برای شرکت در دوره های (ICDL) و همچنین کارایی این دوره ها رابطه معنی داری وجود دارد و براساس نتایج پژوهش پیشنهاد می شود که در جهت بهره وری هر چه بیشتر دوره های (ICDL) نسبت به افزایش شاخص فرصت دیجیتالی در بین گروه های هدف این دوره ها برگزار شود.