فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۴۷۱ مورد.
منبع:
پیوند ۱۳۷۸ شماره ۲۴۳
تعبیر رویا
مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر (IBS) و افراد غیر مبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: متغیرهای روان شناختی نقشی تعیین کننده در پدیدآیی و تداوم بیماری های جسمانی دارند. نشانگان روده تحریک پذیر (IBS)، به عنوان یکی از شایع ترین اختلال های معدی- روده ای، چه رابطه ای با متغیر های روان شناختی دارد؟ هدف اصلی این پژوهش، در امتداد بررسی و شناسایی دقیق تر این رابطه، مقایسه ویژگی های شخصیتی افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر و افراد غیر مبتلا بود.
روش: ویژگی های شخصیتی مورد بررسی در این پژوهش، به عنوان متغیرهای روان شناختی، شامل نوروزگرایی، برون گرایی، تجربه پذیری، همسازی، وظیفه شناسی و تاب آوری بودند. به این منظور یک گروه آزمودنی بیمار به تعداد 60 نفر (26 مرد و 34 زن) و یک گروه آزمودنی غیر بیمار به تعداد 104 نفر (38 مرد و66 زن) در این پژوهش شرکت کردند. مقیاس شخصیتی NEO-FFI و مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون (CD-RTSC) در مورد شرکت کننده ها اجرا شد. برای تحلیل داده های پژوهش، از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به IBS در مقایسه با افراد غیر مبتلا دارای نوروزگرایی بیشتر و برون گرایی و وظیفه شناسی کمتری هستند. در مقیاس های تجربه پذیری و همسازی و متغیر تاب آوری بین دو گروه تفاوت معنا داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که متغیرهای شخصیتی می توانند ابتلاء به نشانگان روده تحریک پذیر را تا حدودی پیش بینی کنند.
بررسی رابطه ابعاد شخصیت با جهت گیری هدف تحصیلی، در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد شخصیت با جهت گیری هدف در دانشجویان انجام گرفته است. بدین منظور در پژوهش حاضر 285 آزمودنی دانشجویی کارشناسی دانشگاه تهران (107 دانشجوی مرد و 178 دانشجوی دختر) شرکت داشتند که این گروه نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی با کنترل دوره تحصیلی (دانشجوی کارشناسی) از میان دانشکده های روانشناسی، علوم، مدیریت، فنی، حقوق و ادبیات انتخاب شدند. برای ارزیابی شخصیت و جهت گیری هدف به ترتیب از پرسشنامه شخصیتی آیسنک و پرسشنامه جهت گیری هدف مید گلی استفاده شد. بعد از جمع آوری داده ها برای تحلیل داده ها از روش همبستگی بین متغیرها و رگرسیون چند گانه استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین ابعاد شخصیت و جهت گیری هدف رابطه وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که دو عامل شخصیتی برون گردی و روان آزردگی گرایی دو عامل مهم برای جهت گیری هدف است. به این صورت که دو عامل برون گردی بصورت مثبت و روان آزردگی به صورت منفی سهم پیش بینی کننده معنادار برای جهت گیری تبحری دارد. همچنین برون گردی به صورت منفی و روان آزردگی گرایی به صورت مثبت سهم مهم و معناداری در پیش بینی جهت گیری عملکردی – اجتنابی دارد. عامل روان گسستگی گرایی نیز سهم معنادار در پیش بینی جهت گیری عملکردی – گرایشی داشت.
بررسی نقش صفات شخصیت و سبک های شناختی در گرایش و اجتناب از بحث و استدلال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی گرایش و اجتناب از بحث و استدلال دانشجویان و رابطه آن با ویژگی های شخصیتی و سبک های شناختی انجام شده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 289 دانشجوی دوره کارشناسی از گروه های تحصیلی هنر، علوم پایه و حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه مازندران انتخاب شدند. داده ها از طریق مقیاس انداز ه گیری گرایش و اجتناب از بـحث و استدلال، مقیاس پنج عامل بزرگ شخصیت و مـقیاس سبک های شـناختی A-E جمع آوری گردید. تحلیل واریانس نشان داد بین میانگین نمرات دانشجویان گروه های تحصیلی مورد مطالعه در گرایش و اجتناب از بحث و استدلال تفاوتی وجود ندارد و بین سبک های شناختی جذب کننده و کاوش کننده با گرایش و اجتناب از بحث و استدلال نیز همبستگی مشاهده نگردید. از میان پنج عامل بزرگ شخصیت، برون گرایی و گشودگی به ترتیب همبستگی 25/0 و 26/0 را با گرایش به بحث و استدلال نشان دادند. ویژگی شخصیتی با وجدان بودن همبستگی 12/0 را با گرایش به بحث و استدلال و 12/0- را با اجتناب از بحث و استدلال نشان داده است و بین روان رنجورخویی و برون گرایی به ترتیب با اجتناب از بحث و استدلال همبستگی 17/0 و 15/0- مشاهده گردید. تحلیل رگرسیون نشان داد که از میان متغیرهای مورد مطالعه فقط دو صفت شخصیتی برون گرایی و گشودگی می توانند تا حدی تغییرات در گرایش به بحث و استدلال را تبیین نمایند و این نمایانگر آن است ویژگی هایی چون معاشرتی بودن، ابراز وجود و قاطعیت و گشودگی نسبت به تجربه های جدید می توانند در تبیین گرایش به بحث و استدلال دخالت داشته باشد.
رابطه ابعاد شخصیت و جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی روابط بین جهت گیری مذهبی و شخصیت براساس نظریه ی آیزنک، 80 آزمودنی که 40 نـفر آنان زن و 40 نفر دیگر مرد بودنـد، به صورت تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه ی شخصیت آیزنک پاسخ دادند. هم چنین به منظور ارزیابی جهت-گیری مذهبی، مقیاس جهت گیری مذهبی بهرامی احسان، اجرا شد. این مقیاس چهار بُعد جهت گیری مذهبی، سازمان نایافتگی مذهبی، بیش ارزنده سازی و کامجویی را ارزیابی می کند.
نتـایج این پژوهش نشان داد که بین زنان و مردان در زیرمـقیاس های نـوروزگرایی، روان پریش خویی و سازمان نایافتگی مذهبی، تفاوت وجود دارد. هم چنین بین روان پریش خویی، نوروزگرایی و جهت گیری مذهبی روابط معکوسی به دست آمد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای جمعیت شناختی در کنار متغیرهای نوروزگرایی و روان پریش خویی قادر به پیش بینی جهت گیری مذهبی نیستند. تحلیل رگرسیون نشان داد که روان پریش خویی و نوروزگرایی با جهت گیری مذهبی رابطه ی منفی داشته و متغیرهای جمعیت شناختی سهمی در این میان ندارند.
فرایند های خود شناختی و نظامهای پردازش خبر عقلانی و تجربه ای در ایران و امریکا
حوزههای تخصصی:
"
سازهها و مقیاسهای متعدد در خصوص فرایندهای خودشناسی، به عنوان تسهیلگر و اصلاحکننده فرایندهای خود نظمدهی، از درجات انسجام و انتزاع متفاوتی برخوردارند. هوش هیجانی و ناگویی خُلقی را میتوان به ترتیب به منزلة سازههای خودشناختی جزیینگر در زمینه وجود و فقدان خودآگاهی هیجانی توصیف کرد. دو مـؤلفه تجربهای و تأملی خودشناسی سازههای هوش هیجانی و ناگویی خُلقی در زمینه شناخت خود کلی نگرتر و منسجمتر هستند، پس باید با همه ابعاد نظامهای پردازش خبر عقلانی و تجربهای ارتباط مثبت داشته باشند. یافتههای پژوهش، در هر دو جامعه ایران و امریکا، نشان دادند دو وجه خودشناسی با همه مـؤلفههای سیستمهای پردازش خبر تجربهای و عقلانی به صورت مثبت مرتبط بودند، اما مـؤلفههای سازههای هوش هیجانی و ناگویی خُلقی چنین ارتباط جامعی را نشان ندادند. افزون بر این، دو وجه خودشناسی در هر دو جامعه ایران و آمریکا توانستند متغیرهای سلامت روانی را در فراسوی نظامهای پردازش خبر عقلانی وتجربهای پیشبینی کنند. یافتههای پژوهش بر مبنای ماهیت در هم تنیده، پویشی، انسجامی و زمانمند فرایندهای خودشناختی، بر ضرورت طراحی مقیاسهای کارآمدتر و لزوم ارزیابی گستردهتر تفاوتها و شباهتهای بین فرهنگی در قلمرو خودشناسی صحه گذاشتند.
"
بررسی رابطه میان تمایزیافتگی خود و سبک های عشق ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه میان تمایزیافتگی با سبک های عشق ورزی و همچنین مقایسه سبک های عشق ورزی و سطوح تمایزیافتگی زنان و مردان متاهل شهر مشهد بود.
مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر 120 نفر از افراد متاهل شهر مشهد که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند مورد آزمون قرار گرفتند. برای سنجش تمایزیافتگی از پرسشنامه تمایزیافتگی (DSL)و برای سنجش سبک های عشق ورزی از مقیاس سه گانه اشترنبرگ استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss و آزمون معناداری ضریب همبستگی پیرسون جهت بررسی رابطه خرده مقیاس های تمایزیافتگی با خرده مقیاس های آزمون اشترنبرگ و آزمون مقایسه دو میانگین مستقل به منظور مقایسه خرده مقیاس های تمایز یافتگی و خرده مقیاس های آزمون اشترنبرگ درآزمودنی های زن و مرد متاهل شهر مشهد مورد تحلیل قرار گرفت. پس از تجزیه و تحلیل داده ها نتایج نشان داد که میان خرده مقیاس های صمیمیت، شوریدگی و تعهد اشترنبرگ با خرده مقیاس های واکنش هیجانی، جایگاه من، گسلش عاطفی و هم آمیختگی ارتباط معکوس معناداری دارد همچنین نتایج این آزمون نشان داد که بین میزان گسلش عاطفی مردان و زنان تفاوت معناداری وجود دارد، بدین صورت که آزمودنی های مرد میزان گسلش عاطفی بیشتری را گزارش نموده اند. در بقیه خرده مقیاس ها بین دو جنس تفاوت معناداری شاهده نشد.
بررسی مقایسه ای بهزیستی دانشجویان دختر و پسر بر حسب ارزیابی از هویت اجتماعی و هویت فردی
حوزههای تخصصی:
"
مقدمه: مطابق نظریه هویت اجتماعی ، مفهوم خود دارای دو جزء یعنی هویت فردی و هویت اجتماعی است. بر اساس این نظریه، انسان تلاش می کند تا هویت اجتماعی مثبت را همچون هویت فردی مثبت حفظ و نگهداری کند. با وجود نظریه های متعددی که پیشنهاد می کند هویت های اجتماعی روی زندگی اعضاء گروه اثرات مثبتی دارد، اما فقط اندک مطالعاتی در مورد رابطه بین هویت جمعی و بهزیستی صورت گرفته است. هدف : هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه هویت جمعی و فردی و نقش ارزیابی کننده آنها (احترام به خود جمعی و فردی) با بهزیستی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر است. روش کار : در این تحقیق از روش همبستگی استفاده شد. نمونه های آماری شامل 85 دانشجوی دختر و 62 دانشجوی پسر مقطع کارشناسی رشته علوم تربیتی دانشگاه لرستان می باشد. ابزار اندازه گیری عبارت بود از پرسش نامه اطلاعات شخصی، مقیاس احترام به خود جمعی، مقیاس احترام به خود روزنبرگ، مقیاس رضایتمندی زندگی کلی داینر و پوت، مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی که توسط واتسون، کلارک و تلجن ساخته شده است. روش های آماری در تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss انجام شد و به وسیله آزمون مقایسه میانگین های دو گروه مستقل و محاسبه ضرایب همبستگی، آزمون فرضیه ها به عمل آمد. نتایج: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین احترام به خود جمعی بین دختران و پسران وجود دارد (005/0< p و44/2 = t) . همچنین در دختران احترام به خود جمعی بیش از احترام به خود فردی با بهزیستی رابطه دارد. در حالی که در پسران عکس این رابطه مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری : بنابراین به نظر می رسد در پسران ارزیابی از هویت فردی و جمعی نقش دو جانبه ای با بهزیستی دارد. اما در دختران، بهزیستی بیشتر در ارتباط با دیگران معنا می یابد و احساسات مثبت نسبت به خود فردی بخش کوچکتری از خشنودی و رضایتمندی زندگی آنان را تشکیل می دهد.
"
طراحی و آزمایش الگوی بهبود انگیزه آموختن بر اساس نظریهی سازاییگری اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: هدف این پژوهش ساخت الگوی آموزشی برای بهبود انگیزه آموختن براساس نظریه سازاییگری اجتماعی بود. انگیزه آموختن براساس نظریه سازاییگری اجتماعی، تحت تاثیر سه عامل درونی خودتواناپنداری، خودگردانی و خودرسانی است.
روش: الگوی آموزشی بهبود انگیزه آموختن در چهارچوب نیمهآزمایشی متشکل از دو گروه دانشجویان کارشناسی بررسی شد. گروهها که با دو روش متفاوت، آموزش بهروش همآموزی و آموزش به روش سنتی، نیمسال آموزشی را گذرانده بودند، مورد ارزیابی به روش پیشآزمون و پسآزمون قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، آزمون سنجش انگیزه آموختن در دانشجویان ایرانی است که سازههای انگیزه آموختن را میسنجید.
یافتهها: انگیزه آموختن و کارکرد تحصیلی آموزندگان در گروه مورد آزمایش و همچنین خودتواناپنداری و خودگردانی آموزندگان پس از اجرای الگوی آموزشی بهبود یافت. الگوی آموزشی بهبود انگیزه آموختن منجر به بهبود ابعاد شناختی، رفتاری و عاطفی انگیزه آموختن شد و ماندگاری خودتواناپنداری و خودگردانی آموزندگان 4 ماه پس از اجرای الگوی آموزشی همچنان پایدار باقی ماند.
نتیجهگیری: بهبود انگیزه آموختن تحت تاثیر خودگردانی و خودتواناپنداری آموزندگان است. روش همآموزی روشی موثر در بهبود انگیزه آموختن است. "
رابطه برونگرایی، روان نژندگرایی، بخشودگی وراهبردهای مقابله اسلامی با شادکامی در دانشجویان دانشگاههای اهواز در سال 1387
حوزههای تخصصی:
"هدف این پژوهش بررسی رابطه برونگرایی، روان نژندگرایی، بخشودگی و راهبردهای مقابله اسلامی با شادکامی بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی و دانشگاه شهید چمران اهواز بود که از بین آنها 400 دانشجو (206 نفر از دانشگاه آزاد و 194 از دانشگاه چمران) به عنوان نمونه، با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه شادکامی آکسفورد، فرم کوتاه نئو، مقیاس بخشودگی بین فردی، و مقیاس راهبردهای مقابله اسلامی. داده ها با روش رگرسیون چندگانه و نتایج با روش تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند و مشخص گردید که بین هر چهار متغیر پیش بین (برونگرایی، روان نژندگرایی، بخشودگی و راهبردهای مقابله اسلامی) با متغیر ملاک همبستگی چندگانه وجود داشت (000/0P<) و این متغیرها در ترکیب با هم 4/43 درصد از واریانس شادکامی را تبیین نمودند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین در این مطالعه، روان نژندگرایی و پس از آن برونگرایی، قوی ترین پیش بینی کننده های شادکامی بودند.
"
تحلیل رفتارهای انسان بر اساس ساخت شخصیت. شخصیت و رفتارها و گفتارها (2)
حوزههای تخصصی:
بررسی روایی و پایایی پرسشنامه شخصیتی 5 بزرگ ایرانی ( گردون )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"برای بررسی روایی وپایایی پرسشنامه شخصیتی گردون(فراهانی وهمکاران،1383)، 2400 دانش آموز دختر وپسر در شهر تهران در مناطق مختلف آموزشی، فرم تجدید نظر شده 126 آیتمی پرسشنامه شخصیتی گردون را تکمیل کردند. تحلیل عاملی با روش مؤلفه های اصلی و با چرخش واریماکس با گروه پسران نشان داد که 5 عامل اصلی اولیه به مانند مطالعه قبلی به ترتیب در برگیرنده گشودگی، روان نژند خوئی، درونگرائی، وظیفه شناسی و دینداری و نرم خوئی یا سازگاری نام گذاری می شوند. تحلیل عاملی تاییدی بر روی نمونه دختران نشان داد که 5 عامل اولیه به مانند گروه پسران است. پایایی گردون برای دختران و پسران در حد مقبولی نشان داده شده است.
"
"بررسی رابطه بین مرکز کنترل درونی - بیرونی و پیشرفت تحصیلی و مقایسه آن در دانش آموزان پسر تیزهوش و عادی "
حوزههای تخصصی:
"پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه رابطه بین مرکز کنترل و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان مدارس راهنمایی پسرانه تیزهوش و عادی می پردازد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 120 نفر از دانش آموزان سال اول و دوم راهنمایی به صورت تصادفی انتخاب و نسبت به همتاسازی دانش آموزان پسر عادی با تیزهوش در دو گروه مجرا(تیزهوش و عادی)اقدام شد.
در واقع این پژوهش به دنبال بررسی این اهداف است : 1-آیا بین مرکز کنترل درونی دانش آموزان پسر تیزهوش و عادی با پیشرفت تحصیلی آنها رابطه معناداری وجود دارد.؟ 2ـ آیا بین مرکز کنترل بیرونی دانش آموزان پسر تیزهوش و عادی با پیشرفت آنها رابطه معناداری وجود دارد؟ 3- آیا بین مرکز کنترل درونی و بیرونی دانش آموزان راهنمایی پسر تیزهوش و عادی تفاوت وجود دارد؟
ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس کنترل درونی ـ بیرونی راتر می باشد و ابرای تجزیه و تحلیل آماری از روشهای آماری همبستگی پیرسون و tگروههای مستقل استفاده گردیده است نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهد که بین مرکزکنترل درونی و پیشرفت تحصیلی ، بین مرکز کنترل بیرونی و پیشرفت تحصیلی و بین مرکز کنترل درونی و بیرونی دو گروه (تیزهوش و عادی )تفاوت معناداری وجود دارد و پسران عادی در مقایسه به پسران تیزهوش از مرکز کنترل بیرونی برخوردارند و هر چه مرکز کنترل درونی دانش آموزی بیشتر باشد پیشرفت تحصیلی او نیز بالاتر است."
احساس حقارت در کودکان و نوجوانان
منبع:
تربیت ۱۳۶۹شماره ۵۳
حوزههای تخصصی: