فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۸۱ تا ۵٬۴۰۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
دو گونه مبناگرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۰ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
تعریف رایج معرفت نزد فیلسوفان غربی، باور صادق موجه است. تحلیل هریک از عناصر سهگانه این تعریف، بخشی از مباحث معرفتشناسی معاصر را تشکیل میدهد. در این میان مبحث «توجیه» در کانون توجه معرفتشناسان قرار دارد و مبناگرایی و انسجامگرایی، دو گرایش عمده در این مبحث بهشمار میآیند. مبناگرایان معتقدند برخی از باورها - که آنها را باورهای پایه یا بنیانی مینامند - در توجیه خود بر سایر باورها مبتنی نیستند و سایر باورها بهواسطة نسبتی که با این باورها دارند، موجه میشوند. ویلیام آلستون، معرفتشناس و فیلسوف دین معاصر در زمرة مبناگرایان قرار دارد. وی در مقاله حاضر، دوگونه مبناگرایی را از یکدیگر متمایز میکند: مبناگرایی ساده و مبناگرایی مضاعف. براساس مبناگرایی ساده، باورهای پایه بههیچ وجه تردیدناپذیر، اصلاحناپذیر و خطاناپذیر نیستند. آلستون اینگونه مبناگرایی را تنها شکل قابل دفاع این نظریه میداند و در این مقاله به اثبات ادعای خویش میپردازد.
معرفی اصطلاحات معرفتشناسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۰ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
تلاش ذهن بر این است که با یاری خداوند از این شماره به بعد بخشی از حجم نشریه به معرفی برخی از اصطلاحات معرفتشناسی، اختصاص یابد بیآنکه دربارة آنها داوری و قضاوت شود. در این میان ممکن است به تناسب بحث، در مواردی آثار و چکیدة آرای بعضی از معرفتشناسان نیز معرفی شود.
مجموعه مقالات فلسفه دین
بررسی آئین تانترا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بررسی مکتب تانترا می باشد که روش اعتقادی بر مبنای پرستش زوجیت در جهان قرار گرفته است . این مکتب عالم مادی وناسوت را آینه ای میداند که تصاویر عالم بالا را در خود منعکس می کند ‘ لذا همانگونه که زوجیت در عالم بالا حکم فرماست ‘ در عالم پایین هم سایه های آنهاست که فاعل امورند . لذا با خواندن ادعیه و انجام مراسم ‘ سعی در تحقق درست انعکاس امور عالم بالا به پایین را دارند.
اعترافات آگوستین
از لئوناردو تا هگل
جستارهایی در فلسفه دین
حوزههای تخصصی:
«محتوای نفسانی»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۰ شماره ۶ و ۷
حوزههای تخصصی:
ما دارای احوال نفسانی متنوعی از قبیلِ «امید»، «باور» و «شک» هستیم. گاهی این احوال متنوع که از رهیافتهای مختلفی حکایت میکنند، دارای محتوای نفسانی (mentalcontent) یکسانی هستند که از وضعِ امور بهگونهای خاص حکایت میکند.
ولی چه چیزی سبب شده است تا این احوال التفاتی تنها واجد این محتوای نفسانی خاص گردیده و مشتمل بر محتوای نفسانی دیگری نباشند.
مؤلف ابتدا نظریه تفسیر اساسی را مطرح نموده و از طریق آن سعی در کشف دنیای نفسانی و معنایی بومیان براساس مشاهدة رفتارشان میکند و در ادامه از «رهیافت ناواقعگرایی محتوایی» نام برده و به نقد و بررسی آن میپردازد. در مقابل این رهیافت «نسبیتگرایی محتوایی» قرار دارد که به جای قبول عدم قطعیت در وجود باور، وجود یا عدم یک باور را وابستة به یک نظام تفسیری میداند. پس از نقد و بررسی این دیدگاه، نویسنده به دفاع از یک رهیافت واقعگرایانه در باب احوال نفسانی پرداخته و آن را نوعی «واقعگرایی محتوایی» مینامد.
ادامة بحث، اختصاص به بررسی «رهیافتِ علی - تلازمی» دارد که براساس آن ریشة تفاوتِ در محتویات متفاوتی که به احوال نفسانی نسبت داده میشوند، در بیرون از سیستمهای ادراکی فاعلهای شناسایی دانسته شده و تفاوت در متعلَق عینی ادراک بهعنوان علتِ تفاوت در محتویات نفسانی معرفی میگردد. باورهایی که محتوایشان به دلیل ارتباط با خارج متعین شده باشند، باورهای دارای «محتوای باز یا گسترده» هستند که در مقابل باورهایی قرار دارند که محتوایشان صرفاً براساس امور درونی تعین یافتهاند. این باورها دارای محتوای «بسته یا محدود» هستند.
برای اثبات این عقیده که اکثر باورهای ما دارای «محتوای باز» هستند نویسنده به بررسی دو آزمایش فکری میپردازد و در پایان نتیجه میگیرد که بسیاری از باورها و دیگر احوال التفاتی ما، اگر نگوئیم همة آنها، دارای محتوای باز هستند که بوسیلة عواملی در بیرون از فاعل شناسایی متعین میگردند.
بحران مدرنیته و مشارکت سیاسیPOSTمنطق پسایند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۰ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
تفکر سیاسى مدرن در ذیل تفکر مدرن قرار مىگیرد و از نتایج آن تاثیر مىپذیرد . آنچه فلسفه سیاسى مدرن خوانده مىشود، در واقع از بسیارى از جنبهها، شکل بازسازى شده بینش مدرن در قلمرو سیاست است . به همین دلیل، نمىتوان از سیاست مدرن سخن گفت، بدون آنکه ابعاد فلسفى امر مدرن را در نظر گرفت . در مقاله حاضر یکى از جنبههاى تفکر مدرن، یعنى میل به بازسازى مداوم نظم و دغدغه جانشین کردن نظم جدید به جاى نظم قبلى براى رفع بحران مورد بحث قرار مىگیرد . فقدان این انگاره در نزد اندیشمندان پست مدرن یکى از عوامل مهم در این چرخش فلسفى پست مدرنیسم مىباشد . در گفتمان پست مدرنیسم، دائمى بودن و چاره ناپذیرى بحران به عنوان یک اصل پذیرفته مىشود و تدبیر سیاسى براى نظم بخشى و استقرار نظم جدید مغفول مىماند . این موضوع رویکرد پست مدرن به سیاست را از رویکرد مدرن متمایز مىکند . در مقاله حاضر تبعات این طرز تلقى براى اندیشه سیاسى پست مدرن بررسى و مشارکتسیاسى به عنوان مصداقى براى این موضوع مورد بحث قرار مىگیرد .
کابوس تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۰ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی: