فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۴۶۱ تا ۱۵٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحلیل روان شناختی دعوت و طلب و نقش آن در آشناسازی و تشرّف قهرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مراحل در سفر قهرمان مطابق نظر ژوزف کمپبل (1904-1987) در اسطوره ها، افسانه ها و قصه های عامیانه مرحلة جدایی است. جدایی به طور معمول با دعوتی غیبی یا ندایی روحانی یا دیدن خوابی که حجمی از نمادهای کهن الگویی را در خود دارد پدید می آید. خواندن و تقاضای پدر، پیر یا پیامبر، یا دریافت ندای هاتف غیبی، شیفتگی بر تصویر یا نقاشی ای از دختری زیبارو که گاهی پری زاده نیز هست یا عشق به ثروت و قدرت، بسیاری اوقات دلایل سفر آیینی قهرمان در داستان ها را رقم می زند. در این مقاله درکنار برشمردن نمونه های گوناگون دعوت در داستان ها، به بررسی دلایل روان شناختی آنها می پردازیم. ازنظر زیگموند فروید (1856-1939) و به تبع او یکی از شاگردانش، برونو بتلهایم (1903-1990)، نقصان و کمبود یا آرزو و میلی در روان قهرمان داستان موجب حرکت و سفر او می شود که با گذر از این مرحله، قهرمان شرف رسیدن به مرحلة تشرّف را پیدا می کند. فروید و رانک این تحول را مربوط به دورة نخست زندگی فرد می دانند؛ درحالی که موضوع اتحاد خودآگاهی و ناخودآگاهی در آرای کارل گوستاو یونگ مربوط به نیمة دوم زندگی قهرمان است و جوزف کمپبل هم به تبع یونگ بر آن صحه می نهد.
بررسی استعارة هستی شناختی در کارآواهای خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، استعاره های هستی شناختی در کارآواهای خراسان جنوبی در دو بخش ""انسان به مثابة حوزة مبدأ"" و ""غیرانسان به مثابة حوزة مبدأ"" بررسی می شوند. اهمیت مقالة حاضر از این نظر است که اغلب پژوهش های انجام شده در زمینة کارآوا، پژوهش هایی مردم شناسانه و درجهت معرفی فرهنگ ملی محلی و با تأکید بر جنبة موسیقیایی بوده است و در هیچ کدام، با نگاه زبان شناختی و به طور خاص ازمنظر این مقاله به مقولة کارآوا پرداخته نشده است. ضرورت انجام این تحقیق این است که با گذر از نسل گذشته و رشد روزافزون فناوری دیری نخواهد پایید که مسائل مربوط به کار سهم کمتری در فکر و ذهن افراد داشته باشد و این بخش از فرهنگ عامه به فراموشی سپرده شود. بنابراین لازم است این فرهنگ شفاهی و غنی معرفی و ثبت شود. داده های پژوهش حاضر ازطریق بررسی منابع کتابخانه ای موجود در زمینة فرهنگ خراسان جنوبی و نیز مراجعة حضوری به روستاهایی در استان خراسان جنوبی به دست آمده است. هدف مقالة حاضر این است که با توجه به ادعای نظریة لیکاف و جانسون دربارة استعاره که آن را امری ذهنی می دانند و نه زبانی، نشان دهد که چگونه این تصویرسازی های ذهنی در آواهای روستایی برخاسته از تجربه های عینی روستاییان است.
نشان وارگی درفش های شاهان و پهلوانان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درفش شاهان و پهوانان در شاهنامه و دیگر متون حماسی از جهت نشان مندی های نمادین و دلالت های آیینی بسیار ارزشمندند. نشانه های نمادین بر پیکرة درفش ها و ویژگی های آنها در تحلیل مختصات فردی ، اجتماعی و نیز ویژگی های درونی و روانی خداوندگاران آنها، با توجه به مطالعات توتمیسم، اهمیت می یابد. این بینش نمادگرایانه به انگاره ها، از عمق نگاه فردوسی به مثابة پردازندة حماسة ملی، در آفرینش قهرمانان یا بازآفرینی شان و جایگاه و کارکرد ابزار وابسته به آنان همچون سلاح، درفش، اسب و سراپرده، درجهت تبیین آرمان های حماسه خبر می دهد. در شاهنامه، هم خوانی این رمزگان ها و فرهنگ ورای آنها از قدرتی نشانه شناختی و کهن الگویی بهره می برد و بر مرکزیت و محوریت صفت یا صفاتی در دارندگان آنها دلالت دارد. ازاین رو، هر نقش و انگاره ای همچون نقش های طبیعی اجرام سماوی مانند خورشید و ماه و نیز نمادهای حیوانی اعم از نقش اژدها، شیر، گرگ، ببر، عقاب و توجه به برجستگی برخی رنگ ها همچون سیاه و بنفش در این درفش ها، شبکة درهم تنیده ای از مؤلفه های قوم شناختی را رقم می زنند که واکاوی آنها ظرافت های روان شناسیک هرکدام از شخصیت ها را با توجه به جایگاه حماسی شان آشکار می کند. برای دست یابی به این منظور توجه به فرهنگ های مختلف نمادها و نقش هریک از نشان واره ها در فضای حماسه، با توجه به چرخش های معنایی آنان در طول زمان اهمیت تازه ای پیدا می کند. گفتنی است که شیوة تحقیق در این مطالعه تحلیلی توصیفی است.
تشبیه برجسته ترین ویژگی سبکی کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشبیه برجسته ترین ویژگی سبکی کلیله و دمنه دکتر مریم محمودی * چکیده کلیله و دمنه از نمونه های برجسته نثر فنی فارسی است . کاربرد صنایع لفظی و معنوی و صور خیال از جمله تشبیه ، استعاره، مجاز و کنایه از ویژگی های سبکی این کتاب است . در این بین تشبیه به عنوان موثرترین ابزار تخیل نقش عمده ای در تصویر سازی های این کتاب دارد . در این مقاله تشبیه با انواع گوناگون آن در کلیله و دمنه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است . تشبیه در این کتاب به صورت فشرده و گسترده به کار رفته است . وسعت دایره واژگانی مشبه به به عنوان کانون اصلی تشبیه قابل تامل است . در کاربرد ادات تشبیه توجه به زیبایی و آراستگی کلام مورد توجه است . تشبیهات عقلی به حسی بیشترین بسامد را در این کتاب دارد همچنین تشبیه مرکب و تشبیه تمثیل جایگاهی در خور تامل در بین تصاویر تشبیهی دارد . به طور کلی نتیجه این تحقیق بیانگر آن است که تشبیه در کتاب کلیله و دمنه در کنار سایر صور خیال ابزاری مهم و سودمند در خدمت بیان اندیشه و مفاهیم تعلیمی این کتاب است هر چند جنبه های زیبایی شناختی این تصاویر نیز مورد نظر بوده است .
نقد و بررسی الادب المقارن، دراسات تطبیقیه فی الادبین العربی و الفارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الادب المقارن، اثر محمد سعید جمال الدین، ازجمله آثار قابل توجه در موضوع ادبیات تطبیقی است که نخستین بار در 1990 منتشر شد. نویسنده مباحث را با رویکرد مکتب فرانسه و با تأکید بر ادبیات فارسی و عربی نگاشته است. اگرچه این اثر مشخصات کتاب درسی را ندارد، ولی با توجه به اهمیت مباحث آن و با عنایت به این که به عنوان کتاب کمک درسی قابل استفاده است، نقد و بررسی آن به منظور تبیین نقاط قوت و ضعف آن ضروری می نماید. نقد این کتاب بر اساس دستور العمل شورای بررسی متون در دو سطح شکلی و محتوایی با مراجعه به متن اثر و با کمک سایر آثار مکتوب به ویژه ترجمة فارسی آن انجام پذیرفت. بررسی کتاب نشان داد که این اثر در شکل و محتوا فاقد مشخصات کتاب درسی است و بر اساس منابع پیشین عربی به نگارش درآمده است و نو آوری چندانی در آن دیده نمی شود. از نظر تناسب و جامعیت مباحث نیز نقطه ضعف هایی دارد. نقطة قوت اثر دارا بودن دو بخش نظری و عملی در مباحث و محوریت داشتن ادبیات فارسی پس از ادبیات عربی است.
ساختارشناسی روایت در سطح داستان با نگاهی به رمان پاگرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«روایت» نیز مانند «زبان» مفهومی است برساخته از بازنمودهای گوناگونِ یک نظام نشانه ایِ واحد؛ نظامی به نام «بوطیقای روایت» که همچون دستور زبان، به سازه های متن پیوستگیِ ساختاری می بخشد و شناسه های لازم برای روایت گونگی متن را فراهم می کند. در این مقال به منظور ارائه ی تعریفی هرچه دقیق تر درباره ی مفهوم روایت گونگی، سازوکار دستگاه دولایه ی روایت را به پیروی از روایت شناسی ساختارگرا تنها با تمرکز بر ساختار رویدادهای داستان بررسیده ایم. هدف از بررسیِ توالی رویدادها در این سطح، پاسخ جویی برای این مسئله بوده است که چرا گاه شماری رویدادها بدون توجه به پیوستگی منطقی شان به خودی خود برای تشخیص گفتمان روایی از متون غیرروایی کافی است؛ غرض از مقایسه ی روایت با دستگاه نشانه پرداز زبان و تحلیل داستان در چارچوب زبان-شناسی ساخت گرا نیز پافشاری بر این مهم بوده است که نه روایت گونگی و نه هیچ کدام از دیگر مبانی بوطیقای روایت را نمی توان به بهانه ی کهنگیِ تعریفی که روایت شناسان سنتی از این مفاهیم بنیادین به دست داده اند، از دایره ی روایت پژوهی بیرون گذاشت. به این دو منظور، رمان پاگرد از محمدحسن شهسواری را در جستجوی اصلی ترین سازه های روایت و روابط ساختاریِ حاکم بر آنها، به رسم ساختارگرایان تحلیل کرده ایم؛ ولی به رغم ساختارگرایان بر این نکته تأکید کرده ایم که روایت گونگی اگرچه تابعی از کلان ساختار روایی است، اما در هر داستان به شکل و شدتی دیگر پدیدار می شود.
سازه های هنری عاشق و معشوق در دو اثر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه های غنایی ازسازه های هنری، بهره ی زیادی می برند از جمله ی این سازه ها، به کارگیری تشبیه و استعاره برای برجسته تر نشان دادن جلوه ی عاشق و معشوق است. نظامی گنجه ای در دو منظومه ی ""خسرو و شیرین""و ""لیلی و مجنون"" از کلماتی مانند ماه، سرو، باغ، خورشید، پروانه، شمع و... برای توصیف تصویر عاشق و معشوق استفاده کرده است. دراین میان بسامد ابیاتی که به ماه، سرو، گل و پری اختصاص یافته بالاست. این تحقیق با روش کتابخانه ای به توصیف سازه های هنری تصویری عاشق و معشوق در دو مثنوی یاد شده می پردازد. پرداختن به این تصاویر در دو اثر نشان می دهد که نظامی بدون توجه به محل زندگی و محیط جغرافیایی و طبیعی عاشق و معشوق واژه های یکسانی را برای تصویر سازی های مورد نظر خود در دو اثر بکار برده است و اکثر این سازه های هنری مشترک هستند ولی نگاه نظامی به عشق در دواثر مذکور کاملا"" متفاوت است. در خسرو و شیرین، عشق زمینی و تداوم عشق پس از وصال تا سرحدّ جانفشانی و ایثار استمرار می یابد و در لیلی و مجنون عشق پاک آسمانی که از ویژگی های آن فراق، جدایی، حرمان، گریز از بهره ی تن و در نهایت مرگ عاشق و معشوق است، دیده می شود.
چیستی و اقسام مرگ از منظر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی و اقسام مرگ از منظر عطار
علی محمد ساجدی* محبوبه جباره ناصرو**
دانشگاه شیراز دانشگاه قم
چکیده
مرگ از جمله رویدادهای رازآلود بشر از آغاز آفرینش بوده است. از آن جا که بشر همیشه خود را با این پدیده مواجه دیده و از آن گریزان و ترسان بوده، دغدغه ای همیشگی برای شناختن و شناساندن آن داشته است. بررسی اندیشه ی مرگ از دیدگاه عطار، عارف توانمند قرن ششم هجری، توجه به این دغدغه ی مشترک بشری است. مرور و تأمل بر کاربردهای واژه ی مرگ و مترادف های آن در آثار عطار، نشان می دهد که عطار به مرگ، بینشی چند جانبه دارد و هرگز در پی محدود کردن آن به معنایی خاص برنیامده؛ بلکه به فراخور موقعیت، هربار به یکی از معانی و جوانب آن پرداخته است؛ از این رو با توسعه در معنای مرگ، دو نوع مرگ را مطرح می کند: مرگ طبیعی و مرگ ارادی (عارفانه ی عاشقانه). برجسته ترین معنایی که عطار در آثار خویش برای مرگ آورده است، معنای اخیر است که در مقابل آن علاوه بر جسم و جان، بهشت نیز رنگ می بازد و حجاب راه به حساب می آید. از سوی دیگر، وی مرگ را امری همگانی و یک سان برای تمام موجودات عالم هستی می داند و همین به رخ کشیدن حادثه ای است که همواره بر آدمی فاتح و غالب است و مانند سدّی عظیم و حادثه ای گریزناپذیر در برابر خواسته های بی پایان آدمی رخ می نماید. از این رو بشر نه تنها نمی تواند هیچ تدبیری در مواجهه با آن بیندیشد؛ بلکه حتی هیچ علم و آگاهی نیز در این باره ندارد و تنها راه درمان این درد، تسلیم و خموشی است. از طرف دیگر؛ دنیا کاروان سرایی است که بشر مدتی محدود در آن زندگی می کند و سپس آن را در اختیار دیگران قرار می دهد. پس بشر باید بیدار بماند و آماده ی شنیدن آوای درای کاروان باشد.
واژه های کلیدی: مرگ، عطار، عارف، ناپایداری، دنیا، زندگی، آخرت.
السیاسه الداخلیه فی شعر بهار والرصافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۴
47 - 58
حوزههای تخصصی:
عصفت الثوره الدستوریه فی ایران والعراق للشعراء والمفکّرین دورٌ کبیرٌ فی تنویر الأذهان، وتعرّف أبناء بلادهم علی الثوره الدستوریه والأحداث السیاسیه الداخلیه واستبداد الحکومه. ومنهم محمدتقی بهار المعروف ب «ملک الشعراء» و معروف عبدالغنی الرصافی الشاعر العراقی. الشاعران کانا ملتزمین بالوطن والشعب ومصالحه ونائبین فی المجلس وأصدرا مجلاتٍ وصحفاً وبذلا قصاری جهودهما فی سبیل الحریّه. یشیر البحث إشاره خاطفه إلی حیاه الشاعرین ونشاطاتهما فی السیاسیّه الداخلیّه والادب المقارن، یدرس الأشعار المتعلقه بالسیاسه الداخلیه ویقوم بتحلیل الأشعار المتعلقه بنقد الرجال السیاسیین والمجلس نموذجاً، ویختار المدرسه الأمریکیه کمنهج فی الدراسه اعتماداً علی التشابهات والمفاهیم المشترکه بین الشاعرین.
الإبراهیمی ورؤیته الاستشرافیه لإحیاء اللغه العربیه فی الجزائر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم بهار ۱۳۹۳ شماره ۲۱
63 - 80
حوزههای تخصصی:
یعدّ الشیخ محمد البشیر الإبراهیمی علماً من أعلام الإصلاح فی الجزائر، ووجهاً بارزاً من وجوه البلاغه والأدب وأحد أشهر الکُتاب الجزائریین المحدثین، تبنّى مشروعاً حضاریاً عظیماً رأى فیه خلاص أمّته من الاستعباد والذل والهوان؛ لا لأجل استردادحرّیتها وخلاصها من ربقه الاستعمار الفرنسی فحسب، بل لاستعاده المکانه الّتی خوّلها إیّاها الإسلام. وکان التجدید مبدأ انطلاقه وفاتحه أعماله. ولا غرو إذا وجدناه یدعو إلی التجدید فی اللغه العربیه وإحیاءها بغیه مواکبتها لمتطلبات العصر وحفظها من الانحطاط والتراجع علی الصعید العالمی ومن ثَمَّ حفظها من انهیار الهویه والثقافه العربیه والإسلامیه وطمس معالمها؛ لأنه کما یقال: اللغه وعاء الفکر والثقافه. علی هذا، قمنا فی البحث الحالی بتسلیط الضوء علی آراء الشیخ محمد البشیر الإبراهیمی التجدیدیه عن اللغه العربیه باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی؛ لیتبین لنا رؤیته نحو إحیاءها والارتقاء بمنزلتها. وقد ظهر من الدراسه أنه یؤمن بمسایره التطوّر ومعایشه الواقع دون الانسلاخ عن القیم والتنکر لکلّ قدیم لاحتفاظ باللغه العربیه والارتقاء بمکانتها فی زماننا الراهن.
بلاغه تقدیم المسند إلیه فی خطب نهج البلاغه*(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۲
25 - 44
حوزههای تخصصی:
یعتبر المسند إلیه وأحواله(منها التقدیم والتأخیر)، من الموضوعات ذات أهمیه بالغه فی علم المعانی. یتمظهر المسند إلیه فی المبتدأ والفاعل ونائبه واسم النواسخ والمفعول الأوّل ل "ظنّ" وأخواتها والمفعول الثانی ل "أری" وأخواتها؛ کما أنّ حقّه مرتبه التقدیم وذلک لأنّ مدلوله هو الذی یخطر بالبال أوّلا ولکونه المحکوم علیه، فیسبق الحکم طبعاً. ولتقدیمه دوافع شتی تهدف هذا البحث بمتابعه المنهج الوصفی- التحلیلی، دراستها فی خطب نهج البلاغه. توصلت نتائج الدراسه إلی أنّ الإمام علی (ع) قد عُنی عنایه شدیده باستخدام المسند إلیه للتعبیر عن أفکاره ولتصویر خوالج صدره. فالأغراض البلاغیه الکامنه وراء تقدیم المسند إلیه فی خطب الإمام لا تقتصر علی الاهتمام والاختصاص فقط؛ إذ تتجاوز إلی غیرها کتعجیل المسره فی السامع والتحذیر والتشویق والمدح والتعظیم والتحقیر والدعاء وذکر السبب وإفاده الشمول ونفیه.
دور القرآن فی توحید المجتمع فی نظره العلامه الطباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال ششم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۳
45 - 57
حوزههای تخصصی:
من وجهه نظر العلامه الطباطبائی یعتبر بناء ونشر الوحده الاجتماعیه أحد الأدوار الاجتماعیه للقرآن الکریم. فیعتبر العلامه الطباطبائی الوحده سبباً للعزه واقتدار الأمه الإسلامیه، وقد ذکر الوحده کنعمه خاصه من الله سبحانه وتعالی. وقد عدَّ مهمه القرآن فی هذا المجال التخطیط للعمل لبسطها. فلا تنحصر تلک المهمه علی الشعارات والتوصیات فقط. ویعتقد بأن القرآن إضافه إلی التخطیط والترسیخ لأسباب الوحده، یشیر إلی أسباب التفرقه کآفه اجتماعیه لهذا المهمه ویحارب أسباب الخلاف ویقدّم حلولاً ملموسه وذات مصداقیه لدفع هذه الآفات. تبیِّن هذه الدراسه معتمدهً علی آراء العلامه الطباطبائی فی تفسیر «المیزان»، مدی الأهمیه ومکانه الوحده الاجتماعیه فی حیاه الإنسان وقد ناقشت مهام القرآن فی هذا المجال وأسباب التفرقه والحلول للتخلص منها.
نقد و تحلیل عناصر داستان در ده نمونه از شعرهای روایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به نقد و تحلیل عناصر داستان در گزیده ای از شعر های روایی شاعران معاصر اختصاص یافته است. در این پژوهش، پس از مقدّمه که اشاره ای به اشعار روایی است، مهمترین عناصر داستان: شامل پیرنگ (طرح)، شخصیّت، دیدگاه، فضا و صحنه در ده شعر روایی معاصر بررسی شده است. برخی از این شعر های روایی دارای پیرنگی ساده و بر اساس زمان خطّی، و برخی دیگر پیچیده اند و بر اساس زمان غیر خطّی گسترش می یابند. شخصیّت های این شعر ها ساده، تمثیلی و در مواردی پویا هستند و شاعران با توصیفات مستقیم و غیر مستقیم، آنان را به خواننده معرفی می کنند. این شعر ها از زوایای مختلفی چون دانای کل (راوی سوم شخص)، منِ راوی (راوی اوّل شخص) و گفت و گو روایت می شوند و در بعضی از این شعر های روایی، مکالمه، عنصر درونی متن روایی است. شاعران با توصیف شخصیّت ها و محیط اطرافشان صحنه آرایی می کنند و این توصیفات فضایی کاملاً طبیعی را برای خواننده ترسیم می کند که زمان و مکان آنها کلّی است.
بررسی موضوعات غنایی در منظومه حماسی عاشقانه سام نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تقسیم بندی شعر از لحاظ محتوا و عوامل درونی، با چهار گونه حماسی، غنایی، تعلیمی و نمایشی رو به رو هستیم. این تقسیم بندی بدین معنی نیست که یک اثر ادبی به طور کامل به یک گونه خاصّ تعلّق دارد زیرا در آثار ادبی، گونه های شعر با یکدیگر تداخل دارند. به دیگر سخن یک اثر غنایی می تواند دارای بخش های حماسی باشد و در یک اثر حماسی می توان نشانه هایی از شعر تعلیمی یا غنایی دید. حماسه هیچ گاه از جنبه های غنایی تهی نبوده است. بویژه منظومه سام نامه که از آثار دوره سبک عراقی در ادب فارسی است و جنبه عاشقانه آن بسیار پر رنگ می نماید. در بررسی این منظومه، دوازده موضوع غنایی از جمله : شکوائیه، مرثیه، نیایش نامه، ساقی نامه و مغنّی نامه، سوگند، مفاخره و ... شناسایی شده است. در اغلب این موضوعات غنایی، زبان و لحن حماسی رعایت نشده است. به دیگر سخن، این منظومه دارای وحدت لحن نیست. همچنین بسامد بسیار برخی از گونه های غنایی، متأثّر از اوضاع اجتماعی زمان سرایش منظومه یعنی روزگار استیلای مغول است.
عناصر ادبیات شگرف در رمان انجیر معابد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات شگرف در حیطه نقد و انواع ادبی مطرح شده است.در این نوع ادبی با رخدادهایی رو به رو هستیم، که خواننده در نگاه اوّل نمی تواند، تصمیم بگیرد، که این حوادث واقعی است یا غیرواقعی. خواننده در طول رمان درمی یابد، اتّفاقاتی که رخ می دهد، واقعی است و در ادامه با توجیهات عقلانی و منطقی و در نظر گرفتن برخی شروط، ماجراها را طبیعی در نظر می گیرد. ادبیّات شگرف در دو حوزه ساختاری و محتوایی قرار می گیرد و افرادی چون تودورف در ساختار و کسانی چون فروید در بحث روانشناسی و محتوایی به تعریف و توضیح آن پرداخته اند. هر دو نظریه پرداز تردید و ترس را اصلی ترین ویژگی های ادبیّات شگرف می دانند. ترس و تردید در خواننده، راوی و شخصیّت ها وجود دارد. تردید مقوله ای است که تودورف بر آن تأکید دارد، در حالی که فروید ترس را بیشتر مدّنظر قرار می دهد. نگارندگان در این مقاله به تحلیل ساختاری و محتوایی رمان «درخت انجیرمعابد» نوشته احمد محمود از منظر ادبیّات شگرف، می پردازند. برای تحلیل و بررسی رمان، ابتدا کلیّتی از اثر در انطباق با ادبیّات شگرف بیان شد، همچنین شروط و توجیهاتی که تودورف برای ادبیّات شگرف قائل شده است، در این مقاله ذکر و بررسی شد ، سپس عناصر و شگردهای داستان نویسی رمان که منطبق با ادبیّات شگرف است، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.از میان این عناصر و تکنیک ها، نوع توصیف شخصیّت ها، زاویه دید، کانونی شدگی بیانگر تردید شخصیّت است و جریان سیّال ذهن، مضمون، تداعی معانی و تقابل به خواننده این امکان را می دهد تا در برداشت هایش به تردیدی که در شخصیّت و متن به وجود آمده است، پی ببرد. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است، که در این اثر با انواع تردید رو به رو هستیم: تردید خواننده، راوی و شخصیّت. در نتیجه رمان درخت انجیر معابد به خاطر برجسته بودن ویژگی تردید در آن و نیز وجود اتّفاقات عجیب و غریب و نیز نحوه خاصّ روایت در پیوند با عناصر داستان در آن در زمره ادبیّات شگرف قرار می گیرد.
بررسی تأثیر نیاکان در منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مضامینی که در بیشتر منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه دیده می شود، حضور قهرمانان و پهلوانان دور ه های گذشته وتأثیر آنها در داستان است. بررسی منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه فردوسی نشان می دهد که نیاکان و درگذشتگان- که اغلب قهرمانان و پهلوانان دوره های گذشته هستند- به سه گونه در این منظومه ها حضور یافته و تأثیرات بنیادینی در سیر داستان ایجاد کرده اند: 1- نخست اینکه در بیشتر منظومه های پهلوانی، دخمه ها، قلعه ها و گاه مناره ای وجود دارد که قهرمان دورهگذشته پندنامه و گنجی در آن به جای گذاشته است؛ اغلب پهلوان/ پادشاه دورهگذشته به وسیله آن پندنامه با قهرمان داستان ارتباط برقرار می کند و اندیشه او را تحت تأثیر قرار می دهد.2- گاه نیز قهرمان دورهگذشته به خواب قهرمان داستان می آید و با راهنمایی های خود، او را به راهی می خواند و یا اینکه از کاری بازمی دارد. 3- وجود جنگ ابزارهای پهلوانان دوره گذشته در دست قهرمان داستان. گفتنی دیگر اینکه قهرمانان مزبور با دیوان و جادوگران ارتباط دارند و اغلب این قهرمانان برای حفاظت از گنجی که پنهان کرده اند، از دیوان و جادوان مدد گرفته اند. در این جستار کوشش شده است با بررسی منظومه های پهلوانی پس از شاهنامه فردوسی، حضور نیاکان و چگونگی تأثیر آنها در جریان داستان ها بررسی شود.
ادبیات تعلیمی در اندیشه رودکی و بشار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی نوعی فعالیت در حوزه نقد ادبی به حساب می آید، که در آن ادبیات در مفهوم کلی مقایسه، و درباره تلاقی آن در دو یا چند فرهنگ و زبان مختلف پژوهش می شود. به تعبیری دیگر موضوع آن بحث درباره "روابط و تأثیرات ادبی" دو ملت است. در واقع ادبیات تطبیقی به طور اساسی از زمانی مطرح شد که ارتباط بین ملت ها گسترش یافت و آثار ادبی هر ملت در سایر ملل ترجمه و استفاده شد. در مقاله حاضر ابتدا از مفاهیم، مبانی و اهمیت این شاخه جدید ادبیات سخن به میان آمده، و سپس در راستای بررسی تطبیقی زندگی نامه، زبان شعری و پاره ای از مضامین مشترک رودکی و بشار را بررسی کرده ایم.