تمثیل یکی از اصطلاحات پر سابقه، گسترده و احیانا مبهم در نقد ادبی و بلاغت فارسی است. امروزه در نوشته های ادبی گاه آن را با سمبل، مثل و حکایت مترادف می آورند. در این مقاله نویسنده کوشیده است با بررسی پیشینه این مقوله ادبی در ادبیات دینی و اسطوره ها، تعاریف بلاغیان قدیم و جدید در بلاغت و نقد ادبی را بکاود و ماهیت، کارکرد و اقسام تمثیل را تبیین کند. همچنین از طریق بیان تفاوت های آن با استعاره و نماد، قلمروهای تمثیل را نیز مشخص کند.
" اسطوره های هر ملتی نماینده و مبین سنت ها و هنجارها و برداشت های روانی و ناآگاه آن ملت می باشند که در هر زمان شکل و کاربرد ویژه ای می یابند و با گذشت زمان، و پیدایش مذهب های جدید با آن که احتمال دارد، دستخوش تحول و دگرگونی شوند، و صبغه ی آیین جدید را به خود بپذیرند، ولی هرگز به کلی از بین نمی روند، از آن جمله است اسطوره ای نخستین انسان در باور مزدایی....
"
در خلق یک اثر ادبی، به ویژه رمان، نحوه نگارش داستان و شیوه تخیل در آن از اهمیت خاصی برخوردار است. ضمن مطالعه و تحقیق در باب آثار برخی نویسندگان معاصر فرانسوی به این نتیجه تحلیلی رسیدیم که آنها گاهی با به بازی گرفتن ضمایر در قالبهای تخیلی موردنظر و با استمداد از تکنیکهای تجمع ضمایر، ترتیب و افتراق آنها، موفق به خلق آثار ارزشمندی میشوند. شیوه نگارش و تقرب آنها به ضمایر، منجر به تکنیکهای ادبی می گردد که در نوع خود تازگی داشته و از جذابیت خوبی برخوردار است. خواننده به واسطه همین تکنیکها، شریک ماجرای تخیلی شده و همسو با مولف آنها را دنبال میکند و گاهی نیز با ذهنیت خود به تکمیل آنها مشغول میشود. همچنین در این مقاله به تفاوتهای اساسی بین قالب و محتوی و تخیل در این نوع آثار و سایر رمانها، به ویژه رمانهای سنتی، اشاره شده است.