فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۵۶۱ تا ۲۸٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
سینما: علی حاتمی سعدی سینمای ایران
منبع:
رودکی۱۳۸۵ شماره۷
حوزههای تخصصی:
تغییر مقوله در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چنان که می دانیم وندهای اشتقاقی از نظر تاثیری که بر مقوله دستوری واژه پایه (واژه ای که وند به آن افزوده می شود) دارند به دو گروه تقسیم می شوند: مقوله گذران، مقوله ناگذران. مقوله گذران وندی اشتقاقی است که با افزوده شدن به پایه مقوله دستوری آن را تغییر می دهد، مثلا اسم را به صفت تبدیل می کند؛ مانند مثال های زیر: اسم + مند ? صفت: هنرمند، دانشمند، خردمند؛ اسم + ناک ? صفت: خطرناک، طربناک، وحشتناک؛ اسم + گین ? صفت: غمگین، شرمگین، سهمگین. مقوله ناگذران وندی اشتقاقی است که مقوله دستوری پایه را تغییر نمی دهد؛ مانند مثال های زیر: اسم + - گاه: آموزشگاه، درمانگاه، پژوهشگاه اسم + - یت: بشریت، اسلامیت، انسانیت اسم + - دان: آتشدان، قلمدان، گلدان
فهلویات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فهلویات (مفرد آن: فهلویه، معرب صورت فارسی پهلوی به معنای اولیه آن یعنی «پارتی»)، نامی که به ویژه بر دو بیتی ها و توسعا بر اشعاری اطلاق شده که به طور کلی به گویش های کهن نواحی پهله/ فهله سروده شده اند. به روایت ابن مقفع )در الفهرست، چاپ تجدد، ص 15؛ (The Fihrist, tr. DodϞE, Vol. I, p. 24، فهله پنج ناحیه اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان، یعنی سرزمین ماد را در بر می گرفت )قس خوارزمی، ص 117، که این کلمه را به صورت بهله ضبط کرده است(. ابن خرداذبه )ص 57 ( پهله یا فهله را شامل ری، اصفهان، همدان، دینور، نهاوند، مهرجان کذک، ماسبذان و قزوین دانسته است. کاربرد فهله )فارسی میانه: (pahlav برای سرزمین ماد به اواخر دوران اشکانی می رسد (cf. HENNiNϞ, p. 95). نمونه هایی از فهلویات که در متون فارسی آمده بیشتر به مناطق یاد شده منسوب است. با این همه، از نظرگاه زبان شناختی، سرزمین فهله را می توان تا گیلان گسترش داد. بدین ترتیب فهلویات شامل اشعاری است که به گویش های غربی، مرکزی، و شمالی ایران سروده شده است. شاهدی وجود دارد حاکی از آنکه پاره ای دو بیتی های غنایی عامیانه را صوفیان ایرانی بغداد در قرن سوم هجری در مجالس سماع، به آواز، می خواندند. این دو بیتی ها بعید است که به زبان عربی بوده باشند و به احتمال قوی همه به گویش های محلی ایران بوده اند )شفیعی کدکنی، ص (2339-2335. قدیم ترین نمونه دوبیتی فهلوی، ظاهرا به گویش نهاوندی، به ابوالعباس نهاوندی نامی )وفات: (331 منسوب است )فصیح خوافی، ج 2، ص 54 بدون ذکر نام فهلوی، ← ریاحی، ص 1928 و بعد(. همین دوبیتی را سروری )ج 1، ص 300( نیز با اندک اختلافی نقل کرده و گفته که این قطعه «به طریق شروه» به آواز خوانده می شده است ←) دنباله مقاله(. این دو بیتی، هرچند در قرن چهارم سروده شده، چندان به صورت فارسی درآمده که به سختی ویژگی های کهن فهلویات قرن چهارم را در آن می توان یافت.
چه واژه ای فارسی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی مرجع تشخیص فارسی بودن یا فارسی نبودن واژه هاست؛ از همین رو، شایسته است که در فرهنگی که فرهنگستان منتشر می سازد واژه های فارسی به نحوی مشخص شوند. افزون بر این، در گروه های تخصصی واژه گزینی و نیز شورای واژه گزینی فرهنگستان، بارها این سوال مطرح شده است که آیا فلان وام- واژه فارسی به شمار می آید و آیا می توان در معادل یابی از آن استفاده کرد. در این مقاله برای تشخیص واژه های فارسی معیارهایی پیشنهاد شده است. امید است اهل نظر از نقد این پیشنهادها دریغ نورزند تا بتوان سرانجام به معیارهایی صریح و دقیق در این عرصه دست یافت. زبان فارسی، مانند هر زبان دیرینه سال و صاحب ادبیات گسترده، واژگان خود را از منابع گوناگون اخذ کرده است. به گفته لغت شناسان، واژگان زبان فارسی- زبانی که اکنون زبان رسمی ایران به شمار می آید- عمدتا از زبان های زیر حاصل آمده است: دری قدیم، پهلوی، پارتی، هندی، عربی، ترکی، مغولی، اروپایی (عمدتا شامل فرانسوی، انگلیسی، روسی).
فرهنگ نگاری و دستور نویسی در برنامه ریزی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش از خواندن یادداشت نقادانه دکتر طبیب زاده با عنوان «رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی» بر آن بودم که درباره جایگاه فرهنگ نگاری در برنامه ریزی زبان مطلب مختصری، با هدف معرفی مبنی عملی این برنامه ریزی، بنویسم. اکنون فکر می کنم که با شرکت در این بحث همان مقصود حاصل گردد. در یادداشت طبیب زاده، تلاش شده است که رابطه دستور نویسی و فرهنگ نگاری بیان شود و، با تاکید بر تفاوت های این دو حوزه، توصیه شده است که از خلط مباحث دستوری و فرهنگ نگاری و استفاده از شواهد یک حوزه در حوزه دیگر اجتناب گردد. در این یادداشت، رابطه این دو حوزه به رابطه علم و فن تشبیه، و دستور نویسی علم و فرهنگ نگاری حاصل علم معرفی شده است. طبیب زاده دستور نویسی و فرهنگ نگاری را از این جهت متفاوت می داند که ملاک، در فرهنگ نگاری، طبقه بندی اقلام واژگانی و ترتیب حروف الفباست که نظامی از پیش تعیین شده و قراردادی است ...
نقدی بر غزل جوان امروز
منبع:
خرداد ۱۳۸۵ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
«یادداشتی پیرامون غزل امروز» توهم تکرار
منبع:
خرداد ۱۳۸۵ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
برخاستن از خواب زمستانی عزلت
منبع:
تابستان ۱۳۸۵ شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
فدوی طوفان و شعر او(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بانوی شاعر فلسطین،فدوی طوقان در سال1917م.در شهر نابلس دیده به جهان گشود و در سال 2003م.در همان شهر دیده از جهان فرو بست.برادرش،ابراهیم طوقان از طلایه داران شعر مبارز در دهه چهل قرن بیستم بود. فدوی نزد برادر به فراگیری علوم ادبی و شعر پرداخت.او نخست در قالب کلاسیک،شعرهای رمانتیک می سرود.اما با پدید آمدن نسل جدید شعرای مقاومت،ماننددرویش و سمیح،او نیز با آنان همصداشد.او با اشعاری رقیق و لطیف،احساسات پاک خودو هموطنانش را در برابر فاجعه دردناک فلسطین به تصویر کشیده است.او به عنوان یک زن به خوبی توانسته است دردهای ملتش را با نوایی حزن انگیز به گوش جهانیان برساند.
ساختار داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان رستم و اسفندیار بازگو کننده بخشی از حوادثی است که بعد از کیخسرو به وقوع پیوسته است از این روی، برای تحلیل داستان توجه به وقایع اواخر دوره کیخسرو و ضرورت دارد. ابتدا توجیه و تحلیل های محققان را درباره مضمون اصلی داستان نقل و نقد کرده ایم آنگاه تلاش کرده ایم بر اساس روش تحقیق مکتب ساختاری در جامعه شناسی، خط اصلی روایت داستان را بیابیم که عبارت است از ستیز خاندان گشتاسب با سنت ها، و در مقابل گشتاسبیان، خاندان زال مدافع هستند. این تعارض به گونه ای است که همزیستی آنها ممکن نیست. پیروزی رستم بر اسفندیار نشانه علاقه تدوین کنندگان داستان به حفظ سنت ها است. آینده شوم رستم نیز از آن است که نبرد با سنت ها نهایتا به تضعیف و شکست سنت و کشور می انجامد و شوم است. سیر سنت هایی چون نگهداشتن مرز میان پهلوانی و پادشاهی، پیوند دین و دولت، اصالت تخمه و نژاد و نوع تعارض گشتاسبیان با آنها را در شاهنامه بررسی کرده ایم. برخی مسایل نظیر شکست آغازین رستم و علت پروردگی چوب گز در آب رز، وجود دو پهلوان پیر و جوان در داستان را نیز تحلیل کرده ایم.
عمعق بخارایی و تشبیه
حوزههای تخصصی:
امیر الشعرا، عمعق بخارایی - از شاعران پارسی گوی اوایل قرن ششم هجری است. مضامین اشعار او به مقتضای زمان، مدح و گاه هجو، تغزل و وصف طبیعت و توصیفات گوناگون است. دیوان او مشتمل بر قصاید، رباعیات و بعضی قطعات است. قسمت اعظم قصایدش در مدح شمس الملک – است؛ اما در عین مداحی، استغنای طبع و علوم روح و فکر را در زیر پای شهوت و حرص لگد کوب نمی کند. او در تشبیه مهارت دارد و حدود نیمی از ابیاتش حاوی تشبیه است و بنابراین، در بررسی سبک شناسانه می توان او را شاعر تشبیه گرا نامید. غالب تشبیهات او از نوع مفرد و محسوس است و پس از آن تشبیه مجمل. اما بسامد زیاد تبیهات مشروط، وهمی، خیالی مرکب جمع، تفضیل و محسوس به معقول در دیوان شاعر گواه این اسک که او با کمل استادی، کلام خود را ظاهرا و باطنا زینت داده است و همین دلایل است که انوری – او را استاد سخن نامیده است. از آنجا که عمعق به لحاظ آوردن وجوه شباهت های تازه در زمره شاعرانی است که در تغییر سبک خراسانی به عراقی سهیم بوده اند، در این مقاله بر آنیم تا به کمک جدول آماری تشبیهات شاعر، به بررسی ارکان تشبیه، انواع و اغراض آن، اقتران بتشبیه با زیورهای بلاغی و منابع الهام گرفته در دیوان و روش و سبک بپردازیم.
مهر و خورشید در منظومه های حماسیه ملی
حوزههای تخصصی:
مهرپرستی از آیین های کهنی است که هزاران سال پیش در ایران و هند و رم رایج بوده و در راس این آیین، ایزدی به نام «مهر» قرار داشته است. با توجه به اینکه مهر، روزگاری بزرگ ترین ایزد بوده است، می توان گفت که ایزدان همراه او، یعنی ماه، ناهید، خورشید، باد و ایزدانی نظری سروش و رشن (ایزد دادگری)، تحت فرمان «مهر» آفرینش را پاسبانی می کرده و از شمار یاران او محسوب می شده اند. به تعبیری دیگر اثربخشی آن ها زمانی معنا می یافته است که در کنار «مهر» و نه مستقل از او مطرح باشند.
در این میان خورشید از دیرباز در کنار «ایزدمهر» مطرح بوده است و با توجه به پرستش آن دو از سوی اقوام ایرانی و غیرایرانی و با توجه به هم نامی و داشتن ویژگی های مشترک، به مرور زمان یکسان شمرده شده اند و بدین گونه خورشیدپرستی مترادف مهرپرستی دانسته شده اشت.
از آنجا که در ریگ ودا، اوستا و سایر متون مذهبی کهن، «مهر» و خورشید جدای از هم مطرح شده اند، می توان به روشنی دریافت که در اصل یکی نبوده. در این جستار برآنیم تار این موضع را بررسی کنیم و به جایگاه و نقش «مهر» و خورشید در منظومه های حماسی ملی بپردازیم و نشان دهیم که در بسیاری از موارد خورشید در معنای «ایزدمهر» به کار رفته و ویژگی های اور را دارا شده است.
دیوانگان: سخنگویان جناح معترض جامعه در عصر عطار
حوزههای تخصصی:
عقلای مجانین جماعتی از صوفیه اند که رفتار و گفتارشان به ظاهر مناسب با آداب و رسوم اجتماعی و احکام شرعی و حسن و قبح عقلی نبوده است؛ مانند دیوانگان از مردم گریزان بودند و عمدتا، در ویرانه ها و گورستان ها و کوه و صحرا، در انزوا، روزگار می گذراندند. محیی الدین عربی علت بروز این حالت را در این جماعت ورود وارد غیبی و تجلی حق تعالی بر آنها دانسته است؛ اما به نظر می رسد زمینه ها و عوامل دیگری نیز در پیدایش و شکل گیری این شخصیت ها نقش بسزایی داشته اند. در این نوشتار، کوشش می شود تا زمینه ها و عوامل اجتماعی موثر در شکل گیری شخصیت عقلای مجانین در عصر عطار مشخص شود و مهمترین بعد شخصیت عقلای مجانین در عصر عطار یعنی معترض و منتقد اجتماعی بودن با بیان حکایتهای به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گیرد.
سیاهی های گوتیک
حوزههای تخصصی:
استاندال: عاشق افسرده
بن مایه های قصاید پروین اعتصامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تأملی در برخی از فنون بلاغی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
واکاوی اسطوره ضحاک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مسئله کلکته مسئله ای جهانی است
حوزههای تخصصی: