برخی از رهیافتهای ادبی و زبانشناختی، متون ادبی را صرفاً به خواندن دقیق متن محدود می کند و «معنی» و «تاثیر ادبی» متن را درون متن و مبتنی بر نظام و «دستور زبانی» که متن بر اساس آن شکل گرفته است می جوید. ساختگرایی از جمله این رهییافتهاست ساختگرایی در ادبیات با الگو قرار دادن روش برگرفته از زبان شناسی سوسور و بی اعتنا به دنیای بیرون از متن در پی کشف معنی متن بر می آید. در این مقله تلاش بر این است که نشان داده شود که «شکست» خواندن دقیق متن در مفهوم یاد شده به دلیل جدایی آن از دنیای واقعی اجتناب ناپذیر است.
این نکته با نگاهی به مطالعات پسا ساختگرایی در زمینه زبان، ادبیات و معنی روشن می شود. دلیل توجه به پسا ساختگرایی این باور نگارنده است که پدیده مورد نظر، که برای جبران نقائص و نارساییهای ساختگرایی به وجود آمده است، با دو چهره متناوب خود در عین حال که می تواند فرایند خواندن متون ادبی را از تنگنای خواندن دقیق متن برهاند، خود می تواند در ورطه ی آن افتاده و کارآیی لازم را از دست بدهد.
در عمق افکار و عقاید مولوی و گفته های او در مثنوی، نوعی ارادت و محبت به امیرمؤمنان علی(ع) و خاندان پیغمبر اکرم(ص) وجود دارد. آراستن سخن به گوهرهای گنجینة کلام مولا و نقل و اخذ تعداد قابل ملاحظه ای از اقوال آن امام، صرفاً برای استناد و استشهاد و یا به قصد نشان دادن علم و فضل نیست، بلکه این همه تعظیم و تمجید، در قالب حکایات و ذکر اقوال، بیانگر تولی و محبت بسیار این شاعر به مولا و حاکی از افق گستردة اندیشه تابناک و عمق و گسترة نظر و وسعت دید و رشد و کمال روحی مولاناست.
این نوشته تبیین دیدگاه مولانا در مورد امیر مؤمنان و بازنمایی جلوه هایی از کلام آن امام است که آشکارا و یا به تلمیح و اشاره در مثنوی آمده و سبب جاودانگی اندیشه های بلند این شاعر گردیده است.