تَعتزُّ إیرانُ منذ القدیم بأبطالها الذین قد بَذلوا نفسَهم ونفیسَهم من أجل تقدّم الوطن وعمرانه. وفی هذا الأثناء یحظی الشعراء الملتزمون، الذین بذلوا قصاری جهدهم فی الدفاع عن وطنهم، بأهمیة کبیرة. یعتبر الشاعرُ المعاصر فرّخیّ یزدیّ (1267- 1318ش) واحدا من هؤلاء الذین عشقوا الوطن وعکفوا علی الدفاع عنه فی جمیع أشعارهم. فقد وقف فرّخیّ یزدیّ ضدَّ العدوّ الأجنبیّ وتطرّق إلی هذه المسألة فی ضمن أشعاره. کان فرّخیّ یعیش فی عصر تسوده التدخلاتُ الأجنبیةُ، والاضطراباتُ، والفوضی، والظلمُ وکَبتُ الحریات؛ فتربّی فی هذه الأجواء حیث لم یدّخر جهدا من أجل الدفاع عن الوطن، وقطع ید الأجانب وعملائهم حتی لم یبخُل فی بذل مُهجَتِه دون استقلال البلد وسیادته فَطَبع بدمه طبعةَ الصداقة والصحة علی هدفه المنشود وسعیه المجهود. فمِن منطلق ذلک یتعرّض هذا المقالُ لدراسة کلمتَی المزارع والعامل فی دیوان فرّخیّ یزدیّ کی یبین اهتمامَ هذا الشاعر، والتزامه بالوطن أکثر من ذی قبل.
التجدید هو اهتمام الشاعر بذکر روح شواهد العصر وفهمها فهما ذاتیا ووجدانیا، وینبغی علی کل شاعر وفنّان أن یصرف جهده لتفهّم روح عصره والتعبیر عنه. إنّ الکلاسیکیین الجدد إضافة إلی کونهم مقلّدین، قد وطدوا أقدامهم فی سبیل التجدید الشعری، فقوام المدرسة الکلاسیکیة الجدیدة یکون تقلیدا فی الشکل أو الإطار، وتجدیدا فی المحتوی أو المضمون. هذه المقالة تبحث عن المضامین التجدیدیة المشترکة فی أشعار النیوکلاسیکیین استنادا بأشعار مندوبَین بلامنازعَین لهذین المذهبین، أی: أحمد شوقی، فی الأدب العربی ومحمد تقی بهار، فی الأدب الفارسی.
وجدنا فی الدراسات الموجودة بین هذین المذهبین اشتراکات کثیرة فی المضامین الشعریة الجدیدة، وهذا الأمر یحکی عن وجود التشابهات الثقافیة والاجتماعیة والسیاسیة بین الفرس والعرب.
در دیوان شاعران بزرگ بعضی واژه های کلیدی هست که در گشودن قفل بسته مفاهیم و معانی مورد نظر گوینده و راه یافتن به دنیای ذهن او نقش اساسی دارند و در شکل گیری ساختار شعر او کاملا موثرند. یکی از اصلی ترین این واژه ها در دیوان خاقانی کلمه صبح و واژه های کیهانی است. در این نوشتار کوشش شده که صبح و وابسته های آن، آن گونه که در ذهن و چشم شاعر جلوه داشته با استناد به شعر وی به صورت تفصیلی و آماری مورد بررسی قرار گیرد.
رمان «قلعه مرغی؛ روزگار هرمی» نوشته سلمان امین، یکی از رمان های موفق جامعه گراست که به یکی از معضلات اجتماعی خاص، یعنی بیکاری و عواقب آن توجه کرده است. این جستار بر مبنای نظریة «فرصت» رابرت مرتون (1910- 2003) انواع نابهنجاری های رفتاری و شخصیتی را در رمان مزبور واکاوی کرده است. مطابق نظریة مرتون، مشکلات اجتماعی نتیجه گسست میان اهداف پسندیدة جامعه و راه های دست یابی به آن است. جامعه با تعریف اهداف ارزنده برای اعضای مرتبط با خود، راهکارها و راهبردهای خویش را نیز عرضه می کند؛ لیک آنگاه که میان اهداف و وسیله نهادینه شدة تحقق آن فاصله ایجاد گردد، انحراف و نابهنجاری رخ می دهد. بر اساس این الگوی نظری، رمان «قلعه مرغی؛ روزگار هرمی» تصویری از جامعه ای ارائه می دهد که اهدافی یکسان و مقبول برای همه مشخص کرده است، اما استفاده از روش های تحقق آنها، به پایگاه و طبقه اجتماعی افراد بستگی دارد؛ چنانکه شخصیت اصلی رمان با عصیانگری پرومته ای خویش، به کشف راه های جدید روی می آورد، اما سرانجام چاره ای جز فراموشی اهداف و انزوا نمی بیند.
یکی از زیرساخت های مهم در حوزه دانش معناشناسی شناختی، کاربرد طرحواره های تصویری و استعاره های مفهومی است. طرحواره های تصویری اغلب حاصل تعامل انسان با جهان خارج است که در قالب مفاهیم انتزاعی شکل می گیرد و ابزاری پایه برای درک بسیاری از مفاهیم ذهنی به شمار می رود. این پژوهش، به بررسی طرحواره های تصویری در جزء سی ام قرآن کریم می پردازد. طرحواره های تصویری اغلب به لحاظ الگویی جهان شمول و انعطاف پذیر، قابل تطبیق با متون دینی و ادبی می باشد. جستار حاضر در صدد پاسخگویی به این پرسش است که طرحواره تصویری در سه رویکرد "حرکتی، حجمی و قدرتی" که بالاترین بسامد را در جزء سی ام از قرآن کریم دارا هستند تا چه حد می تواند الگویی مناسب برای مطالعه استعاره های قرآن باشد. در ابتدا پس از ارایه تعاریفی درباره مبحث طرحواره های تصویری و استعاره های مفهومی از دیدگاه معناشناسی شناختی، به تشریح مبانی استعاره مفهومی و انواع طرحواره های به کار رفته در این جزء اشاره می شود سپس به استخراج نمونه ها و شاهد مثال های مطابق با این مفهوم از آیات شریفه جزء سی ام با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی می پردازیم. بررسی های به عمل آمده حاکی از آن است که در زیرساخت استعاره های موجود در آیات منتخب، انواع طرحواره ها به چشم می خورد که به عنوان شاهد مثالی از هنجارها و ناهنجاری های در قرآن از طریق استعاره های حاوی طرحواره های اجبار، مانع، رفع مانع، تغییر مسیر یا انحراف، نیروی متقابل، جذب و کشش و توانایی از طریق این الگو منطبق و قابل اجرا است.