شیخ احمد جام از عارفانی است که به رغم نگاه صوفیانه و تلاش در جهت خودسازی فردی و پرورش مریدان و نشان دادن راه و رسم سلوک، به صلاح و رستگاری مردم جامعه از بن جان می اندیشد و در مجالس وعظ و نوشته های خویش موشکافانه کج روی های اجتماعی را گوشزد می کند. این نوشتار به دنبال آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی، برجسته ترین مسائل و موضوعات اجتماعی قرن پنجم را در آینة آثار احمد جام بازکاود. تا کنون بررسی مستقلی دربارة اندیشه های اجتماعی وی (با تکیه بر تمامی آثار او) صورت نگرفته است. رویکرد اجتماعی وی را می توان در موضوعات شش گانة زیر جست وجو کرد: 1. طبقات اجتماعی؛ 2. نهادهای مردمی؛ 3. ملل و نحل؛ 4. مشاغل و پیشه ها؛ 5. آداب و رسوم؛ 6. اخلاق اجتماعی. با بررسی دیدگاه های یادشده در آثار و رسائل وی جلوه هایی از جامعة عصر سلجوقی را می توان دید. با توجّه به سکوت منابع تاریخی، دربار مدار بودن مورّخان و بی اعتنایی ایشان به ساز و کار حاکم بر روابط و قشربندی های اجتماعی، وجود آثار و منابع گران سنگ اشخاص دردمندی چون احمد جام که به دل مشغولی ها و فراز و فرودها و زشتی ها و زیبایی های روابط اجتماعی نگریسته است، فرصت مغتنمی است که جامعة دیروز با برخی نگرش های جامعه شناختی واکاوی گردد.
یمثل اللون ملمحا جمالیا فی الشعر ویُعدُّ عنصرا مهما من عناصر البناء الفنی، بما یحمل من دلالات ذات علاقة مباشرة بالرؤیة الفنیة، ففی معظم الأحیان لایرد اللون فیما وصف له، بل یکشف عن إحساس الشاعر؛ فهو مبعث للحیویة والنشاط والراحة والاطمئنان، ورمز للمشاعر المختلفة من حزن وسرور.
اللون من أهم ظواهر الطبیعة وأجملها، ومن أهم العناصر التی تشّکل الصورة الفنیة، لما یشتمل علیه من الدلالات الفنیة والنفسیة والاجتماعیة والرمزیة. لذلک ینبغی دراسة اللون فی الشعر من خلال ربطه بسیاق النص الشعری، فالسیاق الشعری هو الذی یحدد وظیفته وفاعلیته.
یتناول هذا البحث دراسة الألوان ودلالاتها فی شعر الشاعر العراقی یحیی السماوی دراسة دلالیة أسلوبیة، ویهدف إلى إحصاء الظواهر اللونیة فی شعره وإبرازها؛ وقد اعتمد البحث منهج التحلیل والوصف والإحصاء فی تناول الألفاظ اللونیة. فالسماوی من الشعراء المعاصرین الذین قاموا بتوظیف الألوان الرمزیة علی مستوی وسیع. وتشیر نتائج هذا البحث إلی أنّ الشاعر اعتمد فی استخدامه للون علی ألوان بعینها، وهی علی الترتیب حسب قوة ظهورها لدیه: الأخضر والأبیض والأسود والأحمر والأصفر والأزرق.
در این مقاله رابطه و نسبت پرسش گری با امر مقدس در منظومه ی فکری مولوی به شیوه ی تحلیلی بررسی می شود. در آغاز جهان نگری مولانا در رویکردی کلی در باب خاستگاه، جایگاه، حدود، توانایی و ویژگی های ترازهای معرفتی، و سپس جایگاه علوم، فنون، هنرهای بشری و شیوه های فلسفی و منطقی، و لزوم به کارگیری و سودمندی موضوعات یاد شده نه تنها در زندگی دنیوی، حتی گاهی به عنوان وسیله ای برای رستگاری آن جهانی بررسی می شود؛ هرچند مولوی در هرحال امتیاز غیرقابل انکاری برای بینش و شهود عرفانی برآمده از خاستگاه وحیانی قایل است.
در قلمروی امر مقدس مولوی ضمن اشاره به آسیب ها و زیان های به کار گیری دانش های بشری در این ساحت، و لزوم سنخیت و مناسبت میان ابزار و موضوع مورد مطالعه ، به ناتوانی و ناکارآمدی پرسش گری در قلمروی امر مقدس و لزوم صبر و سکوت در ساحت قدسی و وحیانی انسان کامل (عقل کل) و قرآن کریم تأکید می ورزد که این دو نزد مولوی واسطه ای میان انسان و خدا و متصل به خاستگاه الهی قلمداد می شوند و از امتیاز مصونیت از خطا و اشتباه برخوردارند
«طرح متن جامع غزلیات سنایی» اولین نمونه تصحیح یک متن فارسی با استفاده از روش های رایانه ای است. این طرح در سال 2001 میلادی به صورت یک پروژه تحقیقاتی در دانشگاه ونیز ایتالیا آغاز شد. مجریان اصلی پروژه خانم ها والنتینا زانولا و دانیلا منگینی بودند. زانولا دکتری ایران شناسی خود را از دانشگاه ناپل ایتالیا با دفاع از رساله ای دربارة سنایی غزنوی دریافت کرده و خانم منگینی نیز با دفاع از رساله دکتری خود با عنوان «فرخی، حافظ، طالب: بررسی مقایسه ای بسامد واژگانی» در سال 1992 دکتری ایران شناسی خود را اخذ کرده است.
فکر استفاده از رایانه برای تصحیح متون، از حدود چند دهه قبل در اروپا مطرح و مورد استفاده واقع شد؛ اما استفاده از این روش ها در تصحیح متون فارسی برای نخستین بار در این طرح انجام شده است. بنا به پیشنهاد خانم زانولا و با مشاوره ایران شناس بزرگ، پروفسور د. بروین ، غزلیات سنایی به عنوان ماده و موضوع اصلی این پروژه مطرح گردید. علاوه بر د. بروین که در پیشبرد این طرح همواره مجریان را راهنمایی می کرده، ریکاردو زیپولی، دیگر ایران شناس برجسته ایتالیایی نیز به مجریان طرح مشاوره هایی داده است. این پروژه چندین بار در مراحل مختلف به دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی نیز ارائه گردیده و وی نیز نظریات اصلاحی مفیدی را در این زمینه ارائه کرده است
الادب المقارن، اثر محمد سعید جمال الدین، ازجمله آثار قابل توجه در موضوع ادبیات تطبیقی است که نخستین بار در 1990 منتشر شد. نویسنده مباحث را با رویکرد مکتب فرانسه و با تأکید بر ادبیات فارسی و عربی نگاشته است. اگرچه این اثر مشخصات کتاب درسی را ندارد، ولی با توجه به اهمیت مباحث آن و با عنایت به این که به عنوان کتاب کمک درسی قابل استفاده است، نقد و بررسی آن به منظور تبیین نقاط قوت و ضعف آن ضروری می نماید. نقد این کتاب بر اساس دستور العمل شورای بررسی متون در دو سطح شکلی و محتوایی با مراجعه به متن اثر و با کمک سایر آثار مکتوب به ویژه ترجمة فارسی آن انجام پذیرفت. بررسی کتاب نشان داد که این اثر در شکل و محتوا فاقد مشخصات کتاب درسی است و بر اساس منابع پیشین عربی به نگارش درآمده است و نو آوری چندانی در آن دیده نمی شود. از نظر تناسب و جامعیت مباحث نیز نقطه ضعف هایی دارد. نقطة قوت اثر دارا بودن دو بخش نظری و عملی در مباحث و محوریت داشتن ادبیات فارسی پس از ادبیات عربی است.