فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۰۴۱ تا ۱۴٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نقد و نگاهى بر حکایت طوطى وبقال در مثنوى مولوى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشته کوششى است در نقد و بررسى یکى از حکایات مثنوى مولوى که به نظر نگارنده، شارحان مثنوى، در شرح جزئیات آن، تو جه کافى نداشته اند. مخاطب در این مقال با معنای پیش نهادى نگارنده، در خصوص یک واژه، آشنا مى شو د. در صو رت پذ یرش استدلال هاى مو جو د، چشم ا نداز تازه اى، در حو زه ى مثنوى پژوهى، باز مى گردد که در تفسیر دیگر حکایات مثنوى بى تأثیر نخواهد بود. واژه ى مذکور "کل " است که در بیت زیر آمده است: دید پر روغن دکان و جاش چرب بر سرش زد گشت طوطى کل ز ضرب شارحان مثنوى، واژه فوق را به معنى "کچل " گرفته اند، اما نگارنده در کوششى که در این گزارش به عمل آورده، به این نتیجه رسیده که کل در بیت یاد شده به معناى گنگى و ناتوانى ازگفتار است. این نتیجه در یک فرایند عقلى و نقلى حاصل گشته است.
نقد اسطوره شناختی ژرفا، بر بنیاد کهن نمونة مادینه روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهن نمونه ها، با تصویرهای کهن نمونه ای مانند کوه و اعداد و درون مایه های کهن نمونه ای چونان آفرینش و مرگ همسان نیست و به گمان نهان پژوه سوئیسی، کارل گوستاو یونگ، کهن نمونه ها، سازندة نمایه ها و درون مایه های کهن نمونه ای است. پنج کهن نمونة «خود»، «سایه»، «نرینه روان (= آنیموس)»، «مادینه روان (= آنیما)» و «نقاب» از کهن نمونه های برجسته و بُنیادین یونگ است که کارکرد آنها در دبستان نقد اسطوره شناختی ژرفا برای گزارش و رمزگشایی اسطوره و حماسه های اسطوره ای، بُنیادین و بی بَدیل می نماید. در کتاب های نقد ادبی، این کهن نمونه ها در زیر دبستان های نقد اسطوره شناختی و روان شناختی می آید و در اندازة تعریف، پایان می یابد و هیچ گونه تحلیل و کارکردی از آنها در نقدهای اسطوره شناختی به دست داده نمی شود. ما، در این جُستار برای نخستین بار یکی از این کهن نمونه ها، نامزد به مادینه روان را می گزاریم و کارکرد آن را در حماسه های اسطوره ای، فرارویِ منتقدان ادبی می نهیم و به رمزگشایی های نوی در حماسه های اسطوره ای، چونان شاهنامه دست می¬یابیم.
در پایان، آنچه بایستة گفت می نماید آنست که گزارش و تحلیل ما از کهن نمونة مادینه¬روان، بی پیشینه و نوآیین است.
فرآیند واژه سازی و واژه گزینی در زبان ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
فیتز جرالد و حکیم عمر خیام
تساهل در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تساهل، در لغت، به معنی «همدیگر را آسان گرفتن» آمده است (منتهی الارب، ذیل س ه ل) و گاه آن را با تسامح «سهل انگاری و اغماض و چشم پوشی و بی احتیاطی و بی پروایی و بی اهتمامی و نرمی و ملایمت به خاطر کسی و جوانمردی کردن» (لغت نامه دهخدا، ذیل تسامح) مترادف و معطوف (تساهل و تسامح) آورده اند. در اصطلاح، تساهل را می توان نوعی «سیاست مدارای صبورانه در حضور چیزی که مکروه یا ناصواب می شماریم» )کرنستن 1376، ص (62 بدانیم. به عبارت دیگر، تساهل حاصل نوعی نگرش مداراگر است نسبت به دگر اندیشان هر جامعه ای - نگرشی که انتقاد و نظر مخالف را در حکم رگه های آبی تلقی می کند که در پهنه بیابانی خشک از چشمه ای می جوشد و تا حدی از بی رحمی گرمای خاک و خشکی آن می کاهد. در این تعبیر، تساهل عاملی برای تعدیل روابط قدرت حاکمان و قاطبه شهروندان است )سادا - ژاندرون 1382، ص (17. با این اوصاف، پیشینه تساهل می تواند به دورانی دور بازگردد که جوامع ابتدایی تشکیل و قدرت ها ایجاد شدند و لزوما، برای ماندگاری، نیازمند مدارا و کنار آمدن با عقاید و باورهای گوناگون بودند. در نتیجه، هر چه جامعه بزرگ تر و قدرت دامنه دارتر باشد، نیاز به تساهل در عرصه های سیاسی، مدنی و مذهبی بیشتر احساس می شود. بدین ترتیب، اندیشه تساهل را برای ایجاد تعادل اجتماعی در همه جوامع، و در هر زمانی، می توان سراغ گرفت.
ساختار شعر آنا آخماتووا
منبع:
بخارا بهار ۱۳۸۶ شماره ۶۱
حوزههای تخصصی:
نکته هایی از زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
نقد کتاب «ریاح»
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه در دو سوی جهان (تحلیل و بررسی آثار مصطفی مستور و ریموند کاروِر با رویکرد تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ادبیات، به ویژه داستان کوتاه، را نوعی صنعت می دانند که قواعدی دارد و می توان با خواندن و کوشش زیاد آن را فرا گرفت. داستان کوتاه را می توان از نظر شخصیت ها، نوع بیان داستان، و کوتاهی و بلندی آن بررسی کرد یا با استفاده از ادبیاتِ نسبتاً نوپای تطبیقیِ «روابط و تأثیرات ادبی» عناصر مشترک داستان ها را در زبان های گوناگون کاوید. ریموند کارور و مصطفی مستور دو نویسنده بزرگی اند که در میان مخاطبان ادبیات داستانی به مقبولیت هایی دست یافته اند و با نگاه پدیدارشناسانه و برون گرایانه تصویرگر مفاهیم مشترک زندگی انسان ها همچون رنج، عشق، ترس، خیانت، و غیره اند. هدف از ارائه این مقاله، که به روش تحلیل تطبیقی انجام گرفته است، بررسی آثار دو نویسنده ای است که به علت تفاوت فرهنگی و اجتماعی و نیز وسعت نظر و عمق دید و زبان، اشتراکات و افتراقاتی دارند. این دو نویسنده با وجود خاستگاه های جغرافیایی، تاریخی، و فرهنگی اجتماعی متفاوت به یاری زبان مشترک داستان و بازنمایی هنرمندانه تحول شخصیت ها، بازگشت به خویشتن و رجعت به ریشه های معنا آفرین و روح نواز آدمی در روزگار غلبه ناباوری ها، انکار تردید، و تنهایی و بی پناهی توفیق یافتند که خالق داستان های کوتاه ماندگار باشند.
ابیات نویافتة منسوب به سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیم سنایی از معدود شاعران و عارفان مهم و آغازگر زبان فارسی است که آثارش تحوّلی نوین در محتوای شعر فارسی پدید آورد و به مصداق «کالبرق فی الدُّجی و الشّمس فی الضّحی»، روشنگر راه شاعران بزرگی چون عطّار و مولانا شد. اهمّیّت مقام سنایی در ادب و عرفان و جایگاه اشعار او، هنوز چنان که باید باز نموده نشده است. به این منظور در جریان بررسی ابیات سنایی در آثار منثور، ابیاتی از وی در متون نثر سده های ششم تا نهم پیدا شد که در تصحیح های مشهور آثار این شاعر بزرگ وجود ندارد. در این مقاله به معرّفی منابع و بررسی چهل و سه بیت استشهادی منسوب به سنایی بر مبنای نوزده متن نثر فارسی کهن پرداخته شده است که به گفتة مؤلّفان آثار و یا به سبب همراهی با دیگر ابیات سنایی، به وی نسبت یافته است و می تواند برای تصحیح های بعدی آثار سنایی قابل استفاده باشد.