فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نقد روان شناختی شخصیت ضحاک در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
در شاه نامه داستان هاییبیشمار میتوان یافت که از بن مایه هایژرف اساطیریبرخوردار است. داستان ضحاک از جمله این داستان هاست. ضحاک با درونیبسیار تاریک و روانیآشفته، موجودیهراس انگیز در میان اسطوره هایایرانیاست. داستان ضحاک به دلیل برخوردار بودن از بن مایه هایاساطیریدر اوستا، بارها مورد نقد و بررسیواقع شده است. در این مقاله سعیشده است، این داستان از دیدگاه نقد روان شناسیمورد بررسیقرار گیرد. به این ترتیب که شخصیت ضحاک و ارتباط او با عناصر اطرافش از دیدگاه روان شناسی(بیش تر برپایه نظریه هاییونگ و فروید) مورد توجه قرار گرفته است. از آن جا که نقد اسطوره گرا و نقد روان کاوانه پیوندینزدیک با یکدیگر دارند، نگارنده در این مقاله کوشیده است به مفاهیمیچون توتم و تابو که عناصر کلیدیدر نظریه فروید بوده توجهیویژه نماید. هم چنین با پرداختن به انواع عقده ها نظیر پدرکشیو طغیان بر پدر که ریشه در ناخودآگاه جمعیدارد و از عمده ترین نظریات یونگ است به لایه هایدرونیشخصیت ضحاک نفوذ کرده تا توجیهیبرایپاره ایاز کنش ها، واکنش ها، تنش ها و کشمکش هایروانیاو بیابد و به بسیاریاز پرسش ها در مورد شخصیت ضحاک و روان تاریک او پاسخ گوید.
غم و شادی در مثنوی مولوی
حوزههای تخصصی:
نقد شالوده شکنانة دو داستان از بیژن نجدی (روز اسب ریزی و شب سهراب کشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نجدی، داستان نویس صاحب سبک معاصر، ازجهات بسیار نویسندة قابل تأملی است. در داستان های او به دلیل رویکرد متفاوت به زندگی بشری و عناصر فرهنگ ایرانی نکات قابل بحث بسیاری می توان یافت. این مقاله سعی کرده است از دیدگاه نقد جدید شالوده شکنی به بررسی دو داستان از نجدی بپردازد. این دو داستان عبارت اند از: روز اسب ریزی و شب سهراب کشان. نقد شالوده شکنانه براساس نظریة دریدا شکل گرفت. ابتدا در فلسفه و بعد در نقدادبی به کار رفت. پایة نقد شالوده شکنانه بر یافتن تقابل های دوتایی و بحث برسر آن ها برای یافتن موارد تناقض و درنهایت رد پیش فرض های پذیرفته شده است. نتیجة این جستجوها معمولاً تردید در مبانی فرهنگی و باورهای پذیرفته شده ای است که پیشاپیش بدیهی دانسته می شود. تقابل ها در داستان های نجدی معمولاً برپایة تضاد بین انسان و حیوان؛ انسان و طبیعت؛ و انسان و تمدن است. در داستان روز اسب ریزی تقابل بین انسان/حیوان و آزادی/اسارت در درون مایة اصلی تناقض هایی ایجاد کرده است که از متن استخراج می شود. در داستان شب سهراب کشان تضاد بین دنیای خشن مردسالار و دنیای معصومانة کودکانه (تجربه/ناپختگی یا نقص/کمال) باعث ایجاد تضاد و تناقض می شود و در درون مایة داستان تردید ایجاد می کند.
نکته هایی از روایات پایان کار ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشهورترین روایت پایانِ کار ضحاک در سنت حماسی ـ اساطیری ایران به بند کشیده شدنِ او در بن غاری در دماوند است که در شاهنامه و بسیاری دیگر از منابع آمده. مطابق متون پهلوی ضحاک تا روز رستاخیز در آنجا زندانی است و در آن هنگام بند می گسلد و پس از زیانکاری کشته می شود. درباره علت کشته نشدن و زنده زندانی گشتن ضحاک توضیحاتی در سنت زرتشتی و روایات عامیانه آمده است و پژوهشگران نیز فرضیات مختلفی در این باره مطرح کرده اند. نظریه دیگر این است که با توجه به شواهد داستانیِ یک بن مایه هند و اروپایی و سامی، ضحاک برای تحمل رنج و عذابِ این جهانی و سپس انجام دادنِ خویشکاری رستاخیزی زنده می ماند.
غیر از فریدون و نیز سام یا گرشاسپ به عنوان بند کنندگان و کشندگان ضحاک، در شماری از روایات رسمی و عامیانه، نریمان، کاوه و حضرت سلیمان(ع) هم از جمله دستگیر کنندگان این شهریار پتیاره فش معرفی شده اند. در غالب روایات، محل زندان ضحاک غار یا چاهی در دماوند است و بر پایه اشاره بعضی منابع فریدون او را با زهی از پوستِ خودِ وی می بندد. این کار- که نمونه های دیگری نیز در داستانهای ایرانی و غیر ایرانی دارد- احتمالاً از آن روی است که موجوداتی چون ضحاک را با هر بندی غیر از پوست یا یکی از اجزا، اندامها و متعلقات آنها یا نزدیکانشان ببندند، می توانند آن بند را بگسلند. با این حال فریدون به گزارش برخی مآخذ برای جلوگیری از گریز ضحاک از زندان نگهبانانی بر او می گمارد. از جمله: نگاره یا پیکره خویش، آهنگرانِ سندان کوب، گروهی از پریان، طلسمی به هیات دو مرد و دسته ای از محافظان با سالاری ویژه.
تفصیل مطالب مذکور و برخی دیگر از نکات و جزئیاتِ روایات پایانِ کارِ ضحاک در سه بخشِ: الف) زنده ماندن یا کشته شدن ضحاک ب) به بند کشنده و کُشنده ضحاک ج) بند و بندجای ضحاک؛ بررسی شده است.
بررسی نشانه شناسی سحر در قرآن کریم
منبع:
مطالعات ادبی متون اسلامی سال چهارم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۵)
127 - 151
حوزههای تخصصی:
امروزه به دلیل گسترش علوم مختلف و رواج مباحث زبانشناسی جدید، پدیده ی تعدد معانی متون مختلف، از جمله قرآن کریم از جذابترین زمینه های تحقیقاتی است که می تواند بابی جدید روی عالمان دین و دریچه ای تازه برای فهم متون دینی بگشاید. دانش نشانه شناسی از جمله دانش های نوینی می باشد که موجب افزایش آگاهی انسان، و توجه به اموری است که تاکنون از دیدگان او پنهان مانده اند و تفسیر و تاویل قرآن قرنها مورد توجه دانشمندان اسلامی می باشد. موضوع مورد بحث در این مقاله جادو یا سحر و جادوگری است که از کهن ترین پدیده های عوامانه هستند که آثار آنها در بسیاری از فرهنگ ها در سراسر جهان دیده می شود. از این رو هدف از این مقاله بررسی نشانه شناسی کلمه پر تکرار جادو و سحر و ابعاد آن در قرآن کریم می باشد. بنابراین ما در این مقاله به نشانه شناسی و بررسی ابعاد آن، جادو و معنای لغوی جادو و اقسام آن از دیدگاه قرآن، می پردازیم. اطلاعات این مقاله به صورت توصیفی-تحلیلی و اسنادی گردآوری شده است. جستجو از سایت پارس قرآن در مجموع 58 آیه در مورد سحر پیدا شده است. از 114 سوره قرآن این کلمه در 22 سوره آمده است که همگی این آیات مورد بررسی قرار گرفته اند. از نشانه هایی که در آیات بررسی شده می توان دریافت کرد اینست که سحر، از رایج ترین نسبت هایى بود که مشرکان به پیامبر مى دادند. خداوند برای دعوت پیامبران به خداوند یکتا دروغ نمی گوید و برای نبوت از سحر استفاده نمی کند بلکه با صداقت و دلایل عقلی مردم را دعوت می کند و انسانها را به معاد آگاه می کند.
درآمدی به شعرشناسی نقش گرا (رویکردی زبان شناختی)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با تاکید بر ضرورت تغییر مبنای منطقی تعریف ماهیت شعر از منطق دو ارزشی ارسطویی به منطق نسبی گرای فازی، ابتدا سه جریان فکری متمایز در حوزه شعرشناسی را مرور می کند. آن گاه با پذیرش دیدگاهی که ادبیات و به طور مشخّص شعر را تافته جدا بافته ای از دیگر کنش های ارتباطی نمی داند و تحلیل زبان شعر را در چارچوب یک نظریه عام زبانی امکان پذیر می داند، تلاش می کند تا بر مبنای نظریه سیستمی ـ نقش گرای هلیدی (1985، 1994) و ملاحظه الگوی پیشنهادی مهاجر و نبوی (1376) تحلیلی نقش گرا از گفتمان شعری و پارامترهای زبانی و فرازبانی موثر در تحقق ارتباط شعری به دست دهد.
پربسامدترین روابط مفهومی میان واژگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی روابط مفهومی میان واژگان زبان می پردازد. روابط مفهومی انواع روابطی را تشکیل می دهند که در نظام معنایی زبان میان واژگانی یافت می شوند که چه بسا در ابتدا مستقل از هم به نظر برسند اما در عمل و در حقیقت ارتباط تنگاتنگی میان آن ها وجود دارد. در مورد تعداد این روابط و گستردگی آن ها تحقیقات قابل توجهی انجام شده است. در این تحقیق، سعی شده است تا با کمک آزمون روانشناختی تداعی معنایی به تشخیص پربسامدترین روابط مفهومی میان پاره ای واژگان زبان فارسی نایل شویم. نتایج این تحقیق نشان می دهد که روابط سلسله مراتبی (شمول معنایی)، روابط نقشی، تقابل معنایی، با هم آیی و هم معنایی بیشترین درصد انواع پیوندهای واژگانی را در میان داده های تحقیق حاضر به خود اختصاص داده اند.
شخصیّت مرزی سودابه در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
داستان های شاهنامه – اثر ملی و حماسی ارزش مند ایران - بویژه در بخش های اسطوره ای و پهلوانی دارای معانی عمیق و شگرف است. یکی از زمینه هایی که می تواند بستری مناسب برای پژوهش در شاهنامه باشد و آثار و نتایجی سودمند بدست دهد، بستر نقد و تحلیل شخصیّت های شاهنامه است. شخصیّت هایی که در شاهنامه نقش آفرینی می کنند، هر کدام می تواند نماد بشر امروزی باشد. تحلیل و نقد کردارها و رفتارهای آنان در روند داستان ها همه به نوعی مشکلات و گرفتاری های انسان امروزی را بتصویر کشیده، که هر روزه با آن ها دست بگریبان است. پژوهش حاضر بر آنست که اختلال شخصیّت مرزی را در شخصیّت سودابه - نامادری سیاوش و همسر کیکاووس -مورد نقد و تحلیل قرار دهد. در ابتدا ضروری است مقدمه ای پیرامون شخصیّت، اختلال شخصیّت و ویژگی های شخصیّت مرزی بیان شود و سپس صفات و کردارهای سودابه با شخصیّت های مرزی مطابقت داده شود.
از ملاک هایی که برای تشخیص اختلال شخصیّت مرزی در کتاب DSM-IV آمده، سودابه با پنج مورد هم خوانی دارد که عبارت است از: کوشش های مهارگسسته برای اجتناب از طرد یا رهاشدگی واقعی یا خیالی، تکان شوری، حرکات بیان گر تهدید و خود آسیب زنی مکرر، روابط بی ثبات و شدید و انتقام جویی. البته سودابه جز این ملاک ها، ویژگی هایی چون دروغ گویی، مکر و حیله، تهمت زدن و پلیدی نیز دارد که همه این کردارها به دنبال تغییری است که در خودانگاره او رخ داده است.
بزرگترین شاعر ایران کیست؟ جواب ششم بزرگترین شاعر ایران حافظ است
منبع:
مهرسال دوم ۱۳۱۳ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
نمایش شخصیت ها (شخصیت پردازی نمایشی) در سووشون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سووشونِ سیمین دانشور، از جمله رمان هایی است که حضور شخصیت، در آن بسیار پر رنگ است و نویسنده، از شخصیت پردازی- به ویژه شخصیت پردازی نمایشی- برای تقویت ساختار اثر و انتقال بهتر معنا، بسیار سود برده است.
شخصیت پردازی به دو شیوه ی گزارشی و نمایشی انجام می شود. شخصیت پردازی گزارشی به وسیله ی توصیف مستقیم و شخصیت پردازی نمایشی به کمک برخی از تکنیک های ویژه (از جمله گفتگو، عمل، صحنه پردازی، نام، لحن و شیوه بیان) صورت می پذیرد. کاربرد هریک از این تکنیک ها به نوبه ی خود به زیبایی اثر و تواناساختن مخاطب در درک معنا و شناخت شخصیت ها کمک می کند. درحالی که در شخصیت پردازی گزارشی، نویسنده خود به توصیف مستقیم خصلت ها و مشخصات ظاهری، رفتاری و روحی شخصیت می پردازد، در روش نمایشی، تنها شخصیت را وادار به ""عمل"" و ""صحبت"" می کند و به خواننده اجازه می دهد که خود استنباط کند و با درنگ دریابد که چه انگیزه و خلق وخویی در پشت آنچه شخصیت انجام می دهد، پنهان است؛ در واقع نویسنده تنها حرکات و گفتار را به نمایش می گذارد.
از هر دو تکنیک نمایشی و گزارشی، در سووشون استفاده شده است، اما شخصیت پردازی نمایشی، در این اثر کاربرد بیشتری دارد. البته از بین تکنیک های شخصیت پردازی نمایشی، گفتگو و انتخاب هوشمندانه ی نام شخصیت ها، به خلق شخصیت های سووشون بسیار کمک کرده است.
بررسی تطبیقی مسیح (ع) در شعر ادونیس و شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان پیامبران، بیان معجزات و سرگذشتِ پر ماجرا و آموزندة آنان از دیر باز به عنوان عناصری مؤثر به صفحات شعر و ادب راه یافته و اسباب زیبایی اثر و توجه خواننده را موجب شده است. یکی از زیباترین، مؤثرترین و مورد توجه ترین این داستان ها، داستان عیسی مسیح (ع) است.
در ادبیات گذشته، بیشتر برداشت های شاعرانه از ایشان، برگرفته از نگرش اسلامی به این شخصیت الهی بوده و نگرش مسیحی که در موارد مهمی با نگرش اسلامی در تضاد و تقابل است کمتر بروز یافته است. اما در ادبیات جدید و به ویژه شعر معاصر عربی و فارسی، این تلقی از مسیح (ع) با چرخشی قابل ملاحظه، سویه ای مسیحی به خود گرفته و مفاهیمی هم چون رنج های مسیح (ع)، مصلوب شدن ایشان، قربانی شدن ایشان برای پرداخت کفارة گناهان بشر و رستاخیز مسیح (ع) پس از مرگ، از انجیل به ابیات شاعران راه یافته است. این مفاهیم که امروزه به مفاهیمی اسطوره ای و نمادین در هنر مسیحی تبدیل شده اند، شاعران را در بیان آنچه از اضطراب های درونی، رنج ملت های ستمدیده، جور حاکمان و حکومت های بیدادگر و... می بینند، بسیار یاری می رسانند.
ادونیس و احمد شاملو از شاعران نوپرداز و متجددی هستند که بخشی از اشعار خود را به ترسیمی نمادین و اسطوره ای از مسیح (ع) اختصاص داده اند.
این پژوهش تطبیقی می کوشد با تکیه بر مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به تحلیل و بررسی تطبیقی اشعار ادونیس و شاملو، با موضوع مسیح (ع) بپردازد و جلوه های مسیحی یا اسلامی این شخصیت دینی در شعر دو شاعر، نوع اسلوب دو شاعر در این گونه شعرها، نقاط اختلاف و اشتراک میان آن دو در برداشت های نمادین از مسیح (ع) میزان موفقیت یا ناکامی هر یک در استخدام این نماد را به بوته تحلیل و بررسی بسپارد.
نمادشناسی پای برهنه در فرهنگ و ادب فارسی (از آغاز تا دورة مشروطه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ فرهنگ و هنر ایران پیش از اسلام و پس از آن نشان می دهد ایرانیان اگر بخشی از تنشان از جامه بیرون باشد، آن را بی شرمی می دانند و مایل هستند جامه ای بپوشند که سرتا پایشان را فرا بگیرد.اما در بررسی آثار ادبی به نمونه هایی بر می خوریم که به برهنگی سر یا پا اشاره شده است . همان طور که پوشش ها ،مجموعه ای از پباورهای فرهنگی هر جامعه را نشان می دهند،هر نوع برهنگی(سر، تن و پا)هم دارای مفاهیم نمادین فرهنگی و اجتماعی است که بررسی و شناخت آنها در آثار ادبی راهگشای پژوهش های انسان شناسی فرهنگی و جامعه شناسی است و نتایج آن به بهبود زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم ودرک بهتر آثار ادبی و حفظ هویت فرهنگی کمک می نماید؛زیرا ادبیات زبان بیان فرهنگ و تمدن هر کشوری است ونمادها چکیدة اسطوره ها و بیانگر آداب و آیین اقوام اند وبه دلیل چند لایگی و چند مدلولی رمز و راز یک فرهنگ را با خود حمل می کنند. پای برهنه در ادب فارسی نماد احترام و بزرگداشت ، بندگی و تواضع، اشتیاق و وصال ،بی توجهی به خلق و زینت دنیا، مجازات ، سوگواری ، نذر، حاجتمندی و فقر است .عقلای مجانین نیز پابرهنه اندتابا ظاهر دیوانگان بهتر بتوانند انتقاد و اعتراضشان را به گوش دیگران برسانند. در این پژوهش با رویکردی توصیفی و تحلیلی و استفاده از مستندات کتابخانه ای به نمادشناسی پای برهنه در آثار نظم و نثر فارسی از آغاز تا دورة مشروطه پرداخته شده است.
نظریه تعلیمی ناصرخسرو در مثنوی روشنایی نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مثنوی روشنایی نامه ناصرخسرو از کهنترین آثار تعلیمی شعر فارسی است. ناصرخسرو در این مثنوی تعلیمی چکیده نظریه تعلیمی خود را که در جامع الحکمتین و زاد المسافرین آمده، در سی فصل به شعر درآورده است. نویسنده عقیده دارد که این نظریه تعلیمی از سه منبع فکری آرای اخلاقی اسلامی، آرای اخلاقی فلسفی و آرای اخلاقی ایران پیش از اسلام، مایه ور است و می توان ساختار زیر را برای آن معرفی کرد: بیان کلیات فلسفی، نه فصل؛ روش اخلاق فلسفی، شش فصل؛ اندرزهای موبد پیر، نه فصل. به علاوه، دو فصل در مذمت شاعران مدح پادشاهان، بخش پایانی شعر در چهار فصل. نظریات تعلیمی در سه محور اصلی مطرح می شود: شناخت نفس و قوای آن، شناخت رذایل و فضایل نفس، روش تهذیب نفس.
زندگی جان کیتس و تفسیری از ((غزل پاییزی))
حوزههای تخصصی:
جان کیتس(1821-1795) شاعر رمانتیک انگلیسی تحصیلات دبیرستانی و دانشگاهی نداشت و با مطالعه آزاد و شخصی نبوغ خود را قوت بخشید . بعلت ابتلاء به بیماری سل در سن 25 سالگی در ایتالیا درگذشت. درعمر کوتاه خود بیش از 60 شعر سرود و ((غزل پاییزی)) در بین غزلهایش بهترین شناخته شده است . این غزل در سه قطعه ‘ مناظر و صداهای پاییزی را ارائه میدهد و تصویر گذشت زمان را در قالب چهار فصل و یا یک روز از پاییز به معرض نمایش می گذارد . ساختار شعر او در اثر استفاده از فنون و صناعات شعری چون استعاره‘جناس‘تکرار‘تصویرسازی‘واژه های تقلید صدا‘و اعطای شخصیت به چیزهای بی جان‘ غنی گردیده است . به پاییز شخصیت مادری و به خورشید شخصیت پدری داده شده و بدین کیفیت باروری و محصولات فراوان به وجود آمده است . همانند آثار دیگر کیتس ‘ موضوع تولد‘ زندگی و مرگ در این غزل نیز بصورت ضمنی پدیدار شده است . در پایان غزل سرود خداحافظی بصورت دسته جمعی با شرکت مخلوقات کوچک و بزرگ مزارع خوانده میشود. فضای غروب پاییزی آکنده از غم و اندوه می گردد و سکوتی پاک و مقدس بر آسمان همه جا حکم فرما می شود.
گشتاسب، هوتوس/ کتایون از اوستا تا شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گشتاسب، از پادشاهان نامدار کیانی است. او براساس منابع زرتشتی، گسترنده دین بهی و پادشاهی پسندیده است. همسر او در اوستا و متون پهلوی، هوتس نام دارد که دختری ایرانی و از نژاد نوذر دانسته شده است. اما تفاوتهای آشکاری میان شخصیت گشتاسپ و همسرش در اوستا و متون پهلوی با آنچه در شاهنامه فردوسی درباره این شخصیتها آمده است، وجود دارد. در شاهنامه، گشتاسپ چهره ای منفی دارد. همچنین برخلاف این متون، نام همسر او در شاهنامه، کتایون است که طی سفر گشتاسپ به روم ماجرای پیوندشان شکل می گیرد. در این مقاله سعی شده است تا ضمن معرفی شخصیت گشتاسپ و همسرش به بررسی دوگانگیهای میان متون مختلف از اوستا تا شاهنامه پرداخته شود.
عنصر «زبان» در داستان های کهن و داستان های امروزی (رمان) از دید تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۵ شماره ۵۷
حوزههای تخصصی:
«زبان» یکی از مهم ترین عناصر داستان است. هر شخصی یا شخصیتی به دلیل تجربیات گوناگون، حوادث شخصی و خانوادگی و اجتماعی و زمینه های فردی و اجتماعی، خصایص کلامی خاص خود را دارد. برای مثال یک فیلسوف یا یک عالم، زبان ویژة خود را دارد؛ درحالیکه زبان یک فرد عامی، پیچیدگیهای زبان آنها را ندارد. از طریق زبان میتوان فهمید که با چه شخصیتی روبه رو هستیم؛ شخصیتی شرور یا شخصیتی نجیب.البته باید توجه داشت که بین زبان ادبی و زبان معیار تفاوت بارزی وجود دارد. نویسندگان در ادبیات به دنبال «نوآوری» هستند و از به کارگیری کلمات کلیشه ای و مبتذل دوری میکننددر این مقاله کوشش شده است تحول زبان در داستان های کهن و داستان های امروزی (رمان) بررسی و وجوه تشابه و افتراق آنها مشخص شود.
نابرابری سرگذشت مانی در شاهنامه ی فردوسی با پزوهش های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مانی در اواخر حکومت پارتیان، در سرزمین بابل به دنیا آمد. هنگامی که دوازده ساله بود، فرشته ای بر او نازل شد و به او فرمان داد به تبلیغ دین خود بپردازد؛ اما این کار را تا مدت ها به تعویق بیندازد. او نخست پدر و اطرافیانش را به دین خود دعوت کرد ولی بعدها نتوانست در میان همشهریهای خویش توفیق چندانی به دستآورد. پس از چندی به سفرهای تبلیغی خود در حدود آسیای میانه دست زد. در همین سفرها بود که با آیین بودایی نیز آشنا گردید و بعدها دین جدید خود را با دین های زردشتی، عیسوی و بودایی تلفیق کرد. پس از مدتی به ایران بازگشت و به دربار شاپور اول ساسانی بار یافت و در جایگاه پزشک، در شمار ملازمان شاه قرارگرفت. او در مدت پادشاهی شاپور، آزادانه به گسترش مانویت پرداخت. ولی چندی پس از مرگ شاپور، با مخالفت های فراوانی روبه رو گردید و سرانجام با تحریک موبدان زردشتی، به دستور بهرام اول به قتل رسید.
در قسمت تاریخی شاهنامه، روایت پیدایش مانی و آمدن او به دربار ساسانیان، تفاوت های چشم گیری با پژوهش های تاریخی دارد که در این مقاله، وجوه تشابه و تمایز روایت فردوسی را با تحقیقات تاریخی بررسی کردهایم.
داستان «مار و خارپشت» و درس بردباری مولانا
منبع:
نامه پارسی ۱۳۷۷ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
اصل سنخیت در عرفان و همانندسازی در روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل سنخیت در عرفان زیر مجموعه ای از مبحث پیچیده «وحدت وجود» است. اساسا یکی از اهداف کلی عرفان و روان شناسی رسیدن فرد به وحدت درونی و موفقیت در ایجاد وحدت با عالم خارج از وجود است. اصل سنخیت در فلسفه و در باب علم حضوری معنا پیدا می کند که برای تحقق امر ادراک باید بین مدرک و مدرک سنخیت وجود داشته باشد و در عرفان (خصوصا عرفان نظری که همانندی های بسیاری با فلسفه دارد) رمز اصلی تجاذب و کشش بین عاشق و معشوق است.روان شناسانی چون، آبراهام مزلو و یونگ این سنخیت را باور دارند و همسو بودن اصل سنخیت در عرفان با اصل همانندسازی در روان شناسی را تصدیق می کنند. مشابهت نظریات آبراهام مزلو با افکار عرفانی عطار و مولانا محور اصلی این نوشتار است.