ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۹۸۱ تا ۴۹٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۸۹۸۱.

طرح واره های تصوری در «الکتاب» سیبویه و بازنمود آن در ترجمه فارسی (مطالعه موردی باب های اشتغال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۲۹۶
پژوهش حاضر در چهارچوب معنی شناسی شناختی به موضوع طرح واره های تصوری در کتاب سیبویه به عنوان یک متن دستوری و نحوه انعکاس آن در ترجمه فارسی پرداخته است. هدف از این پژوهش تبیین ساخت های مفهومی به عنوان زیرساخت الگوهای زبانی به منظور دستیابی به بن مایه های فکری نویسنده و فهم آسان تر الکتاب و در پی آن ارائه ترجمه دقیق است. روش اتخاذ شده توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر استقراء ناقص و با تکیه بر مدل طرح واره ای ایوانز و گرین است. نمونه گیری از 11 باب (8666 کلمه) الکتاب انجام شده است که به موضوع اشتغال می پردازد. طرح واره های نیرو، مهارشدگی، فضا و جابه جایی به ترتیب بیشترین بسامد را داشتند. در ترجمه نیز نظر به ویژگی های سبک ساز سیبویه، دو راهکار تصریح و ترجمه اصطلاحی منجر به حذف یا جایگزینی طرح واره های فضا، جابه جایی و مهارشدگی در موارد قابل توجهی شده است، اما طرح واره های نیرو با ساختار زبانی مشابه در زبان مقصد بازنمود یافته اند.
۴۸۹۸۲.

تحلیل تطبیقی فراقیه در اشعار عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۲۹۱
با تطبیق فراقیه های فارسی و عربی می توان به وجوه مشترک آن ها، از لحاظ لفظ و مضمون، پی برد. شاعران فارسی زبان برخی مضامین شعری خود را از اشعار عربی قبل و بعد از اسلام، از جمله معلقات سبعه، قصاید متنبی و ... گرفته اند. در این مقاله ابتدا دو قصیده عربی، یکی معلقه امرؤالقیس ، مربوط به قبل از اسلام و دیگری قصیده برده بوصیری ، از اشعار دوره بعد از اسلام، تحلیل شده است؛ سپس با تحلیل معنایی چند قصیده و غزل فراقی فارسی، از شاعران ادوار مختلف، به مقایسه و تطبیق فراقیه های دو زبان و تأثیرپذیری آن ها از هم پرداخته شده است. با این مقایسه، می توان دریافت که بسامد برخی واژه ها و مضامین، در اشعار فراقی عربی و فارسی پرکاربردتر است. از آن جمله می توان به واژه ها و تصاویری چون یار، دیار، ساربان، محمل، شتر،کاروان، وادی، اشک، آه، منزل، گریه بر خرابه و ... اشاره کرد.
۴۸۹۸۴.

أشعار حافظ وعلم النفس الإیجابی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۴۳۵
علم النفس الإیجابی هو الدراسه العلمیه للأداء النفسی الوظیفی الإنسانی المثالی وهو علم یرکّز على مکامن القوه والقدرات بدلاً من نقاط الضعف والاضطرابات النفسیه، والتوقف عند المعوقات. یدرس مارتن سلیجمان العواطف البشریه فی ثلاث مراحل، وهی: الحاضر (السعاده، والمرح، والتلهّف، والاشتیاق والانسیاب)، والماضی (الرضا، والسرور، والفخر والاعتزاز) والمستقبل (التفاؤل، والثقه، والأمل والإیمان). یعتقد سلیجمان أنه عندما یقوم المرء بمراجعه عواطفه وتجاربه واضطراباته فی فترته الراهنه ویقارنها مع الماضی والمستقبل، فهو فی الوقت الذی یشعر بالهدوء والأمان والسعاده والرفاهیه فی وقته الحاضر، فعلیه أن یشعر بالرضا والارتیاح والفخر والاعتزاز مقارنهً بالماضی، وأن یشعر بالأمل والتفاؤل والإیمان بالنسبه للمستقبل. إن هذه الورقه البحثیه تهدف إلی أن قراءه النصوص الأدبیه فی ظلّ اتّجاه علم النّفس الإیجابی، یجعل من الممکن تطبیق الاستنتاجات؛ ومن هذا المنطلق تناول البحث هذه التجربه فی أشعار حافظ التی تُعتبر تجسیداً شاملاً للتجربه البیولوجیه والروحیه للمجتمع الإیرانی. أما الفضائل الأخلاقیه التی أخضعت للدراسه فی هذا البحث، فیمکن الإشاره إلى الحکمه والمعرفه والسمو، کما أن البهجه (السرور) والأمل والرضا والسعاده فهی من القدرات التی تمت دراستها فی هذه العجاله وکل ذلک تم تطبیقها بناءً على أدلهٍ وشواهدَ من دیوان حافظ الشیرازی. وتظهر نتائج هذه الدراسه أن قراءه الأعمال الأدبیه من خلال منهج العلوم المعرفیه تجعل النصوص أکثر عرضه للفهم والاستیعاب کما تجعلها أکثر أداء فی حیاتنا الیومیه.
۴۸۹۸۵.

تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی در غزلیات حافظ با تکیه بر فرانقش متنی زبان در زبان شناسی سیستمی- نقشی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۴۳۴
یکی از روش های کارآمد برای مطالعه ی زوایای معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات زبان شناسی به شمار می رود و به تجزیه وتحلیل متون در پیوند با زمینه و بافت فرهنگی و اجتماعی می پردازد. در پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی و مطابق با الگوی سه سطحی فرکلاف، به تحلیل معناشناختی زبان عرفانی حافظ پرداخته می شود. بدین منظور پس از توصیف غزل های عرفانی حافظ مطابق با چارچوب زبان شناسی سیستمی- نقشی هلیدی و با تکیه بر فرانقش متنی زبان در آن چارچوب، با عنایت به بافت درون زبانی و برون زبانی غزل ها و با تحلیلی بینامتنی، به تفسیر و تبیین ایدئولوژیک آن ها پرداخته می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که ویژگی های عرفانی شاخص در زبان عرفانی حافظ، ویژگی هایی است که با دیگر متون عرفانی اشتراکاتی دارد و ضمن ارائه ی مختصات بینامتنی و قواعد عام گفتمان عرفانی، منعکس کننده ی دیدگاه های شخصی و ایدئولوژیک حافظ در ارتباط با اوضاع فرهنگی-اجتماعی زمانه ی اوست. دستاورد تحقیق، توجیه و تبیین علمی، نظام مند و الگومدار زبان عرفانی حافظ و بیان چگونگی و چرایی شکل گیری، تولید و درک گفتمان عرفانی او با استفاده از معیارها و ابزارهای دقیق تحلیل انتقادی گفتمان است که نتایج پژوهش را بر پایه های مستدل و موثق زبان شناسی، استوار و از برچسب کلی گویی و خطاهای حاصل از آن مبرّا می کند.  
۴۸۹۸۶.

Decoding Symbolism: Sperber’s Analysis of the Structure of Symbolic Propositions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
Sperber, trained in the Durkheimian sociological tradition, has pursued his intellectual project inspired by Lévi-Strauss’s structural anthropology. However, he has not confined his studies to Durkheim’s semiological and Lévi-Strauss’s linguistic views. Instead, he has provided innovative explanations of how symbolic systems and symbolic propositions function. Sperber initially extracted principles from logical positivism to demonstrate how semantic and encyclopedic knowledge shape our understanding of propositions. Nevertheless, he discovered that symbolic propositions do not adhere to these principles. Their verifiability hinges on a distinction between the objective and mythological levels, allowing the primitive mind to simultaneously experience reality and myth without conflating them. This study aims to trace the sources of Sperber’s intellectual trajectory and analyze his arguments. It reveals that symbolic propositions cannot be defined as merely mental but not rational, as proposed by Frazer or Lévy-Bruhl. Sperber’s theory posits that symbolism is an autonomous field of cognition, independent of any semiological framework, and is more credible than the dominant theories of his time. Ultimately, the author contends that Sperber’s propositions, despite his claims, lack the universality required to explain the mechanism of symbolic propositions. This is because implicit knowledge, along with the specific experiences of individuals or societies, plays a unique role in understanding symbolic propositions.
۴۸۹۸۷.

نسخه شناسی کهن ترین جامع روایات حماسه یتیم نامه و دیگر دست نویس های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۳۸۲
دوره صفویه تأثیر مهمی در جهت دهی به حوزه های مختلف ادبی، به ویژه روایت های داستانی داشت. در این عهد، روایت های داستانی در انواع ادبی حماسی، غنایی و تعلیمی، تنوّع و تعدّد بسیاری یافت. در این میان، یتیم نامه ، آخرین حماسه دینی منثور و مشهور در ادب فارسی، یک استثنا به شمار می رود که عمدتاً، بر کنار از سنّت های مرسوم در حوزه داستان سرایی، به خوبی توانسته است خود را با گفتمان مذهبی و تاریخی مسلّط در دوره صفویّه منطبق کند؛ نیز به قدر نازلی از ویژگی های میراث داستانی بهره مند شود و در قالب روایتی داستانی، بازتاب مطلوبی را از پیوند درون مایه های تاریخی و دینی عصر صفوی عرضه کند. یتیم نامه به علت نبود شناخت علمیِ حداقلی از دست نویس های معتبر آن، برای مدّتی نزدیک به دو سده است که در ایران با عنوان نسبتاً نادرست حسین کُرد شبستری معرفی می شود؛ حتی همه بخش های آن نیز شناسایی و منتشر نشده است. پژوهش حاضر به روش استقرایی و با تکیه بر معرفی کهن ترین نسخه ناشناخته جامع روایات و دیگر دست نویس های نویافته یتیم نامه ، ضمن گزارش لازم از فواید و کاستی های محتوایی اغلب دست نویس ها، کوشیده است تا برخی انگاشته های نادرست موجود در این زمینه را نیز با تبیین بیشتر اصلاح کند.
۴۸۹۸۸.

نقش محوری شخصیت مجنون در داستان غنایی لیلی و مجنون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۳۸
مجنون از شاخص ترین چهره های این داستان غنایی است که نقش،کنش،گری دارد یا به تعبیر گریماس کنش گر در این داستان باز یابی شده است که عبارتند از 1_ فرستنده، 2_ پذیرنده 3_ فاعل 4_ هدف 5_ یاری گر 6_ باز دارنده بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق در داستان لیلی،و مجنون فرستنده عشق است که مفهومی انتزاعی دارد نه یک شخصیت عینی پذیرنده لیلی و مجنون و فاعل مجنون می باشد هدف، رسیدن لیلی و مجنون به یکدیگر است و یاری،گر خویشان و اطرافیان و پدر مجنون می باشد و کنش،گر و مانع و باز دارنده پدر لیلی است و سپس ابن سلام که در داستان نقش رقیب را ایفا می کند بیش از هر کس و هر چیز مجنون فاعلیت دارد و.نقشی برجسته و کنش گر او عاشق است و از جان نمی هراسد و آن چنان در محبوب خویش غرق می گردد که سر به بیابان می گذارد و همدم حیوانات و وحوش می گردد مجنون فاعل لست و.نقشی کلیدی دارد و.کنش های او در طول داستان مبین نقش پر رنگ و اساسی او در این داستان است در این جستار به اجمال سعی شده است به بیان روابط لیلی و مجنون و شخصیت داستان "" مجنون "" پرداخته شود که محوری ترین بحث عشق را در این منظومه به تصویر می کشد مجنون خواهان خود لیلی ست فارغ از ظاهر و چهره ی او اگر چه دیگران مجنون را از این خواستن منع می کنند
۴۸۹۸۹.

واکاوی شگردهای بلاغی تشبیه در رسالة الطیور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۰۸
رساله الطیور، اثر نجم الدین رازی (654-573 ه.ق) دارای نثری خیالی و تمثیلی است و از جمله نثرهای آراسته و فنّی اواخر قرن ششم هجری به حساب می آید. نویسنده این اثر بنا به دلایل اجتماعی روزگار سخت خود سعی دارد با استفاده از محتوای تمثیلی و رمزی داستان و سیر در دنیای معقولات، از شگردهای ادبی مانند تشبیه استفاده کند تا وقایع را محسوس و عینی جلوه بدهد و آنها را از بهترین زاویه هنری گزارش کند. تشبیهات به کار رفته در این رساله کوتاه، علاوه بر زیباتر کردن اثر، لذت دریافت متن را برای مخاطب دوچندان می کند. او با کمال مهارت، این نوع بدیعی را در سراسر داستانش گسترده است. غالب تشبیهات در این اثر، از نوع تشبیه بلیغ، تفضیلی، تلمیحی و توصیفی است. نویسنده از بهترین انواع تشبیه جهت استطراف تشبیه سود برده است. ابتکار نجم الدین در کمک گرفتن از این نوع هنری در بیان اندیشه او تازگی خاصی بخشیده است. او از شگردهایی چون: استفاده از آیات قرآنی، تلمیح به داستان پیامبران، ملموس کردن معقولات از طریق اصطلاحات نجومی، رزمی، اشرافی، مکان های جغرافیایی و منسوباتی اعم از انسان و حیوان استفاده کرده است. همچنین زینت دادن این نوع بیانی با صنایع دیگری چون: مراعات النظیر، تضاد، اغراق، تلمیح، استخدام، کنایه و استعاره، در تصویرآفرینی و گسترش حوزه زبان اثر جلوه می کند.
۴۸۹۹۰.

بررسی سیر تحول شعر نو در زبان عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۴۷۲
   قرن بیستم شاهد تحول و دگرگونی عمیقی در همه رشته های هنری است، شعر نو نیز یکی از تحولات بزرگ به شمار می آید که افقهای تازه ای را در برابر دیدگان گشوده است. مورخان و ناقدان درباره تاریخ دقیق پیدایش شعر نو با یکدیگر اختلاف نظر دارند. اما آنچه مسلم است این است که شعر نو به عنوان پدیده ای جدید در حوزه ادبیات در ایران و کشور های عربی و حتی کشور های اروپایی به دنبال تغییر و تحولات در ساختار و مضمون شعر قدیم بوجود آمد و توسط نیما یوشیج در ادبیات فارسی و نازک الملائکه  و بدر شاکر السیاب در ادبیات عربی به صورت تثبیت شده به همگان معرفی شد.    این مقاله در صدد است تا تاریخچه و سیر تحول و پیشگامان شعر نو را در این دو زبان به قصد بیان اشتراکات و همانندیها مورد بررسی و تحلیل قرار دهد . 
۴۸۹۹۱.

سایه محدودیتهای سیستمی لِفِور بر بازنویسی غزل دهم و دوازدهم حافظ (ترجمه عمر شبلی الصویری)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۳۲۹
لِفِوِر ترجمه را نوعی بازنویسی می داند که متأثر از محدودیت های سیستمی؛ ایدئولوژی و سبک ادبی است. جستار پیش رو با رویکرد توصیفی- تحلیلی، این تاثیرات را در بازنویسی شبلی از غزل دهم و دوازدهم حافظ می کاود و برآیند آن چنان است که این بازنویسی هم متاثر از محدودیت سبکی است و هم متأثر از ایدئولوژی. نمودهای نگره لفور در این بازنویسی، ترجمه منظوم است و دگرگون سازی در وزن، آوا ، ضمایر، افزایش برخی واژگان و بومی سازی به همراه نگرش عارفانه در بازنویسی نمادهای خانقاهی و بزمی. این بازنویسی گاه با زیاده گویی ، معانی نارسا و دریافت یکسان از واژگان متفاوتی چون «پیر» و«شیخ» مخدوش می شود.
۴۸۹۹۲.

روایت دینی از ادبیات در تقابل با ماتریالیسم (با تکیه بر آرای مرتضی مطهری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۳۲
جعفر فسایی* نجمه دری** چکیده ماتریالیسم در معنای هگلی- مارکسی آن، از بدو مطرح شدن در ایران واکنش های بی سابقه ای به ویژه در میان روحانیت برانگیخت. مرتضی مطهری ازجمله نخستین افرادی بود که با درک اهمیت و حساسیت این مفهوم و تبعات ناشی از آن در فضای فکری جامعه، ضرورت مسلّم توجه بدان را دریافت، به نحوی که توانست در تقابل و جبهه گیری در برابر آن، بخشی از جامعه و به خصوص روحانیت را به اجماع نسبی برساند. اینکه در این کارزار، نقش و عملکرد میراث ادبیات فارسی به چه نحو و با چه کیفیتی بوده است، پرسش اصلی و مهم پژوهش حاضر است. برای رسیدن به پاسخ این پرسش، مجموعه آثار مرتضی مطهری را از این منظر خاص، موردتحلیل و بررسی محتوایی قرار داده ایم. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این آثار نشان می دهد که ادبیات در کارزار الهیات و ماتریالیسم یا جهان بینی توحیدی و جهان بینی مادی، به مثابه ی ابزاری کارآمد و مؤثر، ایفای نقش کرده است. حافظ شیرازی، مولاناجلال الدین بلخی، حکیم خیام نیشابوری و سعدی شیرازی ازجمله برجسته ترین چهره های ادب فارسی و فرهنگ ایرانی هستند که در این نزاع تعیین کننده یعنی تقابل میان جهان بینی توحیدی و جهان بینی مادی فراخوانده شده و هریک نقش مشخصی را ایفا کرده اند. بر این اساس مطهری خوانشی غیرمادی را از شعر و اندیشه ی حافظ ارائه داده و درحقیقت این خوانش عکس العملی در برابر مفسّران ماتریالیست با محوریت احمد شاملو بوده است. ازطرفی در آثار مطهری، شعر و اندیشه ی مولانا و سعدی نیز درجهت بسط و تقویت ایده ی الهی یا جهان بینی توحیدی، به منظور تضعیف هرچه بیشتر گفتمان های ماتریالیستی به کار رفته است. درنهایت مطهری خیام نیشابوری را در یک فرمول ماتریالیستی می نهد و از رهگذر شعر و اندیشه ی او، تقابل با ماتریالیسم را دنبال می کند. حاصل جمع این آرا، بخشی از عملکرد ادبیات فارسی در مناسبات اجتماعی و سیاسی معاصر را نمایان می کند. * دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی jfasaei@yahoo.com (نویسنده ی مسئول) ** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس ndorri@modares.ac.ir تاریخ دریافت مقاله: 3/7/1400 تاریخ پذیرش مقاله: 24/12/1400
۴۸۹۹۳.

تبیین نظری شکل گیری ژانرها و مناسبات بین ژانر و خلاقیّت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۴۷۹
در این مقاله به تبیینِ چگونگیِ شکل گیریِ ژانرها و مناسباتِ ژانر و خلاقیّتِ ادبی پرداخته می شود. موضوعِ این مقال، بررسیِ تاریخی یا درزمانیِ چگونگی شکل گیریِ ژانرها نیست، بلکه بررسیِ همزمانی دریاره چگونگی رویارویی پدیدآورندگان ادبی با پدیده ژانر از دید خلاقیّت است. تلقیِ مدرنِ از ژانر مبتنی است بر اینکه ژانرها صرفاً ابزارهایی برای طبقه بندی و توصیفِ متنهای ادبی نیست، بلکه بنا به تعریفِ جدید چون ژانرها درحُکمِ کنشهایی گفتاری در موقعیّتهای مکرر به شمار می آید، ابزارهای خلاقیّت است که بدونِ آنها هیچ گونه آفرینشی صورت نمی گیرد و تمام متنها به یک یا چند ژانر وابسته است. مباحث این مقاله عبارت است از اینکه ژانرها مناسباتی چهارگانه با نویسندگان، خوانندگان، متنها و بافتارهای اجتماعی دارد. دیگر اینکه برخلافِ مدعای رمانتیک ها و برخی از پیروانِ مدرن آنان، متنها همگی به یک یا چند ژانر وابسته است. همچنین ژانرها در عین اینکه قوانینی را الزام می کند، فرصتها و عرصه هایی را برای انتخاب و گزینش نیز فراهم می آورد. مبحث دیگر درباره ثبات و انعطافِ ژانرهاست که با پدیده خلاقیّت ادبی ارتباط تنگاتنگی دارد؛ چرا که دگرسانیهای گونه شناختی، تابعِ آشنایی زداییهای ادبی است. مبحثِ پایانیِ این مقال در این زمینه است که پدیدآورندگانِ ادبی، ژانرها را بدون پیشینه خلق نمی کنند، بلکه ژانرها حاصلِ دگردیسیِ گفتارها در فرمها و قالبهایی دگرگون یابنده یا دیرنده است.
۴۸۹۹۴.

نقش رویکرد بن مایه شناسی در تعیین نوع ادبی روایت های داستانی (مطالعۀ موردی: داراب نامه، قران حبشی و مسیب نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۴۰۸
دانش انواع ادبی از رویکردهای درون متنی باسابقه و تأثیرگذاری است که از گذشته برای طبقه بندی متون در نظر گرفته می شده و دگرگونی هایی را نیز تاکنون از سر گذرانده است، امّا پیشینه کاربرد نظریّه انواع در پژوهش های ادبی ایران به یک سده نمی رسد و هنوز اطلاق موجّه آن به صورت فراگیر در بسیاری از حوزه ها و جریان های ادبی با ابهام و چالش روبه رو بوده است. برای مثال، در طبقه بندی روایت های داستانی کهن، این پرسش مطرح می شود که: بر چه اساس و با چه استدلالی می توان نوع ادبی مسلّط در متون یادشده را اثبات کرد؟ فقدان پژوهش و نقد جدّی در پاسخ به این پرسش، سبب شده تا طیّ دهه ها، پژوهشگران بدون هیچ روشنگری علمی و روشمندی، داستان های کهن فارسی را با توسّل به اصطلاحات ادبی خودساخته، غیرعلمی و بعضاً گنگ معرّفی کنند و این امر در حالی است که اصطلاحات رایج نه تنها دلالتی جامع و مانع بر مشخّصات محتوایی و زبانی این گونه روایات ندارند، بلکه گاه حتّی آن ها را در تعلیق نوعی نگاه می دارند یا دچار هم پوشانی چندگانه نوعی می کنند. از آن جایی که یکی از کارکردهای رویکرد بن مایه شناسی، تعیین نوع ادبی متون است، در پژوهش حاضر تلاش شده تا در پیوند با انواع ارسطویی، از این استعداد بالقوّه که تاکنون از نظرها دور مانده است، بهره برده شود و برای نخستین بار، به روش استقرایی و با تکیه بر جامعه آماری بن مایه های متنوّع سه روایت داستانی ابوطاهر طرسوسی، تعلّق نوع ادبی آن ها به حماسه اثبات شود. دانش انواع ادبی از رویکردهای درون متنی باسابقه و تأثیرگذاری است که از گذشته برای طبقه بندی متون در نظر گرفته می شده و دگرگونی هایی را نیز تاکنون از سر گذرانده است، امّا پیشینه کاربرد نظریّه انواع در پژوهش های ادبی ایران به یک سده نمی رسد و هنوز اطلاق موجّه آن به صورت فراگیر در بسیاری از حوزه ها و جریان های ادبی با ابهام و چالش روبه رو بوده است. برای مثال، در طبقه بندی روایت های داستانی کهن، این پرسش مطرح می شود که: بر چه اساس و با چه استدلالی می توان نوع ادبی مسلّط در متون یادشده را اثبات کرد؟ فقدان پژوهش و نقد جدّی در پاسخ به این پرسش، سبب شده تا طیّ دهه ها، پژوهشگران بدون هیچ روشنگری علمی و روشمندی، داستان های کهن فارسی را با توسّل به اصطلاحات ادبی خودساخته، غیرعلمی و بعضاً گنگ معرّفی کنند و این امر در حالی است که اصطلاحات رایج نه تنها دلالتی جامع و مانع بر مشخّصات محتوایی و زبانی این گونه روایات ندارند، بلکه گاه حتّی آن ها را در تعلیق نوعی نگاه می دارند یا دچار هم پوشانی چندگانه نوعی می کنند. از آن جایی که یکی از کارکردهای رویکرد بن مایه شناسی، تعیین نوع ادبی متون است، در پژوهش حاضر تلاش شده تا در پیوند با انواع ارسطویی، از این استعداد بالقوّه که تاکنون از نظرها دور مانده است، بهره برده شود و برای نخستین بار، به روش استقرایی و با تکیه بر جامعه آماری بن مایه های متنوّع سه روایت داستانی ابوطاهر طرسوسی، تعلّق نوع ادبی آن ها به حماسه اثبات شود.
۴۸۹۹۵.

بررسی کیفیت رابطه میان انسان و خداوند در رویکرد عرفانی نیکوس کازانتزاکیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۳۶
ادبیات در اصطلاح عام، زبان عمومی فرهنگ ها، نقطه اتصال جان های فرهمند و سرمایه داران معنا در تاریخ حیات انسان بوده است. در همین راستا ادبیات عرفانی، در طی سده های متمادی، حلقه واصل هزاران روح سرشار از شور و ارادت به ماوراء و معنویت بوده و از گوشه های گونه گون جهان انسانی، جان های هم دغدغه را به شاهراه عرفان راه نموده و با آثار مکتوب، ضمیر تشنگان را سیراب کرده است. نیکوس کازانتزاکیس در جایگاه یک ادیب با مجموعه ای از آثار متعدد ادبی و عرفانی در حوزه ادبیات معاصر جهانی، نمونه ای از آن دست سرگشتگان و دل آشوبان عصیانگری است که ادبیات عرفانی، جولانگاه قلم اوست. این مقاله ضمن بررسی عمومی آثار و واکاوی نظرگاه عرفانی کازانتزاکیس، کیفیت رویکرد او را در ارتباط با رابطه عرفانی انسان و خدا، با روش توصیفی تحلیلی مورد مطالعه قرار می دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نگرش معنوی کازانتزاکیس به جهان، خداوند و انسان در خلق آثار او اثربخشی نمایانی دارند. او در بیان ارتباط انسان با خدا از عشق، رهایی از تعلقات، جدال میان جسم و روح، رنج های وجودی انسان و مواجهه درونی با خدا سخن می گوید و از مرگ به عنوان پدیده ای فرا جسمانی که موجب جاودانگی روح انسان و وصال او با خداست، استدلال می کند.
۴۸۹۹۶.

تأملی در تصحیح دکتر امیرحسن یزدگردی از دیوان ظهیر فاریابی با تکیه بر نسخه حکیم اوغلو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۰۱
ظهیر فاریابی (متوفی 598 ق.) یکی از شاعران بزرگ قصیده سرای ایران در سده ششم هجری است. دیوان او چندین بار در ایران و هند چاپ شده است؛ اما تصحیح یزدگردی از دیوان ظهیر که به همت شاگردش، اصغر دادبه در 1381 خورشیدی منتشر شد، می توانست بهترین و منقّح ترین تصحیح دیوان ظهیر به شمار آید؛ ولی به دلیل استفاده نکردن مصحّح از نسخه های قدیم تر مانند نسخه کتابخانه نورعثمانیه و نسخه مجموعه حکیم اوغلو و دست نویس سفینه تبریز اشکالاتی در آن راه یافته است. تاکنون محققان بسیاری به این عیب چاپ یزدگردی اشاره کرده اند؛ ازجمله سیّد علی میرافضلی و شریفی صحی که براساس دست نویس سفینه تبریز و نسخه کتابخانه نورعثمانیه به این اشکالات پرداخته اند. در این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی و با مقابله تصحیح مرحوم یزدگردی با نسخه حکیم اوغلو به برخی از این کاستی ها پرداخته ایم. نسخه حکیم اوغلو ازجمله نسخه های به غارت رفته آستانه شیخ صفی در اردبیل است که تاریخ کتابت ندارد و به گواهی نوع خط و محتویات آن احتمالاً در قرن هفتم هجری قمری از روی نسخه های اصیل نوشته شده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که با گردآوری نسخه های بهتر و مجموعه های دیگری مثل جُنگ ها و تذکره ها می توان به چاپی منقّح تر از دیوان ظهیر فاریابی دست یافت. همچنین این پژوهش می تواند مرجعی برای پژوهندگان دیوان ظهیر باشد و مانع از کاستی های احتمالی بعدی شود.
۴۸۹۹۷.

ادبیات فراتر از جهانِ صفر و یک؛ بررسی ادبیات از دیدگاه منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۴۷
دانستن این موضوع که ادبیات دارای سرشتی فازی است و نه ارسطویی، کمک می کند تا مخاطبان و تحلیلگران در مواجهه با متون، نگاه بازتری داشته باشند. ادبیات مانند هر دانش و هنر دیگری، قابلیت ارزیابی دارد و با توجه به منطق حاکم بر آن می توان درباره ادبی بودن یا نبودن یک متن داوری کرد. ازاین رو، در این پژوهش ابتدا مفاهیمی چون: ادبیات، ادبیات عرفانی، منطق ارسطویی و منطق فازی تبیین شده اند و سپس رابطه ادبیات با منطق ارسطویی و فازی بررسی شده است. در این سنجش، با روش تحلیلی، چهار عنصر اصلیِ ادبی بودن یک متن (عاطفه، تخیل، چندمعنایی و فرم) در نموداری فازی همراه با شواهد مثالی از ادبیات فارسی تحلیل شده اند. در هر چهار مورد، نتیجه حاصل شده نشان می دهد که یک متن می تواند با دربرداشتن درجه ای از هر یک از این چهار عنصر، در دایره ادبیات قرار بگیرد و متناسب با درجه برخورداری از این عناصر، نسبت ادبی آن مشخص می گردد؛ در نتیجه لزومی ندارد که به شکل منطق دوارزشی و مطلقِ صفر ویک در منطق ارسطویی، همه عناصر را در بالاترین درجه ممکن دارا باشد. به این ترتیب ثابت می شود که منطق حاکم بر ادبیات، منطق فازی است.
۴۸۹۹۸.

بررسی فراشعر به عنوان ژانر مادر در مکتب اصالت کلمه (عریانیسم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۲۸۲
با آغاز دهه ی ۸۰ در ایران آرش آذرپیک در کتاب «جنس سوم» برای نخستین بار تمام محدودیت های شعرانگارانه و داستان انگارانه را با معرفی ژانر «فراشعر» درهم شکست. وجود سیستم انضمامی ، تغییر مسیر طریقت ادبی به حقیقت ادبی با اتخاذ ارتباط بی واسطه ، فراروی و رسیدن به جنس سوم و کلمه – کاراکتر مولفه هایی هستند که کشف جدیدی را در حوزه ادبیات ایران و جهان به مطرح میکند. فرا شعر با ایجاد فضای نوین و هم افزایی ساحتهای نگرش و نگارشی قادر است که تمام قالب ها و سیستمهای شعری چون آزاد، سپید، کلاسیک و... را در کنارهم به نگرگاهی صلح آمیز دعوت کند همچنین فراشعر بدون نفی یا تحقیر ظرفیت های ادبی دیگر همچون نمایش نامه ، فیلم نامه و دیالوگ و مونولوگ … را با آغوشی باز بدون قید و شرط درخود می پذیرد و جلوه ای از وجود بی پایان کلمه را برای خواننده عیان می سازد. «فراشعر» به عنوان یک ژانر مادر آنچنان منعطف و قدرتمند است که شاعر میتواند بدون غل و زنجیر یک اثر بدیع و بکر خلق نماید. «فراشعر» با رها کردن خود از ابزارگونگی کلمه بر خلاف دیگر سبک ها و مکاتب از تمام سیستمهای شعر محورانه و داستان محورانه عبور می کند و در جهان شعر به سوی کلمه محوری یعنی مقام جامع وجودی کلمه (لوگوس) حرکت میکند و در یک قلم و هنر متعالی در دنیای ادبیات و هنر تجلی می یابد.
۴۸۹۹۹.

تصحیح و گزارش ابیاتی از دیوان کبیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۳۰
دیوان کبیر یا کلیّات شمس تبریزی یکی از آثار برجسته ی مولاناست که متأسّفانه کمتر از مثنوی بدان توجّه شده است. حجمِ بسیارِ ابیات، یک دست نبودن نُسَخِ خطی و شیوه ی سرایش این اثر، تصحیح آن را با دشواری هایی همراه کرده است. در این پژوهش، نویسندگان با اتّکا به نسخ معتبر، به اصلاحِ ایرادهایی پرداخته اند که در دیوان مصحَّح فروزانفر موردغفلت واقع شده است. این ابیات علاوه بر دیوان مصحّح فروزانفر در دیگر تصحیح ها، گزیده ها و حتّی ترجمه های دیوان کبیر نیز بررسی و مشخص شد که این ایرادها در بسیاری موارد در پژوهش های بعد از فروزانفر و به تبعیّت از تصحیح ایشان وارد شده است. نیکلسون پیش از همه به تصحیح و ترجمه ی دیوان شمس پرداخته؛ ولی تعداد محدودی غزل (48 غزل) را در گزیده ی خویش تصحیح و ترجمه کرده است. آربری نیز 400 غزل را براساس نسخه ی پرحجم چستربیتی ترجمه کرده و بنابر قول خودش در مقدّمه، به تصحیح فروزانفر هم دسترسی داشته است. توفیق سبحانی در سال 1386 بر اساس تک نسخه ی قونیه ی 770، کلیّات شمس را تصحیح کرده؛ امّا در پاره ای موارد از نسخه ی اساس خود تبعیّت نکرده و بر شیوه ی تصحیح فروزانفر رفته است. در این مقاله با تکیه بر نسخ معتبر پاره ای از ابیات تصحیح شده با این هدف که ضبط بسامان تری از آن ها ارائه شود. در این راه علاوه بر نسخ خطّی معتبر، بررسی زبان مولوی در دیگر آثارش و شیوه ی کارکرد تعبیرها و ترکیب ها نیز راه گشای نگارندگان بوده است.  
۴۹۰۰۰.

Julian Barnes’s Flaubert’s Parrot and the Writerly Text(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۲۸۶
This paper examines Julian Barnes’s Flaubert’s Parrot by the five semiotic codes of the French literary critic Roland Barthes introduced in his renowned work S/Z, to show that the novel is a ‘writerly’ rather than a ‘readerly’ text. The paper defines what Barthes means by the text of the writerly and then attempts to see if the selected novel yields to this sort of interpretation. Since the novel has been categorized as both modernist and postmodernist by prominent literary critics, it can be a proper case to be examined as a writerly text. The paper shows that the codes of semantic, symbolic and cultural which produce the writerly text are at work in this novel whereas the codes of the hermeneutic and proairetic which are concerned with the conventional realist novels are marginalized or even absent. The article examines the writerly text makers of the author role, the theme of biography, the notion of literary criticism and the narration of the novel, referring to the codes creating the writerly text. The paper finally concludes that the semiotic sophistication and innovations in the narrative act of the novel stem from the categories discussed in the essay, ending in the construction of a highly sophisticated writerly text.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان