فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۵۶۱ تا ۴۴٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
درآمدی بر غریب نمایی در شعر پسا مدرنیستی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سامدرنیسم یکی از مکتب های ادبی متأخر و به نوعی آخرین تحول سبکی است که در ادبیات امروز اتفاق افتاده است. این مکتب مقارن برخی تحولات سیاسی و اجتماعی در دهه هفتاد خورشیدی و بیشتر از طریق ترجمه متون نظری به فضای ادبی ایران راه جست و مورد توجه عده ای از شاعران و اهل نظر قرار گرفت، اما این جریان به قدر تازگی خود در میان برخی منتقدان و مخاطبان غریب و نامأنوس نشان می دهد به خصوص این که نمی توان با معیارهای معهود ادبی به آثاری ازاین دست راه یافت. در این مقاله تلاش شده است که دری برای ورود به این بحث گشوده شود و برای درک آنچه در شعر امروز به نام پسامدرنیسم اتفاق افتاده، به دلایل این پیچیدگی ها و غریب نمایی در چهار شاخص زبانی، معنایی، زیباشناختی و فرم پرداخته شود و سپس برای روشن تر شدن بحث و تفهیم بیشتر نمونه هایی از شاعران وابسته به این جریان (بنابرآنچه در مجلات و کتاب های تبار شناسی آمده) درج شود. این پژوهش نشان داده است که برای فهم نمونه های اصیل جریان پسامدرن بعضاً نیاز به تعریف جدیدی در حیطه عناصر شعری خواهد بود چراکه برخی از عناوین مطرح شده سابقه ای در شعر فارسی ندارند.
روایت شناسی داستان فرود سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد روایت شناسیدرقالبتحلیل ساختاری متون به ما امکان می دهد تا از طریق بررسی فرم یک اثر ادبی به نظام معنایی فراسوی آن دست یابیم. همچنین از گذر بررسی ساختار و عناصر شکل دهنده روایت ها، در آثاری که حاوی قصه ها و روایت های گوناگونی از یک ژانر ادبی مانند حماسه هستند دریابیم که اصولی واحد، مشابه و تکرار شونده وجود دارد که در میان داستانها و روایت های موجود در یک اثر ادبی مشابهت ایجاد می کند. بر این اساس «داستان فرود» از شاهنامه فردوسی را برگزیدیم تا با رویکردی روایت شناسانه مورد بررسی و بازکاوی قرار دهیم و نقش فردوسی را در مقام راوی- نویسنده تلویحی در این روایت روشن کنیم. بررسی داستان نشان می دهد که عنصر دگردیسی و استحاله شخصیّت در روند روایت و شکل گیری پی رفت ها تأثیر نهاده است و طوس که در پی رفت نخستین داستان، نقش قهرمان را بر عهده دارد، در پی رفت دوم با گونه ای دگردیسیِ کرداری به قهرمان دروغین یا ضدّ قهرمان بدل می شود و کارکرد و نقش ویژه دیگری می یابد. همچنین در پایان این بررسی می توان بهرام را بر بنیاد کارکردهای مثبت وی به عنوان قهرمان برتر در داستان معرفی کرد. وجود هفت کارکرد متفاوت از الگوی روایی پراپ در داستان مورد نظر از تفاوت نوع روایتگری فردوسی در شاهنامه در مقایسه با روایت گری در داستانهای عامیانه حکایت می کند و می تواند به عنوان یکی از ضعف های این الگوی روایی در تحلیل متون روایی مبنی بر وجود الگویی ثابت برای همه روایت ها باشد. واژگان کلیدی: روایت شناسی، کارکرد شخصیّت، قهرمان، ضدّ قهرمان، دگردیسی قهرمان، توالی رویدادها. * تاریخ دریافت مقاله: 20/01/1390 تاریخ پذیرش نهایی: 07/08/1390 1- نشانی پست الکترونیکی نویسنده مسئول: Mn_behnam@yahoo.com
نیست انگاری در آثار نیچه و خیام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی ازمفاهیم و رویکردهای عمده در تمامی تاریخ اندیشه ، نیست انگاری بوده است. اما به طور تاریخی و خاص ، نیچه را فیلسوفی می دانند که بوجوه ایجابی و سلبی این رویکرد را مورد ملاحظه قرار داده است. در سنت ما نیز، رویکرد نیست انگاری بی سابقه نبوده، به گونه ای که می توان مدعی شد مفاهیم آن در رباعیات خیام بطورقابل تامل و منسجمی صورت بندی شده است. هم در رباعیات خیام و هم در آثار نیچه حوزه های نیست انگاری در ساحات هستی شناختی ، جهان شناختی، معرفت شناختی ، اخلاقی و اگزیستانسیالیستی ظهور پیدا کرده اند. این مقاله بر آنست تا قرابت اندیشه های این دو فیلسوف را در حوزه های یاد شده مورد بررسی قرار دهدو ناکید کند که خیام از این حیث حتی بر نیچه فضل تقدم داشته است.
آتش و آریایی ها؛ انعکاس آن در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵۵
345 - 369
حوزههای تخصصی:
آتش یکی از عناصر اربعه است که نقش آن در ساخت کیهان و پیدایش گیتی نزد قدما، بسیار مهم است. به همین دلیل فردوسی از این عنصر مقدس و باستانی، در «شاهنامه» بسیار مدد جسته است. هنگامی که سخن از آتش به میان می آید، باید به باورها و ایدئولوژی های باستانی و اساطیری نیز، حتماً توجه داشته باشیم. اگرچه آتش برای ساکنین جنوبی زمین و سرزمین های گرم و داغ مانند عربستان خیلی پدیده زیبا و ارزشمندی نمی باشد و شاید برای برخی از این اقوام به عنوان عذاب و ترسانیدن استفاده شده است اما برای قبایل و مردمان شمالی که روزگاری در یخبندان های طولانی زندگی می کرده اند، نعمتی ارزشمند محسوب می شود. تمامی این موارد باعث می شود که آتش رفته رفته در اندیشه اقوامی که در نیمکره شمالی زندگی می کردند، تقدّس و ارزش قدسی پیدا کند. پس از آن نیز در دوران تاریخی و حتی پس از اسلام نیز، در آثار شاعرانی همچون فردوسی ، به عنوان عنصری مقدس و مورد استفاده در جشن ها و شادی ها، انعکاس پیدا کند.
ترسیم نشانه جغرافیایی گفتمان رند در اشعار حافظ
منبع:
سالنامه حافظ پژوهی ۱۳۹۸ دفتر ۲۲
73-92
حوزههای تخصصی:
باور عامه «باد زار» در مجموعه داستان ترس و لرزِ غلام حسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باورها بن مایه اساسی داستان های سبک رئالیسم جادویی را تشکیل می دهند؛ بنابراین درک درست این گونه از داستان ها نیازمندِ تبیین و تحلیل باور/ باورهایی است که داستان از آن سرچشمه گرفته است. یکی از مجموعه داستان هایی که به سبک رئالیسم جادویی در ایران نوشته شده، مجموعه ترس و لرز اثر غلام حسین ساعدی است که فهم این مجموعه داستان با دشواری هایی همراه است. یکی از دلایل این دشواری بهره گیری غیرمستقیم ساعدی از باور عامه زار است. نگارندگان در این جستار کوشیده اند برای درک دقیق این مجموعه داستان، باور عامه زار را در مجموعه داستان ترس و لرز ، بررسی کنند. برای انجام این کار، نخست به شیوه کتاب خانه ای درباره باور زار در نقاط مختلف جهان تحقیق شده و سپس یافته ها به شیوه میدانی با نمونه موردی آن در استان هرمزگان مطابقت داده شده و با افراد مطلع در این منطقه مصاحبه شده است، سپس به شیوه توصیفی تحلیلی، عناصر باور عامه زار در مجموعه داستان ترس و لرز ، بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که چند عنصر مربوط به باور عامه باد زار در این مجموعه داستان، نقش محوری دارند: 1. انواع باد زار: که ویژگی پنج نوع از آن ها در داستان بارز است، 2. بایدها و نبایدهایی که مبتلایان به باد زار باید رعایت کنند، 3. مامازار و بابازار: درمان گرانی محلی که به وسیله موسیقی، کمک گرفتن از نیروهای ماورائی و داروهای محلی به درمان بیماران می پردازند، 4. مراسم حجاب که در آن بیماران درمان می شوند، 5. موسیقی که یکی از عناصر درمان است، 6. باور به موجودات اسطوره ای (بچه بنینگی).
بررسی و تحلیل باورهای عامیانه و اساطیری ایرانی در نفثه المصدور
حوزههای تخصصی:
ایرانیان، از گذشته های کهن، باورهایی را به عنوان اعتقادات خود در جامعه و خانواده در ذهن داشته اند.این باورها، قطعاً سرچشمه هایی نیز داشته و علّتی برای تشکیل مطالبی در باب آن ها و شاخ و برگ دادن یا ندادن بدین مطالب، وجود داشته است. مثلاً می توان به موجودی موهوم همچون «سیمرغ» یا «اژدها» اشاره کرد که از روزگار پیش از هخامنشیان در ایران و حتّی سایر ملل رواج داشته و هم اکنون نیز متداول است. همانگونه که همگان نیز به خوبی بدین مسأله واقفند، غیر ممکن است که بتوان اثری از آثار ادبا را یافت که کاملاً خالی از این مطالب باشد اما یقیناً هرچه به گذشته های دورتر برویم، به دلیل کمبود وسایل پیشرفته- که امروزه بشر از آن برخوردار است- بیشتر و بیشتر، شاهد اشاعه ی باورهای عامیانه و گاه مطلقاً خرافی در باب برخی امور یا موجودات خواهیم بود. یکی از متونی که در آن می توان بدین باورها دست پیدا کرد، نفثه المصدور است. این اثر با تمام تصنّع و ثقالتی که در عبارات خود دارد، فاکتورها و عناصر و مواردی را درخود گنجانده است که یک یه یک، حاکی از وجود چنین باورهایی در باب موجودات موهوم و یا باورهایی اسطوره ای و عامیانه در باب موجوداتی حقیقی و واقعی است. لذا بر آن شدیم تا در این جستار به استخراج این فاکتورها از متن کتاب مذکور و بررسی و تحلیل و گاه تبیین ریشه ی آن ها بپردازیم.
تحلیل عواطف در داستان های محمود دولت آبادی (رمان جای خالی سلوچ و داستان های کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
197 - 216
حوزههای تخصصی:
آدمی با ابراز عواطف به جهان خود روح می بخشد. «ابراز عاطفه» یکی از شیوه های ارتقاء کیفیّت زندگی و برقراری ارتباط های مؤثر انسانی است. در ادبیات داستانی معاصر، آثار محمود دولت آبادی به لحاظ واقع گرایانه بودن، متونی مناسب برای بررسی عواطف انسان ها و تعامل های عاطفی آنان است. نویسنده در مقاله حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی به «بررسی کمی و کیفی عواطف شخصیّت ها» در داستان های دولت آبادی (رمان جای خالی سلوچ و نه داستان کوتاه) پرداخته است. مهم ترین هدف؛ یافتن پاسخ این پرسش هاست: «چه عواطفی» «چرا»، «چگونه» و با «چه پیامدهایی» در اشخاص داستان های منظور بروز می یابند؟ نتایج نشان می دهد: در داستان های برگزیده، عواطف منفی خاصه «خشم و ترس» غالباً به علل: مشکلات اقتصادی، قهر طبیعت، فقر فرهنگی، جامعه ارباب-رعیتی، و... به شیوه های مختلف مانند: آشوب و نزاع های جمعی، خشونت های کلامی و غیرکلامی (آزارهای جسمی و روحی) بروز یافته، بر عواطف مثبت چیره می گردند. عواطف مثبت همچون: «شادی و عشق» نسبتا اندک و اغلب در رفتارهای غیر کلامی اشخاص داستان و گاه در برخی سنت های محلّی و ملّی- غالباً به صورت «غیرمستقیم»- نمایان می شوند. آثارعواطف که گاه خود، عامل پیدایی یا دگرگونی عواطف دیگرند، در حیطه های زیستی-فرهنگی-اجتماعی اشخاص داستان به اشکال مختلف ظهور می یابند
گستره کاربرد زبان در نمایش نامه های کودکان
حوزههای تخصصی:
انعکاس متنهای حماسی و اساطیری ایرانی در کتاب های باستانی ارمنی
حوزههای تخصصی:
رنگ، نقطه، نور و تمرکز در تصویرگری دینی (گزارش بیست و ششمین نشست نقد آثار تصویری)
حوزههای تخصصی:
بی گاه شدن شعر و داغ هملت: مخالف خوانی هارولد بلوم و تی. اس. الیوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستار می کوشد با بررسی و مقایسه نظریه اضطراب تأثیر هارولد بلوم و مفهوم سنّت در نگاه تی. اس. الیوت، و با تمرکز بر خوانش این دو از نمایشنامه هملت، تصویری تطبیقی از رویکرد این دو منتقد به چگونگی آفرینش ادبی به دست دهد. صحنه آفرینش ادبی در نگاه بلوم ستیزه جویی حماسی است میان شعرا، پر از خشم و هیاهو، و در عین حال بزنگاه بدخوانی خلاقانه. بیگاه شدن شعر در واقع وضعیت شاعر مدرن است که گریزی از سنّت ادبی متقدمین ندارد. به رغم نوآوری های نظری بلوم، ایده اصلی او همانندی های زیادی با توصیف الیوت از سنّت و قریحه فردی دارد. در نگاه هر دو، آفرینش ادبی محصول دیالکتیک حضور و غیاب است، با این تفاوت که بلوم وجه ستیزه جویانه و اضطراب آور روابط بین شعرا را برجسته می کند. بیش از هر متن دیگر، خوانش بلوم و الیوت از هملت نمایانگر مخالف خوانی شان است. شاید بتوان گفت که بلوم هم اضطراب تأثیر از الیوت داشته است.
بررسی میزان مطابقت خاطرات کتاب «آن بیست و سه نفر» با عناصر داستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
83 - 114
حوزههای تخصصی:
خاطره نویسی، یکی از انواع ادبی و شکلی از نوشتار است که در آن نویسنده، خاطرات خود را یعنی صحنه ها یا وقایعی که در زندگی اش روی داده، در آنها نقش داشته یا بیننده آنها بوده، بازگو می کند. با وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران بسیاری از رزمندگان به ثبت خاطرات خود از دوران دفاع مقدس پرداختند. کتاب آن بیست وسه نفر خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده یکی از آزادگان جنگ تحمیلی است. نویسنده در این کتاب خاطرات خود در زمانی که به همراه همرزمانش به اسارت درآمده اند را نوشته است. این نوشتارضمن بیان وجوه مشترک داستان و خاطره، به بررسی میزان مطابقت خاطرات این کتاب با عناصر داستان می پردازد. نگارنده پس از تطبیق خاطرات این کتاب با عناصر داستان به این نتایج رسیده است: درونمایه این کتاب بیان مشکلات و شکنجه هایی است که برای اسرای جنگی اتفاق می افتد. زاویه دید اول شخص مفرد است که از زبان نویسنده بیان می شود. پیرنگ کتاب حکایت چگونگی اسیر شدن و تشکیل گروه بیست و سه نفره و اتفاقاتی که برای آنها می افتد است. شخصیّت ها کاملاً واقعی هستند و ساخته و پرداخته ذهن نویسنده نیستند. لحن کتاب با توجه به این که خاطراتش را بیان می کند و موضوع کتاب واقعی است، جدی می باشد.
شخصیتی با چهار رونوشت: رمزگشایی از ساختار روایی دایره وار در رمان 1 2 3 4 اثر پل آستر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۲
29-64
حوزههای تخصصی:
آخرین رمان پل آستر که در سال 2017م منتشر شده است، با خلق شخصیتی با چهار رونوشت، بار دیگر قدرت او را در آفرینش رمانی تأثیرگذار و درعین حال عجیب و پیچیده به نمایش می گذارد. عنوان غیرمعمول این کتاب، ۱ ۲ ۳ ۴ (چهار، سه، دو، یک) توجه متنقدان زیادی را برانگیخته است؛ اما نقدهای این رمان به روشن کردن پیچیدگی های طراحی شده در این روایت پسامدرن کمک چندانی نکرده اند. جستار پیشِ رو برآن است تا ساختار روایی برجسته این اثر را واکاوی کند و با تکیه بر نظریه چندجهانی و جهان های ممکن ماری لور رایان، فضای روایی این رمان را مورد بررسی قرار دهد. نتایج این جستار نشان می دهد آستر در این رمان نوعی مهندسی روایت در چهار بُعد را طراحی کرده است که در آن، دنیای ذهنی شخصیتی به نام فرگوسن در چهار رونوشت ظاهر می شود. در مهندسی روایت چهارگانه آستر، چندجهانی روایت در چهار شاخه و چهار مسیر پیش می رود تا ماجراهای زندگی چهار فرگوسن را نقل کند. در پایان روایت و با استفاده از پیچشی نهایی، آستر چهارمین فرگوسن را در مقام نویسنده رمانی با نام 1 2 3 4 قرار می دهد که ساختار دایره وار روایت را آشکار می کند. با درک چنین ساختاری، خواننده نقطه صفر روایت ( 1.0 ) را کشف می کند و درمی یابد که آستر از چه رو روایت را در این نقطه با ماجرایی شوخی مانند و بی ارتباط به داستان اصلی آغاز می کند و به پایان می رساند. وی با تکیه بر دگرگونی ساختار روایت موفق شده است جهت های متناقض ذهن و هویت نویسنده را به صورت تجسمی ملموس به نمایش بگذارد. چندجهانی روایت و شخصیت در این نقطه صفر نمود می یابد و بدین سان، 1 2 3 4 یک فیلم هولوگرافیک چهاروجهی جان می گیرد تا شخصیت چهارگانه فرگوسن را برای خواننده تصویر کند.
ردیابی مقوله های آیین نگارش و درست نویسی در دانش های بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ادبی پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۱۰
73-91
حوزههای تخصصی:
در هر زبانی مجموعه ای از اصول و قواعد برای درست نویسی وجود دارد که در سطوح مختلف برای واژه گزینی، واژه سازی و جمله بندی ها تنظیم شده است. این قواعد باتوجه به ماهیت زبان های مختلف شناور است و کاملاً متناسب با ویژگی های هر زبانی تدوین می شود. در مواجهه با این قواعد سؤالی که به ذهن متبادر می شود، تأمل در پیشینه و سابقه این قواعد در دانش های ادبی گذشته است. با تأمل در این دانش ها مشخص می شود اصولی که برای فصیح و بلیغ بودن کلام در بلاغت سنتی مطرح می شود، ازنظر ماهیت بیشترین سنخیت و تناسب را با اصول و قواعد نگارشی دارد. در پژوهش حاضر با پرداختن به این مسئله، مشخص شد این مباحث ذیل تعریف فصاحت و بلاغت و به صورت خاص در مبحث عیوب فصاحت و بعضی از مباحث علم معانی قابل بحث است و حتی با عنایت به اصول بلاغی می توان الگو و مبنای دقیق تری برای قواعد نگارش طراحی کرد.
تحلیل روایت شناختی قصه صدر جهان در مثنوی
حوزههای تخصصی:
قصّه و حکایت، موضوع اصلی تحلیل نظریه روایت شناسی است. در حوزه روایت شناسی با تلفیق نظریات مختلف، ابعاد گوناگون قصّه را مورد بررسی قرار می دهیم. در پژوهش حاضر، تلاش شده است، با توجه به نظریات و شیوه های روایت شناسان معروفی چون تودروف، پراپ، گریماس، برمون، ژنت ،بارت و ... سبک روایی داستان را از منظر عاشق و جایگاه آن مورد بررسی قرار دهیم. در متون عرفانی اولین و مهمترین عنصر معرفت عشق است. به همین دلیل در این داستان عاشقانه در تلاشیم تا این داستان را از منظر عشق و جایگاه آن مورد پژوهش قرار دهیم. به طور کلی قصه را به صورت جداگانه در آغاز تحلیل روایی کرده و سپس به بررسی جایگاه عشق در این داستان می پردازیم. در قصّه عاشقانه صدر جهان، که از عمیق ترین و روایی ترین داستان های مثنوی است مقوله عشق جایگاه اساسی و تعیین کننده دارد.از اینرو کوشیده ایم، در این مقاله نقش وجودی مولانا و قدرت روایتگری وی مورد تحلیل و بررسی روایت شناختی قرار گیرد.بنابراین کوشش نویسنده بر آن بوده تا با استفاده از آرای روایت شناسان معروف و صاحب نظر و با توجه به شخصیت و شگردهای روایتگری مولانا به این داستان نغز، نگاهی دگرگون و جدید افکنده شود.
«شکواییه در شعر خاقانی»
حوزههای تخصصی:
شکواییه گونه ای از ادبیات غنایی است که در آن شاعر می کوشد تا عامل رنج وآزردگی خاطر خود را برای مخاطب روشن کند. به طور کلی شکواییه را براساس موضوع می توان به پنج دسته تقسیم کرد:1) شخصی 2) اجتماعی 3) فلسفی 4) سیاسی 5) عرفانی.
خاقانی از جمله شا عرانی است که غم و اندوه از جانمایه های شعر اوست.تقریباً می توان گفت شکوه و شکایت در شعر او نمود خاصی یافته است. او در دیوان اشعارش که شامل هفده هزار بیت است تقریباًًًًًًًًًًً هزاربیت به شکوه و شکایت پرداخته یعنی حدود 6 % دیوان خود را به این موضوع اختصاص داده است.شکواییه عرفانی در شعر خاقانی اصلاً وجود ندارد و شکواییه سیاسی کم ترین بسامد را داراست اما دیگر موضوعات، خود به شاخه های متنوع دیگری تقسیم می شوند.در این نوشتار به بررسی مقوله شکواییه وبازتاب آن در شعر خاقانی پرداخته می شود.
بررسی نشانه- معناشناختی شعر سوره تماشا (سهراب سپهری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نشانه معناشناختی گفتمان به ویژه گفتمان ادبی، ادبیات را به سوی پویایی و کاربردی شدن سوق می دهد. این روش فرایندی حسی- ادراکی، سیال، زیبایی شناختی و ناپایدار است که با عبور از روش برنامه مدار و با حضور عاملی انسانی به طور ناگهانی شکل گرفته در مسیر تولید معنا قرار می گیرد و فرایندی هنری، حسی و زیبا می آفریند که هیچ گونه نتیجه ای قطعی و از پیش تعیین شده ندارد. حضور ناگهانی و احساسی شوش گر، درروند آفرینش معنا باعث ایجاد فضای تنشی و زیبا در کلام می گردد. در نشانه- معناشناسی، حس، ادراک، تنش، عاطفه و تعامل به تولید و تحول معنا می-انجامد. این روش برخلاف روش برنامه مدار و روش روایی، مکانیکی عمل نمی کند بلکه حالتی غیرمنتظره و ناگهانی دارد بنابراین به نتیجه ای قطعی و ثابت ختم نمی شود؛ به عبارت دیگر طبق برنامه خاص و مشخصی عمل نمی کند تا نتیجه ای مشخص داشته باشد؛ بلکه فضایی تنشی و متزلزل بر معنا حاکم است. در این مقاله شعر «سوره تماشای» سهراب سپهری از دیدگاه نشانه- معناشناسی بررسی می شود تا پاسخ این سؤال داد ه شود. آیا سپهری با رویکردی احساسی و تنشی، جریان زیبا ساز، سیال و متکثر معنا را در این شعر رقم می زند؟