زبان فارسی جزو زبان های ترکیبی است. پیوستن واژه های زبان به همدیگر با افزودن انواع وندها به واژه، یکی از شیوه های متداول جهت ترکیب سازی است. واژه سازی، نشانه زایایی زبان و از مهم ترین شیوه های تداوم و پایداری آن به شمار می رود. زلالی خوانساری (1025 ه.ق)، از جمله شاعران برجسته سبک هندی است. وی به عنوان شاعری آگاه به اسرار کیمیاگری زبان، برای بیان مفاهیم هنری و ذهنی خویش از واژگان زبان سود جسته است تا ترکیباتی تازه را بیافریند. چنانکه ساخت ترکیب، به عنصر غالب در شعر او در آمده است. از همین رهگذر، بسامد بالای ترکیبات بدیع، نوا و آهنگ خاصّ ترکیبات، زبان استوار و نیز تخیّل قوی و گنجاندن همه این موارد در سیاق ترکیبات، در باروری و غنای شعر وی تأثیر فراوانی داشته است. در این پژوهش انواع ترکیب سازی های خلّاقانه اشعار زلالی خوانساری در ذیل سه بخش: مضامین فکری، ساختمان دستور زبان و بلاغت بررسی شده است. دستاوردهای پژوهش ناظر بر این است که زلالی با استفاده از خصوصیّت زایایی زبان و ویژگی ترکیب پذیری آن، کلمات و ترکیبات بی نظیری ساخته است. از میان انواع نو ترکیبات شاعر، ترکیبات اسمی، هم از لحاظ بلاغت و فصاحت و هم از لحاظ بدعت و تازگی از اهمیّت فراوانی برخوردار است.
In contemporary multicultural Britain, the concept of social cohesion has been a pressing priority for not only politicians and sociologists but also for the various British ethnic minorities. Race riots like those of 2001 in Northern Britain and the events of 7/7 in London (2005) put into question the allegiances of different British ethnic populations. They equally shed light on the real or perceived lack of social and cultural communication between the established British host population and the British ethnic and immigrant communities. Hence, social cohesion came to the fore as the new jargon of governance in contemporary Britain. This article analyzes on the concept of social cohesion and its applicability within an officially declared multicultural community like that of Great Britain. The concept will be reviewed, defined and approached from different liberal political perspectives while paying special attention to the British context. Bhikhu Parekh’s conception of the different theoretical approaches to the issue of social cohesion that are pertinent to liberal capitalist societies in general and the British context, in particular, is investigated. The aim of this study is to highlight the complexity of the normative accounts of the political scientists regarding the challenges that face multicultural Britain in coming to terms with its endeavor of creating “unity within diversity”. The 2002 White Paper and security speech of David Cameron (2011) political discourses are analyzed and evaluated to decipher how they understood national identity in relation to cultural diversity and social cohesion.
شعر فارسی در بخارا با شاعران بزرگی مانند رودکی و شهید بلخی رونق و کمال یافت و در طول قرون گذشته شاعران بسیاری در آن سرزمین ظهور کردند. عبدالرحمن مشفقی بخاری، شاعر و طنزپرداز قرن دهم (995‑945) ورارود، با همه شهرت و اعتباری که در بین فارسی زبانان آن سرزمین دارد، در میهن ما کمتر شناخته شده است. از این شاعر اشعاری در قالب های گوناگون و موضوعات مختلف برجای مانده که ازنظر سیر تطوّر شعر فارسی، به ویژه در ماوراءالنهر، اهمیت دارد. از کلیّات دیوان او نسخه های خطی چندی در کتابخانه های دنیا پراکنده است؛ هرکدام از آنها بخشی از آثار او را اعم از قصیده، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی در بر دارد که قسمت اعظم آن تاکنون به چاپ نرسیده و منتشر نشده است. کامل ترین نسخه برجای مانده ازنظر اشتمال بر بخش های مختلف دیوان، نسخه ای است که در «گنجینه دست خط های فرهنگستان علوم تاجیکستان» نگهداری می شود که با به دست آوردن این نسخه ارزشمند توانستیم به مجموعه کامل اشعار او دست یابیم. نویسندگان این مقاله بر آن اند تا با ارائه توضیحاتی چند درباب زندگی این شاعر و بررسی محتوای دیوان، شناخت تازه ای از شاعر و آثار او ارائه دهند؛ آثار او مشتمل بر یک دیوان قصاید، سه دیوان غزلیات، یک مثنوی داستانی به نام «گلزار ارم» و یک ساقی نامه، یک دیوان مطایبات و تعدادی قطعه و رباعی است.
تقابل های دوگانه و ساختارشکنانه در رمان های زن نوشته، با دست یابی به زبان و ویژگی های اصلی، با کاربرد فرهنگ و ایدئولوژی خاص زنانه در آثار ادبی سروکار دارد. این نوع نقد در آثار داستانی به دو شیوه انجام می شود: نخست، جلوه های زن که شخصیت و نقش زن را در داستان پررنگ می کند. دوم، نقد زنان که در آن به زنان نویسنده و آثار زن نوشته توجه می شود. رمان «این خیابان سرعت گیر ندارد» اثر مریم جهانی، یکی از رمان های زن محوری است که در سال های اخیر با دغدغه بررسی دنیای زنان جای خود را در میان رمان های معاصر فارسی باز کرده است. با توجه به اهمیت این رمان در جریان رمان های زن نوشته در ادبیات داستانی پس از انقلاب، این جستار به شیوه توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر عناصر ساختارشکنی تلاش کرده است به واکاوی عناصر زن نوشته های ادبیات معاصر در این رمان بپردازد و به این نتیجه دست یافته است که این رمان مدرنیستی به شیوه ساختارشکنانه در پی ایجاد تردید در تقابل دوگانه مرد و زن است. ازاین جهت، شخصیت های زن داستان موقعیت و هویت زنانه خویش را محصول روابط اجتماعی تحمیلی مردسالار می دانند که مردان و اقتدار زبان مردانه برایشان آفریده است. زبان نوشتاری متن به سبب انعکاس باورها، جهان بینی و عواطف زنانه، برجسته کردن تظلم زنانه در تقابل با مرد، توجه به حس بیزاری و هراس در زنان، حس استقلال زنانه، اعتراض به نگاه سرکوبگر مردانه و پاسخ به آن با شعار «من یک زنم، اما می توانم بهتر از یک مرد باشم» و غیره، تلاشی برای رسیدن به سبک زن نوشتاری به شمار می رود.
آنیموس و آنیما مطابق با نظر یونگ کهن الگوها یا آرکی تایپ هایی هستند که در ناخودآگاه تمام بشریّت وجود دارند و مشترک هستند و همین که به خودآگاه فرد می رسند، نمودهای مختلفی می یابند. یگانگی با این کهن الگوها سبب تکامل مرد و زن می شود. در این مقاله، تلاش کردیم تا به بررسی جلوه های آنیموس در اشعار سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد و طاهره صفّارزاده بپردازیم و جنبه ها و نمودهای مختلف آن را در آثار این شاعران نشان دهیم. تقدّس آنیموس در گفتار زنان، به وضوح تجلّی می یابد. آنیموس در نظر شاعران زن هم منجی شاعر و هم منجی بشریّت است. تکیه گاه و امنیّت دهنده است. زنان به دستیابی و اتّحاد با آنیموس یا نیمه پنهان وجود خود نیازمندند و در طول زندگی خود، همواره به دنبال دستیابی و یگانگی با این کهن الگو هستند. پروتوتایپ یا پیش نمونه معشوق مذکّر ایرانی، مشابه با شخصیّت های اساطیری هستند. عوامل خانوادگی، اجتماعی و سیاسی در شکل گیری و رشد آنیموس و نوع نگرش به آن در زنان، مؤثّر است. هرچند تظاهر و نمودهای آنیموس به شکل واحدی نمی باشد امّا سرانجام نتایج واحدی به دست می آید.
مفهوم مرگ و فناپذیری انسان، از پندارهایی است که حضور مهیبش مصرانه چهره برافروخته اش را در همه جا نمایان می کند. به عبارتی، تمام جوانب زندگی، بالاخص فرهنگ، متاثر از نگاه ما به این واقعیت جهان شمول است. برخی مرگ را محدود به آن لحظه نمی دانند که قلب از تپش و ریه از دم و بازدم بازمی ماند. در نزد این گونه افراد ،مرگ حقیقتی است که ممکن است بارها برای یک فرد رخ دهد و برای مدتی کوتاه یا بلند بر او چیره باشد. در طول تاریخ، چنین نگرشی به نیرویی الهام بخش تبدیل شده است. جان میلتون و لئو تولستوی اشخاص برجسته ای هستند که میوه زیباشناختی این دیدگاه متعالی را چیده اند. مطالعه ی پیش رو بر آن است تا با تحلیلی موشکافانه از بهشت گمشده میلتون و مرگ ایوان ایلیچ تولستوی، روشن سازد که میلتون و تولتستوی به نوعی از طبقه بندی درباره مرگ اذعان داشتند و هر یک راهی را برای کنارآمدن و چه بسا مقابله با این واقعیت فراپیش همنوعانشان قرار دادند.
این جستار، الگوهای ساختاری تیپ احمقان/ابلهان را در قصه های عامیانه طنزآمیز ایرانی سنخ شناسی و بررسی می کند. از میان قصه های عامیانه، تیپ احمقان، از جمله تیپ های مهم در میان قصه های شوخی است که آرنه، تامپسون، مارزولف، و آتر گرد آورده و از 1200 تا 1999 دسته بندی کرده اند. این تیپ قصه ها، ویژگی های ساختاری و سنخی خاص خود را دارند. برای نیل به این ویژگی ها، پیکره دادگانی از کتاب مارزولف (1377) انتخاب، و تیپ هر قصه بر اساس نقش معرف کنش و کنش موجد نقش در قالب سه کارکرد ویژه/خویشکاری سنخ شناسی و بررسی و تحلیل شد و الگوهای ساختاری آنها استخراج گشت. بر این اساس، تیپ ابلهان، واحد خودبنیادی تعریف شد که در آن کارکرد ویژه ابلهان از همنشینی نقش و کنش حاصل می آید بدین معنا که کنش های تیپ احمق معرف نقش ابلهانه او در قصه ها، و متقابلاً، منبعث از نقش ابلهانه اوست که از مجموعه کنش های ابلهانه حاصل می آید. همچنین، دو الگوی ساختاری احمق در مقام کارگزار (با خود و دیگری) و کارپذیر (با خود و دیگری) در قصه ها شناسایی شد. از جمله مهم ترین یافته ها یکی این است که قصه های ابلهان واحدهای خودبنیادی هستند که می توان آنها را بر اساس نقش معرف کنش و کنش معرف طنز دسته بندی و تحلیل کرد.
تیسیر یکی از مفاهیم فقهی است که از قرآن به فرهنگ فقه اسلامی راه یافته و مباحثی پیرامون آن طرح شده است. در گستره ادب فارسی، مولوی به عنوان شاعری شناخته می شود که ابتدا فقیه و عالم دینی بوده و پس از دیدار با شمس تبریزی، به جرگه صوفیان وارسته و عارفان واصل پیوسته است. به این اعتبار، از اصطلاحات فقهی متعددی در دوران نوزایی فکری و شخصیتی خود در مثنوی معنوی و غزلیات شمس سود برده است. در این مقاله، با رویکرد به روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای، مفهوم فقهی تیسیر از دید مولانا بررسی و کاویده شده است. به نظر می رسد در کلام شاعر، مواردی چون: اضطرار، رجحان تکالیف بر یکدیگر، عدم تکرار در جرم و مسائل معرفت شناختی به عنوان عوامل تیسیر یاد شده است که در تطبیق با آراء غالب فقها، شاهد هنجارگریزی هایی هستیم. دلیل محوری این موضوع، گرایش های عرفانی مولانا است که باورهای فقهی او را تحت تأثیر قرار داده و بدان شاکله ای جدید بخشیده است. همچنین، تبلیغ گفتمان تیسیر با روحیه رواداری و تساهل مولانا ارتباط مستقیم دارد.
بهارستان کتابی منثور نوشته نورالدین عبدالرحمن جامی نوشته شده به تقلید از گلستان سعدی است. در این اثر، جامی خواننده را به گفت وگو با متون اجتماعی و ادبی متعددی می کشاند و از این طریق دریچه های جدیدی را از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، بر ذهن مخاطب می گشاید. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن، تبیین چندصدایی در بهارستان جامی بر مبنای نظریه میخائیل باختین است. نتایج حاکی از آن است که کتاب بهارستان نمونه خوبی از کتاب هایی است که از بطن متون پیشین فرهنگ و ادبیات فارسی متولد و تبدیل به فضایی گفت وگومحور شده که در آن، ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن بهارستان از یک سو نتیجه حضور صداهای متفاوت باارزش و اعتباری یکسان است و از سوی دیگر حاصل هم آوایی متون مختلف با یکدیگر است که از طرق مختلف ایجاد می شود: هم آوایی از طریق گونه های ادبی مرتبط با متن، هم آوایی از طریق گفت وگوهای نقل شده از متون دیگر و هم آوایی از طریق تأثیرپذیری از متون مختلف.
فهد العسکر شاعر معاصر کویتی، از شاعران دردآشنای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است. اشعار شاعر بیانگر دردهای شخصی و اجتماعی اوست. پژوهش حاضر به بررسی موضوع درد و رنج در اشعار شاعر در حوزه های وجودشناسی، غایت شناسی، وظیفه شناسی و علل درد و رنج می پردازد. نگارنده در این مقاله بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهد که مهم ترین دردهای گریزپذیر و گریزناپذیر فهد العسکر چیست و علل آن کدام است؟ آنچه به عنوان فرضیه مطرح می شود این است که دردهای گریزناپذیر شاعر بیشتر از زمره دردهای شخصی و دردهای گریزپذیر او بیشتر از نوع دردهای اجتماعی است. مهم ترین هدف این مقاله، بررسی ماهیت و مفهوم دردهای شاعر به منظور آشنایی با مشکلات و اوضاع جامعه اوست. از منظر وظیفه شناسی، شاعر برای انسان دردمند وظایفی را بیان می کند؛ گاه صبر و شکیبایی و توکل بر خدا و گاه نیز بازگشت به دین، اتحاد و داشتن روحیه امیدواری را وظیفه انسان دردمند می داند. در زمینه علل درد و رنج نیز شاعر مهم ترین علل درد و رنج بشری را گناه و دوری از فرمان خدا، تعلق خاطر، محرومیت از حقوق طبیعی و حقوق بشر و نگاه به گذشته یا اینجایی و اکنونی نزیستن می داند. در این پژوهش نگارنده با استفاده از روش استقرایی و توصیفی- تحلیلی به بررسی وجودشناسی و غایت شناسی و وظیفه شناسی و علل درد و رنج در اشعار فهد العسکر می پردازد.
با وجود اختلافات میان ادبیات ملل مختلف جهان، روحی واحد بر آنها حاکم است چراکه در حوزه های گوناگون درهم تأثیر گذاشته و از هم متأثرند. از جمله موضوعاتی که از اروپا نشأت گرفته و به طور اخص بر ادبیات معاصر ایران سایه افکند، مکاتب ادبی است؛ تاجایی که شاعران و نویسندگان زیادی را تحت تأثیر خود قرار داد؛ در این میان شهریار، به عنوان بزرگترین شاعر کلاسیک معاصر، به خاطر آشنایی به زبان فرانسه و به تبع آن تتبع درآثار ادبی غرب به خصوص شاتو بریان و حشرونشر با اشخاصی مثل نیما، عشقی، میرزا جعفرخامنه ای و صادق هدایت، به شدت از مکاتب مختلف ادبی اروپا متأثر شده و آثار ارزشمندی را – که تحت عنوان مکتب شهریار مشهور است- خلق کرد؛ از جمله این آثار که تفاوت فاحش با سبک ذاتی و شخصی شهریار دارد و ذهن خواننده را به طرف کشف این تفاوت ها، سوق می دهد، منظومه هذیان دل است. نوشته حاضر بر آن است که با بهره گیری از شیوه استقرایی و بازخوانی دقیق این منظومه، به این پرسش ها