اقتباس حوزه ای جدید در مطالعات ادبی بینامتنی است که یکی از موضوعات آن بررسی چگونگی ترجمه متن و تبدیل آن به دیگر رسانه هاست. پژوهشگران این حوزه تبدیل متن ادبی به فیلم و دیگر رسانه ها را نوعی ترجمه می دانند که در آن نشانه های کلامی به نشانه های غیر کلامی تبدیل می شود. رمان آلیس در سرزمین عجایب یکی از آثاری است که، قتباس های سینمایی گوناگونی از آن صورت گرفته است. هدف ما در پژوهش حاضر، بررسی تغییرات فیلم آلیس در سرزمین عجایب ساخته برتون در مقایسه با رمان بوده است. بدین منظور، با توجه به دیدگاه کاهیر درباره انواع اقتباس سینمایی از متون ادبی به عنوان نوعی ترجمه و تعریف کوریگان از وفاداری فیلم به اثر ادبی ، عناصر داستان ازجمله شخصیت ها و چهار بخش از رمان که در طرح داستان نقش اساسی دارند، با فیلم مقایسه شد. حاصل آنکه اقتباس سینمایی برتون از این رمان نوعی ترجمه سنتی است که در آن، شخصیت ها، زمان، مکان، و طرح اصلی داستان حفظ شده، اما هویت آلیس دچار تغییر و تحول شده است.
هدفاین پژوهش واکاوی تأثیر مدرنیته بر جایگاه پدر/شوهر در خانواده با روشتحلیل محتوا بر مبنای نظریجامعه شناسی در ادبیات و با تکیه بر رمانهایشوهرآهوخانم، چشمهایش، سمفونی مردگان، مادرم بی بی جان، درازنای شب، سپیده دم ایرانی، جزیرة سرگردانی و ساربان سرگردان است که حوادث آنها، نشان دهندة تحولات خانواده بین سالهای 1357-1300 است. بسامد شخصیتهای پدر سنتی و مدرن، ویژگیهای آنها، نوع نگرش شخصیت پدر به تغییرات خانواده و علل تحول شخصیت پدر از سنتی به مدرن، برخی از مسائل بررسی شده در این پژوهش است. نتایج پژوهش نشان می دهد حوادث سیاسی، اصلاحات دولت در زمینة مسائل خانواده، مسائل شغلی، سفر به خارج از کشور و دانشگاه، مهمترین عوامل ایجاد دگرگونی در نقش پدر در خانوادة سنتی ایرانی بوده است. از نظر بسامد، بیشتر شخصیتهای پدر، سنتی و جزو طبقة متوسط قدیم جامعه (بازاریان) بودند. بسامد شخصیتهای پدر مدرن جامعه نیز قابل توجه بود که آنها نیز جزو طبقة متوسط جدید(کارمندان وابسته به دولت و تحصیل کردگان) بودند. در این میان شخصیتهای پدر دارای اندیشه های سنتی تعدیل شده نیز وجود داشت که جزو طبقه های مختلف جامعه بودند. همچنین نویسندگان نشان داده اند جایگاه پدر در دورة پهلوی در حال تغییر کردن بوده است. البته آنچه در این داستانها نشان داده شده، تغییرات سطحی جایگاه پدر در خانواده بوده است که تا حدود زیادی سطحی بودن مدرنیزاسیون دورة پهلوی را بیان می کند.
هر نویسنده به هنگام آفرینش یک اثر، مخاطبی فرضی دارد که به مقتضای حال و مقام او می نویسد. این مخاطب که در اصطلاح نقد ادبی «مخاطب درون متن» نامیده می شود، بعدها نظر بسیاری از منتقدان را به خود جلب کرد تا اینکه نظریه ای با همین عنوان شکل گرفت. پیرو اقبال نظریه پردازان به این رویکرد، ایدن چمبر با مقاله تأثیرگذار خود، «مخاطب درون متن»، این مقوله را به طور جدی در ادبیات کودک مطرح کرد. در حقیقت، نقد و تفسیر آثار کودکانه با رویکرد مخاطب درون متن، می تواند میزان کودکانه بودن یک اثر را آشکار کند. از آنجا که مجموعه ده جلدی قصه، بازی، شادی مرتضی خسرونژاد، از نمونه های برجسته ادبیات داستانی کودکانه است، به منظور تبیین جایگاه کودک، مخاطب درون آثار با روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت.با توجه به بررسی انجام شده می توان گفت لحن، زبان، ساختار و عناصر طرح شده در اثر و به طور کلی سبک قصه ها، حضور کودک خردسالی را در آنها نشان می دهد و پس از عنصر سبک، به ترتیب، زاویه دید، طرفداری و سرانجام شکاف های گویا در کشاندن کودک به درون متن سهیم هستند.