آتش از دیرباز به سبب نقشی که در زندگی انسان داشته است، مورد توجه بوده است. یکی از خویشکاری های نمادین آتش، تطهیر است. آتش با وجود این که سوزاننده است، پاکی و طهارت را نیز به ارمغان می آورد. بنا به باور اساطیری، آتش آوردگاه پاکی و پلیدی است. در این جستار ابتدا به بررسی مفهوم نمادین آتش در اساطیر مختلف پرداخته ایم که گذر از آن (آزمون آتش) عروج به مرحله ای بالاتر را در خود نمادینه کرده است. پس از آن با خوانش اسطوره «گذشتن سیاوش از آتش» در شاهنامه، و ناظر به داستان حضرت ابراهیم (ع) در فرهنگ سامی، با رویکردی تطبیقی آن را با داستان «در آتش افکندن کودک» در مثنوی و نیز حکایت «جواب دهری که عالّم را قدیم گوید» مقایسه کرده ایم و رویکرد مولانا را به خوانش آثار پیشین خود بررسی کرده ایم. این نوشتار در پی آن است که نشان دهد، مولانا از مفاهیم اسطوره ای و نمادین قبل از خود آگاهی داشته و با تخیل شاعرانه خود به بازآفرینی این مضامین در زمان خود پرداخته است.
طاهره صفّارزاده یکی از برجسته ترین شاعران معاصر است که در دهه پنجاه به اوج شکوفایی هنری رسید. وی با انتشار مجموعه شعرهای «طنین در دلتا»، «سدّ و بازوان» و «سفر پنجم» به سبک ویژه خود دست یافت. از صفّارزاده در حوزه شعر 238 عنوان شعر باقی مانده است که بررسی و تحلیل آن ها به منظور جریان شناسی دقیق شعر معاصر امری لازم می نماید. این مقاله با توجه به عنوان های شعری صفّارزاده در یازده مجموعه، به سبک شناسی عناوینِ شعری صفّارزاده در سه بُعد: «ساختاری»، «هنری» و «فکری» می پردازد. فرضیه ابتدایی پژوهش این است که بدون توجه به خواندنِ اشعار یک شاعر در مرحله اول می توان مجموعه دستگاه فکری شاعر را کشف و بررسی کرد. در این مقاله بر اساس عنوان شناسی اشعار صفّارزاده، مشخص شد که میان عنوان و اندیشه حاکم بر اشعار ایشان، انسجام و پیوستگی قابل توجهی وجود دارد.